۳۰/خرداد/۱۴۰۵
|
۱۹:۲۴
گزارش «وطن امروز» از درگیری شدید عربستان و امارات در یمن

نبرد رفقای قدیم

نبرد رفقای قدیم
امارات و رژیم صهیونی از تجزیه جنوب یمن و تسلط بر منابع نفت این کشور و همچنین سیطره بر تنگه باب‌المندب سود می‌برند

محمد علی‌پور: اتفاقات امروز در یمن دیگر جای هیچ تردیدی از عمق شکاف میان ۲ کشور مداخله‌گر در آن باقی نگذاشته است. برای نخستین بار در تاریخ، جنگنده‌های سعودی کشتی‌های امارات را در جنوب یمن بمباران کردند و وزارت خارجه سعودی نیز با صدور بیانیه‌ای صراحتا اعلام کرد اقدامات امارات امنیت ملی عربستان را تهدید می‌کند. چنین تحولی در صحنه یمن هرچند همواره مورد انتظار بود و بارها از وجود درگیری‌ها و اختلافات پشت پرده میان عربستان و امارات سخن گفته شده است اما شدت و دامنه آن اکنون به حدی رسیده که سعودی‌ها را مجبور به اتخاذ چنین اقدامات علنی‌ای کرده است؛ به‌علاوه تحولات دیگر منطقه و منابعی که از بازیگری آشکار رژیم اشغالگر در صحنه یمن خبر می‌دهند، نشان می‌دهد ما با یک طرح گسترده‌تر مواجه هستیم که طراحی آن نه در ریاض و ابوظبی، بلکه در اتاق فکر تل‌آویو انجام می‌شود. اما واقعا در جنوب و شرق یمن چه خبر است؟
حملات اخیر به جنوب یمن پس از صدور یک پیام هشدار برای دور شدن غیرنظامیان از اطراف بندر «مکلا» انجام شد و طی آن پارکینگ شمالی بندر توسط جنگنده‌های سعودی بمباران شد. هدف اصلی این حملات خودروهای نظامی وارداتی اخیر امارات بود که توسط ۲ کشتی باری از مبدأ بندر فجیره برای تجهیز مسلحان شورای انتقالی جنوب (STC) ارسال شده بود. سرتیپ ترکی المالکی، سخنگوی ائتلاف سعودی درباره این حمله تأکید کرد ارسال تجهیزات نظامی اماراتی به بندر مکلا، نقض آشکار تلاش‌ها برای کاهش تنش و پیگیری راه‌حل مسالمت‌آمیز و همچنین نقض قطعنامه ۲۲۱۶ شورای امنیت سازمان ملل متحد (۲۰۱۵) است.
عربستان سعودی کشور امارات را به اقدامات خطرناک در شرق یمن متهم و اعلام کرده این اقدامات امنیت ملی عربستان را تهدید می‌کند و هشدار داده به هرگونه نقض خط قرمز پاسخ خواهد داد. همچنین رئیس شورای به اصطلاح ریاست‌جمهوری یمن وابسته به عربستان گفت ریاض از امارات خواسته طی ۲۴ ساعت تمام نیروهای خود را از یمن خارج و حمایت نظامی و مالی از جناح‌های یمنی را متوقف کند، ضمن اینکه مجدداً بر حمایت خود از وحدت یمن و راه‌حل سیاسی تأکید می‌کند.
* در یمن چه خبر است؟
بحران یمن وارد مرحله حساسی شده است، زیرا مناطق حضرموت و المهره در شرق یمن به کانون یک درگیری سیاسی و نظامی تبدیل شده‌اند که نشان‌دهنده عمق اختلافات میان نیروهای مخالف جنبش انصارالله است. خواست شورای انتقالی جنوب وابسته به امارات برای حفظ نیروهای خود در شرق و تشدید مواضع سیاسی تا حد تهدید به جدایی می‌تواند منجر به انشقاق کامل یمن شود. همزمان، دولت قانونی یمن این اقدامات را تهدیدی برای حاکمیت خود می‌داند و ائتلاف عربی را هم رو به تشدید مواضع می‌بیند که این پیچیدگی‌ها را بیشتر می‌کند. 
چند هفته قبل بود که آتش درگیری‌ها بین نیروهای یمنی وابسته به عربستان معروف به دولت ریاض و شورای انتقالی یمن شعله‌ور شد. این درگیری بین نیروهای المجلس الانتقالي الجنوبي (نزدیک به امارات) و العسكريه الاولى (نیروهای دولت منصور هادی) رخ داد. شورای انتقالی در یک روز توانست شهر سيئون دومین شهر بزرگ استان حضرموت در شرق یمن را تصاحب کند. عيدروس زبيدی به عنوان نایب‌رئیس شورای ریاست جمهوری یمن (دولت نزدیک به امارات و عربستان طبق توافق ۲۰۲۱ ریاض) در بیانیه‌ای اعلام کرد هدف آنها از بین بردن داعش، نیروهای اسلام‌گرا و تشکیل جبهه متحد در جنوب و شرق یمن است. چهارشنبه هفته قبل شهر مکلا، مرکز استان حضرموت، شاهد امضای توافق آتش‌بس تحت نظارت کمیته میانجیگری حضرموت و نظارت هیاتی از «کمیته ویژه» عربستان سعودی پس از تحولات این استان، بویژه مناطق وادی در شرق یمن بود اما واقعیت‌های میدانی نشان از آغاز یک درگیری نظامی دیگر بر سر نفوذ و کنترل میادین نفتی بین شورای انتقالی جنوب که خواستار جدایی جنوب یمن است با اتحاد قبایلی حضرموت به رهبری شيخ عمر بن حبريش که نزدیک به عربستان و دولت مستعفی تبعیدی در ریاض است، دارد.
* در شرق یمن چه می‌گذرد؟
۳ نیرو عمده در حضرموت درگیر هستند:
- شورای انتقالی یمن که خواستار الحاق این منطقه است.
- قبایل حضرموت که خواهان خودمختاری و بیرون کردن نیروهای خارجی از این استان هستند.
- نیروهای ذیل وزارت دفاع دولت مستقر در ریاض که بخشی از آنها از شورای انتقالی جنوب و بخش دیگر از منصور هادی حمایت می‌کنند.
ائتلاف قبایل حضرموت با تکیه بر نفوذ گسترده قبایل و حمایت نیروهای «حفاظت از حضرموت» که به آن حضور تأثیرگذاری هم در ساحل و هم دره داده است، خواستار خودمختاری است اما شورای انتقالی جنوب که سال ۲۰۱۷ تشکیل شد و خواستار جدایی جنوب یمن از شمال است، می‌گوید به دنبال تأسیس «دولت مستقل یمن جنوبی» و بازگرداندن وضعیت به قبل از وحدت یمن در سال ۱۹۹۰ بین ایالت‌های سابق شمال و جنوب است. بنابراین آنها می‌خواهند این موضوع با اتصال حضرموت به جنوب یمن شکل بگیرد. نیروهای شورای انتقالی جنوب و امارات، اوایل دسامبر ۲۰۲۵ کمکی نظامی به نیروهای «الدعم الامنی» به رهبری سرتیپ صالح علی بن شیخ ابوبکر، معروف به «ابوعلی حضرمی» را سرازیر کردند که همین موضوع باعث بروز درگیری و جنگ بعد شد.
ریشه اختلافات اساسی در این استان ۲ چیز است؛ نخست وسعت حضرموت؛ دوم، نفت. تأسیسات میادین نفتی مسیله یکی از مناطق مهم این استان است که هر کسی بر آن تسلط یابد، می‌تواند بر این استان حکمرانی کند. یمنی‌های جنوب به دلیل سال‌ها درگیری، علاوه بر توقف صادرات نفت در اکتبر ۲۰۲۲، پس از حملات انصارالله به بنادر النشیمه و قانا در استان شبوه (جنوب) و بندر الضبا در استان حضرموت در شرق، بحران‌های پی‌درپی را تجربه می‌کنند و با مشکلات زیادی روبه‌رو هستند. بنابراین تسلط بر منابع نفتی از انگیزه‌های مهم این درگیری است. از سوی دیگر یمن مرکز کانونی اختلافات عربستان و امارات است. بعد از پایان جنگ بین عربستان و انصارالله، تنش‌ها در عدن بشدت بالا گرفت. ریاض برای اینکه کار از دستش در نرود، سال ۲۰۲۱ اقدام به تشکیل شورای ریاست جمهوری کرد و عملاً منصور هادی برکنار شد اما درگیری‌ها بین یمنی‌ها در جنوب بشدت ادامه دارد و امارات با سرمایه‌گذاری جدی بر شورای انتقالی جنوب یمن درصدد است پرونده این کشور را عملاً از دست بن‌سلمان خارج کند.
همچنین بعد از اتفاقات اخیر، دولت رسمی یمن تحت ریاست رشاد عليمی توافق دفاعی مشترک با امارات را لغو کرد و خواستار خروج کامل نیروهای اماراتی ظرف ۲۴ ساعت شد. او اعلام کرد دولت از هرگونه تمرد یا تلاش برای تضعیف حاکمیت چشم‌پوشی نخواهد کرد و شورای انتقالی جنوب را به حمله به نیروهای دولتی و شهروندان متهم کرد. سعودی‌ها از حرکات «خطرناک» امارات ابراز تأسف کردند و مدعی شدند امارات با فشار بر شورای انتقالی جنوب باعث تهدید امنیت سعودی و منطقه شده است. آنها تأکید کردند امنیت ملی سعودی خط قرمز است و حمایت از وحدت یمن را ادامه خواهند داد اما حل مساله جنوب را تنها از راه گفت‌وگو و راه‌حل سیاسی ممکن دانستند. 
اکنون یمن به چند بخش تقسیم شده است.
1- انصارالله
۳۵ درصد مساحت یمن را انصارالله کنترل می‌کند. البته از نظر جمعیتی نزدیک به 60 درصد در مناطق تحت سیطره دولت یمن هستند؛ شامل پایتخت (صنعا) و بخش‌های وسیعی از شمال‌ غرب و مرکز کشور. آنها کنترل و نفوذی استراتژیک و مهم از نظر تعداد جمعیت و موسسات دولتی دارند.
2- شورای انتقالی جنوب
 این شورا کنترل ۵۰ تا ۵۲ درصد مساحت یمن را در اختیار دارد؛ کنترل عمده بر حضرموت، المهره، شبوه، عدن، لحج، ضالع، ابین و بخش‌هایی دیگر. این مناطق تحت کنترل، بزرگ ولی کم‌جمعیت‌تر نسبت به شمال هستند و اهمیت استراتژیک در مرزها، منابع و بنادر دارند.
3- دولت عدن
 کنترل تنها ۱۰ تا ۱۲ درصد مساحت کشور را دارد، مناطق پراکنده‌ای مانند مأرب، تعز، بخش‌هایی از شبوه و وادی حضرموت تحت کنترل آنهاست که نشان‌دهنده ضعف قدرت مرکزی است. 
4- نیروهای ملی و دیگر گروه‌ها
 بخش کوچکی (۳ تا ۵ درصد) ساحل غرب یمن را تحت کنترل دارند که البته اهمیت استراتژیک دارد.
5- گروه‌های شبه‌نظامی محلی
در مناطق حاشیه‌ای مثل أبین، بیضا و بخش‌هایی از شبوه فعالند و کنترل‌های نامنظم دارند.
روزنامه صهیونی یدیعوت آحارانوت درباره موضوع یمن و دخالت رژیم در آن گزارشی را منتشر کرده و استدلال می‌کند ظهور سریع شورای انتقالی جنوب (STC)، با حمایت مستقیم امارات، نشان‌دهنده یک تغییر استراتژیک در توازن قدرت در یمن است و پیامدهای منطقه‌ای آن فراتر از عرصه یمن گسترش یافته و محاسبات امنیتی و دیپلماتیک اسرائیل را نیز دربر می‌گیرد. کنترل STC بر بیشتر جنوب یمن، از جمله عدن، فرودگاه آن، نهادهای دولتی و استان حضرموت غنی از منابع، واقعیت جدیدی را تثبیت کرده است: تقسیم عملی یمن بین شمال تحت کنترل حوثی‌های تحت حمایت ایران و جنوب تحت حاکمیت یک مرجع سیاسی و نظامی جداگانه وفادار به ابوظبی.
این تحلیل نشان می‌دهد فروپاشی دولت یمن که از سوی جامعه بین‌الملل به رسمیت شناخته شده و فرار رئیس دولت آن به ریاض، همراه با برافراشتن پرچم سابق یمن جنوبی در عدن، عملاً پایان پروژه یمن متحد را رقم‌ زده است. این واقعیت، ائتلافی را که از سال ۲۰۱۵ با انصارالله مقابله کرده، تضعیف و آن را پراکنده‌ و ناهماهنگ کرده است، در نتیجه به انصارالله اجازه داده است کنترل خود را تثبیت کند، روابط خود را با ایران و حزب‌الله گسترش دهد و قابلیت‌های موشکی و پهپادی خود را توسعه دهد.
شورای انتقالی جنوب به عنوان یک نیروی نظامی و سیاسی سازمان‌یافته مورد حمایت امارات است و در حال حاضر جدی‌ترین چالش نظامی را برای انصارالله ایجاد کرده است؛ موضوعی که عربستان را غافلگیر و اختلاف استراتژیک آن با امارات را آشکار می‌کند. برای اسرائیل، جنوب نسبتاً پایدار، شمشیری دولبه است: ضعف ائتلاف به انصارالله اجازه می‌دهد قدرت خود را تثبیت کنند اما حضور یک نهاد همسو با امارات، فرصتی استراتژیک و هماهنگی‌ای بالقوه برای مقابله با گسترش ایران در دریای عرب ارائه می‌دهد. علاوه بر این، کنترل شورای انتقالی جنوب بر بنادر استراتژیک (عدن و مکلا) و حضور امارات در سقطری، کنترل بر خطوط کشتیرانی حیاتی برای اسرائیل (باب‌المندب و دریای سرخ) را افزایش می‌دهد. در مجموع اسرائیل و امارات با پیشبرد این پروژه به دنبال تضعیف و تجزیه یمن هستند. البته این ۲ در سودان هم همین موضوع را پیگیری می‌کنند؛ موردی که حتی در سوریه فعلی هم از سوی ابوظبی و تل‌آویو دیده می‌شود. این تحلیل همچنین عمق شکاف بین عربستان سعودی و امارات عربی متحده را آشکار می‌کند. در حالی که ریاض - حداقل در ظاهر و به صورت اسمی - تعهد خود را به تمامیت ارضی یمن حفظ می‌کند، ابوظبی با صبر و آرامش برای ایجاد یک موجودیت جایگزین در جنوب تلاش می‌کند. این امر عملاً نقش سعودی را در جنوب به حاشیه رانده و واقعیت جدیدی را در مرز جنوب شبه‌جزیره عربستان تحمیل کرده است.

ارسال نظر
captcha