۳۰/خرداد/۱۴۰۵
|
۱۹:۲۱
این باخت نشانه وجود بحران است

آبی آشفته

مهدی پاشازاده*: من سال‌ها در استقلال بازی کرده‌ام، در رختکنش نفس کشیده‌ام و فشار پیراهنش را با پوست و استخوان حس کرده‌ام. برای همین وقتی از استقلال حرف می‌زنم، نه از جایگاه تماشاچی است و نه از موضع دشمنی؛ حرف من، حرف کسی است که دل‌نگران تیمی است که دارد آرام‌آرام از خودش فاصله می‌گیرد. شکست مقابل گل‌گهر فقط یک باخت نبود؛ نشانه‌ای بود از بحرانی عمیق‌تر که مدت‌هاست نادیده گرفته شده.
فاصله گرفتن از مدعیان قهرمانی دردناک است اما از آن بدتر، بی‌ثباتی است. استقلال یک روز در آسیا قابل قبول بازی می‌کند و چند روز بعد در لیگ، تیمی بی‌زهر و بی‌تمرکز نشان می‌دهد. این نوسان تصادفی نیست. وقتی مدیری وجود ندارد که فضا را جمع کند، وقتی کسی نیست «کت را دربیاورد» و اطراف تیم را سروسامان دهد، نتیجه‌اش همین آشفتگی می‌شود. تیم بدون ستون مدیریتی، حتی با بهترین بازیکنان هم زمین می‌خورد.
ریکاردو ساپینتو مربی بدی نیست اما نشان داده مدیر بحران نیست. او نمی‌تواند حاشیه را در نطفه خفه کند. این را قبلاً هم دیده‌ایم. استقلال امروز بیشتر از تاکتیک، به مدیریت نیاز دارد. نمونه‌اش ماجرای رامین رضاییان. اینکه بحث جدایی بازیکن از دهان سرمربی به رسانه‌ها کشیده شود، اشتباه است. این وظیفه مدیر ورزشی است، نه سرمربی. مربی می‌تواند از بازیکنی استفاده نکند اما اخراج و کنار گذاشتن، شأن باشگاه است. ساپینتو قبلاً همین مسیر اشتباه را درباره عارف آقاسی هم رفته بود.
من ابتدای فصل هم گفتم اگر قرار است ساپینتو بیاید، باید ساختار کنارش درست شود. آقای نظری‌جویباری!
ای کاش همان روز اول مدیر ورزشی می‌آوردید تا امروز این‌ همه پرونده و حاشیه درست نشود. ساپینتو ۳ فصل پیش با همین کادر و با وجود حضور مهدی قایدی و محمد محبی امتحانش را پس داده بود. آن روزها هم نتیجه نگرفت. این حرف‌ها تازه نیست؛ آرشیو مصاحبه‌هایم موجود است.
آشفتگی فقط روی نیمکت نیست؛ در نقل‌وانتقالات هم کاملاً پیداست. بازیکنانی جذب شده‌اند که واقعاً جای سؤال دارد چه کسی آنها را تأیید کرده است. بعضی‌ها در تیم‌های قبلی‌شان ستاره بودند اما در استقلال محو شده‌اند. آرمین سهرابیان و عارف آقاسی فصل قبل جزو بهترین مدافعان لیگ بودند؛ چه اتفاقی افتاده که حالا اینقدر افت کرده‌اند؟ اینها اتفاقی نیست، نشانه یک چرخه معیوب است.
در این میان، ماجرای کلارنس سیدورف هم برای من سؤال بزرگی است. سیدورف را آورده‌اند که چه کند؟ الان کجاست؟ آیا قرار است مثل مهندس ناظر(!) سالی یک‌ بار بیاید و برود؟ وقتی پی ساختمان درست نباشد، هر قدر هم نما قشنگ باشد، فرومی‌ریزد. استقلال دقیقاً روی پی مشکل دارد.
دردناک‌ترین بخش ماجرا اما هدررفت پول است. بازیکنی مثل داکنز نازون را آوردند که واقعاً سطحش به استقلال نمی‌خورد؛ بهتر است حریف تمرینی حسن یزدانی در کشتی باشد! موسی جنپو را بر چه اساسی جذب کردید؟ بررسی کرده بودید در سال‌های اخیر چه کیفیتی داشته؟ تیم بزرگ، بازیکن بزرگ می‌خواهد و این کار رصد یکی دو هفته‌ای نیست؛ باید سال‌ها زیر نظر باشد. حیف این پول‌ها، آن‌ هم در شرایطی که مردم با مشکلات شدید معیشتی و اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.
و در پایان، یک حرف هم با بازیکنان دارم. آقای سیاوش یزدانی! اینجا چاله‌میدان نیست. فوتبال جای بی‌احترامی و کنایه زدن نیست. اگر بردید، نوش جان‌تان اما چرا با حرف‌های‌تان به خود فوتبال ضربه می‌زنید؟ بازیکن باید حرفش را در زمین بزند. با سوت پایان، مستقیم به رختکن بروید. این حجم از حاشیه، مردم را از فوتبال فراری داده است.
استقلال امروز بیش از هر زمان دیگری، به عقلانیت، آرامش و مدیریت نیاز دارد؛ نه شعار، نه اسم‌های بزرگ و نه تصمیم‌های هیجانی. اگر اینها درست نشود، هیچ مربی‌ای نمی‌تواند معجزه کند.

* کاپیتان پیشین استقلال و بازیکن اسبق تیم ملی

ارسال نظر
captcha