مهدی تقوی: شکست استقلال مقابل گلگهر در هفته پانزدهم لیگ برتر، فقط یک باخت ساده نبود؛ این نتیجه، پرده از تردیدی عمیقتر برداشت که مدتهاست روی نیمکت آبی سایه انداخته است. حالا ریکاردو ساپینتو در موقعیتی ایستاده که نهتنها هواداران، بلکه باشگاه نیز با نگاهی پر از سؤال به او مینگرد. جلسهای که پس از این شکست برگزار شد، اگرچه با روایتهای متناقض همراه بود اما یک پیام مشترک داشت: جایگاه سرمربی پرتغالی متزلزل شده.
بازگشت ساپینتو به ایران، در روزهایی اتفاق افتاد که بسیاری از مربیان خارجی عطای کار در فوتبال ایران را به لقایش بخشیده بودند. او در شرایطی پیشنهاد استقلال را پذیرفت که فضای عمومی فوتبال، آکنده از تردید و نگرانی بود. همین انتخاب، برای هواداران و حتی بخشی از مدیران، نشانهای از جسارت تلقی شد؛ مربیای که برخلاف جریان، ایستاد و آمد. لقب «شجاع» خیلی زود به نامش گره خورد و حتی محرومیت ۴ ماههاش هم با همین نگاه، قابل اغماض جلوه داده شد.
در آغاز، همه چیز مطابق رؤیا پیش رفت. استقلال با خریدهای پرزرقوبرق بسته شد، هفته اول تراکتور مدافع عنوان قهرمانی را در تبریز شکست داد و موجی از امید، سکوها را فراگرفت. بسیاری، آبیها را مدعی اول قهرمانی میدانستند و ساپینتو را معمار این مسیر اما فوتبال، همیشه به گذشته وفادار نمیماند. با گذر زمان، همان تیم پرهیجان، آرامآرام به نسخهای محتاط و محافظهکار تبدیل شد.
بحران از جایی آغاز شد که رقبا یکییکی اوج گرفتند و استقلال، متوقف ماند. امتیازهایی که از دست رفت، دیگر قابل توجیه نبود؛ نه با بهانه مصدومیت، نه داوری و نه حتی فشردگی مسابقات. آنچه بیش از نتایج آزاردهنده شد، تغییر چهره فنی تیم بود: فوتبالی کمریسک و بیهیجان؛ درست نقطه مقابل تصویری که ۳ فصل پیش از ساپینتو در ذهنها ساخته شده بود.
آمار هم علیه اوست؛ ۴ بازی بدون برد و تنها ۳ امتیاز از 12 امتیاز ممکن. برای تیمی با آن هزینه و ادعا، این خروجی معنایی جز عقبگرد ندارد. استقلال امروز انگار با ۲ ساپینتو روبهرو است: یکی همان مربی جسور ۳ فصل پیش و دیگری نسخهای محتاط و مردد که در این فصل از وی دیده شده. اگر اولی دیگر برنگردد، دومی بهتنهایی برای ادامه این مسیر کافی نخواهد بود؛ حتی اگر آرام، متین و بیحاشیه کنار خط بایستد.
بحران شجاعت روی نیمکت آبیها
۲ چهره از ساپینتو
ارسال نظر
پربیننده