حامد پارسا: فشارهای اقتصادی، تورم بالا و کاهش محسوس قدرت خرید، نارضایتیهای گستردهای در جامعه ایجاد کرده است. نادیده گرفتن واقعیتهای معیشتی، خطایی آشکار است.
بخش مهمی از این وضعیت، بیتردید نتیجه سوءمدیریت، ضعف در سیاستگذاری اقتصادی و ناکارآمدی برخی سازوکارهاست؛ واقعیتی که اگر انکار شود، خود به تشدید خشم اجتماعی دامن میزند.
با این حال، چشم بستن بر نقش طراحی بیرونی، تحریمهای هدفمند، نفوذ اقتصادی و جنگ رسانهای دشمنان ایران نیز سادهانگاری خطرناکی خواهد بود؛ مسالهای که هزینه آن نه در سطح تحلیل، بلکه در میدان، پرداخت میشود.
بررسی تحولات سالهای اخیر نشان میدهد الگوی فشار بر ایران، از اعتراضات تکبعدی عبور و به سمت «آشوب ترکیبی» حرکت کرده است؛ الگویی که در آن نارضایتی واقعی اقتصادی، با پروژههای سیاسی، عملیات رسانهای و نمادسازی فرهنگی گره میخورد.
* تلاش برای تلفیق آبان 98 و پاییز 1401
در این چارچوب، تلاش میشود ۲ تجربه پرهزینه گذشته به صورت همزمان فعال شود. از یک سو، اعتراضات معیشتی شبیه آبان 98 که عمدتا اقشار کمدرآمد، حاشیهنشین و فرودست را درگیر میکند و بهدلیل فشارهای انباشته، مستعد انفجار اجتماعی است و از سوی دیگر، اعتراضات هویتی و نمادین مشابه وقایع پاییز 1401 که با کمک رسانههای خارجی، شبکههای اجتماعی و چهرههای مشهور، بهسرعت مشروعیت رسانهای پیدا میکند و بازنمایی بینالمللی میشود. هدف این ترکیب، ایجاد اعتراضی چندلایه است که هم «سوخت اجتماعی» داشته باشد و هم «فرمان رسانهای!».
اعتراضی که به اصطلاح هم جنوب شهر را درگیر کند و هم شمال شهر را. در چنین وضعیتی، اعتراض از یک مطالبه مشخص عبور کرده و به یک وضعیت غبارآلود و کنترلناپذیر تبدیل میشود.
* نقش چهرهها؛ اتصال خیابان به رسانه
در این میان، برخی چهرههای فرهنگی و هنری، آگاهانه یا ناآگاهانه، به حلقه اتصال میان خیابان و رسانههای معاند تبدیل میشوند. موضعگیریهای احساسی، تولید نمادهای اعتراضی و مشارکت در پروژههای رسانهای خارجی، اگرچه الزاما به معنای سازماندهی مستقیم اعتراض نیست اما در عمل به اعتباربخشی به تجمعات خشن و هنجارشکن و انتقال آن از سطح داخلی به صحنه بینالمللی منجر میشود.
نمونههایی مانند واکنش برخی سلبریتیها به اعتراضات معیشتی بازار، آن هم نه در جهت شنیده شدن صدای مردم، بلکه در تلاش برای «دوگانهسازی» بین مردم و نیروهای امنیتی و نمادسازی رسانهای! واکنشی که با کمی ارفاق، نتیجه مارکتزدگی و لایکزی بودن برخی چهرههای مشهور رسانهای کشور است.
از طرفی، تحرکات رسانهای خصمانه و برنامهریزیشدهای نیز در جریان است. ایفای نقش ترانه علیدوستی در مستند اخیر BBC فارسی، دقیقا در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ روایتهایی که اعتراض را فردمحور، اخلاقی، مؤثر و حتی قهرمانانه نشان میدهد؛ بدون آنکه پیامدهای امنیتی، خشونت خیابانی، هزینههای اجتماعی یا سناریوهای سوءاستفاده خارجی بدرستی دیده شود.
چنین روایتهایی، به نظر آگاهانه، اعتراض را از «مطالبهگری اصلاحی» به «ابزار فشار سیاسی» تبدیل میکند؛ ابزاری که کنترل آن، دیگر در دست بدنه معترض باقی نمیماند.
* اقتصاد؛ بستر داخلی، بهرهبرداری خارجی
نارضایتی معیشتی، یک واقعیت انکارناپذیر است اما تجربه نشان داده تحریمهای آمریکا، فشارهای اقتصادی هماهنگ و نفوذ در شبکههای مالی و ارزی، عمدا بهگونهای طراحی شده که این نارضایتیها به نقطه جوش برسد. تحریم در این چارچوب، صرفا ابزار فشار اقتصادی نیست، بلکه بخشی از یک پروژه بیثباتسازی اجتماعی است که روی خشم، ناامیدی و فرسایش اعتماد عمومی سرمایهگذاری میکند.
در کنار این واقعیت، نباید وضعیت حساس منطقه را نادیده گرفت. در صورت شکلگیری آشوب فراگیر، رژیم صهیونیستی و ایالات متحده بدون تردید از ناامنی داخلی در ایران برای پیشبرد اهداف امنیتی و منطقهای خود بهرهبرداری خواهند کرد؛ چه در قالب تشدید فشارهای دیپلماتیک، چه از مسیر عملیات خرابکارانه و چه با تحریک جبهههای پیرامونی. تجربه منطقه بهروشنی نشان داده آشوب داخلی، همواره یکی از مطلوبترین سناریوها برای دشمنان ایران است.
* راه عبور؛ پیشگیری هوشمندانه
به نظر میرسد مقابله با این سناریو، پیش از آنکه صرفا امنیتی باشد، نیازمند تصمیمات فوری، شجاعانه و ملموس اقتصادی و اجتماعی است.
نخست، ساماندهی فوری وضعیت اقتصادی از طریق کنترل واقعی تورم، افزایش متناسب حقوق و دستمزدها و جبران معیشت مردم با ابزارهایی مانند کالابرگ و حمایت هدفمند از اقشار آسیبپذیر.
در این مورد، از دولت انتظار میرود با در نظر گرفتن هزینههای بسیار سنگین اغتشاش و آشوب اجتماعی، با تغییر عدد 20 درصدی افزایش حقوق کارمندان و افزایش قابل توجه حقوق کارگران، بخش مهمی از سناریوی دشمن را عقیم بگذارد.
دوم، برخورد قاطع با اخلالگران اقتصادی و نفوذیها بویژه کسانی که ارز صادراتی را بازنمیگردانند یا در شبکههای رانت و فساد نقش دارند.
سوم، مدیریت هوشمند فضای نخبگانی و رسانهای: گفتوگو و تبیین شرایط حساس منطقه برای چهرههای سیاسی، فرهنگی و رسانهای و هشدار نسبت به پیامدهای رفتارهای هیجانی، جوزده و مارکتزده.
در نهایت، تفکیک روشن اعتراض از آشوب؛ شنیدن صدای واقعی مردم و هدایت مطالبات به مسیر اصلاح، پیش از آنکه پروژههای بیرونی بر آن سوار شوند.
نادیده گرفتن مشکلات اقتصادی، جامعه را به سمت انفجار میبرد و نادیده گرفتن نقش دشمن، کشور را غافلگیر میکند.
آنچه امروز بیش از هر زمان دیگر ضرورت دارد، ترکیب اصلاح اقتصادی، اقناع اجتماعی و هوشیاری امنیتی است؛ پیش از آنکه نارضایتی واقعی مردم، به ابزار بازی دیگران تبدیل شود.
وقتی نارضایتی معیشتی به پروژه بیثباتسازی گره میخورد
آشوب ترکیبی
ارسال نظر
پربیننده