۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۸:۲۰
یادداشت

گوش به فرمان رهبر؛ راز نجات از خطر

رها عبداللهی: تاریخ کشور ما پر از ایام و لحظات سرنوشت‌سازی بوده که پیروزی یا شکست را، تشخیص درست مردم و خواص و درست ایستادن در جای خود یا برعکس، تشخیص اشتباه یا تعلل و کوتاهی‌شان در برابر واقعه رقم زده است. 
در این نوشتار می‌خواهم از یک صحنه تاریخی خطیر سخن بگویم که پیروی به موقع مردم از خواست امام و رهبر، با وجود خطرناک‌ترین سطح مواجهه با تهدید وجودی دشمن خونخوار، نجات کشور را رقم زد؛ صحنه‌ای که در طول تاریخ انقلاب چند بار تکرار شده و امروز در صحنه دیگری از تکرار آن هستیم.
۲۱ بهمن ۱۳۵۷ است. شاه نزدیک یک ماه قبل از کشور فراری شده و حضرت امام خمینی ۹ روز پیش به کشور بازگشته‌اند. شمارش معکوس پیروزی انقلاب آغاز شده. بیم و امید در لحظات مردم و انقلابیون موج می‌زند؛ امید اینکه بالاخره پس از 15 سال نهضت انقلاب اسلامی دارد به ثمر می‌نشیند و این همه شهید و شکنجه و رنج، کشور را به ساحل نجات رسانده و بیم تکرار کودتاهایی که با دست ارباب آمریکایی، یک‌شبه ثمره مجاهدت یک ملت را بر باد می‌دهد و با عمله مفلوک خود، پهلوی را برمی‌گردانند. همه چشم و گوش به دهان و انگشت اشاره و حتی نگاه پیر مرادشان دارند؛ مبادا سخنی و پیامی از دست‌شان برود. می‌دانند پیروزی فقط از پی پیروی ایشان به دست می‌آید؛ چنان که با راهبری ایشان به اینجا رسیده بودند و هرچه گفته بودند، همان شده بود. 
حالا، ۲۱ بهمن، انتشار اعلامیه فرمانداری انتظامی تهران همه را حساس می‌کند. مدت‌ها بود دولت غیرقانونی بختیار، حکومت نظامی اعلام کرده بود تا تحرکات را کنترل کند اما آن روز حکومت نظامی به جای ساعت ۹ شب، ساعت ۴ بعدازظهر اعلام شد. بوی کودتا می‌آمد. 
برخی نظامیان طرفدار امام و انقلاب، ساعتی قبل خبرهایی برای حضرت امام آورده بودند: انتقال ادوات جنگی مثل تعداد زیادی توپ‌های دوربرد و گلوله‌های جنگی به برخی مراکز نظامی و اسنادی مبنی بر نقشه حمله به ۹ نقطه تهران از جمله مركز اقامت امام(ره)، مجلس و اطراف آن، مجلس سنا، راه‌آهن، مخابرات، فرودگاه، راديو، تلويزيون و چندجاي ديگر در شامگاه. افزایش ساعات حکومت نظامی مقدمه اجرای این نقشه‌ها بود تا در عرض چند ساعت طومار انقلاب را در هم بپیچد. 
لحظه سخت تصمیم‌گیری رسیده بود. یک خطا می‌توانست همه چیز را کن فیکون کند.
حضرت امام فرمانی خطاب به مردم صادر کردند: «اعلامیه امروز حکومت نظامی، خدعه و خلاف شرع است و مردم به هیچ‌وجه به آن اعتنا نکنند».
امام فرمودند: «من از مردم شجاع تهران می‌خواهم در صورتی که قوای متجاوز عقب‌نشینی کردند، با حفظ آمادگی و هوشیاری از خدعه دشمن، آرامش و نظم را حفظ کنند ولی مجهز و مهیا برای دفاع از اسلام و نوامیس مسلمین باشند».
جوانان انقلابی به محض شنیدن پیام امام شروع به انتشار آن کردند. روی پلاکاردهای بزرگ می‌نوشتند و در جاهای مختلف شهر نصب می‌کردند. عده‌ای با بلندگو روی ماشین در خیابان‌ها دور می‌خوردند و اعلامیه را قرائت می‌کردند. متن کامل اعلامیه را تکثیر کرده و در ماشین‌ها و خانه‌ها می‌انداختند. با شهرهای مختلف تماس می‌گرفتند تا اعلامیه در بین انقلابیون کل کشور منتشر شود و به گوش همه مردم کشور برسد. همه این اقدامات در یکی دو ساعت انجام شد. 
زماني كه حكم امام(ره) خوانده مي‌شد، در پوست و جان و استخوان افراد نفوذ كرده و شور و حرکت ایجاد می‌کرد. مردم اين حكم را به عنوان حكم ولايي جهاد می‌دانستند. همه كوچه‌ها و خيابان‌ها نه‌تنها در تهران که کل کشور مملو از جمعيت شد.
در این حال عده‌‌ای از جمله اعضای نهضت آزادی و جبهه‌ ملی و مهندس بازرگان به دیدار امام شتافتند و از ایشان خواستند با دستور خود مردم را به خانه‌های‌شان بازگردانند؛ اگرنه کشتار می‌شود و خونریزی به راه می‌افتد. آنها بعد از ناامید شدن از قانع کردن امام، نزد آیت‌الله طالقانی رفتند و ایشان را واسطه قرار دادند.
آیت‌الله طالقانی تماس گرفته و بعد از اینکه تلاش کرد امام را منصرف کند، در نهایت به ایشان گفت: «ما فردا جواب این خون‌ها را چگونه خواهیم داد؟» امام پاسخ دادند اگر خود آقا فرموده باشند چه می‌گویید؟! شاهدان عینی ماجرا می‌گویند در این لحظه یکباره آقای طالقانی گوشی تلفن را زمین گذاشت و با چشمانی اشک‌آلود گفت «دستور از جای دیگر است!»
در آن روز همه‌ مردم، فرمان امام را اجرا کرده و به خیابان‌ها ریخته بودند. حتی قرارگاه‌های لویزان  - که مقصد انتقال توپ‌های جنگی بودند - و پادگان‌های نیروی هوایی در خیابان پیروزی یکی‌یکی تسلیم می‌شدند و اسلحه‌های‌شان را تحویل می‌دادند. آن روز بیش از 1000 نفر از مردم تهران در درگیری با نیروهای ارتش شاهنشاهی به شهادت رسیدند اما دست از مقاومت بر‌نداشتند. 
طبق نقشه‌ای که ژنرال هایزر آمریکایی کشیده و بنا بود توسط ارتش شاهنشاهی اجرا شود، می‌خواستند در آن شب با تخلیه خیابان‌ها از مردم، ادوات و ابزار جنگی را از پادگان‌ها به خیابان‌ها بیاورند و کودتا کنند. بر این اساس بنا بود همان شب حضرت امام، همه ملازمان ایشان، انقلابیون شاخص و مقامات انقلاب و یک میلیون نفر از مردم تهران را بکشند و به خیال خودشان فاتحه انقلاب را در روز 22 بهمن بخوانند. بعد هم شاهی را که فرار کرده بود برگردانند و مثل قضیه ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ اتفاق بیفتد ولی با اعلام قدسی حضرت امام همه چیز به هم ریخت. 
عصر همان روز بیست‌ویکم، ژنرال هایزر و بعضی سران ارتش فرار کردند و این حضور مردم به پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن انجامید. در مصاف تنه به تنه و خطیر امکان شکست و پیروزی، با تبعیت فوری مردم از رهبرشان، پیروزی رقم خورد؛ پیروزی‌ای که آرزوی صدها ساله آزادگان و حق‌خواهان برای حاکمیت اسلام و عدالت و آزادی از یوغ ستمکاران و مستکبران را محقق کرد.
امروز می‌توان گفت شرایط با مختصاتی دیگر برقرار است؛ لحظاتی که متابعت کامل از رهبری چه در اشارات و چه فرامین، تنها نسخه نجات‌بخش کشور است؛ آزمون سختی که چگونگی عملکرد ما در آن، تاریخ را معین می‌کند. 
کشور مدت‌هاست در شرایط جنگی قرار گرفته که ابعاد نظامی آن در آن 12 روز نمود پیدا کرد اما ابعاد دیگر آن یعنی شناختی، اقتصادی، امنیتی و روانی مدام در حال نمودار شدن است. شرایط اقتصادی کشور با نوسان نرخ ارز و طلا و سکه و افزایش مدام قیمت‌ها بویژه در کالاهای اساسی و روزمره مورد نیاز مثل دارو، گوشت و لبنیات، عرصه را برای مردم تنگ کرده و نگرانی‌های بسیاری را به وجود آورده. دشمن تلاش می‌کند فشار را از طریق تحریم‌ها بیشتر کند و از سویی جنگ تبلیغاتی خود را برای ناامیدی و نارضایتی و نهایتا بریدن مردم، قوی‌تر و موثرتر کند، چرا که تنها نقطه امید آنان برای شکست دادن جمهوری اسلامی، معترض شدن مردم و کشاندن آنان به خیابان‌هاست؛ اتفاقی که جنگ 12 روزه را به امید آن شروع کردند و با ناکام ماندن در این هدف، ناچار به آتش‌بس پناه بردند، چون دیدند از نظر نظامی به تنهایی نمی‌توان این نظام را شکست داد؛ مادامی که مردم از پشتیبانی آن دست برنداشته‌اند. حالا دشمنان مترصد فرصتی هستند که با کمترین نشانه‌های اعتراض خیابانی و فراهم شدن فرصت آشوب‌سازی از آن، نقشه‌های نظامی خود را پیاده کنند. نشانه‌های این نقشه نه‌تنها در تحلیل کارشناسان که در اظهارات متعدد مقامات آمریکایی و صهیونیستی واضح است.
مقام معظم رهبری در چند نوبت مستقیم و غیرمستقیم تنها راه شکست این نقشه را با هم بودن مردم ایران عنوان فرموده‌اند. 
تجمع اعتراضی بازار تهران که تجمعی مسالمت‌آمیز در اعتراض به افزایش غیرعادی قیمت ارز و بلاتکلیفی بازار نسبت به قیمت‌ها و متضرر شدن بازاریان بود، تمام رسانه‌های دشمن را به خط کرد: خبرسازی، تحریک مردم، بزرگنمایی، به میدان آوردن سلبریتی‌هایی که پادویی برخی‌شان برای دشمن و تبعیت کورکورانه بسیاری‌شان از آن پادوها ثابت شده و در شرایط خطر به نفع دشمن موضع می‌گیرند نه مردم، نمادسازی از اعتراضات محدود بازار با تولید محتوای ساخته هوش مصنوعی، بازنشر فراخوان‌های تهوع‌آور چهره‌های بی‌آبرویی مثل رجوی و پهلوی و مهره‌های خودفروخته‌ خارج‌نشین برای به خیابان کشاندن مردم.
این اتفاقات، به دشمن ناکام که تمام 6 ماه گذشته در حسرت شکست خود در جنگ ۱۲ روزه می‌سوخت و سعی می‌کرد ژست کاریکاتوری پیروز میدان را بگیرد، جرأت داد در نشستی که در واشنگتن برگزار شد، از احتمال حمله نظامی به ایران حتی شدیدتر از دفعه قبل! سخن بگوید. چه چیزی این وقاحت را به او داد که پس از شکست خفت‌بار 6 ماه قبل که به تعبیر مقام معظم رهبری «آمدند شرارت کردند، کتک خوردند و دست خالی برگشتند»، دوباره به صراحت از حمله حرف بزند؟ تصویر متزلزل شدن «با هم بودن‌مان»! امید ترامپ و نتانیاهو نه به بی2ها و بی52هاست، نه هرمس‌ها و اف 35ها؛ امید آنان به مردم ایران است؛ اینکه مردم ناامید و ناراضی شوند و به صورت هرچند محدود و هرچند مسالمت‌آمیز به خیابان‌ها بیایند تا هسته‌های آموزش‌دیده شورشی خزیده در سوراخ‌ها بیرون بزنند و مأموریت ناامن‌سازی را انجام دهند؛ همزمان رسانه‌ها فضا را غبارآلود کنند، تحرکات تجزیه‌طلبانه مانند ۱۴۰۱ مرزها را شلوغ کند و سپس عرصه برای ورود نظامی دشمن باز شود. ظاهراً نقشه بی‌نقصی است.
امروز همان روزی است که تبعیت کامل مردم از رهبر می‌تواند بار دیگر کشور را نجات دهد و نقشه‌های شوم دشمن نقش بر آب شود. مثل ۲۱ بهمن ۵۷ که با حضور به موقع مردم در اطاعت از فرمان امام با وجود خطر قطعی جانی، نقشه ظاهراً بی‌نقص ژنرال آمریکایی نقش بر آب شد و برای همیشه قدم نحس آمریکا را از این کشور برید، این بار ایستادگی و صبوری مردم با وجود هزینه‌ها و مشکلات اقتصادی و معیشتی، حتی می‌تواند برای همیشه قدم نحس آمریکا و زائده‌ ننگین آن در منطقه را قطع کند. 
حفظ با هم بودن‌مان البته بخشی به عهده مردم در صبوری کردن، همدلی کردن و کمک به یکدیگر در تحمل سختی معیشتی و پشتیبانی از دولت است و بخش مهم دیگر به عهده دولت و قوای سه‌گانه؛ سخن گفتن رو در رو با مردم، اطمینان دادن به آنان از اقدامات فوری دولت برای کاهش آسیب‌ها به معیشت و سرمایه مردم و البته پرهیز جدی از سخنان غیردقیق و حساسیت‌برانگیز. یکی از عوامل مهم آرامش و اتحاد مردم در جنگ 12 روزه، سخن گفتن رو در روی تلویزیونی فرمانده کل قوا مقام معظم رهبری با آنان در چند نوبت و اطمینان‌دهی به آنان بود. در جنگ ترکیبی امروز با وجهه اقتصادی، فرمانده قوای اجرایی کشور، جناب پزشکیان، باید این مهم را به عهده بگیرد، بویژه که نخستین ویژگی ایشان که موجب جلب نظر مردم در انتخابات شد، همین صادقانه و دلی سخن گفتن است که می‌تواند با رعایت برخی اصول برای مردم آرامش‌بخش باشد. 
کار مهم دیگر به میان بازاریان رفتن به سیره «آن مرد رفته» و رو در رو سخن گفتن با آنان توسط شخص رئیس‌جمهور و وزراست؛ اقدامی شجاعانه اما ضروری و حیاتی.
هماهنگی قوای سه‌گانه در مبارزه قاطع با فساد و سودجویی و شایعه‌پراکنی و اطلاع‌رسانی درست و به موقع وظیفه مهم دیگر است.
هرکدام از این دو بخش – مردم و حاکمیت - اگر به وظیفه خود عمل نکنند، هر آن ممکن است امید دشمن ضعیف، افزایش یابد و به او جسارت آسیب زدن به کشور را بدهد. امروز همه ما مسؤولیم و برای تغییر تاریخ نقش مهمی داریم. فراموش نکنیم لحظات سرنوشت‌ساز تاریخ، هیچ‌گاه یک نفره اتفاق نیفتاده است!

ارسال نظر
captcha