۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۴:۳۵

بابا با دو آمد

از کودکی‌ام ز ریشت آویزانم
من را نَتِکان! که بی‌تو سرگردانم
العفو پدر! که هدیه ام «جوراب» است
من قدرِ محبّتِ تو را می‌دانم
جواد قره‌محمدی

موج مکزیکی به راه افتاده بود
شور و شادی در جهان آماده بود
یک خبر هم بود آن گوشه کنار
«توی غزه کودکی جان داده بود» 
ابراهیم صفائی

به!به! چه خبر؟ دوباره شد روزِ پدر؟
یک ذره نکن برای این مَرد ضرر!
در سبکِ خریدِ خود تنوع ندهی!
مانندِ همیشه باش و جوراب بخر!
جواد قره‌محمدی

ارسال نظر
captcha