مهدی مرسلی: این فصل پرسپولیس فصل «اشتباهات کوچک و تاوانهای بزرگ» است؛ تیمی که تا نزدیک قله میرود، همان جا که باید دستش را به سنگ اصلی قلاب کند، لغزش میکند و سقوطش نه ناگهانی که از پیش قابل حدس است. بازی با فجر سپاسی دقیقاً همان لحظه بود؛ لحظهای که جدول چراغ سبز نشان داد، رقبا راه را باز کردند و پرسپولیس فقط باید یک قدم درست برمیداشت تا صدر را لمس کند اما تیم اوسمار ویرا 2 بار عقب افتاد، یکبار برگشت و بار دوم نه و 3 امتیاز را در ورزشگاه پارس جا گذاشت تا دست خالی به تهران برگردد؛ دست خالی و با صورتی که از خشم میسوخت.
این شکست، نخستین باخت اوسمار در دوره جدیدش روی نیمکت پرسپولیس بود اما تلخیاش فقط به «اولین بودن» ربط نداشت؛ به «بدموقع بودن» ربط داشت. وقتی سپاهان در خانه متوقف شده، وقتی استقلال و تراکتور درگیر بازی مستقیمند، وقتی مسیر کوتاهتر از همیشه شده، دیگر عذر و بهانهای پذیرفته نیست. پرسپولیس اگر مدعی است، باید این مسابقه را ببرد؛ نه اینکه بعد از بازی دنبال تسلی در آمار بگردد، یا دلخوش شود به اینکه «2 بار تیر زدیم». تیر زدن، امتیاز نمیآورد. تیم قهرمان، مسابقه را میبندد، نه اینکه با حسرت از کنار فرصت عبور کند.
اوسمار بعد از بازی جملهای گفت که از هر تحلیل طولانیتری رساتر بود: «5-4 نفر در حد تیمم نبودند». همین جمله یعنی یک چیز: خشم فروخورده. خشم از بازیکنانی که در بزنگاهها یا غایبند، یا دیر میرسند، یا تصمیم اشتباه میگیرند و اگر دنبال شاهد میگردید، کافی است به صحنه گل دوم فجر نگاه کنید؛ همان قاب آزاردهندهای که احتمالاً روی پرده ذهن اوسمار تکرار میشود. فجر در یکسوم دفاعی پرسپولیس، وسط 8 بازیکن سرخ، توپ را میچرخاند؛ نه یک بار و 2 بار که چند لمس پشت سر هم، مثل تمرین عصرگاهی. تعلل، سردرگمی، بیتصمیمی و در نهایت ضربهای از دهانه دروازه. برای تیمی که ادعای قهرمانی دارد، این یک گل ساده نیست؛ یک اتهام است: «شما هنوز آماده قهرمانی نیستید».
پرسپولیس یک روز ناامیدکننده دیگر را هم در 2 جناح دفاعی پشت سر گذاشت؛ همان زخمی که مدتهاست باز مانده و با چسب نتیجه پنهان شده بود. میلاد در چند رفتوبرگشت هجومی برق زد اما در دفاع، همان لحظههای حیاتی را باخت؛ لحظهای که باید قطع توپ میکرد و نکرد. آنطرف هم یعقوب براجعه باز نمایشی داد که به استانداردهای تیم مدعی نمیخورد. اینها مشکل تازه نیستند؛ تازه این است که حالا دیگر بردی نبود تا هوادار بگوید «بعداً درست میشود». حالا شکست آمد و چراغ روی دیوار را روشن کرد: پرسپولیس هنوز مدافع کناری مطمئن میخواهد؛ همان نیاز سادهای که بارها گفته شد و هر بار با امید به «رفع در اردو» عقب افتاد.
مشکل اما فقط دفاع نیست. پرسپولیس همچنان در خط حمله با بحران بنیادی گلزنی دستوپنجه نرم میکند. فجر با دفاع فشرده و تجمع در محوطه جریمه، زاویهها را بست و پرسپولیس نتوانست راهحل تولید کند؛ تنها گل روی تیزهوشی علیپور و جاگیری رضا شکاری آمد، نه روی یک نقشه دقیق و تکرارشونده. امین کاظمیان هم در جریان بازی امیدهایی نشان داد اما واقعیت این است: خط حمله پرسپولیس آن انرژی و توان لازم را ندارد که وقتی تیم 2 بار عقب میافتد، «واکنش قهرمانانه» بسازد. تیمی که میخواهد قهرمان شود، باید بتواند در روزهای بد هم گل بزند، نه اینکه منتظر یک لحظه تصادفی بماند.
و بعد آن دژاوو... عجیب است که اوسمار یک بار دیگر در هفته شانزدهم زمین خورد. 2 فصل پیش هم باخت تلخی در اراک ثبت شد؛ باختی که آن روز هم میشد جور دیگری رقم بخورد اما نشد. آن شکست تبدیل شد به نهیب؛ پرسپولیس از همانجا مسیر قهرمانی را ساخت اما فوتبال دفتر خاطرات نیست که هرچه یک بار اتفاق افتاد، دوباره تکرار شود. آن فصل، تزریق انرژی با چهرههایی مثل اوستون اورونوف و عبدالکریم حسن و نظم گرفتن جناحها، پرسپولیس را از ضعفها عبور داد. امروز هم اگر قرار است همان داستان تکرار شود، فقط با «حس خوب تاریخ» ممکن نیست؛ با استحکام دفاعی، با تحرک بیشتر و با تصمیمهای درست در نقلوانتقالات ممکن است.
حالا پرسپولیس به سپاهان میرسد و این مسابقه، آزمون واکنش است. اوسمار خشمگین است، چون میداند مدعی قهرمانی حق ندارد اینطور بازی کند؛ حق ندارد اینطور گل بخورد؛ حق ندارد اینطور فرصت را بسوزاند. و 5 بازیکنی که به گفته او در حد تیم نبودند، اگر میخواهند در این فصل حرفی برای گفتن بماند، باید جواب خشم مربیشان را روی زمین بدهند؛ نه با مصاحبه، نه با توجیه، بلکه با یک نمایش که یادآوری کند پرسپولیس هنوز میتواند قله را ببیند… اگر اینبار، در لحظه قلاب کردن دستش نلرزد.
اوسمار به بازیکنان ضعیف پرسپولیس اخطار جدی داد
جایی برای بدها نیست
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها