09/بهمن/1404
|
00:46
چگونه بلوغ ساختاری و اقتدار نهادی حاکمیت کشور را از گردنه آشوب‌های اخیر عبور داد؟

سربلند بحران‌ها

سربلند بحران‌ها

علی کاکادزفولی*: حوادث و ناآرامی‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ با وجود پیچیدگی‌های ابعادی و زمینه‌های گوناگون شکل‌گیری، به مثابه یک آزمون استرس برای ظرفیت‌های زیربنایی جمهوری اسلامی ایران عمل کرد. با وجود تمام تاثیرات منفی و برخی ویرانی‌های بر جا مانده، آنچه در پی این حوادث رخ داد (بازگشت سریع به جریان عادی زندگی و بازسازی بلافاصله زیرساخت‌ها) نشانگر رسیدن دولت به سطحی از بلوغ حکمرانی و تاب‌آوری نهادی است که مانع از تعمیق گسست‌های کارکردی در بدنه کشور شد. این نوشتار به واکاوی مؤلفه‌هایی می‌پردازد که این اقتدار مدیریتی و سرعت عمل در بازگشت به نظم را میسر کرد.
* چرا تکانه‌های دی‌ماه منجر به آنارشی و فلج ساختاری نشد؟
در دانش سیاسی، تمایز روشنی میان نارضایتی یا آشوب مقطعی و فقدان توانمندی حاکمیت وجود دارد. در بسیاری از بحران‌های مشابه در کشورهای دیگر، آسیب به زیرساخت‌ها منجر به فلج شدن طولانی‌مدت سیستم‌های خدماتی می‌شود اما در تجربه آشوب‌های اخیر مشاهده شد که حاکمیت (State) در ایران، مرز میان چالش‌های امنیتی و وظایف خدماتی خود را بدرستی حفظ کرد. نظام با تکیه بر تراکم نهادی، یعنی وجود لایه‌های متعددی از نهادهای تصمیم‌گیر و اجرایی که در هم تنیده شده‌اند، اجازه نداد بحران در سطح خیابان به آنارشی ساختاری تبدیل شود. اقتدار در اینجا به معنای توانایی تداوم بخشیدن به جریان زندگی روزمره در محیطی پرفشار است.
* نقشه اخلال در خدمات عمومی چگونه نقش بر آب شد؟
یکی از دلایل اصلی سرعت در بازسازی جریان زندگی، ساختار شبکه‌ای مدیریت بحران در جمهوری اسلامی است. این ساختار از ستادهای مرکزی در تهران تا دهیاری‌ها و شهرداری‌ها در دورترین نقاط کشور را پوشش می‌دهد. در اتفاقات تلخ اخیر سیستم حکمرانی محلی به سرعت وارد عمل شد. تجربه انباشته ناشی از مواجهه با بلایای طبیعی و فشارهای خارجی، نوعی غریزه سازمانی در بدنه اداری کشور ایجاد کرده است. بازگشایی سریع معابر، تعمیر تجهیزات شهری آسیب‌دیده و بازگرداندن سیستم‌های بانکی و مخابراتی به مدار، نشان داد گسل‌های مدیریتی در ایران تا حد زیادی پوشش داده شده‌ و لایه‌های مدیریتی مختلف در زمان اضطرار، دارای زبان مشترک عملیاتی است.
* راهبرد ایزوله‌سازی زیرساخت چه نقشی در جریان سریع زندگی روزمره ایفا کرد؟
هر بحران اجتماعی در مقیاس وسیع، زیرساخت‌های خدماتی مانند برق، آب، گاز و شبکه‌های حمل‌ونقل را تهدید می‌کند. قدرت یک نظام سیاسی زمانی تجلی می‌یابد که این زیرساخت‌ها به گروگان بحران درنیایند. به نظر می‌رسد راهبرد حاکمیت در نتیجه تجربه حوادث پیشین مشابه، بر ایزوله‌سازی زیرساخت از آشوب متمرکز بوده است. مدیریت هوشمندانه توزیع انرژی و صیانت از شریان‌های حیاتی اقتصادی (مانند بنادر و پایانه‌های حمل‌ونقل کالا) باعث شد معیشت عمومی با اختلال بنیادین مواجه نشود. بازگشت به وضعیت عادی در بخش حمل‌ونقل شهری تنها چند ساعت پس از فروکش کردن ناآرامی‌ها در نقاط مختلف، سیگنالی به جامعه ارسال کرد مبنی بر اینکه ساختار اجرایی کشور زنده، فعال و مقتدر است.
* نقش فناوری در مدیریت آشوب و تبعات آن چه بود؟
نمی‌توان از اقتدار حاکمیت سخن گفت و به پیشرفت‌های فناورانه در مدیریت شهری و امنیتی اشاره نکرد. بهره‌گیری از زیرساخت‌های دولت الکترونیک و شبکه‌های نظارت هوشمند، به نهادهای تصمیم‌گیر اجازه داد تصویری دقیق و لحظه‌ای از نقاط آسیب‌دیده داشته باشند. تخصیص بهینه منابع برای بازسازی در کوتاه‌ترین زمان ممکن، حاصل گذار از مدیریت سنتی به مدیریت داده‌محور بود. این فناوری‌ها نه‌تنها در شناسایی کانون‌های بحران، بلکه در تسهیل خدمات‌رسانی پس از بحران (نظیر بازپرداخت خسارات و بازسازی اماکن دولتی و عمومی) نقشی کلیدی ایفا کردند. این سطح از اشراف، وجهه جدیدی از نظام را به نمایش گذاشت که توانایی استفاده از ابزار روز برای صیانت از نظم عمومی را دارد.
* حاکمیت چگونه مانع گروگان‌گیری معیشت توسط ناامنی شد؟
اقتدار یک حاکمیت تنها در داخل مرزها تعریف نمی‌شود؛ بازتاب این توانمندی در بازارهای مالی و ثبات اقتصادی نیز نهفته است. مدیریت بازار ارز و کالا توسط بانک مرکزی و نهادهای اقتصادی دولت، از وقوع شوک ناشی از ناامنی جلوگیری کرد. باید دقت شود شوک اقتصادی که تا پیش از آشوب‌ها به وجود آمد، ناشی از شیوه اجرای سیاست اقتصادی بود اما آنچه در اینجا مورد تاکید است، شوک ناشی از آشوب‌هاست که بخوبی کنترل شد. حاکمیت با درک این واقعیت که هدف اصلی آشوب، ضربه به ستون فقرات اقتصاد است، با سیاست‌های تنظیمی سریع، فضای روانی بازار را مدیریت کرد. بازگشت اعتماد به بخش خصوصی و بازگشایی واحد‌های تجاری و بازارها در کمترین زمان ممکن، نتیجه اقتداری بود که به فعالان اقتصادی این اطمینان را داد که «ثبات» کالای غیرقابل معامله است.
* چرا جامعه ایران به‌رغم نارضایتی از مشکلات با آشوب‌ها همراه نشد؟
با تفکیک اعتراضات از آشوب‌ها و با وجود اینکه هر اعتراضی ریشه در لایه‌ای از نارضایتی دارد، باید گفت عبور سریع از این مقطع مستلزم نوعی همکاری ضمنی میان نظام و مردم است. حضور باشکوه مردم در راهپیمایی 22 دی‌ نشان داد بخش بزرگی از جامعه، به‌رغم مطالبات و انتقادات، پایداری نظم عمومی و حفظ تمامیت ساختاری را بر هرج‌ومرج ترجیح می‌دهند. اقتدار حکومت در بازگرداندن زندگی به روال عادی، با پاسخ مثبت مردم در بازگشت به محیط‌های کاری، آموزشی و تجاری همراه شد. این تعامل میان مردم و حکومت در حفظ نظم، مهم‌ترین نشانه مشروعیت عملکردی است؛ یعنی جامعه می‌داند تنها این ساختار قادر به تامین امنیت و خدمات عمومی در مقیاس ملی است.
* مواجهه هوشمندانه دستگاه‌های امنیتی چگونه مانع از فرسایش شد؟
آنچه اتفاقات دی‌ماه را متمایز کرد، نوعی از مدیریت امنیتی بود که بر بازگرداندن آرامش به جای صرفاً سرکوب بحران تمرکز داشت. اقتدار در اینجا به معنای هوشمندی در تفکیک میان معترض و آشوبگر و در عین حال، قاطعیت در برخورد با عوامل تخریب زیرساخت‌ها تجلی یافت. این بلوغ امنیتی اجازه داد بدنه اجرایی کشور بدون ترس از تداوم فرساینده ناامنی، فرآیند بازسازی را آغاز کند. نهادهای امنیتی در این الگو، به عنوان تسهیل‌گر نظم عمومی عمل کردند تا راه برای ورود تیم‌های عملیاتی و خدماتی باز شود.
رویدادهایی که گذشت، در تاریخ سیاسی معاصر ایران، به عنوان برگی از نمایش اقتدار و توانمندی اجرایی ثبت خواهد شد. توانایی در کنترل تلاطم‌ها و مهم‌تر از آن، بازسازی سریع روان جمعی و زیرساخت‌های فیزیکی، نشان‌دهنده آن است که جمهوری اسلامی به سطحی از تاب‌آوری استراتژیک دست یافته است.
نظام نشان داد نه‌تنها در مدیریت تنش‌ها ناتوان نیست، بلکه پس از هر تکانه، با سرعتی بیشتر و دقیق‌تر نسبت به قبل، جریان زندگی را احیا می‌کند. این توانمندی مدیریتی، حامل این پیام روشن به ناظران داخلی و خارجی بود که ساختار سیاسی در ایران، سازه‌ای نهادمند، ریشه‌دار و حرفه‌ای است که بر مدار عقلانیت و برنامه‌ریزی حرکت می‌کند.
بازگشت زندگی به روال عادی تنها در کمتر از ۲ روز، تثبیت این واقعیت بود که ساختار حکمرانی کشور به چنان ظرفیتی رسیده که بحران‌های مقطعی بسادگی نمی‌تواند ماشین خدمات‌رسانی، توسعه و زیست روزمره ملت را برای طولانی‌مدت متوقف کند. این همان جوهره اقتدار است؛ قدرتی که در عین صلابت، کارآمدی و استمرار را تضمین می‌کند.
نخستین نکته‌ای که باید به آن توجه کرد، ساختار نهادی و حکمرانی دولت است. جمهوری اسلامی ایران طی دهه‌های گذشته، با ایجاد و تثبیت سازوکارهای مدیریتی و امنیتی پیچیده، ظرفیت مقابله با بحران‌های داخلی را به طور مستمر افزایش داده است. شبکه‌های مختلف دولتی و نیمه‌دولتی، نیروهای انتظامی و امنیتی، همچنین نهادهای محلی و استانی، به گونه‌ای سازماندهی شده‌اند که هرگونه اختلال در جریان عادی زندگی مردم را شناسایی و مدیریت کنند. این شبکه‌ها به دولت امکان می‌دهند در زمان بحران، نه‌تنها واکنش سریع نشان دهد، بلکه اقدامات هماهنگ و هدفمند برای بازگرداندن نظم و فعالیت‌های روزمره اتخاذ کند.
یکی از جلوه‌های بارز توانمندی دولت در دی‌ماه ۱۴۰۴، بازسازی سریع و مدیریت زیرساخت‌ها بود. اختلال در حمل‌ونقل شهری، خدمات عمومی، شبکه‌های برق و آب، همچنین بازارها، هر کدام می‌توانست اثرات بلندمدت و جدی بر زندگی روزمره مردم بگذارد. با این حال، اقدامات سریع نهادهای مختلف حاکمیت، از جمله ساماندهی مسیرهای حمل‌ونقل، بازگشایی معابر اصلی، تأمین امنیت بازارها و مراکز حیاتی، نشان‌دهنده این واقعیت است که ساختار حکمرانی کشور توان مقابله با بحران‌های مقطعی را دارد. این بازگشت سریع به شرایط عادی، نه‌تنها به معنای کنترل مستقیم اوضاع، بلکه نشانه‌ای از اعتماد دولت به توانمندی‌های اجرایی و هماهنگی بین نهادهای مختلف است.
عامل دیگری که نمی‌توان از آن غافل شد، تجربه تاریخی و انباشته شدن مهارت‌های مدیریتی است. حاکمیت جمهوری اسلامی ایران طی سال‌ها با بحران‌های مختلف مواجه شده است؛ از تحریم‌های اقتصادی و محدودیت‌های بین‌المللی گرفته تا ناآرامی‌های اجتماعی و حوادث طبیعی. این تجربه‌ها باعث شده نظام نهادمند بتواند سناریوهای مختلف بحران را پیش‌بینی کرده و پاسخ‌های مناسب طراحی کند. به عنوان مثال، در مدیریت دی‌ ۱۴۰۴، مشاهده شد دستگاه‌های دولتی از پیش اقدامات لازم برای حفظ امنیت عمومی، مدیریت ارتباطات و اطلاع‌رسانی به مردم، همچنین تضمین استمرار خدمات عمومی را آماده کرده بودند. این آمادگی نشان می‌دهد دولت نه‌تنها به صورت واکنشی، بلکه به صورت پیشگیرانه نیز ظرفیت مدیریت بحران را دارد.
اقتدار دولت جمهوری اسلامی ایران در چنین شرایطی، به معنای قدرت اعمال سیاست‌ها و تصمیم‌گیری‌های سریع و مؤثر است. در ناآرامی‌های دی‌ماه، تصمیمات کلان برای مهار آشوب‌ها، هماهنگی میان نیروهای امنیتی و دستگاه‌های اجرایی و بازسازی زیرساخت‌ها بدون تأخیر قابل توجهی اتخاذ شد. این موضوع نشان می‌دهد دولت توانسته است مکانیزم‌های تصمیم‌گیری و اجرای خود را به گونه‌ای طراحی کند که حتی در شرایط اضطراری، جریان طبیعی زندگی و فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی مردم مختل نشود. اقتدار دولت در اینجا تنها محدود به قدرت نظامی یا انتظامی نیست، بلکه شامل توانمندی‌های مدیریتی، برنامه‌ریزی و اجرای سیاست‌های عمومی نیز می‌شود.
نکته دیگر در تحلیل این موضوع، نقش انسجام اجتماعی و سیاسی در بازگرداندن ثبات است. هرچند ناآرامی‌ها ممکن است سطحی از بی‌اعتمادی یا نارضایتی را نمایان کنند اما تجربه دی ۱۴۰۴ نشان داد بخش عمده‌ای از جامعه، با سازوکارهای رسمی و نظام تصمیم‌گیری دولت همگام شدند و جریان زندگی روزمره را از سر گرفتند. این همگرایی، ناشی از شناخت مردم از توانمندی‌های دولت و تجربه گذشته در مدیریت بحران‌هاست. به بیان دیگر، اقتدار دولت با اعتماد نسبی جامعه تقویت می‌شود و این اعتماد به دولت امکان می‌دهد با کارآمدی بیشتری، زیرساخت‌ها و خدمات عمومی را بازسازی کند.
علاوه بر این، فناوری و توسعه زیرساخت‌های دیجیتال نقش مؤثری در توانمندی دولت برای مدیریت بحران دارند. در دی‌ ۱۴۰۴، سیستم‌های ارتباطی و شبکه‌های اطلاعاتی به دولت اجازه دادند وضعیت مناطق مختلف را به سرعت ارزیابی کرده و اقدامات لازم را هدایت کند. استفاده از داده‌های لحظه‌ای، پایش دقیق حوادث و هماهنگی میان نهادهای مختلف، به دولت امکان داد نه‌تنها واکنش سریع نشان دهد، بلکه مدیریت منابع و امکانات را بهینه‌سازی کند. این واقعیت نشان‌دهنده آن است که توانمندی دولت در بازگرداندن جریان زندگی روزمره، حاصل ترکیبی از ساختار نهادی، تجربه مدیریتی و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین است.
در پایان، تجربه دی‌ ۱۴۰۴ نمونه‌ای از ظرفیت بالای جمهوری اسلامی ایران برای حفظ ثبات اجتماعی و بازگرداندن جریان زندگی به حالت عادی است. این توانمندی، ناشی از انسجام نهادی، تجربه مدیریتی، قدرت تصمیم‌گیری و اجرای سریع سیاست‌ها و اعتماد نسبی جامعه به سازوکارهای دولتی است. دولت نشان داد حتی در مواجهه با بحران‌های گسترده می‌تواند با بهره‌گیری از تمام منابع و ابزارهای در اختیار، مسیر زندگی روزمره مردم را تثبیت کرده و زیرساخت‌های حیاتی کشور را در کمترین زمان ممکن بازسازی کند.
بنابراین می‌توان نتیجه گرفت جمهوری اسلامی ایران امروز به سطحی از قدرت و اقتدار رسیده است که توان مدیریت بحران‌های اجتماعی و اقتصادی و بازگرداندن زندگی روزمره به حالت عادی را به صورت مؤثر و سریع دارد. این واقعیت نه‌تنها بیانگر ظرفیت‌های مدیریتی و امنیتی دولت است، بلکه نشانه‌ای از بلوغ حکمرانی و توانایی مقابله با چالش‌های پیچیده داخلی و خارجی نیز محسوب می‌شود. اقتدار و توانمندی دولت، در نهایت به پایداری اجتماعی و امنیت ملی کشور و استمرار جریان زندگی روزمره مردم پیوند خورده است.

* جامعه‌شناس سیاسی

ارسال نظر