زهرا مشکینقلم: انیمیشن «شاه و ژولیت» از منظر فنی اثری قابل توجه است؛ گرافیک قدرتمند، رنگ و نور دقیق و استفاده خلاقانه از قالی ایرانی به عنوان عنصر روایی، نشان از تسلط سازندگان بر ابزار تصویر دارد. قالی در این اثر میتوانست پلی باشد میان اسطوره، تاریخ و حافظه جمعی اما پرسش اصلی این است: این توان فنی در خدمت چه نگاهی قرار گرفته است؟
آنچه در لایههای زیرین روایت دیده میشود، نه نقد تاریخی، بلکه بازنمایی یکسویه و تحقیرآمیز از ایران در برابر غرب است؛ روایتی که بیش از آنکه مسالهاش تاریخ باشد، به نظر میرسد در پی بازتولید نگاه غربمحور و خودتحقیرانهای است که سالهاست در برخی آثار جشنوارهپسند تکرار میشود.
در طراحی شخصیتها، این نگاه کاملاً عریان است. ژولیت، به عنوان نماد زن غربی، زیبا، قدبلند، خوشاندام و جذاب تصویر شده؛ در حالی که زنان ایرانی عموماً زشت، تیرهرو، بدقواره و بیروحاند. زن ایرانی یا موجودی خرافی و بدذات است، یا شبیه روحی سرگردان که فقط برای توطئه، اغوا یا مانعتراشی حضور دارد. جایگاه «مادر» به زنی جادوگرصفت و منفی تقلیل مییابد؛ گویی در فرهنگ ایرانی، مادری، مهر یا خرد وجود نداشته است. این پرسش جدی مطرح میشود که آیا سازندگان حتی نگاهی به تصاویر واقعی، عکسها و اسناد بصری زنان ایرانِ دوره قاجار انداختهاند یا تصویر از پیشساخته، جای پژوهش را گرفته است؟
تقسیم جهان روایت نیز معنادار است. در جهان غرب، شهر دیده میشود، مردم حضور دارند، زندگی جریان دارد. خیابان، مناسبات انسانی، عشق و معنا وجود دارد اما در جهان ایران، روایت هرگز از دربار ناصرالدینشاه خارج نمیشود. ایران، مساوی است با اندرونی، حرمسرا، توطئه، رقص، هوس و انحطاط. درست همان کاری که خود ناصرالدینشاه با سینماتوگراف کرد: ثبت غرب و ندیدن ایران. اینبار اما این حذف آگاهانه نه از سوی شاه، بلکه از سوی کارگردان انجام میشود. آیا ایران دیدنی نبوده؟ یا فقط غرب «تماشایی» است؟
ناصرالدینشاه در تاریخ شخصیتی پیچیده و پرتناقض است. او 3 سفر طولانی به اروپا داشت، شیفته فناوری، نمایشگاهها، نظم شهری و مظاهر تمدن غرب شد؛ عکاسی را وارد ایران کرد و خود به ثبت تصویر علاقهمند بود اما این مواجهه، هرگز به اصلاحات عمیق، ساختاری و بومی منجر نشد. ضعفهای او تاریخی و قابل نقد است ولی تقلیل تمام ایران به کاریکاتوری از انحطاط دربار قاجار، نقد تاریخ نیست؛ تحریف آن است.
این تحریف در نمایش مردان ایرانی نیز ادامه مییابد. مردان دربار، هیز، رقصنده، بیاراده و شهوتمحورند؛ شاه زمانی رفتاری «درست» و «عاقلانه» دارد که لباس غربی بر تن میکند. گویی عقل، اخلاق و انسانیت، تنها از مسیر غرب عبور میکند. حتی دختر شاه که به وضوح قرار است نماینده نسل جدید باشد، فقط به این دلیل کمی زیباتر و قابلتحملتر تصویر میشود که گرایش به غرب دارد؛ نه به خاطر شخصیت، کنش یا استقلال فکری.
در این میان، انتخاب و جایگاه میرزا حسینخان سپهسالار پرسشبرانگیز است. چرا سپهسالار باید همراه و چهره مثبت این روایت باشد؟ سپهسالار در تاریخ نماد غربگرایی بیمهار است؛ سیاستمداری که به جای اصلاح درونزا، راه نجات ایران را در واگذاری امتیازات گسترده به بیگانگان میدید. امتیازنامه رویتر، که حتی از نگاه برخی ناظران غربی نیز قراردادی افراطی و استعماری تلقی شد، سند روشن این رویکرد است. سپهسالار اصلاحگر نبود؛ واگذارکننده بود. او به جای تقویت حاکمیت ملی، آن را تضعیف کرد. تبدیل چنین شخصیتی به عنصر همراه و عقلانیتبخش روایت، یک انتخاب ساده روایی نیست؛ موضعگیری ایدئولوژیک است.
نمادپردازیها نیز همین مسیر را تأیید میکنند. روح فردوسی، نماد زبان، هویت و حافظه تاریخی ایران، عملاً هیچ نقشی در پیشبرد داستان ندارد اما روح شکسپیر فعال، مؤثر و نجاتبخش است. محل جلوس شاه بر دوش بردگان سنگی انسانی بنا شده؛ تصویری که اتفاقاً ریشهاش بیشتر در تاریخ و هنر غربی دیده میشود تا ایران. واعظ و روحانی ایرانی به جای نقش اجتماعی و تاریخی به کاریکاتوری مضحک تقلیل یافته است. هیچ نشانی از عمق فرهنگی، اخلاقی و انسانی تمدن ایرانی دیده نمیشود. حتی مفاهیم بنیادینی چون عشق و وفاداری، در این اثر غربیاند و نسخه ایرانی آنها به هوس، اغواگری و بیثباتی تقلیل یافته است.
در کنار اینها، نمایش کشتار و خودکشی به شکل موزیکال و فانتزی، این پرسش جدی را پیش میکشد که آیا این اثر اساساً مناسب کودک است؟ آیا ردهبندی سنی مشخصی دارد؟ در جهانی که ریتینگ، از بدیهیترین حقوق مخاطب است، این سکوت قابل توجیه نیست.
اگر هدف فیلم نشان دادن ضعفهای ناصرالدینشاه بوده، راههای بسیار دقیقتر، منصفانهتر و مسؤولانهتری وجود داشت اما آنچه در «شاه و ژولیت» میبینیم، نه نقد قدرت، بلکه تخریب هویت است؛ نه بازخوانی تاریخ، بلکه بازتولید شرم.
شاید مهمترین حق مخاطب ایرانی همین باشد: اینکه پس از تماشای یک اثر تاریخی، مجبور نباشد از ایرانی بودن خود دفاع کند!
«شاه و ژولیت»؛ انیمیشنی چشمنواز با نگاهی تحقیرآمیز به تاریخ و هویت ایرانی
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها