گروه بینالملل: در ماههای اخیر صحنه سیاسی عراق وارد مرحلهای از تنش و رایزنی شده است که پیامدهای آن هم در داخل این کشور و هم در مناسبات خارجی بغداد نمایان است. بحران دولتسازی پس از انتخابات مجلس عراق و چالشهای اصلی بر سر انتخاب نخستوزیر و رئیسجمهور، اکنون به آزمونی بزرگ برای ساختار سیاسی این کشور تبدیل شده؛ آزمونی که بیش از هر چیز نشاندهنده کشمکش میان گروههای سیاسی داخلی و تأثیر بازیگران منطقهای و فرامنطقهای است. البته یک خبر باعث جنجال بزرگی در محیط عراق شد. به گزارش رویترز، منابع آگاه اعلام کردند مارک ساویا که ماه اکتبر از سوی دونالد ترامپ به عنوان نماینده ویژه آمریکا در امور عراق معرفی شده بود، دیگر این سمت را در اختیار ندارد. این تحول در شرایطی رخ میدهد که تنشها میان واشنگتن و بغداد بر سر تلاش آمریکا برای مقابله با ایران افزایش یافته است. بر اساس این گزارش، ساویا که یک کارآفرین مسیحی عراقیتبار و از چهرههای نزدیک به ترامپ است، سابقه دیپلماتیک نداشت و از زمان معرفی، هیچ سفر رسمیای به عراق انجام نداد. منابع میگویند او نتوانست مانع نامزدی نوری مالکی برای نخستوزیری شود؛ اقدامی که ترامپ صراحتاً بغداد را از آن برحذر داشته بود. حساب کاربری ساویا در شبکه ایکس از روز پنجشنبه غیرفعال شده و او سفر برنامهریزیشده خود به عراق را نیز لغو کرده است.
تمایل «الاطار التنسيقی» به نامزدی مالکی
ائتلاف اصلی شیعی عراق، «الاطار التنسيقی» که بزرگترین بلوک پارلمانی پس از انتخابات اخیر است، بار دیگر بر نامزدی نوری مالکی، نخستوزیر سابق عراق برای تصدی پست نخستوزیری تأکید کرده است. این ائتلاف بر این باور است انتخاب نخستوزیر موضوعی کاملاً داخلی و دموکراتیک است و باید بدون فشار خارجی انجام شود. منابع عرب گزارش دادهاند جلسات داخلی این ائتلاف با هدف وحدت مواضع و حمایت قویتر از نامزدی مالکی در حال برگزاری است، حتی در حالی که بحث و جدل داخلی درباره این انتخاب ادامه دارد.
از دید «الاطار التنسيقی»، بازگشت مالکی به رهبری دولت آینده به عنوان راهی برای تقویت انسجام سیاسی و پاسخگویی به خواستههای احزاب شیعی تلقی میشود، هرچند این موضع درونی این ائتلاف نیز باعث برخی اختلافات شده است.
واکنش آمریکا و ترامپ؛ مخالفت صریح
همزمان با تلاش «الاطار التنسيقی» برای احیای نقش سیاسی مالکی، ایالات متحده بویژه دونالد ترامپ مواضعی صریح و انتقادی اتخاذ کرده است. ترامپ از طریق شبکههای اجتماعی و اظهارات رسمی هشدار داده بازگشت مالکی به قدرت میتواند پیامدهای منفی زیادی برای همکاری آمریکا با عراق داشته باشد و حتی تهدید به قطع حمایتها و همکاریها کرده است.
این تحولات نشان میدهد واشنگتن به دنبال محدود کردن نفوذ مقاومت است و تصور میکند حضور مالکی میتواند به تقویت این نفوذ منجر شود. مواضع آمریکا در رسانههای عرب به وضوح به عنوان فشار قابل توجهی بر بغداد برای تغییر جهت سیاسی تلقی شده است.
چالش احزاب کرد در انتخاب رئیسجمهور
همزمان با بحران نخستوزیری، انتخاب رئیسجمهور عراق نیز به یک چالش جدی تبدیل شده است. طبق عرف سیاسی عراق، این مقام باید به نمایندگان جامعه کرد اختصاص یابد. با این حال، ۲ حزب اصلی کرد - دموکرات کردستان (KDP) و اتحادیه میهنی کردستان (PUK) - تاکنون نتوانستهاند بر یک نامزد مشترک توافق کنند.
این اختلاف باعث شده مجلس عراق بارها جلسه انتخاب رئیسجمهور را به تعویق بیندازد، زیرا بدون نامزدی واحد از سوی احزاب کرد، رأیگیری به بنبست میرسد و این موضوع روند کامل تشکیل دولت را متوقف کرده است.
در تحلیل منابع عرب، اختلاف داخلی کردها نهتنها یک چالش فنی در فرآیند انتخاب رئیس کشور است، بلکه نمادی از ضعف اجماع و اختلاف توازن قدرت در درون جامعه کرد به حساب میآید. اختلاف میان KDP و PUK ناشی از رقابت دیرینه برای سهم از قدرت در ساختار سیاسی عراق است و این رقابت اکنون در حساسترین نقطه ممکن - انتخاب رئیسجمهور - خود را نمایان کرده است.
پیوند مسائل کردها با بحران نخستوزیری
نکته مهمتر از این، ارتباط مستقیم میان بحران بر سر ریاستجمهوری و بحران نخستوزیری است. منابع عرب اشاره کردهاند «الاطار التنسيقي» تلاش دارد با ایجاد توافق میان احزاب کرد درباره پست ریاستجمهوری، پشتیبانی کردها از نامزدی مالکی را نیز جلب کند. این تلاش نمایانگر این است که بحران دولتسازی اکنون به یک بازی چندجانبه پیچیده تبدیل شده که احزاب کرد و ائتلافهای شیعی هر دو در آن نقش اساسی دارند.
همگرایی/ رقابت میان احزاب کرد و بلوکهای شیعی میتواند تعیینکننده سرنوشت سیاسی دولت آینده عراق باشد و روشن میکند حل یکی از ۲ موضوع (ریاست جمهوری یا نخستوزیری) بدون حل موضوع دیگر ممکن نیست.
نقش بازیگران منطقهای
در کنار بازیگران داخلی، کشورهای منطقهای نظیر ایران نقش مهمی در تحولات سیاسی عراق ایفا میکنند. جمهوری اسلامی ایران که روابط عمیقی با احزاب شیعی عراق دارد، در منابع عرب به عنوان یک عامل تأثیرگذار پنهان توصیف شده است. تهران با داشتن روابط تاریخی و دینی با گروههای شیعی، همواره تلاش کرده نقش خود را در ساختار قدرت عراق تقویت کند و از آن به عنوان یک همپیمانگر استراتژیک در برابر فشارهای آمریکا بهره ببرد. چنین نفوذی، اگرچه در رسانههای رسمی کمتر به صورت مستقیم اعلام میشود اما تحلیلگران عرب به وضوح به این تأثیر اشاره کردهاند؛ بویژه در زمینه شیوه تصمیمگیری ائتلافهای شیعی و مواضع آنان در برابر خواست واشنگتن.
نقش بازیگران فرامنطقهای؛ آمریکا و رقابت با ایران
در سوی مقابل، آمریکا از طریق فشارهای سیاسی و دیپلماتیک بویژه مواضع ترامپ تلاش میکند جهت تحولات سیاسی عراق را به سود خود تغییر دهد. منابع عرب تحلیل میکنند واشنگتن سعی دارد از ابزارهای مختلف سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی بالقوه برای محدود کردن نفوذ ایران بهره گیرد و با این هدف در روند انتخاب نخستوزیر دخالت مستقیم میکند. رقابت میان واشنگتن و تهران در عراق که اغلب در رسانههای بینالمللی به وضوح دیده میشود، اکنون به یک زمینه اصلی برای بحران سیاسی عراق تبدیل شده است. از دیدگاه بسیاری از تحلیلگران عرب، این جنگ نفوذ خارجی است که باعث شده بغداد در میانه فشارهای متقابل خارجی و رقابتهای داخلی گرفتار شود و نتواند بهراحتی از بنبست سیاسی رهایی یابد.
پیامدها و چشمانداز آینده
بحران فعلی با پیامدهای عمیق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی همراه است. اختلاف بر سر انتخاب نخستوزیر و رئیسجمهور میتواند تداوم بیثباتی سیاسی و تاخیر بیشتر در تشکیل دولت را در پی داشته باشد که این خود نتیجهای جز افزایش نارضایتی عمومی و ضعف حکومت مرکزی نخواهد داشت.
از منظر تحلیلی، عراق در نقطه تقابل ۲ راهبرد قرار دارد: یکی تقویت حاکمیت ملی و ایجاد وفاق داخلی برای خروج از بحران و دیگری ادامه فشار و دخالت بازیگران خارجی که میتواند تنشهای سیاسی - اجتماعی را تشدید کند.
از سوی دیگر اگر خبر انتصاب توماس باراک، سفیر آمریکا در آنکارا و نماینده ویژه آن کشور در سوریه به عنوان نماینده آمریکا در امور عراق صحت داشته باشد، این انتصاب چند پیام مهم دارد: اول اینکه باراک متخصص مهار است. انتصاب او این منظور را میرساند که او قرار است با ایجاد انشقاق درون گروهها در عراق، مانند لبنان و سوریه گروههای مقاومت را از درون با فشار مهار کند؛ موضوعی که در لبنان به دنبال آن بود و جنوب لیتانی را خلع سلاح کرد و در سوریه هم با حمایت تمامقد از احمد الشرع و خالی کردن پشت کردها سعی کرد با انتصاب یک فرد مقتدر ولو سلفی باعث محدود شدن قدرت در دستان یک نفر باشد که با آمریکا هم رابطه خوبی دارد. باراک نمونه سیاستمدار تاجرپیشهای است که قدرت سیاسی را با مزدوری عوامل داخلی و فشار بیرونی پیش میبرد؛ موضوعی که ساویا از درک و عمل به آن عاجز بود.