۳۰/خرداد/۱۴۰۵
|
۱۹:۲۱
اثرگذاری تعرفه ادعایی ترامپ چقدر بر اقتصاد ایران جدی است؟

بلوف 25 درصدی

بلوف 25 درصدی

رئیس‌جمهور آمریکا بامداد شنبه فرمان جدیدی را امضا کرد که دولتش را مجاز می‌کند بر کشورهایی که با جمهوری اسلامی ایران تجارت می‌کنند، تعرفه‌های گمرکی اضافه اعمال کند. ترامپ در یک پست در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» نوشت: «از همین حالا، هر کشوری که با جمهوری اسلامی ایران تجارت کند، برای هرگونه تجارت با ایالات متحده آمریکا تعرفه ۲۵ درصدی پرداخت خواهد کرد. این دستور قطعی و نهایی است». این اعلام ناگهانی پس از بازگشت بحث «فشار حداکثری» به صدر اخبار سیاسی و اقتصادی منطقه، واکنش‌های گسترده‌ای در رسانه‌های داخلی و بین‌المللی برانگیخت.

متن فرمان اجرایی و ابهامات

با اینکه خبرگزاری‌های رسمی آمریکا خبر امضای فرمان اجرایی را منتشر کردند، متن رسمی منتشرشده تفاوت‌هایی با محتوای اعلام‌شده ترامپ دارد. در متن فرمان اجرایی کاخ سفید صراحتا از «تعرفه‌های اضافه» صحبت شده اما اشاره مستقیمی به رقم ۲5 درصد نشده است. به بیان کارشناسان حقوقی چنین تفاوتی معنادار است، چرا که آنچه قابلیت اجرا دارد، متن فرمان است و اظهارات توئیتری دونالد ترامپ لزوما عملیاتی نخواهد شد. همچنین ترامپ در پست خود از واژه «تجارت» با ایران استفاده کرده بود؛ اصطلاحی که هر دو سمت فروش و خرید کالا را دربر می‌گیرد اما متن فرمان اجرایی تنها شامل کشورهایی است که کالا یا خدمات را از ایران خریداری می‌کنند و هیچ اشاره‌ای به کشورهایی که به ایران کالا صادر می‌کنند نشده است.
بر اساس بیانیه کاخ سفید، این دستور اجرایی در ۹ بخش مجزا تنظیم شده و با استناد به اختیارات «قانون اختیارات اقتصادی در شرایط اضطراری بین‌المللی» صادر شده است. مطابق بخش‌های اولیه فرمان، پس از شناسایی کشورهای خریدار کالا یا خدمات ایرانی، وزرای خزانه‌داری و بازرگانی و سایر نهادها باید گستره دقیق تعرفه‌ها را تعیین کنند. دولت آمریکا از زمان اجرای فرمان، می‌تواند یک نرخ تعرفه گمرکی اضافه (برای مثال ۲5 درصد) بر واردات از این کشورها اعمال کند. در صورت واکنش متقابل این کشورها، رئیس‌جمهور آمریکا اختیار افزایش تعرفه‌ها یا تحمیل مجدد تحریم‌های جدید را دارد.
با این حال همین اختلاف ادبیات در فرمان رسمی دستمایه تردید تحلیلگران شده است. به گفته تحلیلگران و رسانه‌ها، متن رسمی فرمان اجرایی با ادبیات پست ترامپ فاصله معناداری دارد. همچنین برخی رسانه‌ نیز بر این نکته تأکید کردند که این فرمان بیشتر جنبه «ابزار رسانه‌ای و روانی» دارد تا یک اقدام عملی فوری. با این حال آنچه اهمیت دارد، یک بازی روانی جدید از سوی دولت آمریکا با اقتصاد ایران است که باید دید تا چه اندازه تاثیرگذار خواهد بود.

واکنش‌ها و مواضع بین‌المللی

خبرگزاری‌های معتبر جهان به‌سرعت این خبر را پوشش دادند. برای نمونه، رویترز نوشت: «دونالد ترامپ روز جمعه فرمان اجرایی‌ای را امضا کرد که ممکن است تعرفه ۲۵ درصدی بر کشورهایی که با ایران داد و ستد می‌کنند، اعمال کند». این گزارش اشاره کرد که فرماشن ترامپ در حالی صادر شده که این هفته مذاکرات جدیدی میان ایران و آمریکا در مسقط عمان آغاز شده است. برخی تحلیلگران می‌گویند همزمانی فشار جدید ترامپ با ازسرگیری مذاکرات، می‌تواند نمادی از استفاده ابزاری از فشار باشد.
در سطح بین‌المللی، سخنگوی سفارت چین در آمریکا در واکنش به تصمیم ترامپ برای اعمال تعرفه ۲۵ درصدی علیه کشورهایی که با جمهوری اسلامی معامله می‌کنند، در ایکس نوشت پکن با «هرگونه تحریم یک‌جانبه غیرقانونی و اعمال صلاحیت فرامرزی» مخالف است. سفارت چین در آمریکا با تاکید بر اینکه جنگ تعرفه‌ای و جنگ تجاری برنده‌ای ندارد و اجبار و فشار نمی‌تواند مشکلات را حل کند، گفت: «پکن برای حفاظت از حقوق و منافع مشروع خود همه اقدام‌های لازم را انجام خواهد داد». ژاپن و کره‌جنوبی نیز با ابراز نگرانی اعلام کردند موضوع را به دقت زیر نظر دارند و «هر اقدام لازم» را پس از شفاف شدن جزئیات انجام خواهند داد. در فضای داخل کشور نیز رسانه‌های عمومی با در نظر گرفتن اثر پایین اقدام اخیر آمریکا و عدم واکنش رسمی از سوی مقامات مسؤول،‌ این اقدام را بیشتر تلاشی نمادین برای احیای گفتمان و طرح «فشار حداکثری» خواندند.

ترکیب شرکای تجاری اصلی ایران

به منظور سنجش دقیق و ارزیابی میزان اثربخشی احتمالی تعرفه‌ها بر محیط اقتصاد کلان، تحلیل ترکیب شرکای تجاری ایران امری ضروری و بنیادین است. طبق گزارش‌های رسمی گمرک ایران، 5 کشور چین، عراق، امارات عربی متحده، ترکیه و افغانستان به عنوان اصلی‌ترین شرکای تجاری کشور در حوزه صادرات غیرنفتی معرفی شده‌اند. تحلیل سهم هر یک از این مقاصد می‌تواند تصویری روشن از جغرافیای تجارت خارجی ایران و آسیب‌پذیری یا تاب‌آوری آن در برابر تغییرات تعرفه‌ای ارائه دهد.
در میان این شرکا، چین با فاصله‌ای قابل توجه در جایگاه نخست قرار دارد به طوری که با واردات کالا به ارزش تقریبی ۱۲ میلیارد و ۳۱۱ میلیون دلار، بالغ بر 25.78 درصد از کل ارزش صادرات غیرنفتی ایران را به خود اختصاص داده است. پس از چین، عراق دومین مقصد استراتژیک صادراتی محسوب می‌شود. این کشور با جذب کالاهایی به ارزش حدود ۱۰ میلیارد و ۱۷۶ میلیون دلار، سهمی معادل 21.31 درصد از حجم کل صادرات غیرنفتی ایران را در اختیار دارد که نشان‌دهنده وابستگی متقابل تجاری میان 2 کشور همسایه است. در رده‌های بعدی فهرست گمرک، نام کشورهای امارات عربی متحده، افغانستان و ترکیه به چشم می‌خورد. امارات با سهمی معادل 12.48 درصد، کالاهایی به ارزش ۵ میلیارد و ۹۶۱ میلیون دلار را از ایران خریداری کرده است. همچنین افغانستان با جذب حدود یک میلیارد و ۹۷۳ میلیون دلار کالا، 4.13 درصد از کل ارزش صادرات غیرنفتی را از آن خود کرده است. طرح نحوه تجارت با شرکای اقتصادی در ادامه بیان می‌شود.
1- چین؛ شریک اول و جنگ تجاری: چین بزرگ‌ترین خریدار کالاهای ایرانی است و بیشترین درآمد غیرنفتی را به ایران اختصاص داده است. اقلام اصلی صادرات ایران به چین شامل نفت خام و مشتقات نفتی، محصولات پتروشیمی و مواد معدنی مانند سنگ آهن و مس می‌شود. از سوی دیگر، جنگ تعرفه‌ای جاری بین آمریکا و چین عامل مهمی در ارزیابی اثرگذاری تحریم جدید است. در ماه‌های اخیر 2 کشور تعرفه‌های متقابلی تا ۱۴5 درصد (آمریکا) و ۱۲5 درصد (چین) بر کالاهای یکدیگر وضع کردند اما پس از مدتی به توافق نسبی و کاهش تعرفه‌ها رسیدند و حتی روسای ‌جمهور 2 کشور اعلام دیدار کردند. تحلیلگران اقتصادی معتقدند ایالات متحده توان ادامه یک درگیری تجاری تمام‌عیار با چین را ندارد و احتمال دارد تمایلی به منازعه جدید بر سر تجارت ایران با چین نشان ندهد. بنابراین به نظر می‌رسد اعمال تعرفه ۲5 درصد بر تجارت چین با آمریکا بهانه‌ای برای مجازات چین به ‌واسطه خرید از ایران نیست.
2- عراق؛ تجارت غیربانکی و غیررسمی: عراق با خرید بیش از ۱۰ میلیارد دلار کالای ایرانی، پس از چین در رتبه دوم قرار دارد. کالاهای صادراتی به عراق عمدتا محصولات کشاورزی، غذایی، مصالح ساختمانی و لوازم خانگی‌اند اما طبق گفته محمد لاهوتی، رئیس کمیسیون صادرات اتاق بازرگانی ایران، انتقال ارز رسمی از عراق برای پرداخت به صادرکنندگان ایرانی تقریبا ممکن نیست. عراق و ایران سال‌هاست با محدودیت‌های بانکی ناشی از تحریم‌ها مواجهند، بنابراین واردکنندگان عراقی معمولا ارز مورد نیاز خود را از بازار آزاد تأمین می‌کنند؛ فرآیندی که عملا رصد دقیق آن دشوار است. در نتیجه، بخش عمده تجارت ایران و عراق در قالب کانال‌های رسمی بانکی صورت نمی‌گیرد و خیلی تحت تأثیر سیاست تعرفه‌ای جدید نخواهد بود.
3- امارات؛ هاب ترانزیتی منطقه: امارات با واردات 5.961 میلیارد دلار کالا از ایران، حدود 12.5 درصد از صادرات غیرنفتی ایران را به خود اختصاص داده است اما بخش مهمی از این کالاها در خود امارات مصرف نمی‌شود و دوباره به دیگر کشورها صادر می‌شوند. یعنی امارات بیشتر نقش یک هاب ترانزیتی و ری‌اکسپورت را دارد. حتی اگر آمریکا بخواهد با اعمال تعرفه بر محصولات اماراتی حمله‌ای به اقتصاد ایران بکند، حجم صادرات مستقیم امارات به آمریکا بسیار محدود است (حدود 7 الی ۸ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ بوده است). به گفته محمد لاهوتی، این مقدار نهایتا شامل جواهرات، طلا و لوازم آلومینیومی می‌شود و در مقایسه با حدود یک تریلیون دلار صادرات امارات به دیگر کشورها، این ۷ تا ۸ میلیارد دلار چندان قابل توجه نیست. به همین دلیل، احتمال چندانی نمی‌رود که این سهم ناچیز کالاها، اعمال تعرفه ۲5 درصد را به چالشی جدی برای اقتصاد امارات تبدیل کند. به‌طور کلی، سازوکار ری‌اکسپورت در امارات و اهمیت تجاری آن در سطح منطقه موجب شده تأثیر مستقیم این تحریم بر ایران بسیار محدود باشد.
4- افغانستان و سایر شرکای کوچک: افغانستان با حدود 1.973 میلیارد دلار واردات از ایران، سهمی حدود 4.13 درصد از صادرات غیرنفتی ایران دارد. بخش قابل‌توجهی از تجارت ایران با افغانستان به‌صورت ریالی یا از طریق سازوکارهای غیررسمی انجام می‌شود. چنین سازوکاری نیز اساسا خارج از نظام ارزی رسمی و تحت نظارت محدود است، بنابراین اعمال فشار تعرفه‌ای آمریکا نمی‌تواند مسیرهای این تجارت را به‌طور مؤثری محدود کند. همچنین کشورهای دیگری نظیر ترکیه نیز جزو 5 شریک اصلی ایران شناخته می‌شوند اما آمار دقیقی از سهم صادرات ایران به ترکیه در متن گزارش ارائه نشده است. در مجموع، در هیچ یک از مهم‌ترین شرکای ایران (چین، عراق، امارات، افغانستان) شواهد روشنی از آن دیده نمی‌شود که تعرفه ۲5 درصد اعلام‌شده، تأثیر عملی ملموسی بر تجارت آنها با ایران داشته باشد.

صادرات نفت و انرژی

یکی از بخش‌های کلیدی صادرات ایران، نفت خام و محصولات پتروشیمی است که سال‌ها تحت شدیدترین تحریم‌های آمریکا و اروپا قرار داشته است. ترامپ در دوره اول ریاست‌جمهوری خود رسما «صفر کردن» صادرات نفت ایران را هدف قرار داد اما عملا موفق نشد. در سال‌های اخیر، ایران به رغم تحریم‌های سخت توانسته رکوردهای جدیدی در تولید و صادرات نفت به ثبت برساند. برای مثال در فروردین ۱۴۰۴ مدیر شرکت ملی نفت خبر افزایش 7 درصد تولید را اعلام کرد و آمار ژوئن ۲۰۲۵ حاکی از رسیدن میانگین صادرات نفت خام ایران به 1.8 میلیون بشکه در روز بود که بالاترین مقدار دهه گذشته است.
پیش‌بینی می‌شود ابزار تعرفه‌ای جدید ترامپ نتواند صادرات نفت ایران را متوقف کند، زیرا مسیرهای فروش نفت ایران از پیش بر اساس شبکه‌های پیچیده و خارج از نظارت مستقیم آمریکایی‌ها شکل گرفته است. کارشناسان نفتی می‌گویند وزارت نفت ایران پس از سال‌ها تحریم، آبدیده شده و همواره راه‌هایی برای حفظ جریان صادرات نفت یافته است. در این میان، ممکن است صرفا معاملات رسمی صادرات نفت به ‌سمت بازارهای غیررسمی و خریداران جدید تغییر مسیر دهد اما به‌نظر نمی‌رسد این فرمان تعرفه‌ای بتواند خریداران عمده نفت خام ایران در چین و عراق را از تأمین نیازشان منصرف کند.
در بخش محصولات پتروشیمی و فرآورده‌های نفتی نیز برخی تحلیلگران پیش‌بینی کرده‌اند افزایش بی‌ثباتی در سازوکارهای رسمی معاملات، ممکن است به رشد معاملات زیرمیزی در بازارهای آزاد منجر شود اما باز هم عامل اصلی اثرگذاری این فرمان ترامپ، نه منطق اقتصادی است، بلکه میزان تمایل خریداران و هدایت بازار جهانی انرژی است. در این میان باید به این مساله مهم و اساسی نیز اشاره کرد که تصمیم کشورهای واردکننده محصولات نفتی در مواجهه با این فشار جدید بسیار تعیین‌کننده خواهد بود.

جمع‌بندی و چشم‌انداز

جمع‌بندی شواهد نشان می‌دهد اعلام تعرفه ۲۵ درصدی ترامپ علیه شرکای تجاری ایران تاکنون بیشتر یک عمل تبلیغاتی و روانی به حساب می‌آید تا تغییری عملی در معادلات تجاری منطقه. هیچ‌ یک از بزرگ‌ترین شرکای ایران نه اقدام جدی برای قطع معامله با ایران را در پیش گرفته‌اند و نه به ‌نظر می‌رسد آمریکا تمایل به تنش‌زایی دوباره با رقبای تجاری اصلی خود همچون چین داشته باشد. کارشناسان ایرانی تأکید می‌کنند تجربه سال‌های گذشته نشان داده فشار حداکثری لزوما به نتایج اقتصادی مورد نظر واشنگتن منجر نمی‌شود و واکنش‌ها بیشتر در سطح گفتمانی و رسانه‌ای رقم می‌خورد.
با این حال این ابزار جدید همچون تحریم‌های پیشین نیازمند بررسی دقیق و اتخاذ تدابیر لازم از سوی مسؤولان کشور و راهبران و سیاست‌گذاران اقتصاد ایران است. در صورت عملی شدن جنگ تعرفه‌ای علیه ایران،‌ جمهوری اسلامی می‌تواند مشابه گذشته با تنوع‌‌بخشی به بازارها و تقویت سازوکارهای غیررسمی دادوستد، آثار منفی احتمالی را کاهش دهد. همانطور که دولتمردان ایران پیش‌تر نشان داده‌اند، تلاش برای حمایت از صادرات نفت و پتروشیمی کشور در دوران تحریم ادامه خواهد یافت. در نهایت، تأثیرات واقعی این اقدام تازه ترامپ بیش از هر چیز در نحوه پوشش خبری و مناظرات سیاسی در ماه‌های آتی نمایان خواهد شد تا اینکه بخواهد تغییر ملموسی در تجارت ایران داشته باشد.

ارسال نظر
captcha