داستان انقلاب را امروز بنویسید!
واقعاً انقلاب جزو آن حوادثی است که جز با زبان هنری، اصلاً قابل بیان نیست. مثلاً آدم چطور میتواند در یک تاریخ، وضعیت زندانهای رژیم پهلوی را تصویر کند؟ اصلاً در تاریخ نمیشود. کسی حوصله ندارد که اینها را در تاریخ بخواند، جز در داستان و شعر؛ عمده در داستان میشود اینها را بیان کرد. بقیه ماجراهایی هم که در انقلاب گذشته، فقط در قصه و کار هنری قابل ارائه است و لاغیر. لذاست که داستان انقلاب باید نوشته میشد. شما الان میتوانید داستان انقلاب را بنویسید. اصلاً آن را باید حالا بنویسید. داستان انقلاب را آن زمانها نمیشد نوشت، الان باید نوشت. کما اینکه من میگویم قصه جنگ را هم الان باید نوشت. زمان جنگ، خاطرات جنگ را میشد نوشت؛ همین کاری که شماها کردید اما قصه جنگ یک چیز دیگر است. هنرمندی که میخواهد از این ماجرا یک قصه دربیاورد، باید بر فضا مسلط باشد تا بتواند از همه عناصر استفاده کند،... اصلاً خاصیت کار هنری این است. باید اثر پایی از همه قضایای انقلاب در این قصه بیاید. در یک کوچه اتفاقی میافتد، در یک خانه اتفاقی میافتد اما این کوچکشده آن حادثه بزرگی است که در همه جای کشور اتفاق افتاده است.
سیدعلی حسینیخامنهای/ من و کتاب
انتشارات سوره مهر - صفحات 59 و 60
در دیدار نویسندگان و هنرمندان حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، 2/3/1377
***
حزبالله
امروز لفظ پاک «حزبالله»
گویا که در قاموس «روشنفکر» این قوم،
دشنام سختی است!
اما
من خوب یادم هست
روزی که «روشنفکر»
در کافههای شهر پرآشوب
عرق میخورد
با جانفشانیهای جانبازان «حزبالله»
تاریخ این ملت
ورق میخورد!
سیدحسن حسینی/ همصدا با حلق اسماعیل
انتشارات حوزه هنری - صفحه 50
***
حدود اختیارات و وظایف ولی فقیه
اگر فرد لایقی که دارای این ۲ خصلت [علم به قانون و عدالت] باشد، به پا خاست و تشکیل حکومت داد، همان ولایتی را که حضرت رسول اکرم(ص) در امر اداره جامعه داشت داراست و بر همه مردم لازم است که از او اطاعت کنند. این توهم که اختیارات حکومتی رسول اکرم(ص) بیشتر از حضرت امیر(ع) بود یا اختیارات حکومتی حضرت امیر(ع) بیش از فقیه است، باطل و غلط است. البته «فضایل» حضرت رسول اکرم(ص) بیش از همه عالَم است و بعد از ایشان، «فضایل» حضرت امیر(ع) از همه بیشتر است. لکن زیادیِ فضایل معنوی، «اختیارات حکومتی» را افزایش نمیدهد. همان اختیارات و ولایتی که حضرت رسول و دیگر ائمه صلواتالله علیهم در تدارک و بسیج سپاه، تعیین ولات و استانداران، گرفتن مالیات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند، خداوند همان اختیارات را برای حکومت فعلی قرار داده است، منتها شخص معینی نیست، روی عنوان «عالم عادل» است. وقتی میگوییم ولایتی را که رسول اکرم(ص) و ائمه(ع) داشتند، بعد از غیبت، فقیه عادل دارد، برای هیچکس این توهم نباید پیدا شود که مقام فقها، همان مقام ائمه(ع) و رسول اکرم(ص) است. زیرا اینجا صحبت از «مقام» نیست، بلکه صحبت از «وظیفه» است. ولایت یعنی حکومت و اداره کشور و اجرای قوانین شرع مقدس، یک وظیفه سنگین و مهم است نه اینکه برای کسی شأن و مقام غیرعادی به وجود بیاورد و او را از حد انسان عادی بالاتر ببرد. به عبارت دیگر، ولایت مورد بحث یعنی حکومت و اجرا و اداره، برخلاف تصوری که خیلی افراد دارند امتیاز نیست، بلکه وظیفهای خطیر است.
سیدروحالله موسویخمینی/ ولایت فقیه
صفحات ۵۵ و ۵۶
***
امام خمینی و نجات دین از فردگرایی
حضرت امام خمینی(ره) فهمیدند غور در عرفان و فقه و فلسفه بدون حیات دینی که به وسعت اجتماع باشد، یک نوع انزوا و فرو افتادن در دیوارهای تنگ فردگرایی است و از این طریق انسان به شکوفایی واقعی نمیرسد و از آن طریق بیآیندگی بهکلی از صحنه جان انسان رخت برنمیبندد و در نتیجه خداوند انقلاب اسلامی را به ایشان هدیه داد. همانطور که اهل سنت روایات غدیر را میشناسند ولی عدهای از بدخواهان موضوع را به یک موضوع سیاسی تبدیل کردند، بهطوری که برادران اهل سنت ما تصور میکنند میتوانند بدون ارتباط با علی علیهالسلام و مسیر حاکمیت اهل بیت علیهمالسلام سلوک دینی خود را ادامه دهند، همینطور این خطر برای مردم ما نسبت به انقلاب اسلامی هست که عدهای فکر کنند برای مسلمان بودن نیازی نیست حتماً وارد اردوگاه انقلاب اسلامی شد. با این تحلیل، همان ظلمی که به جهان اهل سنت شد و آنها را از عترت رسول خدا(ص) جدا کردند، به شیعه میشود و آنها را از غدیرِ قرن چهاردهم، یعنی انقلاب اسلامی، جدا میکنند و از برکات فوقالعاده این ارتباط محروم میگردانند.
اصغر طاهرزاده
انقلاب اسلامی؛ بازگشت به عهد قدسی
نشر لبالمیزان - صفحه ۴۵
گردآورنده، تقی دژاکام