فتوای قتل رشدی مطابق دین است نه دیپلماسی!
آنان که هنوز بر این باورند و تحلیل میکنند که باید در سیاست و اصول و دیپلماسی خود تجدید نظر نماییم و ما خامی کردهایم و اشتباهات گذشته را نباید تکرار کنیم و معتقدند که شعارهای تند یا جنگ، سبب بدبینی غرب و شرق نسبت به ما و نهایتاً انزوای کشور شده است و اگر ما واقعگرایانه عمل کنیم، آنان با ما برخورد متقابل انسانی میکنند و احترام متقابل به ملت ما و اسلام و مسلمانان میگذارند. این یک نمونه است که خدا میخواست پس از انتشار کتاب کفرآمیز «آیات شیطانی» در این زمان اتفاق بیفتد و دنیای تفرعن و استکبار و بربریت چهره واقعی خود را در دشمنی دیرینهاش با اسلام برملا سازد تا ما از سادهاندیشی بهدرآییم و همه چیز را به حساب اشتباه و سوء مدیریت و بیتجربگی نگذاریم و با تمام وجود درک کنیم که مساله اشتباه ما نیست، بلکه تعمد جهانخواران به نابودی اسلام و مسلمین است و الّا مساله فردی سلمان رشدی آنقدر برایشان مهم نیست که همه صهیونیستها و استکبار پشت سر او قرار بگیرند. روحانیون و مردم عزیز حزبالله و خانوادههای محترم شهدا حواسشان را جمع کنند که با این تحلیلها و افکار نادرست خون عزیزانشان پایمال نشود. ترس من این است که تحلیلگران امروز، 10 سال دیگر بر کرسی قضاوت بنشینند و بگویند که باید دید فتوای اسلامی و حکم اعدام سلمان رشدی مطابق اصول و قوانین دیپلماسی بوده است یا خیر؟ و نتیجهگیری کنند که چون بیان حکم خدا آثار و تبعاتی داشته است و بازار مشترک و کشورهای غربی علیه ما موضع گرفتهاند، پس باید خامی نکنیم و از کنار اهانتکنندگان به مقام مقدس پیامبر و اسلام و مکتب بگذریم!
سیدروحالله موسوی خمینی/ صحیفه امام
جلد 21، صفحه 291
***
پرچم اجنبی را بالا بیاورم؟!
آیتالله فضلالله نوری(ره) در جواب کسی که روز قبل دستگیری ایشان میخواست پرچم سفارت هلند را بر خانه ایشان نصب کند، با خنده و استهزاء فرمود:
«آقای سعدالدوله! بیرق ما را باید روی سفارت اجنبی بزنند؛ چطور ممکن است صاحب شریعت به من، که یکی از مبلغان احکام آن هستم، اجازه فرماید به خارج از شریعت پناهنده شوم؟ مگر قرآن نخواندهاید که میفرماید «لن یجعلالله للکافرین علی المؤمنین سبیلاً» و آیه «و لاتتخذوا الیهود و النصاری أولیاء» را فراموش کردهاید؟ من راضی هستم که صد مرتبه زنده شوم و مسلمانان و ایرانیان مرا مثله کرده و بسوزانند، ولی پناهنده به اجنبی نشده و بر خلاف امر شارع مقدس اسلام، رفتاری نکرده باشم.»
موسی نجفی و موسی حقانی/ تاریخ معاصر ایران
نشر آرما - صفحه ۱۷۵
***
کفر متحرک یا اسلام راکد؟!
کفرِ متحرک به اسلام میرسد، ولی اسلامِ راکد، پدربزرگ کفر است. سلمانها در حالی که کافر بودند، حرکتشان آنها را به رسول منتهی کرد و زبیرها در حالی که با رسول بودند، رکودشان آنها را به کفر پیوند زد. کفری که با حرکت ما همراه باشد، وحشتی ندارد. وحشت آنجایی است که با رکودها پیوند خورده باشیم.
علی صفاییحائری/ حرکت
انتشارات لیلهالقدر - صفحه ١٢
***
گفتنیهای معطر!
گل که در باغ شکفت
میتوان گفت که:
این جنس غریب - غرضم بوی خوش است -
باید از پنجره باد به اقصای بلاد
هیچ صادر نشود؟!
مثل این است که آدم - آدم؟ -
روی یک تکه مقوا بنویسد که:
«زمین برهوت
باید اصلاً به خیال دهنِ تَفزدهاش
طعم باران متبادر نشود!»
و بکوبد وسط قلب کویر!
***
گل که در باغ شکفت
گفتنیهای معطر را گفت
و شما سوی یک تکه مقوا رفتید...
باد بر حرف شما قهقهه سر داد و گذشت
و کویر
یادِ بارانِ فراوان بهار
یاد انبوهیِ جنگل افتاد
و شما وا رفتید!
معجزی بود شگفت:
در کتاب برهوتی که شما
صفحهبندش بودید
ناگهان مبحث گلها وا شد
و دهانهای شما رسوا شد...
الغرض باد وزید
و ورقها برگشت
پس از آن
انتشارات شما بوی غلطنامه گرفت!
***
اندکی شرم کنید
تا به کی میخواهید
آب در هاون اندیشه خود نرم کنید؟!
گل که در باغ شکفت
گفتنیهای معطر را گفت...
سیدحسن حسینی/ سوره، جُنگ نهم
انتشارات حوزه هنری - صفحات 131 و 132
گردآورنده، تقی دژاکام