علی دارایی: آکادمی یک باشگاه، آینه آینده آن است؛ جایی که نه فقط استعداد کشف میشود، بلکه هویت فردای تیم شکل میگیرد. در استقلال اما این آینه مدتی است تصویر امیدوارکنندهای نشان نمیدهد. در فصلی که پرسپولیس توانست در ۲ رده سنی جام قهرمانی را لمس کند و جایگاه خود را تثبیت کند، خروجی آکادمی استقلال حتی به اندازه ایجاد یک رقابت جدی هم نبود. بهترین رتبهای که نصیب تیمهای پایه آبی شد، ایستادن روی سکوی سوم بود؛ جایگاهی که برای باشگاهی با ادعای بازیکنسازی، بیشتر به هشدار شباهت دارد تا موفقیت.
زمانی که مدیریت جدید با حضور علی تاجرنیا سکان باشگاه را در دست گرفت، یکی از مهمترین وعدهها بازسازی ساختار پایهها بود. هدف، پرورش نسلی تازه و بازگرداندن استقلال به مسیر تولید بازیکن عنوان شد. با این حال، آنچه در عمل رخ داد با آنچه در شعارها مطرح شد فاصله زیادی دارد. نتایج این فصل نشان داد روند تیمهای پایه نهتنها رشد نکرده، بلکه نشانههایی از عقبگرد نیز در آن دیده میشود. استقلال در ۷ تقابل با پرسپولیس، حتی یک پیروزی هم به دست نیاورد؛ ۵ شکست و 2 تساوی بدون گل، کارنامهای است که بیش از هر چیز بیانگر برتری کامل رقیب سنتی است.
جزئیات عملکرد در ردههای مختلف نیز تصویر مشابهی ارائه میدهد. تیم نونهالان استقلال فصل را با ۴۳ امتیاز و فاصله قابل توجه از پرسپولیس به پایان رساند. نوجوانان با اختلاف چشمگیر نسبت به صدر جدول چهارم شدند. جوانان جایگاهی بهتر از پنجم به دست نیاوردند و در رده امیدها نیز استقلال پشت سر سایپا و پیکان قرار گرفت. این آمار وقتی نگرانکنندهتر میشود که بدانیم استقلال در گذشته نهچندان دور، در برخی از همین ردهها عنوان قهرمانی را کسب میکرد و یکی از قطبهای اصلی پرورش استعداد محسوب میشد.
در دورهای که استقلال توانست در ردههای امید و نوجوانان جام را بالای سر ببرد، نشانههایی از احیای زیرساختها دیده میشد. حتی در مقطعی که آرش برهانی مسؤولیت هدایت امید استقلال را برعهده داشت، بارقههایی از بازگشت به مسیر موفقیت دیده شد اما این روند پایدار نماند و با گذشت زمان، فاصله استقلال با استانداردهای گذشته بیشتر شد. امروز آن جریان مداوم تولید بازیکن که زمانی نقطه قوت باشگاه بود، به وضوح کمرنگ شده است.
یکی از نشانههای مهم این افول، تمایل بازیکنان مستعد به ترک استقلال است. محمدمهدی زارع، پوریا شهرآبادی و ابوالفضل قاسمی تنها نمونههایی از این موج هستند. قاسمی در نقلوانتقالات زمستانی به گلگهر پیوست و دیگر استعدادها نیز این باشگاه را مقصدی مناسبتر برای پیشرفت میدانند. دلیل این انتخاب روشن است: فرصت بازی، توجه بیشتر و مسیری مشخص برای رسیدن به تیم بزرگسالان. شهرآبادی حتی توانست در ترکیب گلگهر بدرخشد و نقش مهمی در نتایج تیم مهدی تارتار ایفا کند؛ موضوعی که بیش از پیش حسرت را در میان هواداران استقلال افزایش داد.
استقلال امروز بیش از هر زمان دیگری به بازسازی واقعی آکادمی نیاز دارد. باشگاهی که پنجره نقلوانتقالاتیاش بسته است، باید بیش از همیشه به نیروهای داخلی تکیه کند اما این گزینه تنها زمانی ممکن خواهد بود که زیرساختها تقویت شود و استعدادها مسیر روشنی پیش روی خود ببینند. توسعه رشتههای مختلف ورزشی اقدام مثبتی است اما نباید باعث شود مهمترین سرمایه باشگاه یعنی فوتبال پایه به حاشیه رانده شود.
هواداران استقلال هنوز خاطره نسلی را به یاد دارند که از دل آکادمی برخاست و ستون تیم بزرگسالان شد. بازگشت به آن دوران، نیازمند تصمیمهای جدی، برنامهریزی اصولی و توجه واقعی به ریشههاست. اگر این اتفاق رخ ندهد، فاصله استقلال با باشگاههایی که بهدرستی روی پایهها سرمایهگذاری کردهاند، روزبهروز بیشتر خواهد شد؛ فاصلهای که جبران آن ساده نخواهد بود.
آکادمی استقلال در سراشیبی نگرانکننده
بدون فردا
ارسال نظر
پربیننده