محمد رشوند: گاهی در فوتبال، نتیجهای که روی تابلو ثبت میشود، بیش از آنکه حقیقت را نشان دهد، یک تصویر گمراهکننده میسازد. موفقیتهای مقطعی میتواند واقعیتهای عمیقتر را پنهان کند و همین موضوع، برای تیمی مثل پرسپولیس به یک خطر پنهان تبدیل شده است.
باشگاهی که در ظاهر همچنان در جمع مدعیان حضور دارد اما در لایههای زیرین خود با یک بحران ساختاری مواجه است؛ بحرانی که اگر امروز جدی گرفته نشود، فردا دیگر قابل جبران نخواهد بود. هیچ تیمی بدون بازسازی مستمر نمیتواند در سطح بالا باقی بماند. استقلال در ۲ سال اخیر با جذب مهرههای جدید تلاش کرده ساختار خود را جوانتر کند. سپاهان و تراکتور نیز با وجود فراز و نشیب در نتایج، اصل تغییر نسل را پذیرفتهاند. آنها فهمیدهاند بقای یک تیم بزرگ، وابسته به تزریق خون تازه است.
اما پرسپولیس مسیر متفاوتی را انتخاب کرده. این باشگاه با احتیاط بیش از حد، روند جایگزینی نسل قدیم را به تعویق انداخته. این تأخیر اکنون به نقطهای رسیده که دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت. تیمی که زمانی بهواسطه ترکیب هماهنگ و انرژی جوانی شناخته میشد، امروز بیش از حد به بازیکنانی متکی است که سالها بار اصلی تیم را بر دوش داشتهاند.
* وفاداری به گذشته، تهدید آینده
واقعیت آن است که زمان برای همه میگذرد. حتی بهترین بازیکنان نیز نمیتوانند برای همیشه در اوج بمانند. در ترکیب فعلی پرسپولیس، سروش رفیعی همچنان توانسته کیفیت خود را حفظ کند اما او نیز در آستانه ۳۶ سالگی قرار دارد. این یعنی باشگاه باید خیلی پیشتر برای جایگزینی تدریجی چنین مهرههایی برنامهریزی میکرد.
در خط دفاع نیز شرایط مشابهی وجود دارد. اتکا به بازیکنی مانند مرتضی پورعلیگنجی در حالی ادامه یافته که تیم میتوانست سالها قبل مدافعان جوانتر را وارد چرخه اصلی کند. این همان سیاستی بود که در گذشته جواب داد؛ زمانی که بازیکنانی مثل احمد نوراللهی و امید عالیشاه ابتدا به عنوان گزینههای مکمل وارد ترکیب شدند و سپس به ستونهای اصلی تبدیل شدند اما این الگو در سالهای اخیر بدرستی تکرار نشده است.
* خطر فریب رتبه جدول
شاید پرسپولیس در پایان فصل همچنان در میان تیمهای بالای جدول قرار بگیرد. حتی ممکن است قهرمان شود یا لااقل سهمیه آسیایی بگیرد اما این نتایج نباید باعث شود مدیران باشگاه تصور کنند همه چیز در مسیر درست قرار دارد. جدول ردهبندی همیشه حقیقت را کامل نشان نمیدهد. گاهی یک تیم در ظاهر موفق است اما در باطن، پایههایش در حال فرسایش است.
اشتباه اصلی از جایی آغاز شد که باشگاه تصمیم گرفت تغییرات بنیادین را به تعویق بیندازد. اکنون نیز ادامه همین سیاست، خطرات بیشتری به همراه دارد. تیمی با سابقه و اعتبار پرسپولیس باید نیمکت خود را پر از بازیکنان جوان، مستعد و آیندهدار کند؛ بازیکنانی که بتوانند در سالهای آینده بار اصلی تیم را بر دوش بکشند. اگر پرسپولیس در انتخابهایش هوشمند بود، امروز دستکم ۸ بازیکن همسن و سال امیرحسین محمودی و با کیفیت او در تیم بودند که خیال همه راحت میشد. این جمع در آینده نزدیک، شالوده تیم قهرمان جدید را میسازد اما واقعیت امروز چیست؟ به صحرایی، عنایت و صادقی فرصت داده نمیشود.
* واقعیتی که باید پذیرفت
تغییر نسل، فرآیندی دشوار است. این مسیر نیازمند سرمایهگذاری مالی و صبر هواداران است. کنسرسیوم بانکی که مسؤولیت باشگاه را بر عهده دارد، باید آماده تأمین هزینههای لازم باشد و در مقابل، هواداران نیز باید درک کنند این تحول ممکن است با افتهای مقطعی همراه باشد.
اما حقیقت غیرقابل انکار است: پرسپولیس برای حفظ جایگاه خود، چارهای جز بازسازی اساسی ندارد. ادامه مسیر فعلی شاید در کوتاهمدت نتیجه بدهد اما در بلندمدت، خطر سقوط تدریجی را به همراه خواهد داشت. آینده این باشگاه وابسته به تصمیمی است که امروز گرفته میشود؛ تصمیمی میان ماندن در گذشته یا ساختن فردایی تازه.
پرسپولیس و نیاز اساسی به تغییر نسل واقعی
خانهتکانی
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها