رسول لطفی: پرونده جفری اپستین یکی از سیاهترین و دردناکترین پروژههای افشاشده است که پرده از تباهکارترین رفتارهای غیرانسانی برداشته است. این پرونده «نشانه»ای است از سازوکاری که سالهاست زیر پوست تمدن حاکم جریان دارد. به نظر میرسد آنچه افشا شده، صرفاً شبکهای از سوءاستفادههای جنسی یا انحرافات «فردی» نیست، بلکه پردهای کنار رفته از پیوند «ثروت»، «قدرت»، «سیاست» و «صنعت سرگرمی» در نظمی که خود را مدافع آزادی و حقوق بشر معرفی میکند. جزیره خصوصی اپستین، یک استعاره است؛ استعارهای از فروپاشی مرز انسانیت که در آن آزادیِ بیمهارِ سرمایه به حاشیه امنی برای قدرتمندان تبدیل شده و توانستهاند نقطه تعلیقی بسازند که قانون و اخلاق عملاً بیاثر شود و نوعی حصار نامرئی شکل گیرد که اجازه میدهد هر کاری ممکن شود؛ حتی تسخیر بدنهای کودکان. سخن از شبکهای پیوسته از قدرت است؛ شبکهای که در پیوند سرمایه، سیاست و نهادهای منزلتساز عمل و مصونیت تولید میکند. در اینجا سیاستمداران محافظهکار و لیبرال، دانشمندان برنده نوبل و غولهای فناوری، روسای دانشگاه و ستارههای سینما، همگی در یک جزیره - در یک پروژه - اشتراک دارند. این دیگر فساد فردی نیست، «همآفرینی» در استعمار انسان است. این پرونده نشان داد چگونه شبکهای از نخبگان سیاسی، مالی و فرهنگی، در دل ساختاری به ظاهر متمدن میتوانند سالها در سایه سکوت رسانهای و حمایتهای پنهان عمل کنند. ما با نوعی «استعمار انسان» مواجهیم؛ به معنای تصرف روان، بدن و کرامت انسان. اگر استعمار کلاسیک، سرزمینها را اشغال میکرد، استعمار متأخر، بدنها و میلها را تصرف میکند. این نه انحراف که منطق درونی سرمایهداری متأخر است! در سرمایهداری متأخر، نیاز به «مناطق استثنایی» بخشی از معماری نظم است. این مناطق، فضاهایی است که قواعد معمول حقوقی و اخلاقی معلق میشوند تا امکان آزمایش قدرت و بهرهکشی فراهم شود. اگر در دوران کلاسیک، این آزمایشها در مستعمرات فراقارهای جریان داشت و بردهداری و استعمار را شکل میداد، امروز سرمایهداری متأخر توانسته همین منطق را به قلب کلانشهرها و به دل شبکههای نخبگان منتقل کند. جزایر خصوصی نخبگان، ویلاهای دورافتاده و حلقههای بسته قدرت، نمونههای امروزی این «مناطق استثنایی» هستند. این مناطق استثنایی، به بستر تثبیت «تمامیتخواهی انسانی» بدل شدهاند و امکان لذتجویی ممنوعه را پشت حصارهایی از ثروت، شبکه و مصونیت سازمان میدهند. این امکان بیحد و حصر سلطه و بهرهکشی در ذات منطق سرمایهداری است و این پرونده افشایِ این حقیقت سرکوبشده است که «اخلاق جهانشمول لیبرالیسم» همواره با یک استثنا همراه بوده و این استثنا در مرکز جانمایی شده است.
اما مساله فقط غرب نیست؛ مساله، «روایت» است. روشنفکر ایرانی که سالهاست این نظم پوشالی تمدنی را افق نهایی رهایی میپندارد، در برابر چنین رخدادی چه کرد؟ چند تحلیل ساختاری نوشته شد؟ چند پرونده جدی درباره نسبت سرمایه، سکسوالیته و قدرت در غرب منتشر شد؟ اگر نقد قدرت فقط هنگامی معتبر باشد که متوجه ساختارهای بومی باشد و در برابر شبکههای قدرت جهانی سکوت کند، دیگر نام آن نقد نیست، بلکه بازتولید همان هژمونی است.
آقای سروش! شما که زمانی مدعی «تفسیر پیامبرانه از جهان مدرن» بودید، چرا در برابر این هولوکاست جنسی که توسط سرمایهداران لیبرال و با حمایت فکری شما مدیریت شد، خاموشید؟
آقای ملکیان! «اخلاق باور»ی که برای ما ترسیم کردید، چرا در برابر باور به «شر مطلق نظام سرمایه» کارایی خود را از دست میدهد؟
آقای غنینژاد! شما که همواره مشکلات ایران را به «مداخله دولت» و «نبود بازار آزاد» نسبت میدهید، اینک با نمونهای از «بازار آزاد مطلق» روبهرویید که در آن ثروتمندترین و آزادترینِ جهان، جزیرهای برای خرید و فروش انسان و نفوذ ساخته است. سکوت شما در برابر این رسوایی یا تحلیل نکردن آن بر اساس همان «علم اقتصاد» که مدعیاش هستید، نشانگر چیست؟
آقای صادق زیباکلام! شما که شیفته آمریکا و دموکراسیاش هستید، حالا پاسخ دهید این «دموکراسی» چگونه با رئیسجمهوری که به تجاوز متهم است و نخبگانی که قاچاقچی انسان را دوست خود میدانند، سازگار میافتد؟
آقای سریعالقلم! که سالها پروژه توسعهیافتگی را دنبال میکنید و نسخه پیشرفت ایران را در پیوستن به نظمِ جهانیِ سرمایهداری تجویز میکنید، در برابر این جنایات هولناک چه موضعی دارید؟ این واقعیت همان تمدنی است که شما آن را الگوی توسعه و عقلانیت معرفی میکنید. جز این است که توسعهیافتگی در نظر شما، عادتوارهای ایدئولوژیک برای چشمپوشی از جنایتهای ساختاریِ نظامی است که الگویتان است؟
پرونده اپستین، آیینهای شد که نشان داد «تمدن» چگونه میتواند بر پایه ثروت، قدرت و امنیت نخبگان، آزادی و کرامت انسانی را به حراج بگذارد. این پرونده یادآور میشود استعمار انسان، ادامه همان منطق مستعمراتی است که امروز به جای سرزمین، روان، بدن و اراده انسانی را هدف گرفته و جزایر خصوصی، حلقههای بسته قدرت و مناطق استثنایی، نمادهای عینی این استعمار نوینند.
اپستین و استعمارِ انسان در سرمایهداری لیبرال
سیاست، ثروت و فرهنگ در خدمت بهرهکشی بیمرز
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها