30/بهمن/1404
|
00:10
درباره دسته‌بندی سه‌گانه شهدا و جان‌باختگان حوادث اخیر

ابتکار روایت در جنگ شناختی

ماشاءالله ذراتی: سه‌شنبه ۲۸ بهمن، حسینیه امام خمینی میزبان هزاران نفر از مردم غیور آذربایجان شرقی بود؛ دیداری که طبق سنت هر ساله در سالگرد قیام ۲۹ بهمن ۵۶ برگزار می‌شود اما امسال طنینی متفاوت و تاریخی داشت. رهبر معظم انقلاب اسلامی در این دیدار، با عبور از تحلیل‌های سطحی و دوقطبی‌ساز، منشوری نوین را ترسیم کردند. دسته‌بندی سه‌گانه‌ جان‌باختگان فتنه و کودتای دی‌ماه که توسط ایشان بیان شد، نه صرفاً یک گزارش یا تحلیل امنیتی، بلکه یک مانیفست تربیتی، اخلاقی و جامعه‌شناختی است که ریشه در عمق نگاه «رحمانی» اسلام و درک دقیق از «تحولات جامعه» دارد. 
فصل اول: تجلی «رحمانیت الهی» در حکمرانی دینی؛ توسعه دایره‌ شهادت
نخستین و مهم‌ترین لایه‌ این بخش بیانات ایشان لایه‌ الهیاتی و فقهی آن است. در قرائت‌های رادیکال و خشک از دین، جهان به ۲ دسته‌ «مؤمن خالص» و «کافر مطلق» تقسیم می‌شود اما در مکتب اهل‌ بیت(ع) و فقه پویای شیعه، طیف وسیعی از انسان‌ها در میانه‌ این ۲ قطب قرار دارند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تفکیک دقیق میان «سران فتنه و مزدوران» و «فریب‌خوردگان»، در واقع مرز میان «بغی» (شورش آگاهانه علیه حق) و «جهل» (ناآگاهی و هیجان) را ترسیم کردند.
1- تفکیک میان «محارب» و «مستضعف فکری»: در منطق اسلام، مجازات و برخورد سخت متعلق به کسانی است که «عناد» دارند اما کسانی که تحت تأثیر بمباران رسانه‌ای دشمن، دچار خطای محاسباتی شده‌اند، در ادبیات دینی نوعی از «مستضعفان» محسوب می‌شوند. وقتی رهبر انقلاب اسلامی می‌فرمایند «آنها هم از ما هستند؛ آنها هم بچه‌های ما هستند»، در واقع در حال اجرای قاعده‌ فقهی و قرآنی جذب حداکثری هستند. خداوند متعال بر بندگانش پیش از آنکه با صفت غضب تجلی کند، با صفت رحمت تجلی می‌کند (سبقت رحمته غضبه).
شهید محسوب کردن جوانی که فریب خورده و در میدانی که دشمن طراحی کرده جان باخته است، اوج نگاه رحمانی است. این نگاه می‌گوید: «نیت» و «بستر وقوع حادثه» مهم است. اگر این جوان می‌دانست پشت‌ پرده‌ این آشوب، تجزیه‌طلبی یا نابودی ایران است، قطعاً همراهی نمی‌کرد. پس او کشته‌ «فریب» است، نه کشته‌ «خیانت» و در نظام اسلامی، کسی که مظلومانه و بر اثر مکر دشمن جان دهد، شایسته‌ رحمت و حتی عنوان شهادت است.
2- تطهیر خون با حکم حکومتی: در فقه سیاسی شیعه ولی‌ فقیه به عنوان پدر امت، ولایت بر «دماء» (خون‌ها) و «نفوس» دارد. حکم ایشان مبنی بر شهید محسوب شدن فریب‌خوردگان (جز سران و عوامل مستقیم دشمن)، یک حکمِ تطهیرکننده است. این حکم، بار گناه را از دوش متوفی برمی‌دارد و او را در زمره‌ کسانی قرار می‌دهد که مشمول مغفرت الهی شده‌اند. عبارت «خدای متعال از اشتباه آنها درگذرد»، دعایی است که وقتی از لسان رهبر جامعه اسلامی جاری می‌شود، امید به استجابت و رحمت الهی را برای آن جان‌باختگان دوچندان می‌کند.
فصل دوم: روانشناسی سوگ و ترمیم زخم‌های عاطفی
از منظر روانشناسی، این دسته‌بندی بویژه پذیرش گروه سوم (فریب‌خوردگان) به عنوان شهید، یک مداخله‌ درمانی عمیق در سطح کلان محسوب می‌شود.
الف- مدیریت سوگ چندلایه: خانواده‌ای را تصور کنید که فرزندش را در حوادث خیابانی از دست داده است. این خانواده با یک سوگ چندلایه مواجه است: از یک سو غم از دست دادن فرزند و از سوی دیگر، فشار روانی ناشی از اینکه فرزندشان در مقابل نظام قرار داشته است. این وضعیت می‌تواند باعث احساس گناه، شرمساری اجتماعی و در نهایت خشم فروخورده نسبت به حاکمیت شود.
دسته‌بندی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، این «شرمساری» را از بین می‌برد. وقتی حاکمیت اعلام می‌کند «فرزند شما فرزند ماست» و او را «شهید» می‌نامد، بار سنگین روانی از دوش خانواده برداشته می‌شود. سوگ آنها به رسمیت شناخته می‌شود و به جای اینکه احساس کنند فرزندشان «طرد» شده، حس می‌کنند فرزندشان توسط پدر معنوی جامعه «در آغوش گرفته شده» است. این راهبرد قرآنی و رحمانی، خشم را به آرامش و کینه را به قدردانی تبدیل می‌کند.
ب- بازگشت از «دیگری» به «خود»: در روانشناسی اجتماعی، فرآیند «دیگری‌سازی» (Othering) مقدمه‌ خشونت و شکاف است. دشمن تلاش داشت معترضان و فریب‌خوردگان را به یک «دیگریِ مطلق» و «دشمنِ آشتی‌ناپذیر» تبدیل کند. رهبر انقلاب اسلامی با بیان اینکه «اینها بچه‌های خودمان هستند»، مکانیزم «دیگری‌سازی» دشمن را خنثی کردند. معظم‌له با اشاره به نامه‌های پشیمانی و بازگشت جوانان، بر پویایی روان انسان و قابلیت تغییر تأکید کردند. این نگاه از منظر روانشناسانه می‌گوید «رفتار» یک فرد در یک لحظه‌ هیجانی، تمامِ «هویت» او نیست. جوانی که در خیابان شعار داد، ذاتاً دشمن نیست، بلکه تحت تأثیر هیجانات و فشار گروهی قرار گرفته. پذیرش این افراد به عنوان شهید، یعنی نظام برای «هویت ذاتی» آنها (که مسلمان و ایرانی است) ارزش قائل است، حتی اگر «رفتار لحظه‌ای» آنها خطا بوده باشد.
پ- نقش والدگری رهبر انقلاب اسلامی: در ناخودآگاه جمعی جامعه، رهبر نقش «پدر» را ایفا می‌کنند. یک پدر حکیم، ممکن است از خطای فرزندش ناراحت شود اما هرگز او را از خانه بیرون نمی‌اندازد. وقتی پدری خطای فرزند را می‌بخشد و حتی مرگ او را گرامی می‌دارد، پیوند عاطفی میان سایر اعضای خانواده (جامعه) و پدر مستحکم‌تر می‌شود. این رویکرد، احساس امنیت روانی را در جامعه بازتولید می‌کند که «نظام اسلامی، نظامی کینه‌توز نیست، بلکه پناهگاه است».
فصل سوم: جامعه‌شناسی سیاسی؛ انسجام ملی و خنثی‌سازی دوقطبی‌ها
از منظر جامعه‌شناختی، دسته‌بندی ارائه‌شده توسط رهبر انقلاب اسلامی، یک راهبرد دقیق برای حفظ «انسجام اجتماعی» و جلوگیری از «گسست ملت/ دولت» است.
1- شکستن مارپیچ سکوت و دوقطبی‌سازی: طراحی دشمن بر این بود که جامعه را به ۲ قطب «موافق نظام» و «مخالف نظام» تقسیم کند و هر کس را که کوچک‌ترین نقدی دارد یا فریب‌خورده است، به اردوگاه دشمن هل دهد. ایشان با ایجاد دسته‌ سوم (فریب‌خوردگان شهید)، این دوقطبی را شکستند. ایشان نشان دادند طیف خاکستری جامعه، جزو «مردم» هستند و نباید آنها را به سمت دشمن هل داد.
این دسته‌بندی، دایره‌ «خودی‌ها» را بشدت گسترش داد. جز گروه اندکی که مستقیماً از دشمن پول و اسلحه گرفتند، بقیه‌ جامعه زیر چتر حمایتی نظام باقی می‌مانند. این یعنی ایزوله اقلیت مزدور و در آغوش گرفتن اکثریت جامعه، حتی خطاکاران.
2- عدالت ترمیمی: در جامعه‌شناسی حقوق، گذار از عدالت تنبیهی به عدالت ترمیمی نشانه‌ بلوغ یک نظام است. عدالت ترمیمی به جای تمرکز صرف بر مجازات، به دنبال ترمیم روابط آسیب‌دیده است. شهید محسوب کردن جان‌باختگان بی‌گناه (رهگذران) و فریب‌خوردگان، نوعی عدالت ترمیمی است. نظام با این کار اعلام می‌کند مسؤولیت حفاظت از «آبرو»ی شهروندانش را حتی پس از مرگ آنها بر عهده می‌گیرد.
این اقدام، سرمایه اجتماعی نظام را احیا می‌کند. وقتی حکومتی حاضر می‌شود خطاکاران پشیمان را «شهید» بنامد، به جامعه سیگنال می‌دهد «جان انسان‌ها» برایش ارزشمند و حاضر است برای حفظ حرمت خانواده‌های ایرانی، از حق حاکمیتی خود در برخورد با شورشگران (در سطوح پایین) بگذرد.
3- خنثی‌سازی استراتژی «کشته‌سازی» دشمن: یکی از تاکتیک‌های اصلی دشمن در جنگ‌های شناختی، پروژه‌ کشته‌سازی و استفاده از خون قربانیان برای تحریک بیشتر جامعه است. با این تدبیر هوشمندانه، نظام اسلامی ابتکار عمل را در دست می‌گیرد. وقتی نظام اعلام می‌کند «این جان‌باختگان شهید ما هستند و خون‌شان توسط فتنه‌گران مزدور بر زمین ریخته شده»، عملاً ابزار تبلیغاتی دشمن را از او می‌گیرد. دشمن می‌خواست از این خون‌ها «پرچم جنگ علیه نظام» بسازد اما رهبر انقلاب اسلامی با این بیان، این خون‌ها را به «سند مظلومیت ملت و نظام» در برابر فتنه‌گران خارجی تبدیل کردند.
* جمع‌بندی: هندسه‌ دقیق عدالت و رحمت
دسته‌بندی ارائه‌شده یک الگوی کلاسیک و در عین حال مدرن از مدیریت بحران در حکومت اسلامی است:
1- گروه اول (مدافعان امنیت) نماد «ایثار و اقتدار»: آنها که آگاهانه جان دادند و ستون‌های خیمه‌ امنیت ملی هستند. جایگاه آنها در اعلی‌علیین است و خط‌کش و معیار حقانیتند.
2- گروه دوم (رهگذران) نماد «مظلومیت»: آنها قربانیان تروریسم کور هستند و شهادت‌شان سندی بر جنایت فتنه‌گران است.
3- گروه سوم (فریب‌خوردگان) نماد «رحمت و جذب»: این گروه، شاهکار مدیریتی این سخنرانی است. کسانی که خطای‌شان محصولِ اتمسفر مسمومِ ساخته‌ دشمن بود و نظام با بزرگواری، حساب آنها را از دشمن جدا کرد.
این تقسیم‌بندی، پیامی روشن به تاریخ مخابره کرد: جمهوری اسلامی ایران، خانه‌ همه‌ ایرانیان است؛ حتی آن فرزندی که سنگ به شیشه‌ خانه ‌زده است، اگر نیتش ویرانی خانه نبوده و صرفاً از روی خشم و ناآگاهی برخاسته، همچنان فرزند این خانه است و اگر در این مسیر جان باخت، پدر خانواده اجازه نمی‌دهد پیکر او ابزار دست بیگانگان شود.
این نگاه، همان نگاهی است که می‌تواند زخم‌های سال ۱۴۰۴ را التیام بخشد و جامعه را برای جهش‌های بزرگ آینده، یکدل و یکصدا نگه دارد. امروز، خانواده‌های داغدار ایران، بیش از پیش دریافتند ولی‌ فقیه، نه فقط رهبر سیاسی، بلکه پدری دلسوز است که حتی برای رستگاری ابدی خطاکاران امتش نیز دغدغه دارد و راه بازگشت و شهادت را برای آنان مسدود نمی‌داند. باشد که این رحمت واسعه، الفت قلوب را در جامعه اسلامی بیش‌ از پیش مستحکم گرداند.

ارسال نظر