۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۶:۱۱

به عبارت دیگران

پیام صوتی امام موسی صدربه دکتر صادق طباطبایی

 درباره رعایت مسائل دینی، تصور می‌کنم همین مقدمه‌ای که گفتم کافی باشد. مطالعه و رعایت صلاح ابدی، همانقدر مهم است که رعایت صلاح و سعادت آینده زندگی و چه‌بسا سعادت ابدی بسیار پراهمیت‌تر از سعادت 50 سال یا 40 سال زندگی به حساب آید. هرچند که این دو مصلحت با یکدیگر تفاوتی ندارند. در دین اسلام دنیا و آخرت یک مفهوم و یک واحد را تشکیل می‌دهند. در قرآن کریم این موضوع چنین اشاره شده است: «مَن عَمِل صالحاً مِن ذَکَرٍ أو اُنثی وَ هُوَ مؤمن فَلَنُحیینَهُ حَیاهً طیبهً وَ لَنَجزینَهُم اجرَهُم بِاَحسَن ما کانوا یعملون.» آنان که رفتار نیک و ایمان به خدا دارند، زندگی گوارا و جزای آخرت مطبوع در انتظار آنان است. دنیا و آخرت از نظر اسلام از هم جدا نیست. راه صحیح، راهی است که سعادت آینده انسان و سعادت ابدی او را در آن واحد، تحصیل کند. بسیار آسان است که انسان راهی را که می‌رود، با قصد صالح بجا آورد. همانطور که روزی می‌گفتم انسان نقاط گوناگون و عناصر مختلفی در وجود خود دارد؛ اگر بتواند راهی را انتخاب کند که تمام عناصر او ارضا شود، آن راه موفقیت‌آمیزتر است چه با نیروی بیشتر و متمرکزتری به سوی هدف می‌شتابد.
[بخشی از متن نامه صوتی امام موسی صدر خطاب به دکتر سیدصادق طباطبایی، شب عزیمت او به آلمان]
سیدحسین شرف‌الدین
امام موسی صدر؛ گذارها و خاطره‌ها 
علی حجتی‌کرمانی
مؤسسه فرهنگی - تحقیقاتی امام موسی صدر
صفحه ۲۱۲

***
خودمان را گول می‌زنیم!

- عمو ژرژ یک قایق هم برای پدرم پیدا کرد. قایقش خیلی کهنه بود ولی ما رنگش کردیم به طوری که حالا از همه قایق‌ها خوشگل‌تر است!
معلم دستش را روی موهای طلایی ژوائو گذاشت و با تأثر خاصی گفت: بله، رنگ، فرسودگی را پنهان می‌کند.
ژوائو پرسید: فرسودگی یعنی چه؟
معلم گفت: فرسودگی یعنی کهنگی. ما در کشور خودمان، پرتغال، فقر و بدبختی خود را چنان در زیر زرق و برق‌های رنگارنگ پنهان می‌کنیم که مسافر خارجی ما را ملت بسیار خوشبختی تصور می‌کند... و شاید هم در باطن خوشبخت باشیم. به هر حال ما به جایی رسیده‌ایم که خودمان را گول می‌زنیم!
ژاک سرون
ماجراجوی جوان
محمد قاضی
(چاپ دوم، انتشارات کانون فکری کودکان و نوجوانان، ۱۳۵۳)
صفحه ۹

***
رؤیای تکان‌دهنده مسؤول هیأت

مشاهده یک خواب و رؤیای عجیب باعث شده بود تا مسؤول هیات از اینکه در شب گذشته، رسول را از جلسه امام حسین(ع) بیرون کرده بود، بشدت پشیمان و نادم بشود. اما او گمان می‌کرد نباید همه خوابش را برای رسول تعریف کند... ولی تقدیر و اراده خداوند بر این تعلق گرفته بود تا مسؤول هیات در آن نخستین دقیقه‌های صبح و در همان جلوی خانه رسول همه رؤیا و خوابش را برای رسول بازگو کند.
او خواب دیده بود در شبی تاریک در صحرای کربلا قرار دارد. خیمه‌ها و اصحاب امام در یک طرف می‌باشند و خیمه‌ها و لشکریان یزید در سویی دیگر. مسؤول هیات به سوی خیمه‌های امام حرکت می‌کند که ناگهان متوجه می‌شود سگی در حال پاسبانی و نگهبانی است. آن سگ با پارس‌ها و حمله‌های جسورانه‌اش به هیچ غریبه‌ای اجازه نمی‌داد به خیمه‌های امام نزدیک شود. مسؤول هیات قدم برمی‌دارد و با احتیاط به سوی خیمه‌های امام حرکت می‌کند ولی آن سگ به سوی او نیز حمله‌ور می‌شود و با سماجت مانع نزدیک شدن وی به خیمه‌های حسینی می‌شود... او با سختی و با کوشش و تلاش زیاد در حال رها شدن بوده است که ناگهان با نگاه به سروکله آن سگ متوجه منظره بسیار عجیب و غریبی می‌شود. مسؤول با اشک به رسول ترک می‌گوید: سر و صورت آن سگ، سر و صورت تو بود. این سرو کله تو بود که روی هیکل و بدن آن سگ قرار داشت. رسول! در واقع این تو بودی که در حال پاسداری از خیمه‌های امام حسین(ع) بودی.»
محمدحسن سیف‌اللهی
رسول ترک 
انتشارات مسجد جمکران
صفحات ۱۸ تا ۲۰

***
یک مصداق شرک خفی

مادام که مَرد به «معرفت» شاد شود، هنوز قاصر است و آن را نیز از جمله شرک خفی گیرند. بلکه آن‌ وقت به کمال رسد که «معرفت» را نیز در «معروف» گم کند. که هر کس به «معرفت» شاد شود و به «معروف» نیز [شاد شود]، همچنان است که مقصد دو ساخته است. مجرد، آن‌ وقت بوَد که در «معروف» از سر «معرفت» برخیزد.
شهاب‌الدین سهروردی
صفیر سیمرغ
انتشارات مولی
صفحه ۷

گردآورنده، تقی دژاکام

ارسال نظر
captcha