۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۱:۵۵

کارآمدی نامرئی

یوسف پورجم: در گفتمان رایج توسعه، «پیشرفت» را بیشتر با پروژه‌های بزرگ و جهش‌های پرسروصدای فناوری می‌شناسند ولی در میانه جنگ ترکیبی تمام‌عیار، آنچه سامان می‌یابد ژرفایی پنهان و کارآمدی نامرئی دارد که در قالب تاب‌آوری ساختاری، بازدارندگی مؤثر و شبکه‌های زنده مردمی آشکار می‌شود و روایت راستین اقتدار ملی را می‌سازد. با این حال باید به یاد داشت که آنچه اکنون از ملت ایران بازتاب می‌یابد، تنها بخشی از توانمندی‌های این سرزمین است که در شرایط رزم و در حالت جنگ قابلیت ظهور و بروز یافته است. در حقیقت، اگر فشارها و محدودیت‌های خارجی نبود، هر یک از این ظرفیت‌هایی که اکنون در مسیر مقاومت و رشد داخلی صرف می‌شود، می‌توانست به انفجاری از موفقیت و اثرگذاری در عرصه جهانی تبدیل شود. آشکار کردن این روایت، گامی راهبردی برای استواری روان جامعه و تبدیل دفاع پیروزمند به الگویی پیش برنده و سازنده در مسیر توسعه است.
عرصه اجتماعی - سیاسی ایران دهه‌هاست که صحنه پیچیده‌ترین جنگ نوین، یعنی جنگ ترکیبی بوده است. این نبرد چندسطحی، آمیزه‌ای حساب‌شده از تحریم‌های اقتصادی فلج‌کننده، جنگ روانی گسترده و تلاش برای بی‌ثبات‌سازی امنیتی است. در این میدان، پیروزی‌های برجسته اغلب آنهایی هستند که بی‌هیاهو و پیش از آنکه تهدیدی نمود یابد، نقشه دشمن را بی‌اثر می‌کنند. نمونه برجسته این کامیابی، ایجاد بازدارندگی مؤثر است. توان موشکی و پهپادی کشور، هزینه هرگونه حمله را تا مرز غیرممکن بالا برده و عینیت بخشیدن به مفهوم «اقتدار ملی» را ممکن کرده است.
در جبهه اقتصاد، تاب‌آوری نمودی از توانمندی نهفته است. در برابر طرح حذف فروش نفت، سازوکارهای هوشمندی مانند دیپلماسی انرژی فعال و زیرساخت‌های مالی جایگزین پدید آمد. این دگرگونی، تحقق عینی اقتصاد مقاومتی است که نه رویکردی انفعالی که اقتصادی پویا، درون‌زا و برون‌گرا خوانده می‌شود. برآیند آن چنان شد که سهم درآمدهای نفتی از بودجه عمومی به گونه‌ای چشمگیر کاهش یافت؛‌ گذاری که عمق تحول در حکمرانی اقتصادی و پیاده‌سازی سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی را نشان می‌دهد.
این تاب‌آوری تصادفی نبوده، بلکه برآیند مهندسی نهادی هوشمند و همزمان، برخورداری از سرمایه اجتماعی است. در سطح کلان، سیاست‌گذاری مقاومتی مبتنی بر اسناد راهبردی بسترساز بوده و نهادهایی مانند قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا برای گشودن گره‌های زیرساختی، سازمان ملی استاندارد برای ارتقای کیفیت تولید داخلی و شورای رقابت برای تنظیم بازار در شرایط تحریم، اجزای یک چارچوب حکمرانی تاب‌آور را شکل داده‌اند. افزون بر این، نظارت نهادهایی چون دیوان محاسبات کشور و سازمان بازرسی کل کشور در بهینه‌سازی هزینه‌ها و مقابله با فساد به مثابه تهدیدی درونی، بخشی جدایی‌ناپذیر از این معماری نهادی است.
در جبهه جنگ روانی، دشمن با انبوه‌سازی دروغ و کشته‌سازی رسانه‌ای می‌کوشد اعتماد ملی را فرسوده کند. پاسخ ایران تنها در هوشیاری نبوده، بلکه در فعال‌سازی سرمایه اجتماعی و همبستگی ژرف مردمی تبلور یافته است. این همان تجلی عملی تأکید بر «امید و نشاط» به عنوان کارآمدترین پادزهر در برابر عملیات روانی دشمن است. شبکه‌های خودجوش مردمی در بحران‌ها و هوشمندی عمومی در تشخیص واقعیت، نشان می‌دهد چگونه «مسؤولیت‌پذیری جمعی» به سپری دفاعی بدل شده است.
پس از واکاوی این چارچوب حکمرانی و سازوکارهای اجتماعی تاب‌آوری، گام بعدی نهادینه کردن و آشکارسازی آن است. هر بخش از جامعه در این مسیر مسؤولیتی عملیاتی بر دوش دارد. حاکمیت و نهادهای حکمرانی ‌باید با تدوین «گزارش ملی تاب‌آوری» به شیوه‌ای ادواری و شفاف، اقدام به مرئی‌سازی دستاوردها کنند و از طریق نشست‌های کارشناسی با رسانه‌ها و بهره‌گیری از ظرفیت نهادهای دانشگاهی، اسناد راهبردی را به زبانی گویا برای همگان تبیین کنند. رسانه‌ها و نخبگان فکری نیز با روایتگری الگومحور و مستندسازی نمونه‌های موفقیت میانی و نیز تولید محتوای تحلیلی درباره کنش نهادهای تنظیم‌گر، به درک عمومی از پیچیدگی‌های حکمرانی یاری رسانند. نهادهای آموزشی، پژوهشی و فرهنگی نیز با بازآفرینی محتوای درسی و گنجاندن مطالعه موارد موفق ملی، همچنین حمایت از تولید آثار هنری استراتژیک که همبستگی اجتماعی را روایت می‌کنند، می‌توانند زمینه‌ساز ترویج این الگو باشند. آحاد مردم و حلقه‌های اجتماعی نیز با انتقال روایت‌های میدانی در شبکه‌های اعتماد شخصی و فضای مجازی داخلی، به تقویت این سپر جمعی کمک خواهند کرد.
داستان پیشرفت ایران در عصر جنگ ترکیبی، روایتی ۲ لایه دارد. لایه رویین، چالش‌های ملموس و روزمره است و لایه ژرف و تعیین‌کننده، شبکه‌ای از توانمندی‌های پنهان که از همکاری حکمرانی نهادی هوشمند و سرمایه اجتماعی مسؤولیت‌پذیر سرچشمه گرفته است. این توانمندی‌ها که در شرایط سخت مقاومت متبلور شده‌اند، تنها جلوه محدودی از ظرفیت عظیم این ملت هستند. اگر فضایی عاری از فشار و جنگ ترکیبی وجود داشت، این نیروها و سرمایه‌های انسانی و ملی می‌توانستند با آزادی عمل بیشتر، به آفرینش و موفقیتی انفجاری در عرصه‌های علمی، اقتصادی و تمدنی جهان تبدیل شوند. آشکارسازی این مکانیسم‌های مقاومتی و آن پتانسیل آرمانی، نه با نادیده گرفتن دشواری‌ها، بلکه با شرح نظام‌مند الگوهای کامیابی و نهادینه کردن آنها ممکن می‌شود. این کار، سپر روانی جامعه را استحکام می‌بخشد، چرخه توانمندی را شتاب می‌دهد و تصویری درست از این دوران تاریخی برای آیندگان به یادگار می‌گذارد. امروز وظیفه همگانی است که این تاب‌آوری دفعی را به الگویی نمایان، نهادینه و پیش‌برنده برای توسعه ملی تبدیل کنیم.

ارسال نظر
captcha
پربیننده