علی لاهیجانی: وضعیت رسانهای، در بیسابقهترین شرایط کشور، فاجعهبار است. شرایط فعلی کشور را میتوان حتی از حوادث دهه ۶۰ و جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نیز حساستر و پیچیدهتر دانست. تهدیدات نظامی و امنیتی علیه تمامیت ارضی و موجودیت ایران به بیسابقهترین حالت رسیده است. آمریکا یک آرایش نظامی کمسابقه در اطراف ایران ایجاد کرده است. همزمان مشارکت مستقیم رژیم صهیونیستی در حمله احتمالی آمریکا علیه ایران کاملا محتمل است. دیوانهای به نام ترامپ نیز رئیسجمهور آمریکاست که این باعث شده عملا هر احتمالی درباره وقوع و نوع جنگ مطرح و معتبر باشد. شرایط داخلی کشور مانند جنگ ۱۲ روزه نیست. موساد و سیا توانستند آشوبی در ایران به پا کنند که در نتیجه آن ۳۱۱۷ نفر جان باختند. یکی از کمسابقهترین خشونتهای خیابانی در جریان این آشوبها رخ داد. در برخی خیابانهای پایتخت، تروریستها با اسلحه گرم به سمت کلانتریها و مراکز نظامی و انتظامی تیراندازی کردند. خبرها از آمادهباش گروهکهای تروریستی تجزیهطلب برای انجام عملیات در ایران همزمان یا بلافاصله پس از حمله احتمالی آمریکا حکایت دارد. در یک چنین وضعیتی که آرامش روانی جامعه، یکی از مهمترین الزامات امنیت ملی است متاسفانه شاهد نوعی هرج و مرج و ولنگاری رسانهای در کشور هستیم. در فضای مجازی، برخی رسانهها که عمدتا دارای شناسنامه و مدیران آنها نیز مشخص هستند، عملا به تریبون آمریکا و رژیم صهیونیستی تبدیل شدهاند. این رسانهها به بهانه پوشش اخبار جنگ، دقیقا در مختصات جنگ روانی آمریکا و رژیم صهیونیستی عمل میکنند. آنها در شبانهروز انبوهی از اخبار را منتشر میکنند که عموما خروجی دستگاه پروپاگاندای آمریکا و رژیم صهیونیستی برای برجستهسازی خطر جنگ علیه ایران است. هر ادعایی توسط رسانههای جنگطلب صهیونیستی یا آمریکایی، فارغ از صحتسنجی یا بررسی ماهیت و هدف، بلافاصله توسط این رسانهها منتشر میشود.
کاملا مشخص است هیچ دستورالعمل و خط تحلیلی توسط مدیران آنها برای پوشش اخبار وجود ندارد و هیچ فیلتری برای پایش اخبار وجود ندارد. به عنوان مثال، هر آنچه آکسیوس، بازوی رسانهای صهیونیستها و جنگطلبان آمریکایی درباره موضوع حمله نظامی آمریکا به ایران روی خط میگذارد، بلافاصله توسط این رسانهها ترجمه و منتشر میشود، به گونهای که گویا این رسانههای انبوه داخلی، صرفا به تریبون لابی صهیونیست و جنگطلبان آمریکا تبدیل شدهاند. کاملا مشخص است در شرایط فعلی، اولویت اصلی مدیران این رسانهها کسب ممبر و مخاطب است.
آنچه این رسانهها در قالب اخبار مربوط به تهدیدات نظامی و امنیتی علیه ایران منتشر میکنند، تنها یک خروجی دارد و آن ترساندن مخاطبان و مردم است. مروری کوتاه بر اخبار شبانهروز این رسانهها نشان میدهد برآیند این اخبار، موجب ایجاد ترس و دلهره در مخاطبان میشود.
کاملا مشخص است این رسانهها بدیهیات مربوط به وضعیت فعلی و صورتبندی واقعی شرایط حال را درک نکردهاند. آمریکا اکنون یک وضعیت روانی جنگی را علیه ایران به راه انداخته است. در همین راستا، رسانههای جریان اصلی، همچنین رسانههای عبری، به بازوی عملیات روانی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران تبدیل شدهاند. روزانه با هزاران خبری مواجه هستیم که در راستای جنگ روانی طرف آمریکایی - اسرائیلی علیه ایران تولید و پمپاژ میشود. در مقابل این عملیات روانی بیسابقه، برخی رسانههای داخلی بویژه رسانههای فعال در فضای مجازی، نهتنها استراتژی و راهبردی برای مقابله با این جنگ روانی دشمن ندارند، بلکه در عمل در راستای این عملیات روانی دشمن عمل و به جای درک حساسیت شرایط خطیر فعلی، کمک به امنیت ملی و امنیت روانی جامعه و مقابله با عملیات روانی دشمن، جذب ممبر و مخاطب را به عنوان اولویت اصلی خود قرار داده و متاسفانه برای جذب ممبر، اقدام به بازنشر اخبار رسانههای دشمن و بازی در زمین عملیات روانی دشمن میکنند. این شرایط مانند این است که در جنگ تحمیلی ۸ ساله عراق علیه ایران، رسانههای ایرانی، مدام ادعاهای رژیم بعث عراق را منتشر و منعکس میکردند! یعنی اخبار رادیو بغداد، از سوی رسانههای ایرانی مدام بازنشر میشد!
وضعیت رسانهای حقیقتا فاجعهبار است. نتیجه این وضعیت، فروپاشی روانی جامعه است. از سوی دیگر متاسفانه نهادهای مسؤول نیز در این رابطه دچار انفعال محض هستند. هیچگونه دستورالعمل رسانهای از نهادهای مسؤول به این رسانهها داده نشده است. سردرگمی و گمراهی این رسانهها نیز نشان میدهد مدیران این رسانهها فاقد خط تحلیلی برای رصد و پایش اخبار هستند. مدیران این رسانهها نهتنها خودشان دارای تحلیل نیستند، بلکه نهاد و دستگاهی نیز وجود ندارد که بنیه تحلیلی مدیران این رسانهها را تقویت کند. برآیند وضعیت فعلی نهایتا این شده که اکنون انبوهی از رسانههای فعال در فضای مجازی داریم که رسما به تریبون جریان اصلی رسانهای آمریکا در درون ایران تبدیل شدهاند و یأس و ترس را در جامعه پمپاژ میکنند. این وضعیت بدین معنی است که ایران در حساسترین شرایط خود طی ۴ دهه گذشته، در مقابل تهدیدات خطرناکترین قدرت نظامی جهان، نهتنها از ابزار رسانهای منسجم و موثر برخوردار نیست، بلکه عملکرد انبوهی از رسانههای داخلی بویژه در فضای مجازی، عملا به یک تهدید امنیتی علیه کشور تبدیل شده است.
تا دیر نشده باید فکری برای این وضعیت فاجعهبار کرد. حداقلیترین اقدام، فعال شدن دستگاههای متولی برای انسجامبخشی به این رسانهها و مهمتر از آن، تقویت بنیه تحلیلی آنها در مواجهه با شرایط فعلی است.
دیدگاه
هرج و مرج رسانهای در شرایط جنگی
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها