از غربتهای امام رضا...
این همه جمعیت که در این بارگاه مقدس میبینیم، برای رفع نیازهای مادی خود آمدهاند نه برای رفع نیازهای معنویشان؛ حالا یا نیازهای مادی خودشان یا نیازهای مادی افراد متعلق به آنها. وقتی مشکلاتشان حل شد، با حضرت کاری ندارند. ممکن است یک انسانی در سال 10 مرتبه مشرف شود و در این 10 مرتبه درخواستهایی برای دنیای خود داشته باشد، ولی اگر خدای متعال همه درخواستهای دنیایی او را به او عطا کند، شاید دیگر سالی یک مرتبه هم مشرف نشود. اینجا مشخص میشود که آن بزرگوار، غریب است یا نیست. یک کودکی که در روز 10 مرتبه به پدرش التماس میکند و میگوید فلان چیز را میخواهم، نشانه این نیست که این کودک خیلی علاقهمند به پدرش است؛ این کودک خیلی علاقهمند به شکم خود است، علاقهمند به هوای نفس خود است. اگر این خواسته کودک از سوی غیر پدر به او عطا شود، دیگر پدر را نمیشناسد.
یکی از اسرار دیر مستجاب شدن دعاها یا مستجاب نشدن بعضی از دعاها این است که این فشارهایی که انسان در اثر خالی بودن دستش متحمل میشود، سازنده او باشد و هست.
مرتضی تهرانی
معرفت در زیارت علیبنموسیالرضا(ع)
دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله مرتضی تهرانی
صفحه 101
***
راه حصول خلوت
طالب کمال را بعد از حصول استعداد، رفع موانع واجب باشد. معظم موانع، مشاغل مجازی باشد که نفس را به التفات به ماسویالله مشغول دارند و از اقبال کلی بر وصول به مقصد حقیقی بازدارند. و شواغل، حواس ظاهره و باطنه باشند یا دیگر قوای حیوانی، یا افکار مجازی اما حواس ظاهره، شاغل باشند به دیدن صورتهایی که بیننده را به مشاهدت او رغبت افتد و شنیدن صوتهای مناسب و همچنین در بویها و طعمها و ملموسات.
اما حواس باطنه، شاغل باشند به تخییل صورتها و حالتها که خاطر بدان ملتفت باشد، یا به توهم محبتی یا مبغضتی، یا تعظیم مسرتی یا تحقیر مضرتی، یا انتظامی یا عدم انتظامی، یا به تذکر حال گذشته یا به تفکر در اموری که طالب حصول آن امور باشد مانند مال و جاه.
اما قوای حیوانی، شاغل به سبب حزنی یا خوفی یا غضبی یا شهوتی یا خیانتی یا خجلتی یا غیرتی، یا انتظار لذتی یا امید قهر بر عدوی یا حذر از مؤلمی باشد.
اما افکار مجازی، شاغل تفکر در امری غیر مهم یا علمی غیر نافع باشد و بالجمله هرچه به اشتغال بدان از مطلوب محجوب شود و خلوت عبارت است از ازالت این جمله موانع.
پس صاحب خلوت باید که موضعی اختیار کند که همی از محسوسات ظاهر و باطن شاغلی نباشد و قوای حیوانی را مرتاض گرداند تا او را جذب به آنچه ملایم آن قوی باشد و دفع از آنچه غیر ملایم بود تحریک نکند و از افکار مجازی بهکلی اعراض کند و آن فکرهایی بود که غایات آن راجع با مصالح معاش فانی باشد.
نصیرالدین محمد طوسی
اوصاف الاشراف
انتنشارات هدی
صفحات 32 و 33
***
مهندسها!
مهندس مکانیک، مهندس الکترونیک و ریاضیدانی موظف میشوند به: «شیری را داخل قفس گیر بیندازید، در حالی که خودتان بیرون قفس باشید.»
مهندس مکانیک با ابزار مکانیکی، در قفس را طوری کنترل میکند که به محض ورود شیر به قفس، در بسته شود.
مهندس الکترونیک از سنسور نوری استفاده میکند که به محض ورود شیر به قفس، در بسته شود.
ریاضیدان وارد قفس میشود. در را میبندد و میگوید: این فضا را بیرون قفس تعریف میکنیم و آن طرف میلهها را داخل قفس و مساله اینگونه حل میشود.
رسول خدا(ص) فرمودند: الدنیا سجن المؤمن. دنیا را زندان تعریف کرد و آخرت را رهایی؛ آنچه را که «هست» میدانستند، «نیست» دانست. و آنچه را که «نیست» میدانستند، «هست» دانست.
محمود فروزبخش
محاسبات عددی
نشر حدیث راه عشق
صفحات ۱۸ و ۱۹
***
درد و زخم!
ﻣﻦ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻢ ﻣﺮﺩﻡ ﺍینجا ﺭﺍ ﺑﺎ «ﺣﺮﻑ» ﻣﺪﺍﻭﺍ ﮐﻨﻢ. ﺗﻮ ﺩﯾﺪﯼ ﭼﻪ ﺷﺪ... آنها ﺩﺭﺩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺑﻪ ﺯﺧﻢ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻧﺎﺧﻦﻫﺎﯼ کثیفشان ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺨﺮﺍﺷﻨﺪ ﻭ ﺑﻪﺩﻗﺖ ﺣﻔﻈﺶ ﮐﻨﻨﺪ... ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﻣﺪﺍﻭایشان ﮐﺮﺩ، ﺯﯾﺮﺍ ﺩﺭﺩ ﺭﺍ ﺟﺰ ﺑﺎ ﺩﺭﺩﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻥ ﻣﻐﻠﻮﺏ ﮐﺮﺩ!
ژان پل سارتر
مگسها
مهدی روشنیزاده
نشر ثالث
صفحه ۱۳۶
***
عشق؛ باشکوه یا شکننده؟
حتماً شنیدهاید که عشق چیز باشکوهی است، ولی در مواقعی که قدرت پذیرش و اطاعت از آن را نداشته باشید، تبدیل به نیرویی درهمشکننده خواهد شد. اگر اشتیاق به عفو و رهاسازی داشته باشید، همین پدیده درهمشکننده که چون نیش در بدن انسان فرو میرود، به همان چیز باشکوه تبدیل میشود. در چنین حالتی درخواهید یافت که عشق میتواند شما را به سوی هدفی متعالی رهنمون باشد.
کاترین پاندر
از دولت عشق
گیسو پارسا
صفحه ۳۴
گردآورنده، تقی دژاکام