حمید ملکزاده: جهان وارد دورهای جدید از مناسبات بینالمللی شده است که میتوان آن را بازگشت ارادهگرایی مبتنی بر تصمیم قدرتهای بزرگ نامید. از این جهت هر تحلیل سیاسی نهادگرایانهای که در سطرهای بیفایده حقوق بینالملل به دنبال پیدا کردن توضیحی برای شرح دادن وضعیت حاکم بر مناسبات بینالمللی باشد، از ابتدای امر شکست خورده است. همینطور هر تلاشی برای تبیین وضعیت جاری در جهان به طور عام و در منطقه غرب آسیا به طور خاص، به لفاظی بیفایده تبدیل میشود. چیزی که ما با آن مواجه هستیم یک جور ارادهگرایی سفت و سخت است. یک جور ارادهگرایی سفت و سخت از طرف ایالات متحده آمریکا علیه همه چیزهایی که ممکن است تحلیلهای حقوقی در محیط بینالملل یا رویکردهای ایدئولوژیپایه درباره منطقه غرب آسیا درباره آن صحبت کنند. در چنین وضعیتی، یعنی در وضعیتی که عملاً نهادها و رویههای حقوق بینالملل معلق شدهاند، تنها باید از ارادهای مصمم برای مقاومت در مقابل دشمنی دفاع کنیم که توان و اراده سیاسی ما در مقام «مردم» را به میدان طلبیده است. امروز این مام میهن است که دستان خود را باز کرده و آغوش خود را گشوده تا برای هر کدام از ما پناه باشد. این آسمانی مشترک و آغوشی واحد است که ما را به خود میخواند؛ آغوشی که ما را در مقابل اقدام ارادهگرایانه دشمن گرد هم آورده و متحد میخواهد.
* آیا میشد کار دیگری کرد؟
جمهوری اسلامی ایران اوایل دهه ۱۳۹۰ خورشیدی برای رفع نگرانیهای بینالمللی درباره برنامه هستهای صلحآمیز خود همه آن چیزی که میتوانست را انجام داد. حتی وقتی دولت اول دونالد ترامپ عملاً از برجام خارج شد؛ ایران همچنان به انجام تعهدات خود وفادار ماند و بعد از آن نیز تنها در چارچوب برجام اقدامات جبرانی را در مقابل آنچه آمریکا بعد از خروج یکجانبه از برجام انجام داده بود به مرحله اجرا درآورد. در این میان آنچه در پاسخ اقدامات اعتمادساز ایران انجام شد چیزی جز ترور، حمله نظامی و تهاجم گسترده به اهداف غیرنظامی در ایران نبود. این مساله بیشتر به این خاطر است که ما در جهانی زندگی میکنیم که نه توسط قراردادها و معاهدات شرافتمنداته، بلکه به اعتبار یک جور تصمیمگرایی سفت و سخت، اداره میشود. در چنین وضعیتی تنها دولتهایی میتوانند تاب آورده و همچنان به عنوان یک واحد سیاسی مستقل عمل کنند که برای عملکرد در چنین محیطی آماده شده باشند. این موضوع بسیار مهمی است که خود را در امکان پاسخ نظامی قدرتمند به اقدامات نظامی خصمانه نشان میدهد. در نهایت موضوع جنگی که در حال تجربه کردن آن هستیم ایران است. اگر بنا باشد ایران در مقام یک واحد سیاسی مستقل در آینده تاریخ سیاسی جهان وجود داشته باشد، باید بتواند از چالش بنیادینی که از طرف دولت ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه حق خودآیینی ایران ایجاد شده است، تاب آورده و این حق را تثبیت کند. نباید فراموش کنیم حدود مادی و روانی دولتها نهایتاً در جنگها و به دست خود آنها تثبیت میشود.
این مادر ما ایران است
که صدایمان میکند
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها