۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۳:۰۶
"وطن‌امروز" گزارش می‌دهد؛ پاسخ گسترده ایران به حملات آمریکا از کشورهای منطقه چگونه معادله جنگ را تغییر می‌دهد

شیطان زیر آتش

شیطان زیر آتش

با گذشت چند روز از آغاز جنگ تجاوزکارانه ارتش تروریستی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه ایران، یکی از مهم‌ترین نکاتی که در بررسی روند جنگ به چشم می‌آید، تغییر تدریجی کیفیت و دقت حملات ایران است. گزارش‌ها و ارزیابی‌های میدانی نشان می‌دهد نرخ اصابت موشک‌ها و پهپادهای ایرانی نسبت به روزهای ابتدایی جنگ به‌ طور محسوسی افزایش یافته است.
به گزارش "وطن امروز"، در روزهای نخست، بخش قابل توجهی از تمرکز عملیات‌ها بر از میان بردن توان عملیاتی رادارهای سامانه‌های دفاعی دشمن قرار داشت اما با گذشت زمان و انهدام رادارهای مهم آمریکا در منطقه، حملات ایران دقیق‌تر و مؤثرتر شده است. در واقع هر موج حمله علاوه بر آنکه یک عملیات نظامی محسوب می‌شود، به ‌نوعی مرحله‌ای برای افزایش کارایی عملیات‌های بعدی نیز به شمار می‌آید.
در کنار این موضوع، آمار موج‌های حمله نیز تصویر روشنی از شدت عملیات‌های ایران ارائه می‌دهد. طبق اعلام رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تا لحظه تنظیم این گزارش، ایران ۲۵ موج حمله علیه اهداف مختلف انجام داده است؛ حملاتی که هم پایگاه‌های آمریکا در کشورهای منطقه را دربر گرفته و هم اهدافی در سراسر سرزمین اشغالی. این عدد زمانی اهمیت بیشتری می‌یابد که آن را با تجربه قبلی مقایسه کنیم. در جنگ 12 روزه، ایران در مجموع ۲۲ موج حمله انجام داد. به بیان دیگر، در شرایط فعلی تنها طی حدود ۸ روز از آغاز جنگ تجاوزکارانه، تعداد عملیات‌های ایران از کل موج‌های حمله در جنگ ۱۲ روزه فراتر رفته است.
این مقایسه در واقع یک نکته مهم را روشن می‌کند؛ اینکه ایران در این جنگ با ریتم عملیاتی بسیار بالاتری وارد میدان شده است. اگر در جنگ ۱۲ روزه ۲۲ موج عملیات در طول کل درگیری اجرا شد، اکنون در بازه‌ای کوتاه‌تر بیش از آن تعداد عملیات انجام شده است. این مساله نشان می‌دهد ایران نه‌تنها از نظر آمادگی عملیاتی در سطح بالایی قرار دارد، بلکه توان اجرای عملیات‌های پی‌‌درپی و فشرده را نیز در اختیار دارد.
عامل مهم دیگری که در تحلیل این عملیات‌ها باید مورد توجه قرار گیرد، گستره میدان نبرد است. درگیری فعلی از نظر جغرافیایی بسیار وسیع‌تر از جنگ ۱۲ ‌روزه است. در آن زمان دامنه عملیات‌ها محدودتر و متمرکز بر سرزمین‌های اشغالی بود اما اکنون میدان جنگ عملا به نقاط مختلف منطقه کشیده شده است؛ از اهدافی در سرزمین اشغالی گرفته تا پایگاه‌های آمریکا در چند کشور منطقه. همین گستردگی جغرافیایی باعث می‌شود مقایسه ساده تعداد حملات با جنگ قبلی تصویر کاملی ارائه ندهد، زیرا ایران در شرایطی عملیات انجام می‌دهد که همزمان در چندین جبهه و چندین نقطه عملیاتی درگیر است. به همین دلیل وقتی تعداد موج‌های حمله در این جنگ با جنگ قبلی مقایسه می‌شود، باید در نظر داشت که این عملیات‌ها در یک میدان جنگ بسیار گسترده‌تر و پیچیده‌تر انجام شده است؛ مساله‌ای که نشان می‌دهد ایران تا اینجای کار توانسته مدیریت نسبتا موفقی بر یک میدان نبرد وسیع داشته باشد.
در کنار این مسائل، نکته مهم دیگری نیز در روند این جنگ قابل توجه است و آن استمرار حملات ایران است. حملات ایران هم به پایگاه‌های آمریکا در منطقه و هم به سرزمین اشغالی به ‌صورت مداوم ادامه دارد و عملا روند عملیات‌ها متوقف نشده است. با این حال، تصویر کامل خسارات و اصابت‌ها لزوما در فضای رسانه‌ای منعکس نمی‌شود. مهم‌ترین دلیل این مساله، محدودیت‌های شدید اطلاع‌‌رسانی در سرزمین‌ اشغالی است. رژیم صهیونیستی در شرایط جنگی کنترل و سانسور قابل توجهی بر انتشار اخبار مربوط به محل اصابت موشک‌ها و میزان خسارات اعمال می‌کند. همین موضوع باعث شده در بسیاری موارد، خبرهای منتشر شده درباره خسارات وارده بسیار محدود و کنترل‌شده باشد. حتی برخی خبرنگاران رسانه‌های غربی نیز به این موضوع اشاره کرده‌اند. برای مثال کسری ناجی، خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی اذعان کرده محدودیت‌های رسانه‌ای و سانسور در اسرائیل باعث شده انتشار اطلاعات مربوط به اصابت‌ها و میزان خسارات با محدودیت جدی مواجه باشد.
در همین حال، انهدام زیرساخت‌های راداری و ارتباطی ایالات متحده در منطقه نیز نقش مهمی در تغییر شرایط میدان نبرد داشته است. در روزهای ابتدایی جنگ، بخش قابل توجهی از رادارها و زیرساخت‌های ارتباطی ارتش تروریستی آمریکا در منطقه هدف حملات قرار گرفتند. آسیب دیدن این  سامانه‌ها تأثیر مستقیمی بر کاهش توانایی شناسایی و رهگیری موشک‌ها و پهپادهای ایران داشته است.
 وقتی شبکه هشدار زودهنگام، سامانه‌های راداری یا خطوط ارتباطی دچار اختلال شوند یا وجود نداشته باشند، توانایی سامانه‌های دفاعی برای کشف به ‌موقع تهدیدها کاهش می‌یابد و در عمل نوعی «نقطه کور» در سامانه دفاعی ایجاد می‌شود. چنین وضعیتی طبیعتا شرایط مناسب‌تری برای استفاده از ابزارهایی فراهم می‌کند که کشف آنها دشوارتر است.
در این میان، پهپادهای انتحاری یکی از مهم‌ترین ابزارهایی هستند که در چنین شرایطی می‌توانند کارایی بالایی داشته باشند. این پهپادها در مقایسه با موشک‌های بالستیک یا کروز هزینه بسیار کمتری دارند، اندازه کوچک‌تری دارند و در بسیاری موارد شناسایی آنها برای سامانه‌های دفاعی پیچیده‌تر است، بویژه زمانی که بخشی از شبکه راداری دچار اختلال شده باشد. به همین دلیل طبیعی است که ایران در عملیات‌های خود توجه ویژه‌تری به استفاده از پهپادها داشته باشد و در بسیاری از حملات از آنها به‌عنوان ابزار اصلی استفاده کند، در حالی که مصرف موشک‌های بالستیک را مدیریت می‌کند.
با توجه به این گزاره‌ها، به ‌نظر می‌رسد ایران خود را برای یک جنگ طولانی‌‌مدت آماده کرده است. نحوه استفاده از موشک‌ها و پهپادها، فاصله‌گذاری میان موج‌های حمله و ترکیب ابزارهای مختلف تهاجمی نشان می‌دهد منابع نظامی به‌ صورت برنامه‌‌ریزی‌شده مصرف می‌شوند. در چنین الگویی هدف صرفا وارد کردن ضربه‌های سریع در کوتاه‌مدت نیست، بلکه تلاش می‌شود توان تهاجمی در طول زمان حفظ شود و عملیات‌ها در یک بازه طولانی قابل تداوم باشد. به همین دلیل به نظر می‌رسد ایران در استفاده از موشک‌ها و پهپادهای خود نوعی مدیریت مرحله‌ای را دنبال می‌کند؛ مدیریتی که امکان ادامه عملیات‌ها در صورت طولانی شدن جنگ را نیز فراهم می‌کند و نشان می‌دهد راهبرد عملیاتی ایران صرفا بر یک ضربه کوتاه‌مدت استوار نیست، بلکه برای تداوم جنگ در یک بازه زمانی طولانی‌تر طراحی شده است.

ارسال نظر
captcha
پربیننده