۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۵:۰۴

هوش مصنوعی در اختیار قاتلان

رضا رحمتی: جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران برخی خطاها در حوزه اهداف جنگی داشته؛ از جمله هدف قرار دادن برخی اماکن که در ظاهر تشابه اسمی با اماکن نظامی داشته‌اند اما در اصل اهداف نظامی نبوده و مدنی بودهاند. برای مثال در شهرستان خمین، درمانگاه بسیج یا خیابان بسیج، اردوگاه امام خمینی و مدرسه دخترانه یا مدارسی با عناوین نیروی دریایی، نیروی انتظامی و پلیس یا محلاتی شبیه بسیج، کلانتری و پلیس یا شهرک‌هایی شبیه بسیج، نیروی انتظامی به همین ترتیب مورد اصابت قرار گرفتند، در حالی که اساسا برای مثال درمانگاه بسیج یا خیابان بسیج نسبتی با نیروهای بسیج یا سپاه پاسداران نداشته است یا شهرکی به نام نیروی انتظامی ارتباطی به نیروی انتظامی ندارد یا اردوگاه امام خمینی نسبتی با سپاه پاسداران ندارد و به همین ترتیب در خصوص بسیاری از بانک‌های هدفی که تعجب‌برانگیز بوده است. به نظر می‌رسد این خطاها که کم نیستند و در بسیاری از اهدافی که مورد حمله قرار گرفته‌اند می‌توان آن را مشاهده کرد، نشان‌دهنده نقش عنصری غیر از محاسبات انسانی و شکل گرفته به وسیله الگوریتم‌های ریاضی یا محاسبات هوش مصنوعی است. در این مورد می‌توان به اهدافی در بوشهر نیز اشاره کرد. مثال دیگر «پارک پلیس» در تهران است که اگرچه عنوان آن پارک پلیس است اما این پارک، عمومی و مربوط به همه مردم و نه نیروهای انتظامی یا نظامی است. به این فهرست، بسیاری دیگر از اهداف را نیز می‌توان اضافه کرد.
استفاده از هوش مصنوعی برای شناسایی اهداف 
 اما چه چیزی سبب این اشتباهات و آسیب بسیار به جمعیت و اهداف غیرنظامی شده است؟ پاسخ این سوال را باید در استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی و مسلح شدن جنگنده‌های آمریکایی به هوش مصنوعی دانست. به نظر می‌رسد در اختیار قرار داشتن نشانگرها، محاسبات ریاضی‌گونه مربوط به تقسیمات جغرافیایی، مکان‌یاب‌ها و... و رسیدن به یک بانک اهداف غیردقیق و کاملا ریاضی‌گونه سبب شده بسیاری از اهداف، نه نظامی، بلکه غیرنظامی باشند. برای مثال در حالی که اردوگاه امام خمینی شهرستان خمین چندین‌بار توسط جنگنده‌های رژیم صهیونی مورد اصابت قرار گرفت و مشخص بود هیچ لانچر یا ابزار نظامی شبیه به آن درون آن وجود ندارد، باز هم در روز 17 اسفند مورد اصابت قرار گرفت. به نظر می‌رسد این از هم گسیختگی در نتیجه چرخه غیرانسانی است که ابزارهای تکنولوژیک در دام آن افتاده‌اند. این موضوع حتی با ایده غالب در ادبیات رسانه‌ای اسرائیلی که اسرائیل از توانمندی ستون پنجم خود برای بانک اهداف استفاده می‌کند نیز سازگار نیست؛ چه اینکه اگر سازگار بود، حمله به یک مکان آن هم چندین‌بار و در چندین روز پشت سر هم، در حالی که آن مکان کاملا ویران و از رده خدمت‌رسانی خارج شده، چندان با منطق محاسباتی انسانی و نظامی مطابقتی ندارد، جز اینکه سازوکار شناسایی اهداف و حمله به آنها یک سازوکار کاملا ماشینی و مبتنی بر هوش مصنوعی و الگوریتم‌های ثابت است. 
وال‌استریت ژورنال در گزارشی در این خصوص بیان می‌کند: «دولت ایالات متحده از ابزارهای هوش مصنوعی شرکت مستقر در سان‌فرانسیسکو، Anthropic در حملات به ایران استفاده کرده است. فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) در خاورمیانه از ابزارهای Anthropic برای ارزیابی اطلاعات، شناسایی اهداف و شبیه‌سازی سناریوهای نبرد در طول این حملات بهره برده است». این همان مدلی است که اسرائیلی‌ها با استفاده از آن در غزه نیز جنگ را پیش می‌بردند و همین موضوع سبب ایجاد آسیب‌های غیرنظامی و تلفات انسانی بسیار شده بود. 
علاوه بر این، استفاده از ابزارهایی شبیه شبکه‌های اجتماعی و الگوریتم‌های موجود در شبکه‌های اجتماعی این امکان را به اسرائیلی‌ها داده که بانک اهداف خود را به صورت مستقیم (البته کمتر)، یا به صورت غیرمستقیم حتی با چندین واسطه شناسایی کنند. همان‌طور که ریلزهای اینستاگرام متناسب با ذائقه مخاطب تعریف می‌شوند، الگوهای الگوریتم مورد استفاده اسرائیل نیز بر اساس شناسایی اهداف دقیق متناسب با حلقه‌های کاملا هوشمندی است که در این شبکه‌ها یا مسیرهای شناسایی دیگر، مورد توجه و به عنوان بانک اهداف مورد بررسی و شناسایی قرار می‌گیرند. این موضوع هزینه‌های شناسایی را کم کرده، نیاز به ستون پنجم‌ها برای جاسوسی را هم کم می‌کند. برای مثال فرض کنید یک نیروی نظامی که بانک اهداف اسرائیل است، با یا بدون واسطه و حتی بدون نام اصلی خود، مورد توجه هوش مصنوعی است، در این صورت، تمام مکالمات، الگوی پیامکی، الگوی نت، الگوی رفت و آمد و همه مسیرهای ترکیب، تجمع و... به عنوان ابزار شناسایی مورد استفاده قرار می‌گیرد. به این موضوع باید حلقه‌های مرتبط با آن بانک هدف را نیز اضافه کرد، از جمله بستگان، بستگان بستگان، محافظان، بستگان محافظان، الگوی رفت و آمد بانک اهداف، الگوی رفت و آمد و مکالمات محافظان و به همین ترتیب یک ساختار و سیستمی توسط هوش مصنوعی مورد شناسایی قرار می‌گیرد که رفتارهای آینده، نحوه تجمع بانک اهداف در کنار هم (حتی در صورتی که هیچ یک از آنها از ابزار تکنولوژیک مدرن استفاده نکنند)، نحوه تجمع محافظان، بستگان و... مورد رصد قرار می‌گیرد و در نهایت بر اساس تعریف سناریوها به وسیله هوش مصنوعی به صورت سناریو، دستورالعمل رفتار یا حمله داده می‌شود. به همین دلیل است که بارها سوال پرسیده می‌شود در حالی که مثلا سردار شادمانی حتی از موبایل هوشمند استفاده نمی‌کرد، چرا در یک فرآیند تعقیب و گریز به شهادت رسید؟ یا چرا محل جلسه یا تجمع سرداران یا فرماندهان مورد شناسایی قرار گرفت، با آنکه هیچ ستون پنجمی نیز در آن حضور نداشت یا از آن اطلاع نداشت؟ پاسخ به این سوال از منظر ابزار و عامل انسانی سخت اما در چارچوب بهره‌گیری از هوش مصنوعی ساده است. این الگو را هوش مصنوعی تعریف می‌کند. 
استفاده از هوش مصنوعی برای شبیه‌سازی نبرد
علاوه بر شناسایی اهداف، صهیونیست‌ها از یک مدل دیگر جنگی با کمک هوش مصنوعی استفاده کرده‌اند و آن شبیه‌سازی سناریوهای نبرد است. استفاده از هوش مصنوعی، برای اینکه در یک عملیات در صورت جابه‌جایی نیروها، چه اتفاقاتی می‌افتد، سبب شده اسرائیلی‌ها دست به عملیات چندباره در یک موقعیت مکانی و علیه یک هدف بزنند. برای مثال در همین موضوع برای آسیب جدی‌تر به نیروهای نظامی، از ابزار تراکم بعد از حمله استفاده می‌کنند که به نظر می‌رسد این دستور هوش مصنوعی به ابزارهای جنگی تکنولوژیک اسرائیلی‌هاست. هوش مصنوعی با ارزیابی و تحلیل رفتار و روانشناسی شخصیت توده‌ای و خیابانی ایرانی‌ها تراکم جمعیت را از شهری به شهر دیگر مقایسه کرده و متناسب با آن الگوی رفتاری دست به حمله می‌زند. در شهری که مردم نسبت به تجمع بعد از حملات اطلاعات کافی نداشته و آموزش‌های لازم را ندیده‌اند، دقیقا حملاتی را انجام می‌دهد که با ذائقه اجتماعی آنها سازگار است اما در شهرهایی شبیه تهران که آموزش‌های مدنی بیشتر و عمیق‌تر است و الگوی تراکم بعد از حملات وجود ندارد، حملات از الگوی یکباره استفاده می‌کنند.

ارسال نظر
captcha