۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۴:۳۶

سردرگمی آمریکا در میانه اهداف

حمید ملک‌زاده: امروز تقریباً برای همه در سراسر جهان معلوم شده است رئیس‌جمهور آمریکا و تیم همراه او در کاخ سفید هیچ برنامه سیاسی معلومی برای حمله به جمهوری اسلامی ایران نداشته‌اند. اینطور به نظر می‌رسد که ترامپ صرفاً براساس وسوسه ناشی از اطلاعاتی نادرست درباره ۳ حوزه متفاوت، دستور حمله به ایران را صادر کرده است: الف. ساختار قدرت در جمهوری اسلامی ایران؛ ب. قدرت نظامی و توان پاسخ ایران به حمله احتمالی؛ پ. مردم و پشتوانه مردمی جمهوری اسلامی. 
️جمهوری اسلامی، سازمان نهادمندشده از قدرت سیاسی
این مساله را می‌توانیم براساس شواهدی از میدان نبرد به شکل معناداری توضیح دهیم. در درجه نخست اینطور به نظر می‌رسد که دونالد ترامپ و تیم همراهش تصور درستی از ساختار قدرت نهادمندشده در جمهوری اسلامی ایران نداشتند. یعنی درک درستی از این واقعیت نداشتند که در جمهوری اسلامی ایران مفهوم ولایت فقیه به شکل بنیادین با یک جور شخص‌محوری سیاسی در سازمان قدرت سیاسی متفاوت است. درست بر اساس همین درک نادرست از معنا و سازمان قدرت مبتنی بر اصل ولایت فقیه به این باور نادرست رسیده بودند که ترور بزدلانه رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت امام سیدعلی خامنه‌ای، سازمان قدرت سیاسی ایران را از هم فروپاشیده و یک جور خلأ قدرت فلج‌کننده را به ایران تحمیل می‌کند. این در حالی است که ولایت فقیه در منظومه سیاسی مستقرشده بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۵۷، به سازوکاری نهادی برای سازمان‌دهی قدرت تبدیل شده است. به بیان روشن‌تر، در ایران مبتنی بر ولایت فقیه، این نهادِ ولایت فقیه است که به‌عنوان اصلِ سازمان‌دهی سیاسی در جمهوری اسلامی ایران عمل می‌کند. در همین معناست که جمهوری اسلامی را نمی‌توان با یک جور نظام سیاسی شخص‌محور که کارکردهای اساسی و مبنای مشروعیت خود را در غیاب شخصِ حاکم از دست می‌دهد، همانند دانست. درست به همین دلیل است که برخلاف انتظار رئیس‌جمهور ایالات متحده و مشاوران صهیونیست او، به رغم شهادت رهبر عظیم‌الشان انقلاب اسلامی، سازوکارهای سیاسی متصور برای نهاد ولایت فقیه همچنان کارکردهای مشروعیت‌بخش خود را حفظ کرده؛ سازوکارهای قانون اساسی برای تشکیل شورای رهبری فعال شده و اداره امور سیاسی و فرماندهی نظامی ایران تداوم یافته است. ایران اگرچه رهبری ارزشمند را از دست داد، اما میراث انقلاب اسلامی و نتیجه یک عمر تلاش امامین انقلاب در قالب سازمان نهادمندی از قدرت سیاسی، همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهد.
️قدرت نظامی و توان پاسخ ایران به حمله 
جنگ و دفاع مقدس ۱۲ روزه، یکی از مهم‌ترین جلوه‌های بالندگی جمهوری اسلامی در تاریخ ایران معاصر است. جنگی تحمیلی، توجیه‌ناپذیر و آموزنده برای نیروهای مسلح و فرماندهی سیاسی و نظامی ایران که باید آن را به عنوان جدی‌ترین محک قدرت نظامی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در روزهای پس از پایان دفاع مقدس ۸ ساله در نظر بگیریم. دفاع مقدس ۱۲ روزه، میدان آزمون توانمندی‌های نیروهای مسلح ایران در زمینه دفاع از کشور در عرصه نظامی و ممانعت از تحقق اهداف سیاسی دشمنان ایران در میدان جنگ بود. همینطور باید آن را به عنوان آزمونی نظامی در نظر گرفت که درس‌های خوبی را در زمینه ضعف‌های فنی و استراتژی‌های نظامی ناکارآمد احتمالی در دفاع و حمله برای نیروهای مسلح ایران به ارمغان آورد؛ درس‌های آموزنده‌ای که توسط فرماندهان و استراتژیست‌های ایرانی به خوبی دریافت شده و مورد بهره‌برداری قرار گرفته است. آنچه در میدان نبرد فعلا ۹ روزه با ارتش تروریست آمریکا و رژیم صهیونی مشاهده می‌کنیم را باید به عنوان نتایج حاصل از آن آزمون و جدی گرفتن آن درس‌ها در نظر گرفت.
اینطور به نظر می‌رسد که ارتش ایالات متحده و مشاوران صهیونیست رئیس دولت این کشور، باور نادرستی درباره توان نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در نبرد و مقاومت ۱۲ روزه ایران در مقابل تهاجم پیشین رژیم صهیونیستی با همکاری ایالات متحده داشتند و توان دفاعی ایران را کاملا تحلیل‌رفته می‌پنداشتند. به عقیده آنها، امکان بازسازی آسیب‌های نظامی واردشده به بدنه نیروهای مسلح ما در شرایط تحریم شدید اقتصادی و نظامی غیرممکن بوده است. همینطور اینطور به نظر می‌رسد که نمی‌توانستند تصور کنند مجموعه نیروهای مسلح ما می‌توانند در مدت کوتاه ۸ ماهه به بازآرایی جدیدی در تاکتیک‌ها و استراتژی‌های آفندی و پدافندی خود دست بزنند. همینطور به احتمال خیلی زیاد، برای آنها به اجرا در آوردن تصمیم اعلام‌شده برای مورد هدف قرار دادن پایگاه‌های نظامی، مقرهای اطلاعاتی و منافع اقتصادی رژیم صهیونیستی و ایالات متحده در کشورهای منطقه در محیط پیرامونی ایران باورپذیر نبوده است.
درست به همین دلیل است که بدون پیش‌بینی تمهیدات لازم برای تغییر تاکتیک نیروهای مسلح ایران و در عین حال بدون آمادگی برای مواجهه با تاکتیک‌های جدید ایران، به قماری دست زدند که از ابتدا هم مشخص بود در آن بازنده می‌شوند. 
پشتوانه مردمی جمهوری اسلامی 
بحث درباره واکنش مردم در جنگ رمضان، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. سال‌های زیادی است این باور غلط تبلیغ می‌شود که فاصله وجودشناختی قابل توجهی میان مردم، جمهوری اسلامی و ایران وجود دارد. هر بار در یکی از فتنه‌های داخلی این ایده تبلیغ می‌شود که جمهوری اسلامی ایران حکومت زوری است که اگر «وحشت ناشی از سرکوب نیروهای سرکوبگر(!) آن» وجود نداشته باشد، به سادگی به دست اکثریت جامعه ایران سرنگون خواهد شد. از این جهت معارضان سیاسی جمهوری اسلامی ایران مدام از یک جور «مداخله نظامی بشردوستانه» در ایران دفاع می‌کردند. این مساله در بلوای دی‌ماه امسال به اوج رسید؛ بلوایی با سوءاستفاده از اعتراضات مردمی به شرایط معیشتی و جراحی‌ اقتصادی خاصی که با هدف اصلاح ساختار مالی آغاز شده بود. 
اینطور به نظر می‌رسد که رئیس‌جمهور ایالات متحده و مشاوران صهیونیستش به این ارزیابی نادرست رسیده بودند که در فاصله یکی - دو ماه بعد از فروکش کردن بلوای دی، هدف قرار دادن امام شهید انقلاب اسلامی و نهادهای انتظامی و امنیتی، آرزوی دیرینه معارضان سیاسی ایران در خارج از کشور را برآورده کرده و زمینه‌ساز به قدرت رسیدن حاکمانی در ایران می‌شود که حاضرند بهای اقدام نظامی آمریکا برای آزادسازی(!) کشور را با حراج منابع نفتی ایران پرداخت کنند. در چنین وضعیتی حضور مداوم مردم در خیابان‌های کشور، همپای حضور مدافعان ایران در کنار پرتاب‌کنندگان موشک‌های ایرانی به سمت اهداف دشمن خارجی، نادرستی این ارزیابی را نیز برملا کرد. مردم ایران با گرایش‌ها و علایق مختلف سیاسی، با وجود گلایه‌های سیاسی - اجتماعی - اقتصادی - فرهنگی به خوبی با درک نیازی که مام میهن به حضور آنها دارد، وارد میدان شده‌اند؛ حضوری حماسی که تاکنون ۸ شبانه روز است متوقف نشده و ادامه دارد.
ارزیابی‌های غلط و سردرگمی ایالات متحده
۳ دسته ارزیابی‌ غلط و شکست در تحقق ۳ دسته از اهداف عجولانه ایالات متحده، رهبری جنگ در این کشور را دچار سردرگمی‌های فلج‌کننده‌ای کرده است. این سردرگمی و کلافگی ناشی از آن را می‌شود در هجوم دیوانه‌وار ارتش‌های تروریست آمریکا و رژیم صهیونیستی به ساختمان‌های خالی‌شده دولتی ایران مشاهده کرد. حمله به ویرانه‌های برخی اهداف اولیه، تهاجم به ساختمان قدیم مجلس شورای اسلامی که جلسات مجلس خبرگان رهبری در آن برگزار می‌شود و حمله به یکی از دفاتر مجلس خبرگان رهبری در قم ناشی از سردرگمی ارتش ایالات متحده در شناسایی اهداف جدید سیاسی است. رژیم آمریکا هنوز نمی‌داند امکان مورد هدف قرار دادن نهادهای قدرت در ساختمان‌های مادی وجود ندارد. همینطور صحبت‌های روز شنبه رئیس‌جمهور آمریکا و تهدید مردم پا به میدان گذاشته به مرگ و حمله نظامی توسط وی، به خوبی نشان می‌دهد چطور او و مشاوران صهیونیستش با یک جور کلافگی ناشی از سردرگمی برای فهم شخصیت سیاسی ایرانیان دست به گریبان هستند. توهین‌های بی‌شرمانه ترامپ به مردم ایران و بی‌توجهی او به مورد هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های مدنی مثل تأسیسات شیرین‌سازی آب در کیش، موید اهمیت حضور مردم در خیابان‌های ایران و تداوم این حضور برای تضمین دستاوردهای نظامی کشور است. رئیس‌جمهور آمریکا که انتظار داشت مردم ایران دست‌افشان به استقبال موشک‌های ارتش او بروند، اکنون با خشم و نفرت عمومی مردم ایران در خیابان مواجه شده است. این مواجهه‌ای دردناک است که مدیریت جنگ در آمریکا را دچار سردرگمی و کلافگی بیش‌تری هم خواهد کرد.

ارسال نظر
captcha