
جنگی که با حمله مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران آغاز شد، در محاسبات اولیه طراحان آن قرار بود عملیاتی کوتاه و برقآسا باشد؛ عملیاتی که با ترور رهبر شهید انقلاب و شماری از فرماندهان عالیرتبه نظامی، در مدت کوتاهی ساختار سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی را دچار فروپاشی کند، ظرف ۴۸ ساعت پس از آغاز حمله، جمهوری اسلامی سقوط کند و ایران وارد مرحلهای از بیثباتی داخلی شود و به سمت تجزیه پیش رود. با این حال اکنون که این جنگ نهمین روز خود را هم پشت سر گذاشته، واقعیت میدان نبرد تصویری کاملا متفاوت را نشان میدهد. نه تنها خبری از فروپاشی و سقوط جمهوری اسلامی نیست، بلکه ایران به شکلی بیسابقه توانسته به طور همزمان با آمریکا و رژیم صهیونیستی وارد یک رویارویی مستقیم و گسترده شود و ضربات قابل توجهی به زیرساختهای نظامی آنها در منطقه وارد کند.
در پاسخ به حملات اولیه آمریکا و رژیم صهیونیستی، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران عملیاتی گسترده را با عنوان «وعده صادق ۴» آغاز کرد؛ عملیاتی که حالا به یکی از بزرگترین عملیاتهای ترکیبی موشکی و پهپادی در تاریخ جنگهای منطقه تبدیل شده است. تا لحظه تنظیم این گزارش، ایران در قالب 28 موج عملیاتی، حملات خود را انجام داده و در این موجها بیش از ۶۰۰ موشک و حدود ۲۶۰۰ پهپاد تهاجمی به سمت اهداف آمریکایی و صهیونیستی شلیک کرده است. این حجم آتش در کمتر از ۱۰ روز نشان میدهد تهران نهتنها توان پاسخگویی سریع به حملات اولیه را داشته، بلکه توانسته ریتم عملیاتهای خود را نیز حفظ کند. در جریان این عملیاتها بیش از ۲۰۰ هدف نظامی در پایگاهها و تأسیسات آمریکایی و اسرائیلی مورد اصابت قرار گرفته است.
اما نکته مهم در الگوی این حملات آن است که تمرکز اصلی عملیاتهای ایران بر پایگاههای آمریکا در منطقه بوده است. بر اساس اعلام سردار نائینی، سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، حدود ۶۰ درصد توان آتش ایران علیه پایگاهها و تأسیسات ایالات متحده در منطقه به کار گرفته شده و حدود ۴۰ درصد حملات نیز متوجه اهداف رژیم صهیونیستی بوده است. این الگو نشان میدهد در راهبرد نظامی ایران، آمریکا همچنان بازیگر اصلی میدان تلقی میشود و انهدام زیرساختهای نظامی آن در منطقه، اولویت بالاتری نسبت به ضربه مستقیم به اسرائیل داشته است.
این راهبرد از یک منطق عملیاتی مشخص پیروی میکند. شبکه پدافند موشکی اسرائیل در سالهای اخیر به طور فزایندهای به شبکه حسگرها، رادارها و زیرساختهای ارتباطی آمریکا در منطقه وابسته شده است. بسیاری از سامانههای هشدار زودهنگام و دادههای رهگیری موشکها از طریق رادارهای مستقر در پایگاههای آمریکا در کشورهای خلیج فارس و اطراف آن تأمین میشود؛ واقعیتی که در جریان جنگ 12 روزه خود را به وضوح نشان داد. به همین دلیل به نظر میرسد راهبرد ایران در روزهای نخست جنگ این بوده که ابتدا این شبکه پشتیبانی را هدف قرار دهد، یعنی با انهدام رادارها، سامانههای هشدار زودهنگام و زیرساختهای ارتباطی آمریکا، شبکه پدافند منطقهای را تضعیف کند و در نتیجه اسرائیل را در برابر موجهای بعدی حملات موشکی آسیبپذیرتر کند.
در همین چارچوب، یکی از اهداف اصلی حملات ایران رادارهای پیشرفته و زیرساختهای ارتباطی ارتش تروریستی آمریکا در منطقه بوده است؛ تجهیزاتی که در واقع «چشم» سامانههای دفاع موشکی محسوب میشود. گزارشها نشان میدهد در جریان حملات ترکیبی ایران، چندین رادار راهبردی ایالات متحده آسیب جدی دیده یا منهدم شده است. از جمله مهمترین آنها رادار هشدار زودهنگام در پایگاه هوایی العدید قطر است؛ سامانهای بسیار پیشرفته که برای رصد همزمان تعداد زیادی هدف طراحی شده و توانایی شناسایی پرتاب موشکهای بالستیک در فاصله ۵ هزار کیلومتری را دارد. علاوه بر این، رادارهای مرتبط با سامانه دفاع موشکی تاد نیز در چند نقطه منطقه هدف قرار گرفته و منهدم شده است. از جمله رادارهای مستقر در پایگاه موفق السلطی اردن و تأسیسات مشابه در امارات عربی متحده. در مجموع گزارشها حاکی از آن است که دست کم ۷ رادار پیشرفته آمریکایی در کشورهای مختلف منطقه در جریان این حملات نابود شده است. علاوه بر رادارها، چندین زیرساخت ارتباطی و مراکز فرماندهی و کنترل نیز هدف موشکها و پهپادهای ایران قرار گرفته است؛ از جمله تأسیسات ارتباطی در پایگاه عریفجان در کویت، زیرساختهای ارتباطی در مقر ناوگان پنجم آمریکا در بحرین و برخی سامانههای ارتباط ماهوارهای در پایگاههای نظامی منطقه. هدف قرار دادن این مراکز به منزله ایجاد اختلال در انتقال دادههای عملیاتی و هماهنگی سامانههای دفاعی است.
در کنار این حملات به زیرساختهای پدافندی، نیروهای مسلح ایران تمام پایگاههای نظامی آمریکا را بارها مورد هدف قرار داده است. مقر ناوگان پنجم آمریکا در بحرین، پایگاه هوایی العدید در قطر، پایگاههای علیالسالم و عریفجان در کویت، پایگاه موفق السلطی در اردن، پایگاه الظفره در امارات عربی متحده، پایگاه شاهزاده سلطان در عربستان سعودی و تأسیسات نظامی ایالات متحده در اربیل عراق از جمله پایگاههایی هستند که در پی حملات ایران، اکنون تقریبا از رده عملیاتی خارج شدهاند. دامنه خشم ایران تنها به پایگاههای آمریکا در منطقه محدود نمانده است. در حوزه دریایی نیز گزارشها از هدف قرار گرفتن یک ناو پشتیبانی رزمی ایالات متحده در اقیانوس هند با موشکهای کروز ضدکشتی حکایت دارد. همچنین یک کشتی لجستیکی حامل مهمات در بندر جبلعلی امارات از مدار عملیاتی خارج شده است. در پی ۳ موج حمله موشکی و پهپادی، ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن نیز مجبور به عقبنشینی از خلیج فارس شده است. علاوه بر این، در مجموع ۱۷ شناور لجستیکی، نظامی و نفتکش مرتبط با آمریکا و رژیم صهیونیستی در جریان عملیاتهای مختلف در تنگه هرمز هدف قرار گرفتهاند.
با افزایش کنترل ایران بر تردد کشتیها در تنگه هرمز، عبور بسیاری از شناورها محدود شده و بیش از ۳۰۰ نفتکش و کشتی تجاری در ۲ سوی این تنگه متوقف شدهاند. این وضعیت باعث افزایش قابل توجه قیمت نفت و گاز در بازارهای جهانی شده و نگرانیها درباره امنیت انرژی را افزایش داده است. عملا باید گفت تردد نفتکشها و شناورهای حاضر خلیج فارس، تحت نظر نیروهای مسلح ایران قرار گرفته است.
اما در کنار حملات به پایگاههای ایالات متحده، بخش قابل توجهی از عملیاتهای ایران نیز متوجه اهداف مهم در سرزمین اشغالی است. در موجهای مختلف حملات، مراکز مهمی همچون ستاد فرماندهی ارتش رژیم صهیونیستی در تلآویو، پردیس حکومتی اسرائیل، فرودگاه بنگوریون، پایگاه هوایی رامات دیوید، پایگاه موسوم به پایگاه ۲۷، پایگاه دریایی حیفا و مجموعههای صنایع نظامی در بیتالشمس و اشدود هدف قرار گرفتهاند. این اهداف از جمله مهمترین زیرساختهای نظامی و صنعتی اسرائیل محسوب میشوند.
همزمان با این حملات، سامانههای پدافندی ایران نیز درگیر مقابله با حملات هوایی و پهپادی طرف مقابل بودهاند. طبق گزارشهای رسمی، در جریان دفاع پدافندی، تاکنون ۴ جنگنده اف-۱۵ آمریکایی و دهها پهپاد فوق پیشرفته ساقط شدهاند. سامانههای پدافندی ایران بیش از ۸۰ پهپاد از جمله چند فروند امکیو-۹ آمریکایی و پهپادهای اسرائیلی هرمس و هرون را منهدم کردهاند.
در مجموع، برآوردها نشان میدهد خسارات وارد شده به تجهیزات و داراییهای نظامی آمریکا در منطقه بیش از ۵ میلیارد دلار بوده و رژیم صهیونیستی نیز بیش از ۶ میلیارد دلار خسارت اقتصادی و زیرساختی متحمل شده است. با این حال نکته مهم در تحلیل این عملیاتها آن است که موشکهایی که تاکنون در این حملات استفاده شدهاند عمدتا متعلق به نسلهای اول و دوم زرادخانه موشکی کشورمان بودهاند. بر اساس ارزیابیها، در مراحل بعدی جنگ ممکن است موشکهای پیشرفتهتر و دوربردتری که تاکنون کمتر مورد استفاده قرار نگرفتهاند وارد میدان شوند. از جمله موشکهای سنگینتری مانند موشکهای خیبر با کلاهکهای جنگی پیشرفته که البته همین حالا نیز به صورت محدود وارد فاز عملیاتی شده و چند مرتبه نقاط مختلفی در سرزمین اشغالی را مورد اصابت موفق قرار دادهاند. در کنار این حملات، ایران همزمان چندینبار مواضع گروهکهای تجزیهطلب در اقلیم کردستان عراق را نیز هدف قرار داده و منهدم کرده است؛ اقدامی که نشان میدهد تهران تلاش کرده جبهههای فرعی تهدید علیه امنیت ملی ایران را نیز همزمان مهار کند.
اما مقایسه شدت عملیاتهای کنونی با جنگ 12 روزه نیز نکته قابل توجهی را نشان میدهد. در جنگ ۱۲ روزه، تهران در مجموع ۲۲ موج حمله انجام داده بود اما اکنون تنها در ۹ روز نخست جنگ جاری بیش از ۲۸ موج حمله ثبت شده است. این یعنی اینکه شدت و گستره حملات ایران در جنگ کنونی به مراتب فراتر از جنگ پیشین است. به همه این دلایل، آنچه در میدان اتفاق افتاده، کاملا متفاوت از پیشبینیهای اولیه آمریکا و رژیم صهیونیستی است. به جای یک عملیات کوتاه که قرار بود به فروپاشی ایران منجر شود، اکنون منطقه شاهد یک رویارویی گسترده و چندلایه میان ایران از یک سو و ایالات متحده و اسرائیل از سوی دیگر است؛ جنگی که در آن ایران با تمرکز اولیه بر انهدام زیرساختهای پدافندی و پایگاههای نظامی آمریکا تلاش کرده توازن میدان را تغییر دهد و همزمان فشار مستقیم بر اسرائیل را نیز حفظ کند و با توجه به شرایط میدان، به نظر میرسد موفق هم عمل کرده است.