محمد رستم پور: ۶ سال و ۲ ماه و ۳ روز پیش، شهید سید حسن نصرالله در مورد انتقام خون شهید قاسم سلیمانی که به دستور شخص ترامپ در فرودگاه بغداد ترور شد، گفت «ارزش کفش شهید سلیمانی از سر ترامپ بیشتر است». در همه روزهای پیش و پس از طوفانالاقصی، بارها از اینکه تلافی جنایت دشمن آمریکایی- صهیونی چیست، پرسیده شده و حالا آتش به خانه رسیده است و بدترین سناریوی ممکن در مورد ایران به وقوع پیوسته، یعنی شهادت رهبر حکیم انقلاب در موج اول حملات مشترک اسرائیل و آمریکا به ایران با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی ایران. اما هنوز یک هفته از این تهاجم نگذشته و موجهای پاسخ موشکی ایران به 30 نرسیده؛ بحث در مورد شکست آمریکا جدی شده. باراک راوید، خبرنگار اسرائیلی فعالی که در دور آخر مذاکرات هستهای ایران و آمریکا با خبرسازی و جعل در تلاش بود تا ذهن و روان ایرانیان را به بازی بگیرد، در گفت و گو با آکسیوس گفته ایرانیها لازم نیست هیج کاری انجام دهند، همین که ایده تغییر رژیم ترامپ به سرانجام نرسد، ایران برنده میدان شده است. راوید هم درست میگوید و هم خیر. اگر نگوییم راوید و آکسیوس در خدمت موسادند، باید بگوییم واقعه را بسیار جانبدارانه با سویههای اسرائیلی تحلیل میکنند اما واقعیت این است که به رغم آنکه ترامپ، متعدد و مختلف و سیال برای جنگ هدفگذاری میکند، جدیترین هدفی که تاکنون طراحی و اجرا کرده، همین ایده «تغییر رژیم» است. در آخرین سخنرانی، او گفته است بعد از جنگ، دیگر نقشه ایران مثل قبل نخواهد بود. در نتیجه، برای آمریکا، تجزیه ایران یا تسلط بر منابع انرژی تا زمانی که جمهوری اسلامی ایران بر سر کار است، ممکن نیست. برای ایران چطور؟ چه چیزی برای ایران پیروزی است و در صورت تحقق کدام هدف واقعبینانه، شدنی و متوازن با خسارتی که دریافت کرده، میتوان گفت پیروزی برای ایران محقق شده؟ پیروزی یا شکست در جنگها به موازات تغییر شکل و ماهیت جنگها تغییر کرده است. دیگر نمیتوان همسان شدن تلفات یا هموزن کردن خسارتها را معیار ارزیابی قرار داد. بماند که مثلاً پاسخ به ترور رهبر انقلاب، کشتن نتانیاهو یا ترامپ نیست، چرا که اساساً نه تنها برای نظام سیاسی و مردم جامعه ایران، بلکه حتی برای کشورها و جوامع دیگر یک با یک برابر نیست. این همان منطقی است که در بیان شهید سید حسن نصرالله در مورد ارزش انتقام شهید سلیمانی تصریح شده. از سوی دیگر، فاصله گرفتن از معیارهای کلاسیک شکست و پیروزی به صورت کامل هم غلط است، چرا که زمینه تکرار شکستها و خسارتها را فراهم میکند. برای ایران امروز که رهبر خود را از دست داده، صرف پایمردی و حفظ مکتب و روش و مشی و راهی که آیت الله خامنهای برای آن به شهادت رسید، نمیتواند انتقام از قاتلانش باشد. از سوی دیگر، کشتن قاتلان حتی با همان کیفیت و شکل ترور نیز نمیتواند حتی تسلی داغ مصیبت او باشد. جانهای عزیز ملوانهای شهیدی که به تیر جفا و دور از وطن به عمق اقیانوس رفتند، چه؟ دانشآموزان شهید مدرسه میناب که مظلومانه پرپر شدند، چه؟ مردم در مجتمع بینراهی قزوین-زنجان یا پارک شیراز چه؟ و گرفتن نفس بیگناهانی که بی هیچ جرم و تقصیری، به خاک افتادند؛ چه؟ و منابع و منافع و خانهها و انبارها و خیابانها و مغازهها. در نتیجه ترسیم پیروزی یا شکست یک ارتش یا یک نظام سیاسی در معرکهای که خود بدان وارد نشده، دشوار و چه بسا گاهی اوقات محال است. از این روست که اولین هدف محسوس و ملموس در جنگ که میتواند پیروزی نام گیرد، به شکست کشاندن ایده و طرح متجاوز است. هر شکلی از ناکام گذاشتن حریف برای ما پیروزی است. همین منطق است که شبهای ایران را به آوردگاه قدمها و شعارها و فریادها و فداکاریها تبدیل کرده است. همه برای هم وقت میگذارند و به هم یاری میرسانند، با هر شغل و پیشه و فکر و لباس و منطقی. ایرانیان دانستهاند اشغال، تجزیه، نفوذ یا خرابکاری و حتی تشویش اذهان یا تخریب روانی جامعه، همه از اهداف دشمن متجاوز است و از این نظر، به هر شکل ممکن در برابر تفرقه، دروغ و تضعیف و ترس مقاومت میکنند. اما در ایجاب، پیروزی برای ایران صرفاً به شکست کشاندن طرح و ایده دشمن نیست، بلکه فراهمآوری زمینههایی است که وضعیت به شکل عادی درآید و عادی شدن وضعیت، پیش از همه چیز، نیازمند «بازدارندگی امنیتی» است. این بازدارندگی به نظم جدیدی نیاز دارد تا تجاوز به ایران برای هر کشور یا رژیمی از هر نقطه جغرافیایی کمهزینه نباشد. دلیل هدف قرار دادن داراییهای آمریکا در منطقه در هفته نخست جنگ بویژه رادارها و سامانههای پدافندی که مانع رسیدن موشکهای ایرانی به سرزمینهای اشغالی میشد، نیز همین تلاش برای ساخت یک نظم امنیتی جدید است. تعبیر دیگری که میتواند پیروزی ایران را نه فقط در میدان نظامی، بلکه در فضای سیاسی و ذهنیت اجتماعی معیارمند کند، «سایه جنگ» است. جنگ تا کی باید ادامه یابد و هر گونه توقف جنگ یا آتشبس چه زمانی معنادار است؟ آیا انتخاب رهبر جدید و شکست ایده «تغییر رژیم» و حتی درخواست توقف آتش از سوی متجاوز مانند آنچه در جنگ 12 روزه رخ داد، میتواند پیروزی ایران نام بگیرد؟ همه آنچه در میدان، سیاست یا در اجتماع رخ میدهد، در صورتی که سایه جنگ را از سر ایران بردارد، میتواند پیروزی ایران نام بگیرد. تجمع خیابانی، دعا برای پیروزی رزمندگان اسلام، مذاکره سیاسی، مصاحبه رسانهای یا هر کنش دیگر از ناحیه هر فردی در داخل یا خارج از ایران، در صورتی کار برای پیروزی ایران است که سایه جنگ را بردارد. هر کنش، جمله یا حرفی که متجاوز را نسبت به ادامه خباثت و خصومتش برای طمعورزی به ایران ترغیب کند یا او را حتی پیش خودش یا پایگاه حزبیاش پیروز جلوه دهد، به معنای دقیق کلمه، به شکست کشاندن مجاهدتی است که این روزها علیه متجاوز در سراسر ایران به راه افتاده. رفع سایه جنگ از سر ایران یعنی پاسخ پشیمانکننده، سخت و حیرتآوری که جنگ علیه ایران را حداقل تا 50 سال، بیفایده و بیمنطق نشان دهد. وگرنه آنگونه که شهید سید حسن نصرالله گفت «ارزش کفش شهید سلیمانی از سر ترامپ بیشتر است»، چه رسد به جان عزیز رهبر انقلاب که چهره بیتکرار جهان معاصر است. چه رسد به همه 1221 شهیدی که 200 نفرشان زیر 18 سال سن دارند.
پربیننده
تازه ها