
میلاد جلیلزاده: در روزهای آغازین رمضان ۱۴۴۷ قمری و روزهای آخر سال ۱۴۰۴ خورشیدی، صبح اولین روز کاری هفته بود که خبر جنگ در همه جا پیچید. سال ۱۴۰۴ به پایان نرسیده بود که ایران برای سومین بار درگیر جنگ شد. یک بار ۲۳ خرداد و بار دوم ۱۸ دی و اینبار ۹ اسفند؛ نبردی که ما نامش را «جنگ رمضان» گذاشتیم. برجستهترین خصوصیت این دور از نبردها این بود که هیچ جای چون و چرایی درباره حق و باطل باقی نمیگذاشت. آنها جنگ را با ترور رهبر عظیمالشان انقلاب اسلامی در دفتر کار حضرت معظمله و حمله همزمان به دبستان دخترانه شجره طیبه در شهرستان میناب آغاز کردند. اولا کجا رفت آن همه شایعه که میگفتند سیدعلی خامنهای در هزار پستو مخفی شده و مردم را سپر بلای خودش کرده است؟ این ابرمرد با زبان روزه در میدان نبرد شهید شد؛ به همراه خانوادهاش. در ثانی، دخترکان مینابی که کشتار آنها شوک بزرگی به تمام دنیا وارد کرد، طبق چه توجیهی باید مورد هدف قرار میگرفتند؟ آن ۲ رژیم سفاک در ادامه هم دست به چنین جنایاتی زدند؛ از جمله به ورزشگاه دخترانهای حمله کردند و یا ۳۰ کارگر کارخانه نشاسته را وقتی مشغول کار بودند، قتلعام کردند. خصوصیت واضح این جنگ آن است که طرف حق و باطل را بی هیچ چون و چرایی مشخص کرده. یک طرف نتانیاهو بود؛ آن هیولایی که نه تنها به نسلکشی محکوم شده، بلکه در طول تاریخ جهان به بالاترین سطح از وقاحت در این زمینه رسیده است و البته دونالد ترامپ؛ کسی که سوای تمام جنایتها و دیوانگیهایش، نام او دهها هزار بار در پرونده کودکآزاری مرتبط با جزیره بدنام جفری اپستین آمده است و این طرف مردانی که از حقوق مسلم خودشان که استقلال و تمامیت ارضی بود، به رهبری مردی که دوستش داشتند و انتخابش کرده بودند، دفاع میکردند. اوضاع اجتماعی ایران در سالهای اخیر به حدی پیچیده شده بود و هرچه جلوتر هم میرفت، به قدری بر پیچیدگی آن اضافه میشد که بسیاری از معماهای آن لاینحل به نظر میرسید و حتی بعضی بدیهیات، قابل قبولاندن به آدمهایی که توقع عقل و تدبیر از آنها میرفت نبود! حالا اما ورق برگشته و همه چیز به سمت سیاه و سفید مطلق حرکت میکند و محدوده مرز خاکستری، در حال محو است. حق و باطل با شفافیت و وضوح بالا رخ نمایانده و از نقاط عجیب اما شاید جالب ماجرا این است که دفاع از حق، این بار نه تنها جنبه ریاکارانه نمییابد، بلکه به مثابه شکستن مارپیچ سکوت و خلاص شدن از پیله مسموم لجبازی است. ۱۱ روز از جنگ گذشته است و بسیاری از هنرمندان درباره آن اظهار نظر کردهاند یا حتی بعضی از آنها در اجتماعات مردم حضور یافتهاند؛ از جمله تعدادی از خوانندههای کشور. کارن همایونفر هم برای عملیات رزمندگان ایرانی، ۳ قطعه موسیقایی به عنوان مارش تولید کرد؛ اما از عدهای هنوز صدایی درنیامده است. در همین روزها یک خبرنگار از ترامپ پرسید فکر میکنید نقشه ایران بعد از جنگ همین شکلی باقی میماند یا نه و او پاسخ داد: «این را نمیتوانم به تو بگویم؛ احتمالا نه». این یعنی حالا کسی به ایران حمله کرده که غیر از غارت و تجزیه کشور، هیچ هدف دیگری ندارد و هیچ بهانهای باقی نمیگذارد برای کسانی که سکوت کردهاند. در ۱۱ روزی که از آغاز جنگ میگذرد، بسیاری از کارگردانان شاخص سینمای ایران و البته تعدادی از تهیهکنندههای جاافتاده، درباره حوادث جنگ، خصوصا ترور امام شهید انقلاب و قتلعام دخترکان مینابی اظهارنظرهایی کردهاند اما از میان بازیگران سینما، بعد از آرمان درویش، هنرپیشه نقش شهید املاکی در فیلم به نمایش درنیامده «جانشین»، تنها سه نفر بودند که به صحنه آمدند و موضع صریح خودشان را در روز هفتم جنگ مشخص کردند. یکی از این افراد محمدعلی نجفی بود که در دهههای پیش به عنوان هنرپیشهای معروف و معتبر فعالیت میکرد و حالا مدتی است تهیهکننده هم شده است. چهره بعد جمشید هاشمپور بود که به رغم سن بالا در میان بسیجیها در محل ایست و بازرسی حاضر شد و تصاویر دلگرمی دادن او به آنها به منتشر شد و دیگری مریلا زارعی که نامهای خطاب به رهبر شهیدش نوشت. البته پرویز پرستویی هم واکنشی نسبت به شهادت دختران مینابی داشت که به این ترتیب میتوان نام او را در این فهرست ذکر کرد.
چنانکه مشخص است، بیشتر ستارههای بازیگری که درباره تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران موضع گرفتهاند، از میان کسانی هستند که به نسل قبل بازیگری تعلق دارند؛ یعنی آنهایی که ارتباطشان با توده مخاطبان در فضایی خارج از اینترنت و بطور طبیعی شکل گرفت، نه کسانی که در حباب اینستاگرام گرفتار شدهاند و آن را با فضای واقعی جامعه اشتباه میگیرند. وقتی دقت کنیم که مسؤول بخش فارسیزبان اینستاگرام دختر پرویز ثابتی، قصاب ساواک در دوره پهلوی است، این را نیز بهتر درک خواهیم کرد که چرا افراد گرفتارشده در حباب این شبکه اجتماعی، تا این حد دچار خطای شناختی شدهاند و با سکوت در اصلیترین بزنگاه تاریخ کشورشان، تصمیمی عجیب و غیرقابل باور گرفتهاند.
البته همچنان میتوان امید داشت در روزهای آینده تعداد بیشتری از این چهرهها به سیل مردمی که هر شب به خیابانها میآیند تا از تجزیه کشور جلوگیری کنند اضافه شوند؛ اما در کنار این میتوان هشدار تلخی داد به تمام آنها که ساکت ماندهاند و تا انتها میخواهند ساکت باشند. آنهایی که حتی در برابر زمزمه تجزیه کشورشان حاضر نشدند دست از لجبازی بردارند یا نخواستند از مارپیچ سکوت خلاص شوند و مردم واقعی را کف خیابانهای ایران ببینند، نه در الگوریتمهای مجازی که کنترل آنها به دست دشمن متجاوز است، در فردای پایان این نبرد، چگونه میتوانند در پیشگاه تاریخ پاسخگو باشند و به واقع چطور میتوانند حتی خودشان را ایرانی بدانند؟ در ادامه مروری شده است به نام تعدادی از هنرمندان سینما که به ابعاد مختلف این تجاوز نظامی واکنش نشان دادهاند. اینها نامهایی است که سوای کارنامه هنریشان، به عنوان افراد دارای شرف و غیرت و وجدان در تاریخ ثبت خواهند شد و کسان دیگری که همیشه و در هر موردی اظهارنظر میکردند؛ اما در این لحظه حساس، به سکوتی معنادار دست زدند. البته اگر در ادامه، مسیرشان را عوض نکنند، تا ابد شرمسار تاریخ خواهند بود. این بخشی از اظهارات یا مکتوبات مفصلتر هر کدام از این افراد است. قابل ذکر است غیر از این نامها، افراد دیگری از هنرمندان مرتبط با سینما مثلا موزیسینها هم اظهارنظرهایی کردهاند که آنها را میتوان در قالبی جداگانه مورد بررسی قرار داد و یا بعضی از فیلمسازان که حالا دارای مسؤولیتهای اجرایی در حوزه فرهنگ هستند هم در قالبی جداگانه قابل ارزیابی خواهند بود.
ابراهیم حاتمیکیا کارگردان سینما
ما آن شقایقیم که با داغ زادهایم!
ننگمان باد اگر در میان این مصاف ملت حسین(ع) با تمام حرامیان یزید زمان، سر به دیوار کوفته، زانوی غم در بغل بگیریم.
مجید مجیدی، کارگردان سینما
اشتباه بزرگ دشمنان ایران نداشتن فهم درست از شهادت است. نمیدانند چطور شهادت پیام دارد؛ خون شهید قویتر از هر سلاحی است؛ هر چه از ما بکشند، ملت استوارتر میشود.
سیدمحمدرضا خردمندان، کارگردان سینما
شما سرباز وطن و ایرانیترین فرماندهای هستید که در خط مقدم دفاع از کیان این خاک به شهادت رسید. ما داریم شما را میبینیم ای گمنامان زمین و مشهوران آسمانها و به تاریخ شهادت خواهیم داد شما چگونه در برابر طمعکردگان به این آب و خاک ایستادید و سر تعظیم فرود نیاوردید.
سیداحمد نجفی بازیگر سینما و تلویزیون
رهبری با خصوصیات آیتالله خامنهای ندیدم.
سوگواری باشد برای آینده؛ الان وقت حماسه است.
مجتبی راعی، کارگردان سینما
اگر تاریخ به اراده فرعونیان رقم میخورد، امروز اثری از حق وجود نداشت؛ چرا که خداوند جهان را اینچنین نیافریده است. تا قادر متعال هست، حق هست و امید هست.
مجتبی فرآورده، تهیهکننده سینما
سیدعلی خامنهای مانند حسین تنها نماند، سیدعلی به خون غلتید، اما به وسعت ایران، عمار و حبیب و زهیر و عابس رویید.
علی غفاری، کارگردان سینما
رهبرم! با تو عهد میبندیم برای ایران سربداران ابدی تاریخ خواهیم ماند.
مسعود دهنمکی، کارگردان تلویزیون و سینما
کاروان انقلاب بهمن ۵۷ به معرکه عاشورایی یاران آخرالزمانی سیدالشهدا رسیده است و صف حسینیان و یزیدیان و تماشاچیان از هم تشخیص داده میشود.
هادی محمدیان، انیمیشنساز
ما زندهایم تا قصه پهلوانی شجاع و دلیر را بگوییم که به جنگ دیو هفتسر استکبار رفت. از پهلوانی که هیچوقت شمشیر جنگ با دیوهای بچهخوار و هیولاهای بچهکش را زمین نگذاشت و آخر قصه، در لباس رزم، جانش را برای بچههای «ایران» و «امت اسلام» فدا کرد.
لیلی عاج، کارگردان سینما
امروز مبهوت و عزادار امامِ شهیدی هستم که زیرکانه در بین خطوط کلامش، حجت را تمام کرده بود و من باز در هیاهوی روزمرگی درست فهمش نکردم. وقتی کلام حضرت سیدالشهدا را تکرار کرد و گفت: چگونه یکی مثل من، با یکی مثل یزید بیعت کند؟
محمدعلی باشهآهنگر، کارگردان سینما
هر چند دل همه ما داغدار است و عزادار هستیم اما، حالا وقت شیون و زاری نیست؛ وقت دفاع و ایستادگی و حماسه است. خدای مهربان برایمان کافی است و او در سختترین زمان یاریمان خواهد کرد.
آرمان درویش بازیگر سینما و تلویزیون
برای او
که شکوه قدرت «نه» گفتن به حرامیان زشتکردار را فراروی جهانیان گسترد.
در پیشگاه او
که خود ایران بود
سر تعظیم فرود میآورم.
کمال تبریزی، کارگردان سینما
خون دخترکان بیگناه میناب گریبان خونخواران حرامزاده را خواهد گرفت.
شک ندارم خدای مهربان، قاتلان کودکان را با عذابی دردناک مواجه خواهد ساخت.
خدایا! ایران و مردم این سرزمین را از شر دیوصفتان انساننما رهایی بخش.
بابک خواجهپاشا، کارگردان سینما
آری! اینجا سرزمین فرشتگان است. دخترانش هنوز بزرگ نشده بهشت را میبینند و قربانی دشمنی میشوند که با خون کودکان جان میگیرد و کودککشی رسم اوست.
علیرضا داوودنژاد، کارگردان سینما
به دلیل رویدادی آشکار و تاریخی نمیتوان در یگانه بودن رهبر شهید ایران تردید کرد؛ ترور هیچ شخصیتی در جهان معاصر نمیتوانست به موشکباران اسرائیل و پایگاههای نظامی و امنیتی آمریکا در غرب آسیا منجر شود. اینک حقیقت پیش چشم همه جهان آشکار میشود: «شهید خطرناکتر از قهرمان است».
منوچهر محمدی، تهیهکننده سینما
سیدعلی سالها بود شهادت را طلب میکرد. او به آرزویش رسید. اکنون هر ایرانی باید کاری زینبی کند. مقاومت و ایستادگی وظیفه امروز ماست. تاریخ خواهد نوشت ملتی به نام «ایران» در مقابل همه جهان شرارت و پلیدی ایستاد و سر خم نکرد.
سیدرضا میرکریمی، کارگردان
نه فرار کردی، نه پنهان شدی، نه ترسیدی و نه هیچ کدام از تهمتهایی که نادانان برایت ساخته بودند محقق شد؛ تا آخرین لحظه از استقلال و سربلندی ایران گفتی و همراه با خانوادهات، اولین قربانیان، هجوم اهریمنان برای بلعیدن ایران عزیز شدی و با سوگت، جانی دوباره دادی به غرور ملی، در دفاع از کیان وطن.
مریلا زارعی، بازیگر
آقای شهیدم سلام
آقاجان! رفتنت را باور نمیکنم
۷ روز و شب گذشت و من هر لحظه پلکهایم را به هم میفشارم؛ بلکه با باز شدنش از این خواب هولناک بیدار شوم و ببینم همه اینها کابوس بوده ... اما تلاش بیهودهای است. تو یکپارچه نور، یک کهکشان انرژی، تبدیل شدی به ذراتی کوچک به تعداد همه عشّاقت، به تعداد همه مظلومان و رنجدیدگان جهان. تو تکثیر شدی و نورت به قلب تکتک آزادیخواهان نفوذ کرد... چه کسی تصور میکرد بعد از آن شبهای تلخ دیماه که با دل شکسته رنج معترضان را بر جان خریدی، رفتنت در میان هلهلههای شادی فریبخوردگان رسانههای دشمن اینگونه حماسهآفرین شود؟