رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله العظمی سیدمجتبی خامنهای، بعدازظهر پنجشنبه نخستین پیام خود را خطاب به ملت منتشر کردند. به گزارش «وطن امروز»، در بخشی از پیام رهبر انقلاب، به باز شدن جبهههایی جدید در دفاع مقدس ایران مقابل متجاوزان آمریکایی - صهیونیستی اشاره شد. در این بخش از پیام رهبر انقلاب خطاب به رزمندگان ایران آمده است: «برادران عزیز رزمنده! خواست تودههای مردم، ادامه دفاع موثر و پشیمانکننده است. همچنین قطعاً همچنان از اهرم مسدود کردن تنگه هرمز باید استفاده شود. در مورد گشودن جبهههای دیگری که دشمن در آن تجربه ناچیزی دارد و بشدت در آن آسیبپذیر خواهد بود مطالعاتی صورت گرفته است و فعالسازی آن در صورت استمرار وضع جنگی و بنا بر رعایت مصالح صورت خواهد گرفت».
بلافاصله پس از انتشار پیام رهبر انقلاب، موضوع «گشودن جبهههای دیگر» مورد توجه کارشناسان و صاحبنظران قرار گرفت. شامگاه پنجشنبه حساب منتسب به سردار سرلشکر سیدمجید موسوی، فرمانده نیروی هوافضای سپاه، پستی در شبکه ایکس منتشر و از اهداف جدید رونمایی کرد. در این پست آمده است: «فرمانده معظممان! فرمانتان شنیده شد. میادین لویاتان و کاریش در کنار دهها هدف جدید دیگر هم در دایره اهداف ما قرار دارند. با هر غلط اضافه دشمن، جبهههای دیگری علیه او گشوده خواهند شد». در این پیام ضمن اشاره به میادین گازی رژیم صهیونیستی، تاکید شده دهها هدف جدید نیز در نظر گرفته شده است. میدان گازی لویاتان بزرگترین میدان گازی رژیم صهیونیستی است. کاریش نیز یکی از میادین گازی است که البته محل مناقشه لبنان و رژیم صهیونیستی است. در این بین البته میدان گازی لویاتان نقش کلیدی در اقتصاد رژیم صهیونیستی دارد. در بین ۸ میدان کاری رژیم صهیونیستی، لویاتان دومین میدان گازی بزرگ و مهم است. این میدان سالانه ۱۲ میلیارد متر مکعب گاز برای فروش به مصر و اردن تولید میکند.
این میدان با مشارکت شرکتهای صهیونیستی و آمریکایی، بویژه شرکتهای بزرگی چون نوبل انرژی و شورون، توسعه یافته است. تولید این میدان شامل گاز طبیعی با کیفیت بالا و بخشهای میعانات گازی است که برای تولید برق، صنایع پتروشیمی و صادرات به بازار جهانی استفاده میشوند. با توجه به موقعیت استراتژیک لویاتان و سرمایهگذاری آمریکاییها، این میدان یکی از اهداف بسیار حساس برای ایران است، چرا که اخلال در آن میتواند تأثیر مستقیم بر امنیت انرژی اسرائیل و بازارهای منطقهای داشته باشد. در جریان جنگ ۱۲ روزه، رژیم صهیونیستی از بیم حملات ایران، مدتی فعالیت این میدان را تعلیق کرده بود. در صورت هدف قرار گرفتن این میدان گازی، اقتصاد رژیم صهیونیستی ضربهای اساسی خواهد دید. ضمن اینکه این میدان بخش مهمی از کار مورد نیاز در سرزمین اشغالی را نیز تامین میکند.
میدان گازی کاریش نیز در دریای مدیترانه و نزدیکی سواحل سرزمین اشغالی قرار دارد و با ظرفیت حدود ۸ تریلیون فوت مکعب گاز، دومین میدان بزرگ گازی منطقه محسوب میشود. این میدان نیز با سرمایهگذاری شرکتهای صهیونیستی و آمریکایی توسعه یافته و علاوه بر تأمین نیاز داخلی رژیم صهیونیستی، به صادرات به اروپا و ترکیه نیز میپردازد. کاریش دارای زیرساختهای انتقال گاز و پالایشگاههای مربوطه است که به تولید برق و پتروشیمی وابسته هستند و هرگونه اخلال در آن، پیامدهای گسترده اقتصادی و سیاسی خواهد داشت.
به هر حال انتخاب لویاتان و کاریش به عنوان یک هدف برای حملات ایران، یک تهدید بسیار جدی برای رژیم صهیونیستی است. در روزهای اخیر و با به بنبست رسیدن ایالات متحده در جنگ با ایران، موضوع حمله ایالات متحده و رژیم صهیونیستی به زیرساختهای ایران به صورت جدی مطرح شده است؛ موضوعی که در اظهارات ترامپ نیز به آن اشاره شده است. در مقابل این تهدیدات، ایران صراحتا اعلام کرده در صورت حمله به زیرساختهای کشور، مقابله به مثل کرده و هر گونه حمله به تأسیسات انرژی، نفت و گاز کشورمان با پاسخ متقابل مواجه خواهد شد. ایران تصریح کرده اگر خطایی رخ دهد، تمام تاسیسات نفتی و زیرساختهای انرژی در منطقه که آمریکاییها در آنها سهامی دارند، به عنوان اهداف مشروع تلقی شده و نابود خواهند شد. این هشدار، نه یک تهدید صرف، بلکه بر اساس توان شناسایی و هدفگیری دقیق تأسیسات حیاتی منطقهای است که ایران در اختیار دارد.
واقعیت این است که منطقه خلیج فارس و شبهجزیره عربستان مملو از تاسیسات حیاتی است که نقش مهمی در تأمین انرژی جهانی و اقتصاد منطقه دارند و بسیاری از آنها دارای سهام یا سرمایهگذاری مستقیم شرکتهای آمریکایی هستند. هدفگیری این مراکز اثرات اقتصادی گستردهای علیه ایالات متحده و غرب خواهد داشت.
یکی از این اهداف حیاتی، پالایشگاه سامرف (SAMREF) در ینبع عربستان سعودی است. این پالایشگاه با سرمایهگذاری اکسون موبیل آمریکا و شرکت آرامکو ساخته شده و ظرفیت تولید روزانه آن ۴۰۰ هزار بشکه نفت خام و مشتقات آن است. محصولات سامرف شامل بنزین، سوخت هواپیما، گازوئیل و نفت سفید دریایی میشود و این پالایشگاه به دلیل ترکیب سرمایهگذاری آمریکایی و اهمیت آن در بازار انرژی منطقه و صادرات جهانی، یک هدف استراتژیک بسیار حساس است. نابودی یا اخلال در عملکرد این پالایشگاه مشخصا تأثیر مستقیم بر تأمین سوخت هواپیما و بنزین منطقه و حتی قیمت جهانی نفت خواهد داشت. مجتمع پتروشیمی سادارا (Sadara Chemical Complex) عربستان سعودی نمونهای دیگر از اهداف مهم ایران است. این مجتمع محصول سرمایهگذاری مشترک گروه سرمایهگذاری صنایع سعودی و شرکت شورون فیلیپس آمریکاست و ۳۵ درصد سهام آن در اختیار شورون قرار دارد. تولیدات این مجتمع شامل بنزین، اتیلن، سیکلوهگزان و سایر مشتقات پتروشیمی پایه است. سادارا به دلیل حجم بالای تولید و نقش حیاتیاش در صنایع پتروشیمی منطقه، همچنین سهام آمریکایی، یکی از مراکز مهمی است که در صورت تشدید تنشها در فهرست اهداف ایران قرار دارد.
در امارات نیز پالایشگاه راس لفان با فازهای اول و دوم، نمونهای از اهداف استراتژیک دیگر است. این پالایشگاه نیز با سرمایهگذاری شرکت شورون فیلیپس اجرا شده و ظرفیت تولید آن شامل انواع مشتقات نفتی، از جمله بنزین و سوختهای صنعتی است. راس لفان به عنوان یکی از بزرگترین پالایشگاههای امارات، نقش حیاتی در تأمین انرژی منطقه و صادرات به بازارهای بینالمللی دارد و با توجه به سهام آمریکایی، جزو اهداف بالقوه ایران محسوب میشود. همچنین میدان گازی الحصن در امارات یک هدف حیاتی دیگر است. این میدان گازی ترشترین گاز امارات را پالایش میکند و ۴۰ درصد از سهام آن در اختیار شرکت آمریکایی اکسیدنتال و ۶۰ درصد باقی در مالکیت شرکت نفت و گاز ابوظبی (ادنوک) است. ظرفیت پالایش این میدان و تولید گاز طبیعی، آن را به هدفی استراتژیک تبدیل کرده که هر گونه اخلال در آن میتواند اثر گستردهای بر تأمین گاز و صنایع مرتبط داشته باشد.
در قطر، پتروشیمی Q-Chem و هلدینگ مسیعید شورون از دیگر اهداف حساس هستند. این مراکز تولید محصولات پتروشیمی و مشتقات گاز طبیعی را بر عهده دارند و با سهام آمریکایی شورون، نقش مهمی در تأمین محصولات پتروشیمی منطقه و بازار جهانی دارند. اهمیت Q-Chem و مسیعید نهتنها در تولید مواد اولیه پتروشیمی، بلکه در صادرات و مبادلات تجاری منطقهای نیز مشهود است. علاوه بر اینها ایران میتواند تاسیسات و پالایشگاههای دیگری که سرمایهگذاری آمریکایی در آنها وجود دارد، از جمله فازهای مختلف پالایشگاه راس لفان و مجتمعهای پتروشیمی وابسته به شورون در عربستان و امارات را نیز در بانک اهداف خود قرار دهد. این مراکز با ظرفیت بالای تولید و نقش حیاتی در زنجیره انرژی، برای اقتصاد منطقه و تامین سوخت جهانی اهمیت دارند.
به طور خلاصه، هشدار تهران نشان میدهد هر گونه حمله به زیرساختهای انرژی ایران، محدود به واکنش مستقیم نخواهد بود و میتواند دامنه وسیعی داشته باشد که شامل مراکز اقتصادی و انرژی با سرمایهگذاری آمریکایی و صهیونیستی شود. واقعیتهای میدانی، سهام و سرمایهگذاری شرکتهای آمریکایی و اهمیت تولیدات هر یک از این مراکز نشان میدهد تهدید ایران جدی، عملی و مبتنی بر موقعیت استراتژیک در منطقه است و نه صرفاً یک تهدید غیرقابل انجام.
اهداف احتمالی ایران برای واکنش به حملات دشمن به زیرساختهای انرژی کدام خواهد بود
از لویاتان در اسرائیل تا سامرف در عربستان
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها