
جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، حالا وارد سومین هفته خود شده است. جنگی که ترامپ تصور میکرد یک روز یا نهایتا یک هفته طول میکشد، حالا وارد روز پانزدهم شده است و نشانهای مبنی بر پایان قریبالوقوع آن نیز دیده نمیشود.
به گزارش «وطن امروز»، جنگ، منطقهای شده است. در کنار رژیم صهیونیستی، عراق، کویت، قطر، بحرین، امارات، عمان، عربستان سعودی، اردن و قبرس کشورهایی هستند که جنگ به جغرافیا و مرزهای آنان کشیده شده است. این در حالی است که یک فرمانده ارتش ایران روز چهارشنبه اعلام کرد آنچه اینک رخ داده، به معنای جنگ منطقهای مورد نظر ایران نیست و ایران هنوز طرحهای اصلی خود درباره وقوع جنگ منطقهای را آغاز نکرده است. این اظهارنظر این ذهنیت را ایجاد کرده که احتمال وقوع جنگ زمینی در سراسر منطقه وجود دارد.
جهان در تنگنای تنگه
تنها چند ساعت پس از آغاز جنگ، تنگه هرمز مسدود شد. از روز شنبه ۹ اسفند عبور و مرور از تنگه هرمز تقریبا متوقف شده است. غیر از نفتکشهای ایرانی و مواردی که مرتبط با منافع ایران است، شناورهای هیچ کشوری امکان تردد از تنگه هرمز را ندارد. قیمت نفت روز یکشنبه ۱۷ اسفند به ۱۲۰ دلار در ازای هر بشکه رسید. پس از این افزایش قیمت، آمریکا به کمک برخی واسطههای بازار انرژی، توانست قیمت را تا حدودی کاهش دهد. با این حال از روز سهشنبه قیمت نفت به وضعیت طبیعی خود بازگشت و اکنون هر بشکه نفت در حوالی ۱۰۰ دلار قیمتگذاری شده است. ناتوانی آمریکا در بازگشایی تنگه هرمز اثبات شده است. هیچ کشوری به پیشنهاد ترامپ برای اسکورت نفتکشها توسط کشتیهای جنگی آمریکایی اعتنایی نکرد. تبعات انسداد تنگه هرمز دامنگیر بیشتر کشورهای دنیا شده است. این در شرایطی است که ایران خود جز بهرهمندی از اثرات امنیتی و سیاسی، از مواهب اقتصادی افزایش قیمت نفت نیز بهره میبرد. در حالی که قیمت بنزین در آمریکا نزدیک ۵ دلار رسیده، ایران نفت خود را با قیمت بیشتری نسبت به قبل از جنگ میفروشد.
همانند جنگ منطقهای و کشیده شدن جنگ به همه کشورهای منطقه، ایران با بستن تنگه هرمز، جنگ را به اقتصاد جهان نیز کشانده است.
شرایط میدانی نیز به سمتی میرود که مطلوب ایران است. در شرایطی که آمریکا و رژیم صهیونیستی درگیر بحران ذخایر استراتژیک و موشکهای رهگیر هستند، ایران نشان داده ذخایر مطمئن موشک و پهپاد برای جنگ طولانیمدت در اختیار دارد. جنگ طولانیمدت شرایطی است که معادله و زمینه جنگ را به صورت کامل به سود ایران تغییر میدهد. معادله میدانی باعث شده مساله جنگ از وضعیت، میزان و سطح زد و خورد طرفین، به میزان تابآوری طرفین تغییر کند. این همان وضعیتی است که به اعتقاد کارشناسان، سرنوشت جنگ را تعیین میکند. با توجه به شواهدی مانند آرایش جنگی آمریکا در منطقه علیه ایران، میتوان گفت طولانی شدن جنگ، خط قرمز ترامپ است. کما اینکه قبل از جنگ نیز مقامات ارشد پنتاگون مانند رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا نسبت به تبعات این شرایط به ترامپ هشدار داده بودند. بر اساس افشاگری والاستریت ژورنال و نیویورکتایمز، ژنرال دن کین در جلسات هماهنگی اتاق وضعیت کاخ سفید درباره حمله به ایران، به ترامپ درباره تبعات سنگین طولانی شدن جنگ برای آمریکا هشدار داده بود. کین معتقد بود در صورت طولانی شدن جنگ، جدا از هزینهها و خساراتی که آمریکا متحمل میشود، جنگ به کلی از دست آمریکا خارج شده و هیچ چشماندازی از جنگ وجود نخواهد داشت. منابع خبری در آمریکا همچنین فاش کردند این تنها رئیس ستاد مشترک ارتش نبود که نسبت به این موضوع ابراز نگرانی کرده بود، بلکه تعداد دیگری از ژنرالهای پنتاگون نیز با دن کین همعقیده بودند.
آن زمان ادعا میشد ترامپ به این مقامات پنتاگون تضمین داده بود او جلوی طولانی شدن جنگ را خواهد گرفت.
با این وجود اکنون نهتنها هیچ نشانهای مبنی بر اینکه ترامپ مانع طولانی شدن جنگ میشود وجود ندارد، بلکه مجموعه شواهد و قرائن نشان میدهد جنگ از دست ترامپ خارج شده است. ترامپ پیش از این، یک شرایط را برای پایان جنگ و اعلام آتشبس اعلام کرده بود. او تسلیم شدن ایران و پذیرش خواستههای هستهای، موشکی، سیاسی و اقتصادی را به عنوان شرط آتشبس اعلام کرده بود اما حالا و در روز پانزدهم جنگ، برای همه بازیگران منطقهای و جهانی مسجل شده ایران نهتنها این شروط را نخواهد پذیرفت، بلکه دارد معادله جنگ را به سمتی میبرد که طرف آمریکایی برای اعلام آتشبس باید شروط ایران را بپذیرد. به عبارتی، اگر تا پیش از این ترامپ بود که برای آتشبس شرط تعیین میکرد، حالا ایران است که شرط تعیین میکند. جمهوری اسلامی به مرور معادله جنگ را به گونهای تغییر داده تا نگرانیهای آمریکا درباره جنگ طولانیمدت افزایش یابد. در چنین شرایطی است که شروط ایران برای آتشبس معتبرتر میشود.
یک نکته قابل تامل در شرایط فعلی، تلاش ترامپ برای ساختن یک روایت پیروزی از جنگ است. ترامپ یکسری ادعاهای مضحک و غیرواقعی درباره نتایج جنگ مطرح کرده است. برخی کارشناسان این تلاش ترامپ را نشانهای مبنی بر احتمال اعلام آتشبس از سوی او میدانند. با این حال ایران با استناد به سوابق رفتاری ترامپ، مطلقا این مواضع ترامپ را نشانهای مبنی بر تصمیم او برای اعلام آتشبس تلقی نمیکند. ایران طبق نقشههای از پیش طراحی شده، جنگ را مدیریت میکند. کاملا مشخص است ایران تلاش میکند نگرانیهای ارتش آمریکا نسبت به طولانی شدن جنگ را افزایش دهد.
میتوان گفت اکنون مهمترین مؤلفه تاثیرگذار روی جنگ، زمان است. گذشت زمان به زیان آمریکاست.
این معادله البته از چشم کارشناسان و رسانههای معروف دنیا پنهان نمانده است. نشریه فارنافرز روز چهارشنبه در مقالهای به همین موضوع اشاره کرده است.
فارنافرز در مقالهای با عنوان «چرا ادامه جنگ به نفع ایران است» نوشت: ضربه اولیه آمریکا شاید یک موفقیت تاکتیکی چشمگیر بوده باشد اما استراتژی ایران – با گسترش جغرافیایی، اختلال اقتصادی و طولانی کردن زمان – در حال تغییر ساختار اصلی درگیری است. رقابت از عرصه توان نظامی به عرصه تابآوری سیاسی منتقل شده است.
فارنافرز در ادامه نوشت: واکنش ایران نمونهای از راهبردی موسوم به «تشدید افقی» است. در این راهبرد، به جای افزایش شدت جنگ در یک جبهه خاص، میدان درگیری به مناطق جغرافیایی و حوزههای سیاسی و اقتصادی جدید گسترش مییابد. این نشریه افزود: در یک جنگ کوتاهمدت، ریسک را با تعداد پروازهای جنگی (سورتی) و درصد موفقیت رهگیری موشکها اندازه میگیرند اما در درگیری طولانی، ریسک از میدان جنگ به عرصه سیاست کشیده میشود و تصمیمگیریها بسیار سختتر میشود.
ایران امتیاز میخواهد
جان مرشایمر، نظریهپرداز مطرح و تحلیلگر شناختهشده آمریکایی در تازهترین ارزیابی خود از تجاوز نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران گفت: آنها (آمریکا و اسرائیل) هیچ پیروزی قاطع و تعیینکنندهای به دست نیاوردهاند. در عوض، ایرانیها انگیزه دارند تا جنگ را ادامه دهند و آن را به جنگی فرسایشی و طولانی تبدیل کنند و ابزار چنین کاری را هم دارند. مرشایمر افزود: اگر ما حمله کنیم، آنها تسلیم نخواهند شد، بلکه در هر مرحله، سطح درگیری را بالا و بالاتر میبرند. اگر زیرساختهای حیاتی ایران را نابود کنید، آنها نیز زیرساختهای حیاتی در کشورهای خلیج فارس، همچنین اسرائیل را هدف قرار خواهند داد.
مرشایمر ادامه داد: ایران علاقه وافری دارد که از هرگونه توافق احتمالی، امتیازی به دست بیاورد؛ لغو تحریمها یا حتی غرامت؛ چه کسی میداند! بنابراین طبیعی است که سخت مذاکره کند. هرچه بیشتر زمان بگذرد، آمریکا بیشتر مشتاق حل و فصل جنگ خواهد شد. به همین دلیل در حال حاضر نمیدانم چه راه خروجی پیش روی ترامپ قرار دارد. البته امیدوارم اشتباه کنم و چیزی را از قلم انداخته باشم و جنگ زودتر پایان یابد اما تا این لحظه هیچکس نتوانسته راه خروج قانعکنندهای درباره پایان سریع آن ارائه دهد.
به اعتقاد مرشایمر، کشورها میتوانند بمبارانهای شدید را تحمل کنند درست همانطور که در جنگ دوم جهانی، در کره و ویتنام دیدیم. ترامپ نمونه یک قلدر کلاسیک است. آمریکا از بسیاری جهات، قلدر است و از گذشتههای دور تا به امروز همین بوده و تنها راه مقابله با قلدر، ایستادگی است. اگر ضعف نشان دهید، شما را میبلعد.
سوخترسان سوخت!
فرماندهی ارتش تروریست آمریکا در منطقه غرب آسیا(سنتکام) در بیانیهای رسمی اعلام کرد ۲ فروند هواپیمای تانکر سوخترسان نوع KC-135 Stratotanker در جریان حملات تجاوزکارانه علیه ایران، دچار حادثه شدند. بنابر اعلام سنتکام، یکی از این هواپیماها در خاک عراق سقوط کرد، در حالی که دیگری توانسته خود را به سرزمین اشغالی رسانده و در آنجا فرود بیاید. در حالی که سنتکام در بیانیه اولیه خود، خبری از نحوه بروز حادثه و یا تلفات احتمالی نداد، اما مقاومت اسلامی عراق بیانیهای صادر کرد و مسؤولیت هدف قرار دادن یکی از این ۲ هواپیما را بر عهده گرفت. طبق این بیانیه مقاومت عراق، یکی از این ۲ سوخترسان با موفقیت مورد هدف و اصابت قرار گرفت و سقوط کرد. ساعاتی پس از این بیانیه نیز سنتکام در بیانیه بعدی خود ضمن تأیید سقوط، اعلام کرد از ۶ سرنشین هواپیما، ۴ نفر به هلاکت رسیدند و تلاشها برای یافتن ۲ تروریست نظامی آمریکایی دیگر ادامه دارد. با این حال، سنتکام در هر ۲ بیانیه، علت دقیق حادثه را مبهم باقی گذاشت و به صورت مستقیم از هدف قرار گرفتن هواپیماها سخن نگفت؛ اما با توجه به بیانیه گروه مقاومت اسلامی عراق، روشن است آنها مورد هدف قرار گرفتهاند و همین امر به سقوط یکی از آنها منجر شده است. در ارتباط با هواپیمای سوخترسان دوم نیز، بر اساس گزارشهای منتشرشده، زمانی که این هواپیما در فرودگاه بنگورین تلآویو فرود آمد، نیمی از تثبیتکننده عمودی خود را از دست داده بود. اما اهمیت هدف قرار دادن هواپیماهای سوخترسان در این مرحله از جنگ هوایی قابل توجه است. بر کسی پوشیده نیست جنگندههایی که اقدام به حملات تجاوزکارانه به ایران میکنند، برای پیمودن مسافت طولانی و رسیدن به اهداف، به تانکرهای سوخترسان وابستهاند. حالا اگر فرآیند پشتیبانی سوخترسانی مختل شود یا با ریسک بالایی مواجه گردد، طبیعتا ریسک عملیات هوایی نیز افزایش مییابد. به عبارت دیگر، توان عملیاتی جنگندهها در حمله به اهداف داخلی ایران تحت تأثیر مستقیم قرار میگیرد. با این حال، نباید نتیجهگیری کرد اتفاق اخیر، توان حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی را به طور کامل محدود کرده است، زیرا برای انجام عملیات هوایی علیه ایران بیش از ۱۰۰ تانکر سوخترسان به منطقه منتقل شده است. نکته کلیدی این است که اگر عملیات هدف قرار دادن تانکرها ادامه یابد، در مراحل بعد جنگ، میتوان گفت توان عملیاتی جنگندههای متجاوز محدود خواهد شد. به همین دلیل، هدف قرار دادن سوخترسانها از نظر راهبردی یک نقطه حساس و حیاتی در جنگ رمضان است.