اظهارات تازه فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران ابعاد تازهای از تحولات میدانی جنگ رمضان به نفع ایران را آشکار کرد. روز گذشته سردار سیدمجید موسوی، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد در ۴۸ ساعت گذشته نرخ اصابت موشکهای ایران به اهداف آمریکایی و صهیونیستی 2 برابر شده است. او در ادامه نوشت: «آغوش آسمان به روی موشکهای غولپیکر ایرانی گشوده شده و روند تنبیه متجاوز ادامه دارد». عبارتی که به روشنی نشان میدهد معادله جنگ در روزهای اخیر دچار تغییراتی مهم شده است.
برای درک دقیقتر این ادعا باید مفهوم «2 برابر شدن نرخ اصابت» را مورد توجه قرار داد. اگر فرض کنیم در مراحل ابتدایی جنگ، از هر ۱۰ موشکی که ایران به سمت اهداف دشمن شلیک میکرد، حدود ۵ موشک موفق میشد از سد سامانههای پدافندی عبور و به هدف اصابت کند، اکنون 2 برابر شدن نرخ اصابت به این معناست که در صورت شلیک ۱۰ موشک، تقریبا همه با موفقیت از لایههای دفاعی دشمن عبور و به اهداف تعیینشده برخورد میکند. چنین افزایشی در موفقیت حملات موشکی اتفاقی ساده نیست، بلکه نتیجه مجموعهای از اقدامات تاکتیکی و عملیاتی در روزهای نخستین جنگ است.
نخستین عامل مهم در افزایش نرخ اصابت، ضربه به شبکه راداری و زیرساختهای ارتباطی دشمن، بویژه آمریکا در روزهای ابتدایی جنگ است. در جنگهای مدرن، سامانههای دفاع موشکی صرفا به موشکهای رهگیر وابسته نیستند، بلکه یک شبکه پیچیده شامل رادارهای هشدار زودهنگام، مراکز فرماندهی و کنترل، سیستمهای ارتباطی و مراکز پردازش اطلاعات را در بر میگیرند. حالا اگر بخشی از این شبکه دچار اختلال یا تخریب شود، کارایی کل سامانه دفاعی بشدت کاهش مییابد. در همین چارچوب به نظر میرسد ایران در روزهای ابتدایی جنگ تجاوزکارانه ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان، با استفاده از حملات ترکیبی موشکی و پهپادهای انتحاری و تهاجمی همین شبکه را هدف قرار داده است. نابودی یا آسیب جدی به رادارهای پدافندی و مراکز ارتباطی، باعث میشود سامانههای دفاعی دشمن دیرتر موشکها را شناسایی کنند یا حتی در برخی موارد نتوانند مسیر آنها را به درستی رهگیری کنند؛ مسالهای که طبیعتا احتمال عبور موشکها و اصابت موفق را به شکل محسوسی افزایش میدهد.
عامل مهم دیگر در بالا رفتن نرخ اصابت موشکهای ایران در سرزمین اشغالی، تخلیه ذخایر موشکهای رهگیر دشمن است. سامانههای پدافندی برای مقابله با هر موشک مهاجم معمولا مجبورند یک یا چند موشک رهگیر شلیک کنند. زمانی که موجهای حمله به صورت گسترده و پی در پی انجام شود، این ذخایر به سرعت مصرف میشود. ایران در این جنگ با اجرای حملات پرحجم موشکی و پهپادی، سامانههای دفاعی دشمن را در معرض «اشباع» قرار داده است. به این معنا که تعداد اهداف مهاجم آنقدر زیاد باشد که سامانههای دفاعی نتوانند همه را رهگیری کنند یا مجبور شوند حجم عظیمی از موشکهای رهگیر خود را مصرف کنند. نتیجه چنین شرایطی این است که در موجهای بعدی حمله، دشمن با کمبود رهگیر مواجه میشود و طبیعتا نرخ عبور موشکها از سپر دفاعی افزایش پیدا مییابد؛ اتفاقی که حالا در سرزمین اشغالی شاهدش هستیم.
در همین چارچوب، یکی از نکات مهم در راهبرد ایران در ابتدای جنگ این بود که تمرکز اولیه حملات بیشتر بر پایگاههای نظامی ارتش تروریستی ایالات متحده در منطقه قرار داشت، نه صرفا بر سرزمین اشغالی. این پایگاهها در کشورهای حاشیه خلیج فارس نقش بسیار مهمی در پشتیبانی اطلاعاتی، راداری و دفاعی از رژیم صهیونیستی دارند. بسیاری از سامانههای هشدار زودهنگام و سامانههای رهگیری که برای مقابله با موشکهای ایران به کار گرفته میشوند، در همین پایگاهها مستقر هستند. در همین زمینه، روزنامه نیویورکتایمز در گزارشی اذعان کرد در پی حملات موشکی و پهپادی ایران، دستکم ۱۷ پایگاه و تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه هدف اصابتهای موفق قرار گرفته و دچار تخریب شده است. چنین گزارشی نشان میدهد شبکه پایگاههای ایالات متحده که در واقع بخش مهمی از چتر دفاعی رژیم صهیونیستی محسوب میشود، در معرض آسیب جدی قرار گرفته است. این پایگاهها علاوه بر استقرار نیروهای نظامی، میزبان رادارهای پیشرفته، سامانههای دفاع موشکی و مراکز فرماندهی هستند و از کار افتادن آنها به طور مستقیم توان دفاعی رژیم صهیونیستی را کاهش داده است.
در واقع از کار انداختن یا تضعیف این پایگاهها پیشنیاز تاکتیک ایران برای افزایش نرخ اصابت موشکها به سرزمین اشغالی بوده است. بسیاری از اطلاعات رهگیری موشکها از طریق رادارهایی که در این پایگاهها مستقرند به سامانههای دفاعی اسرائیل منتقل میشد. وقتی این حلقههای ارتباطی و راداری آسیب ببیند یا از مدار خارج شود، مسیر عبور موشکها به سمت اهداف در داخل سرزمین اشغالی هموارتر میشود و در نتیجه احتمال اصابت موفق به طور قابل توجهی افزایش مییابد.
در کنار این تحولات، یک نکته جالب توجه دیگر نیز در روند حملات اخیر نیروهای مسلح ایران دیده میشود و آن تغییر نوع موشکهای مورد استفاده است. در روزهای ابتدایی جنگ، گزارشها نشان میداد موشکهایی که از ایران به سمت سرزمین اشغالی شلیک میشود، عمدتا موشکهای بالستیک قدیمیتر یا نسلهای معمولی است. این موشکها در واقع بیشتر نقش «آزمون و اشباع پدافند دشمن» را ایفا میکردند؛ یعنی هدف اصلی از شلیک آنها، سنجیدن واکنش سامانههای دفاعی و مصرف کردن ذخایر رهگیر دشمن بود اما در روزهای اخیر، بویژه پس از آسیب دیدن زیرساختهای راداری و ارتباطی آمریکا در منطقه، از جمله رادارهای مرتبط با سامانه دفاع موشکی تاد، ایران بتدریج استفاده از موشکهای سنگینتر و پیشرفتهتر را در دستور کار قرار داده است. در میان این موشکها میتوان به موشکهای خرمشهر، خیبرشکن، عماد، قدر و فتاح اشاره کرد که اکنون تقریبا در بسیاری از موجهای حمله به سمت سرزمین اشغالی شلیک میشوند.
با این حال، استفاده از این موشکهای پیشرفته به هیچوجه به معنای کمبود ذخایر موشکهای بالستیک عادی نیست. در واقع این مساله بیش از هر چیز نشاندهنده تغییر تاکتیک ایران در ادامه جنگ است. به بیان دیگر، ایران پس از آنکه تا حد قابل توجهی سامانههای دفاعی دشمن را تضعیف کرده، اکنون با اطمینان بیشتری اقدام به شلیک موشکهایی میکند که قدرت تخریب بسیار بیشتری دارند. بسیاری از این موشکها دارای کلاهکهایی با وزن بیش از یک تن هستند و برخی نیز از کلاهکهای چندگانه یا اصطلاحا «بارانی» استفاده میکنند که میتوانند در لحظه اصابت خسارتهای گستردهتری وارد کنند.
به همین دلیل، افزایش استفاده از موشکهای سنگین را باید در چارچوب راهبرد ایران برای وارد کردن خسارت حداکثری به رژیم صهیونیستی تحلیل کرد. زمانی که سامانههای دفاعی دشمن دچار فرسایش شده و شبکه راداری آن نیز آسیب دیده باشد، استفاده از چنین موشکهایی میتواند اثرگذاری بسیار بیشتری داشته باشد. به عبارت دیگر، ایران در مرحله جدید حملات موشکی تلاش میکند با بهرهگیری از موشکهای سنگین و کلاهکهای پرقدرت، ضرباتی وارد کند که هم از نظر نظامی و هم از نظر روانی، پیامدهای گستردهتری برای طرف مقابل به همراه داشته باشد.
فرمانده هوافضای سپاه پاسداران از تغییر مهم در معادله جنگ خبر داد
افزایش 2 برابری نرخ اصابتها
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها