
مهدی حسنی: با تصمیم ایران برای بستن تنگه هرمز حالا نزدیک به 7 میلیون بشکه از تولید نفت در منطقه خاورمیانه متوقف شده، چون امکان ترانزیت آن از بین رفته؛ با وخیم شدن و گسترده تر شدن دامنه جنگ احتمال توقف تولید غول نفتی جهان یعنی آرامکو نیز وجود دارد و این برای غرب یعنی ناتوانی از کنترل اوضاع. این وضعیت این امکان را به ایران می دهد که نفت را به عنوان ابزاری برای رفع تحریم مورد استفاده قرار دهد و مساله را اساسا از موضوع هسته ای و ادعاهای بی اساسی شبیه به رفع نگرانی غرب در مساله هسته ای، به سمت موضوع رفع تحریم های نفتی دنیا توسط ایران در قبال رفع تحریم های ایران توسط آمریکا و متحدانش پیش ببرد. ایران در روزهای آینده می تواند غرب را تحریم کند و این تحریم عملی بهترین فرصت برای این است که ایران هم خود را به عنوان قدرت برتر منطقه و یکی از قدرت های تاثیرگذار دنیا معرفی کند و هم به صورت متقابل تحریم را در برابر تحریم کم کرده و از شدت آن بکاهد. ایران باید این پیام را صادر کند که تحریم نفتی غرب را در صورتی برخواهد داشت که تحریم های ایران برداشته شوند. این دریچه و پنجره فرصتی بی نظیر برای ایران است که دستاوردهای بسیاری را برای کشور خواهد داشت.
تحریم نفتی غرب
ایران اعلام کرده به مدت نامعلوم، انتقال هرگونه نفت و حامل انرژی، دریافت سوخت، تولید کود و ازین قبیل را به تمام اتحادیه اروپایی تحریم کرده است. این برای دنیای غرب شوک بسیار بزرگی بوده است، تا جایی که تنها در 13 روز گذشته ایران تبدیل به مهم ترین بازیگر نفتی دنیا شده است. از همین مسیر انسداد تنگه هرمز، تنها کشتی هایی امکان تردد از این مسیر را دارند که «با اجازه ایران» از این مسیر عبور کنند. تاکنون نزدیک به 13 کشتی تجاری با تصور عبور امن از این تنگه مورد آسیب جدی قرار گرفته اند و باقی کشتی های تجاری نیز به خوبی می دانند مسیر آسانی برای عبور ندارند.
حالا تحریم غرب توسط ایران به مهم ترین ابزاری تبدیل شده است که ایران با استفاده از آن دنیای غرب را در مهم ترین چیزی که به آن وابسته است، دریغ می کند. این تحریم را می توان و باید در چارچوب تحریمی که غرب در این نزدیک به 47 سال علیه ایران اعمال داشته، بررسی کنیم. حالا این تحریم 13 روزه در برابر تحریم نزدیک به 50 ساله ای قرار می گیرد که غرب علیه ایران از آن استفاده کرده؛ تحریم هایی که حتی مواد و اقلام دارویی و کالاهای اساسی مربوط به حیات انسان ها در ایران را نیز دستخوش ناملایمات جدی قرار داده است. تحریم غرب را باید در کنار تحریم ایران قرار داد، اگر بنا است ایران در تحریم غرب قرار داشته باشد، چرا غرب توسط ایران تحریم نشود؟ حالا اقتصاد جهانی وابسته به تصمیم ایران در خلیج فارس است. این تلاش ایران برای تثبیت جایگاه خود در جهان علاوه بر اینکه توانسته شوک انرژی بزرگی به اقتصاد جهانی وارد کند، در عین حال توانسته مولفه های قدرت را نیز برای ایران تولید کند. در سوی دیگر آمریکا با پمپاژ این موضوع که توان ایجاد امنیت در تنگه هرمز را دارد، خود را در وضعیت اره گونه ای قرار داده است؛ از یک سو اعتبار بین المللی خود را مخدوش کرده، چرا که ناوگان دریایی اش را در فاصله هزار کیلومتری ایران قرار داده و امکان نزدیک کردن آن به خلیج فارس و به اصطلاح اسکورت کشتی ها با استفاده از این ناوهای جنگی از او سلب شده است، از سوی دیگر هیچ راه حلی برای ترانزیت نفت و اقلام وابسته به آن نیز وجود ندارد و غرب در آستانه بحران اقتصادی بزرگی قرار گرفته است. ریس رایت، وزیر انرژی ایالات متحده آمریکا اعتراف کرد در شرایط کنونی امکان اجرای طرح اسکورت کشتیها با ناوهای جنگی در تنگه هرمز وجود ندارد. این اظهارات در حالی مطرح میشود که دونالد ترامپ پیشتر تهدیدهایی درباره امنیت کشتیرانی در این گذرگاه راهبردی مطرح کرده بود. با این حال، وزیر انرژی آمریکا تأکید کرد در حال حاضر اجرای چنین عملیاتی عملی نیست. به بیان دیگر آمریکایی که علیه ایران، جنگ را آغاز کرد، در نقطه شروع تصور می کرد می تواند با چند حمله معادله منطقه را تغییر دهد، بدون اینکه آرامش اقتصادی بین المللی به خطر بیفتد اما حالا مهم ترین دارایی های نظامی خود در دریا را در فاصله بسیار دوری نسبت به ایران قرار داده است، این برای آمریکا از ابعاد مختلف ایجاد خسارت می کند، از سوی دیگر ناتوان از اعمال تحریم مستقیم ایران علیه غرب است؛ تحریمی خاص، با مشخصات منحصر به اختیارات ایران و با تلاش ایران برای بازتعریف موازنه قدرت در جهان.
تحریم در برابر تحریم
حالا با ورود به هفته سوم جنگ، ایران می تواند از موضع تولید قدرت و کسب قدرت سخن گفته و خود را عامل تعیین کننده معادلات انرژی تعریف کند. از این منظر ایران نه فقط یک کشور دارای موقعیت جغرافیایی و حاکمیت مستقل، بلکه یک مولفه اقتصاد بین المللی است که بدون در نظر گرفتن آن نمی توان به باقی مولفه های اقتصادی بین المللی توجه کرد. این همان چیزی است که بلومبرگ در زمینه آن می نویسد: «با ورود درگیری در خاورمیانه به هفته دوم، تنگه هرمز عملاً برای تقریباً همه کشتیها به جز آنهایی که به ایران مرتبط هستند، بسته شده است». این فرصت بی نظیری برای ایران است، در حالی که طرف خصم و بازیگر غربی همواره به دنبال بستن شریان های اقتصادی ایران و ایجاد بحران اقتصادی برای تغییرات سیاسی در ایران بود، حالا بومرنگ تحریم به سمت خود غرب نشانه گرفته شده است؛ محاصره اقتصادی در برابر محاصره اقتصادی، تحریم در برابر تحریم. مقاومت ایران و تثبیت و تحمیل الگوی کنونی قدرت در منطقه و خلیج فارس برای ایران می تواند دستاوردهای بسیاری برای دهه ها داشته باشد، این الگو این امکان را به ایران می دهد که جایگاه قدرت خود را نیز تثبیت کند و از رنج های اقتصادی که در طول دهه ها علیه کشور ایجاد شده خود را رها کند. در شرایط کنونی برای بقای اقتصادی ایران نیز ایجاد تحریم غرب امری ضروری به نظر می رسد. شرایط جنگی و انسداد تنگه هرمز، در کنار مقاومت ایران در بعد نظامی و وارد کردن ضربات به نیروهای آمریکایی و منطقه ای شدن جنگ، آمریکا را در وضعیت شدیدا بی ثباتی قرار داده است؛ همانطور که آمریکایی ها تحت فشار غرب و شرق برای پایان دادن به جنگ به واسطه ته کشیدن سامانه های دفاعی و در حال انتقال بخشی از سامانه دفاع موشکی «تاد» از کره جنوبی به خاورمیانه برای دفاع هستند و نگرانی های بسیاری را در همپیمانان شرقی خود به وجود آورده اند، همینک تحت فشار بسیار در خصوص افزایش قیمت های انرژی در غرب و شرق نیز هستند و مقاومت آمریکا نمی تواند چندان به درازا انجامد؛ زمان قاتل ترامپ است. زمان به نفع زدودن تحریم ها علیه ایران است و باید گلوگاه انرژی بین المللی کماکان بسته بماند تا تحریم علیه ایران از بین برود.
استیو کین، نویسنده و استاد دانشگاه در خصوص بن بست کنونی دولت آمریکا می گوید «۵۵ سال است که مطالعه میکنم نظامهای اقتصادی و سیاسی چگونه فرو میپاشند. آنچه اکنون در ایران رخ میدهد، یک عملیات نظامی نیست. این آغازی بر پایان قدرت جهانی آمریکاست».