۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۳:۲۳
به بهانه اولین پیام رهبر انقلاب، آیت‌الله سیدمجتبی حسینی‌خامنه‌ای

مردم رهبرند؛ حاکمیت مردمی در خیابان‌های تهران

حمید ملک‌زاده: در آخرین جمعه ماه رمضان سال 1404 هجری قمری، بعد از بیش از ۱۰ روز حضور سیاسی مردم در خیابان‌های کشور، مسؤولان رده‌های مختلف جمهوری اسلامی ایران به فراخوان حاکمیتیِ مردم برای دفاع از کشور، بدون تشریفات مرسوم پاسخ داده و در خیابان حاضر شدند. حضور مسؤولان کشوری و لشکری در این مراسم از جهات زیادی - از نظر کیفیّت، کمیّت و دلالت‌های سیاسی - با آنچه در سال‌های قبل می‌دیدیم متفاوت بود. امسال، در حالی که رژیم صهیونیستی هر روز لیست‌های ترور جدیدی را منتشر کرده و درباره اقدامات تروریستی علیه مسؤولان ایرانی صحبت می‌کند، درست در روزی که جنگنده‌های رژیم در آسمان تهران و دیگر شهرهای کشور جولان می‌دادند، مسؤولان به دامان امن مردم، زیر آسمان شهرهای ایران حاضر شده و وحدت، شجاعت، یکپارچگی و تصمیم واحد خود برای دفاع از ایران را فریاد زدند. مساله مهمی که در این زمینه باید در نظر داشته باشیم، این است که فراخوان‌ روز قدس، فراخوانی مردمی بود؛ فراخوانی که با لبیک مسؤولان عالی‌رتبه سیاسی کشور همراه شد. در این یادداشت کوتاه تلاش می‌کنم ضمن ارائه بحث کوتاهی درباره این موضوع، راهپیمایی روز قدس امسال را در سایه اولین پیام رهبر عظیم‌الشان انقلاب اسلامی خطاب به مردم ایران در اولین روزهای پس از پذیرش جانشینی امام شهید انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار دهم.
️مردم حاکمند؛ تصمیم‌گیری در وضع استثنا
امسال راهپیمایی روز قدس بیش از هر رخداد دیگری در طول سال‌های بعد از انقلاب حیثیتی مردمی پیدا کرده بود؛ رخدادی که باید آن را به‌عنوان فراخوانی در نظر گرفت که مردم از جهت حقی که بر حاکمیّت سیاسی دارند خطاب به مسؤولان و کارگزاران سیاسی، نظامی و انتظامی کشور صادر کرده بودند. به بیان ساده‌تر، راهپیمایی روز قدس تجمعی مردمی برای اعلام عمومی یک جور تصمیم سیاسی از طرف مردم خطاب به مسؤولان کشور و ناظران بین‌المللی بود: ایران تصمیم گرفته علیرغم همه فشارها و تعدی‌ها و تهدیدات رژیم صهیونیستی و ارتش آمریکا، درست در میانه میدان نبرد به مقاومت خود برای حفاظت از ارزش‌های مشترک، سرزمین مشترک و حق مشترک برای تصمیم‌گیری درباره سرنوشت خود ادامه دهد. این اعلامی عمومی، مستقیم و در مقابل دیدگان ناظران بین‌المللی به حساب می‌آمد که در سایه تهدید نظامی دشمن خارجی اتفاق می‌افتاد. از این جهت خیابان‌های سراسر ایران در روز جمعه عرصه ظهور و اعلام تصمیمی حاکمیتی، از طرف مردمی بود که صاحبان حقِّ انحصاری تصمیم‌گیری درباره سرنوشت مشترک خود هستند. این تصمیم از جهات زیادی همه ویژگی‌های تصمیم‌گیری در وضعیت استثنا را داشت: از یک طرف حضور مردم در طول بیش از ۱۰ شب پیاپی در خیابان از پیش اعلامیه‌ای درباره تشخیص استثنا بود و از طرف دیگر آنچه روز جمعه اعلام شد، چیزی جز تصمیم حاکم در وضع استثنا نیست. 
وضع استثنا وضعیتی است که در آن نظم مستقر به حالت تعلیق درآمده باشد. چه این تعلیق را به عنوان واقعیتی در میدان تجربه در نظر بگیریم؛ چه آن را به‌عنوان اعلانی از طرف نهادی صلاحیت‌دار که عهده‌دار تشخیص این وضعیت است به حساب آوریم. آنچه بعد از ترور بزدلانه رهبر شهید انقلاب اسلامی و فرماندهان عالی رتبه نظامی در ایران اتفاق افتاد، وضع استثناست. این به نظر همان چیزی است که رژیم صهیونیستی و ارتش ایالات متحده انتظار داشتند بعد از اقدام تروریستی آنها علیه رهبر انقلاب و فرماندهان اتفاق بیفتد: حضور مردم در خیابان برای تصمیم‌گیری درباره نظام سیاسی جدید ایران. ارزیابی نادرست رژیم صهیونیستی و ایالات متحده این بود که مردم در وضعیتی قرار گرفته‌اند که از امکان تصمیم‌گیری درباره سرنوشت خود برخوردار نیستند. در نتیجه انتظار داشتند با به وجود آوردن یک جور خلأ قدرت در ایران، مردم را برای تأسیس رژیم جدیدی متناسب با خواست و آرزوهای آنها تهییج کنند.
مساله‌ای که به نظر می‌رسد مردم ایران به درستی آن را تشخیص دادند. بر اساس همین تشخیص مشترک و خودجوش بود که ضمن حضور مداوم در خیابان‌ها، مساجد و مکان‌های مردمی دیگر در سراسر کشور، اولاً به تشخیص و اعلامِ خود استثنا دست زدند: اتفاقی برای ایران افتاده که نیازمند تصمیم‌گیری است. در مرحله بعد، پس از بیش از ۱۰ شبانه‌روز، در جریان رفت‌وآمدهای اخبار مختلف و برقرار شدن ارتباط عمومی جدید میان مردم، تصمیم جدیدی درباره و درون استثنا اتخاذ شد؛ تصمیمی که به نظر می‌رسد از اولین ساعات روز قدس در تهران و سراسر ایران به صورت علنی به استحضار دیگر مردم جهان و مسؤولان ایرانی رسید: ایران بنا دارد از حق تعیین سرنوشت خود، در زیر فشار نظامی دشمنان خارجی دفاع کند. این اعلام تشخیص استثنا و مبادرت ورزیدن به عمل تصمیم‌گیری ضامن امنیّت و بستر کنشگری متفاوتی برای آحاد ایرانیان بود. عملی که در کنار ایجاد احساس یکپارچگی، وحدت و پیوستگی آحاد ملّت به یکدیگر، زمینه ظهور شکل جدیدی از کنشگری را برای مسؤولان عالی‌رتبه کشوری و لشکری در ایران فراهم کرده بود. مردم با حضور در خیابان عملاً به مسؤولان نظام تضمین دادند امنیت آنها را زیر بمباران دشمن متخاصم خارجی تأمین خواهند کرد. درست تحت تأثیر همین اعلام عمومی و فراخوان مردمی بود که رؤسای قوای سه‌گانه در کنار وزرا و دیگر مسؤولان عالی‌رتبه جمهوری اسلامی ایران، حضوری تحسین‌برانگیز در میان افکار عمومی ایرانیان و جهانیان از خود نشان دادند: اعتماد به نفس رئیس دستگاه قضا در فاصله کمی از محل اصابت موشک دشمن خارجی که در آسمان تهران حاضر بود، نمایش شجاعت رئیس‌جمهور  در پیاده‌روی و گفت‌وگو با شهروندان در سایه خطر ترور و حضور و سخنان دکتر لاریجانی در خیابان، درست یک روز بعد از اعلام ارتش صهیونیستی درباره قرار گرفتن نامش در لیست جدید ترور. همه اینها تنها با اعتماد و لبیک گفتن به قدرت مردمی ممکن شد که خیابان را به میدان شورای عمومی ملّت ایران تبدیل کردند.
️مردم و حاکمیّت در اولین بیانیه رهبر انقلاب
همه آنچه تا اینجا آوردم ممکن است در نگاه اول یک جور استفاده دلخواهانه از مفاهیمی سیاسی در سیاست به نظر بیایند؛ در عین حال ممکن است محتوای این یادداشت را به‌عنوان یک جور تفسیر دلخواه از رخدادهای جاری در میدان سیاست در روزهای پس از تهاجم صهیونیسم مسیحی و یهودی به جمهوری اسلامی ایران در نظر بگیرند. برای اینکه این دسته از انتقادات به محتوای این یادداشت را در معرض یک جور آزمون قابل ارزیابی قرار داده باشیم، سعی می‌کنم به بخش‌هایی از اولین بیانیه جانشین امام شهید انقلاب اسلامی مراجعه کنم. رهبر جدید انقلاب اسلامی روز پنجشنبه هفته گذشته در اولین بیانیه مکتوب خود، مجموعه‌ای متنوع از مسائل سیاسی، اجتماعی، نظامی و عقیدتی را خطاب به مردم ایران اعلام کردند. آن چیزی که از متن این بیانیه مفصل برای یادداشت حاضر حائز اهمیّت است، به طور مشخص در بخش دوم این بیانیه آورده شده است. هرچند روح حاکم بر این متن و بخش‌های مختلف آن بر همین خط روایی درباره مردم و مساله حاکمیّت استوار شده است. این مساله در ابتدای خطابِ ایشان نسبت به مردم ایران مشاهده می‌شود؛ جایی که اینطور آورده شده است: «لازم است نکته‌ای را که ربط مستقیمی به اصل کلام بنده دارد مورد تاکید قرار دهم». از همین اشاره ابتدایی می‌توانیم انتظار داشته باشیم آنچه در ادامه این بخش می‌آید و همه آنچه در بیانیه مذکور آورده شده جان کلام متن بیانیه است. ایشان بعد از این، پیام‌شان را اینطور ادامه می‌دهند: «... در این چند روزی که کشور بدون رهبر و بدون فرمانده کل قوا بود... بصیرت و هوشمندی ملت بزرگ ایران در واقعه اخیر و پایمردی و شجاعت و حضورش دوست را به تحسین و دشمن را به حیرت واداشت. این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید». آنچه از ظاهر این عبارات می‌شود دریافت کرد را بطور مفصل در بالا توضیح دادم. با وجود این، صرفاً از جهت یادآوری این موضوع را متذکر می‌شوم که مطابق متن بیانیه، در وضعیتی که ایران رهبر خود را در نتیجه عملیات تروریستی دشمن از دست داده بود، حضور مردم به عنوان صاحبان حاکمیّت - حقّی که از سوی خداوند متعال برای ایشان مقدر شده است - چیزی فراتر از حضور معمول در خیابان و نمودی از بروز تصمیم‌گیری جمعی درباره مسائل مربوط به امر عمومی و مشترک است. یعنی در غیاب رهبری سیاسی، این مردم هستند که با حضور خود در خیابان، کشور را رهبری می‌کنند. حضور مردم در چنین لحظه‌ای مشروعیت‌بخش هر شکل از اقدام سیاسی یا نظامی در نظر گرفته می‌شود؛ انگار در غیاب بدن فقیه حاکم، حقّ تصمیم‌گیری درباره حکومت در بدن مردم منتشر شده و در خیابان دست به عمل می‌زند. ایشان کلام‌شان را درباره این موضوع اینطور تکمیل می‌کنند: «این را بدانید اگر قدرت شما در صحنه ظاهر نشود، نه رهبری و نه هیچ یک از دستگاه‌های مختلف که شأن واقعی آنها خدمت به مردم است، کارآیی لازم را نخواهند داشت». بخش دوم بیانیه با وضوح بیش‌تری بر اولویت این حضور و اهمیّت بنیادین این مشارکت در زمینه تصمیم‌گیری پیرامون امر جمعی تأکید می‌کند؛ حضوری که هم مشروعیّت‌بخش و مؤسس است و هم ضامن تداوم تأسیس نهادمندشده اولیه در قالب نهادهای حکومت.
رهبر عظیم‌الشان انقلاب اسلامی همچنین روایتی از جمهوری اسلامی ایران ارائه می‌کنند که براساس آن، همه جمهوری اسلامی و تاریخ آن به عنوان عرصه ظهور و بروز این حضور یا مشارکت عمومی در میدان سیاست صورت‌بندی می‌شود. حضوری که پیش‌تر حضرت امام خمینی(ره) در سخنانی از آن به‌عنوان «یدالله» نام برده بودند و اینطور فرموده بودند که هر بار مردم تصمیمی مشترک درباره امر حکومت گرفته و در خیابان حاضر شوند، یکی از ایام‌الله اتفاق افتاده است. حضرت امام در آن بیانات متذکر شده بودند اگر یوم‌اللهی دیگر در این معنا اتفاق بیفتد خود به معیار ارزش‌گذاری و مشروعیت سیاسی تبدیل می‌شود.

ارسال نظر
captcha
پربیننده