سیدهآزاده امامی: عصر پنجشنبه در آستانه روز جهانی قدس و آخرین شب لیالی پرفیض قدر، حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای حفظهالله تعالی، نخستین پیام عمومیشان را منتشر فرمودند؛ پیامی با چند خطاب به ملت و مسؤولان و نیروهای مسلح و حکام کشورهای منطقه و مشحون از صلابت و عظمت و شجاعت و حکمت و درایت.
پیامی که سطر به سطر و کلمه به کلمه آن یادآور طنین دلنواز کلام امام و قائد عظیمالشان شهیدمان بود و بر دلهای داغدار و بیقراری که هنوز عروج آن مقتدای معظم را به باور نیاورده، تسلایی شد که زین پس عطر دلانگیز «خامنهای شهید» را از انفاس مطهر «خلف صالح» ایشان خواهیم شنید.
پیام جامع و عمیقی که تبیین دقیق همه ابعاد آن فرصتی مبسوط و مجالی وسیع میطلبد که فیالحال مقدور نیست؛ لیکن به بیان نکتهای از آن بحر عمیق بسنده میکنیم که فراخور این روزهاست و آقای عزیزمان خواستهاند در همین ابتدای کار تکلیف این امر مهم را با قاطعیت روشن فرمایند.
این روزها که ملت برای دومین بار در سال سنگین ۴۰۴ درگیر جنگی تمامعیار با دشمن آمریکایی-صهیونی است و در نخستین روز این نبرد، عزیزترین داشته خویش یعنی رهبر گرانقدرش را به همراه ۱۶۸ کودک بیگناه مینابی در جریان جنایت تروریستی دشمن از دست داده و از همان دقایق نخستین تا امروز که ۱۸ روز از این ماجرا میگذرد، در رستاخیزی عظیم به پا خاسته و جز فریاد انتقام مطالبه دیگری نداشته است،
با این حال اما جماعتی تسلیمطلب که طی ۲ سال گذشته در مواجهه با همه تعرضات دشمن نسخه «مراقب باشیم در تله جنگ نیفتیم» را تجویز کرده و در مواردی حتی بر محاسبات برخی مقامات نیز تاثیر گذاشتهاند، با شدت گرفتن عملیات روانی دشمنِ در میدان باخته، قالب تهی کرده؛ ساز تسلیم کوک کرده و زمزمه «آتشبس» راه انداختهاند؛ بی آنکه بگویند به اعتبار کدام دستاورد بعد از چنان هزینههای گزافی باید به آتشبس تن دهیم؟ و نیز بی آنکه به این سوال پاسخ دهند: به اعتبار چه تضمینی برای عدم تکرار سناریوی «تهدید/ مذاکره/ جنگ»، در این مقطع نسخه آتشبس تجویز میکنند؟
رهبر مدبر انقلاب اما که حکمت و غیرت را از پدر شهیدشان به میراث بردهاند، بر انگاره پذیرش آتشبسِ بدون دستاورد و انتقام در این مقطع خط بطلان کشیدند و با عنایت به خواسته بحق مردم بر «ادامه دفاع موثر و پشیمانکننده» تصریح و بر خلاف آنان که خواستار تعدیل موضع حاکمیت در خصوص تنگه هرمز به منظور کاستن از سطح درگیریها هستند، نه تنها بر تداوم مسدود نگه داشتن این آبراه استراتژیک تاکید کردند، بلکه از «گشودن جبهههای دیگر که دشمن در آن تجربه ناچیزی دارد و به شدت در آن آسیبپذیر خواهد بود» گفتند.
رهبر غیور انقلاب همچنین به مردمی که داغدار شهادت مراد و مقتدای خویشند و برخی نیز دیگر عزیزان خود را در این جنگ از دست دادهاند اطمینان دادند: «از انتقام خون شهدا صرفنظر نخواهیم کرد؛ انتقامی که فقط مربوط به شهادت رهبر عظیمالشان انقلاب نیست» بلکه ناظر به شهادت هر عضوی از ملت است که توسط دشمن شهید شده است و به این ترتیب بر تمام رویکردهای منفعلانهای که میکوشد جنگ را بی آنکه انتقام این خونهای پاکِ به ناحق ریخته ستانده شود خاتمه دهد، نقطه پایان گذاشتند. راهبردی که دقیقا ناظر به فردای جنگ است و بر آن است این ماجرا را به نحوی رقم بزند که پس از آن، دشمن متجاوز دیگر حتی توهم دستدرازی دوباره به این خاک را به مخیلهاش هم راه ندهد، نه اینکه آنچنان که پس از جنگ ۱۲ روزه تجربه شد، از همان نخستین ساعات توقف جنگ با لفاظیها و تهدیدهای گزاف و مدام ماهها روح و روان ملت را مورد هجمه روانی قرار دهد و در نهایت نیز به تکرار حمله نظامی و وارد آوردن خسارات متعدد بپردازد که در راس آنها ترور امام شهید انقلاب و جمع دیگری از فرماندهان عالیرتبه نظامی و کودکان معصوم مینابی بود.
این تدبیر حکایت از عمق استراتژیک نگاه رهبر جدیدِ بالیده در مکتب رهبر شهیدمان دارد که چونان ایشان در تمشیت امور، هم به جمیع جهات رویدادها نظر دارند و هم به پیامد همه حالتهای ممکن با لحاظ منافع کلان.
اما علاوه بر موارد فوق، آنچه بیش از همه هوشمندی و تیزبینی «حضرت خامنهای جوان» را در این پیام مشحون از حکمت به رخ کشید، نوع نگاه ایشان به مساله «دریافت غرامت» بود که در اظهارات برخی مقامات هم به مثابه یکی از شروط خاتمه جنگ عنوان شده بود؛ اما بدون ذکر جزئیات، به کلیگویی در خصوص آن بسنده شده؛ به نحوی که یادآور «تضمینهای برجامی» میباشد و نگرانی از تکرار سرنوشت آن را برمیانگیزد!
بهتر است واقعبین باشیم؛ ما با دشمنی طرفیم -آمریکا و مشخصا رئیسجمهور فعلی آن- که به هیچ قاعده و اصلی پایبند نیست و هیچ قانون و الزام بینالمللی مانع طغیانگری و جاهطلبی و فتنهانگیزی او نبوده و نتوانسته او را از رفتارهای دیوانهوار بازدارد؛ بنابراین هر نوع اعتماد به توافق، تعهد یا سازوکارهای مرسومی که حتی با وعدههای آنچنانی در صدد برجستهسازی دریافت غرامت در ازای خاتمه دادن به جنگ است، مادامی که موید به تضمینهای عینی نباشد، بدون تعارف نهایت سادهانگاری و بازی برده را دودستی تقدیم دشمن کردن است!
درست ناظر به همین نکته -عدم پایبندی دولت و رئیسجمهور تروریست آمریکا به هیچ تعهد و الزامی- و در نتیجه عدم اطمینان حتی به ضمانتهایی که وعده دریافت غرامت میدهند، رهبر حکیم انقلاب اسلامی، ضمن تاکید بر اصل دریافت غرامت، بر خلاف رویکردهای خوشبینانه، چند و چون این امر را به قواعد متزلزل و بیپشتوانه بینالمللی واننهاده و خود به تبیین و تدقیق آن پرداختند: «به هر صورت ما از دشمن غرامت خواهیم گرفت و اگر امتناع کند، به اندازهای که تشخیص بدهیم از اموالش برخواهیم داشت و اگر آن هم مقدور نباشد، به همان اندازه از اموالش را نابود خواهیم کرد».
نکته ظریف دقت نظر حضرت معظمله همین جاست که ایشان این احتمال را مد نظر دارند که ممکن است از طرق معمول و با سازوکارهای مرسوم، نتوان از این قلدر دیوانه غرامتی دریافت کرد؛ بنابراین برای حالت امتناع دشمن از این امر، ۲ گزینه روشن، صریح و عینی و نه انتزاعی مشخص فرمودند که اتفاقا اختیار هر دوی آنها در دست خودمان است (با توجه به در دسترس بودن بسیاری از اموال و داراییهای آمریکا در منطقه خلیج فارس) و در صورت محقق نشدن دریافت غرامت به شیوه مرسوم، دست ما تهی و به قول معروف سرمان بیکلاه نخواهد ماند؛ نکتهای که در بیان هیچ مقام مسؤولی به آن اشاره نشده و از منظر همه آنها مغفول مانده است!
ضمن آنکه بدون تعارف باید توجه داشته باشیم اگر کار به مرحله سوم یعنی «نابودی اموال دشمن» برسد، این امر به طور طبیعی واکنش دشمن را به دنبال خواهد داشت و به نوعی خود در حکم ادامه جنگ خواهد بود؛ بنابراین آنگونه که از فحوای کلام رهبر انقلاب برمیآید گزینه «دریافت غرامت» نمیتواند در عداد شروط خاتمه جنگ لحاظ شود و نوع پرداخت ایشان به این مقوله به نوعی به چالش کشیدن طرح این موضوع به مثابه یکی از شروط خاتمه جنگ میباشد!
و این یعنی از نگاه ایشان، خاتمه جنگ بسته به شروط دیگری است که انشاءالله در وقت صلاحدید، حضرتشان در خصوص آن خواهند فرمود.
رمزگشایی از نکتهسنجی هوشمندانه رهبر حکیم انقلاب
باریکتر ز مو
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها