عبدالله بیننده: مدافع ملت، ملیت و ایـــــران، نه آن وطنفــــــروش خودفروختهای اسـت که در خیابانهای لندن و نیـــویورک از حمله به کشورش خوشحال است و رقص و شادی میکند از کشته شدن هموطنانش و نه آن روشنفکر دانشگاهی که ادعاهای ملیگرایانهاش از فانتزیها و انتزاعیات شرقشناسانه فراتر نمیرود؛ ملیگراییای که در نهایت جز به انحلال در هاضمه اندیشه لیبرال و دولتهای غربی راه به هیچ افق نویی ندارد. آنها که در معرکه جنگ، عموما سکوت کردند و گویی هزاران نفری که با گلولههای اندیشه مدرن و دولتهای لیبرال کشته میشوند، ایرانی نیستند و خانههایی که ویران میشود و زیرساختهایی که دود میشوند و به آسمان میروند، داراییهای این ملت نیستند و از سر بغض جمهوری اسلامی و حبّی که به اندیشه و جهان متجدد دارند، مهر سکوت یا همراهی بر دهان زدهاند و چشم بر همه اینها بستهاند و فردای پس از جنگ نیز از مکانهای امنشان خارج شده و لگدی به جمهوری اسلامی میزنند که تو مقصر همه این ویرانهها و کشتهها هستی! حاملان و حامیان حقیقی امر ملی، مردمی هستند که با جان و دل و چنگ و دندان، خیابانهای کشور را قرق کردهاند و زیر موشک و بمب که هر لحظه امکان شهید شدن وجود دارد، چهارگوشه کشورشان را محکم گرفتهاند تا مبادا به دست اجنبی اشغال یا تجزیه شود. و نیز آن ارتشی و سپاهی است که پای لانچر و موشکانداز نشسته است تا در نبرد با خصم، حافظ مرزهای این سرزمین و امنیت مردمش باشند. و آن نیروی انتظامی و بسیجی و نیروی مردمی که پای کار امنیت شهرها در سرمای استخوانسوز و زیر سایه بمب و جنگنده، آواربرداری میکند و یا امنیت شهر را برقرار میکند. حافظان و حامیان و حاملان امر ملی و ایران اینها هستند، نه آن طبقه متوسط یا سرمایهداری که با اولین صدای انفجار، یا سرگردان مرزها برای خروج از کشور شده یا در ویلاهای روستاها و مناطق خوشآب و هوا، بمباران شهرها را به نظاره نشسته و پس از دود کردن سیگاری، نقی به نام نقد، ولی بدتر از نیشتر خنجر، به جان حافظان امر ملی فرومیکند و داعشی بودن سپاهی و بسیجی را برای نوجوانان جاهل، تئوریزه میکند. همینها فردای پس از جنگ، طلبکارانه هر ترهاتی که میخواهند میبافند. به لحاظ تئوریک، بحث در ماهیت امر ملی و آنچه ملی است، از نقاط بنیادین دعوای اندیشهگران ایرانی در این بیش از ۱۵۰سال بوده و هست. این اشارات از این جهت بود تا به اجمال نشان دهم ایران همین است که هست؛ با همین جغرافیا و مرزها و مردم و اقوام و مذاهب و طوایفش و نه آن ایران فانتزی و ناکجاآبادی که معلوم نیست چیست و کجاست که روشنفکر ایرانی خود را مدافع آن معرفی میکند که یکسره جز در فانتزیهای کافهای جایی در عالم واقعیت ندارد. همین فانتزیگری هم سبب میشود وقتی ایران واقعی در معرض آسیب و جنگ قرار میگیرد، دیگر خبری از دفاع از این ایران نیست و محافظان واقعی آن به عنوان مصداق عینی امر ملی، نه آن سلبریتیها و بلاگرها و اینفلوئنسرها و روشنفکران طبقه متوسط که امر ملی را مصرف میکنند، بلکه همینها هستند که در کف خیابانها و یا در بیابانها و درهها و زیر زمینها پای لانچرها و زیر زوزه گلوله و جنگنده و زیر صفیر مرگ، با چنگ و دندان جلو دشمن ایستادهاند تا ایرانشان اشغال اجنبی نشده یا به دست اجنبیپرستان تجزیه نشود.
پربیننده
تازه ها