۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۶:۱۵

وضعیت جنگ پس از ۱۹ روز

علی نجم‌آبادی: در آستانه ورود به هفته چهارم جنگ ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، هیچ نشانه‌ای از فروکش آتش قابل مشاهده نیست و  آشکارا ترک‌های عمیق بر پیکره‌ تصمیم‌گیری‌های غرب و رژیم تل‌آویو نمایان شده است. آنچه در نگاه اول قرار بود عملیات نظامی کوتاه‌مدت برای رضایت لابی‌های صهیونیستی تلقی شود، اکنون به باتلاقی تبدیل شده که نه تنها هویت اخلاقی مدعیان دمکراسی را لکه‌دار و نمایان کرده؛ بلکه بنیان‌های امنیتی و اقتصادی خود آن‌ها را نیز به لرزه درآورده است.
️جنگ بدون داشتن دلیل کافی
یکی از بُلدترین وجوه این جنگ، شکاف میان ظاهر و باطن در کاخ سفید است. در حالی که جی دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در انظار عمومی چهره‌ای مدافع ماجراجویی‌های نظامی را به نمایش می‌گذارد، گزارش‌های محرمانه حاکی از آن است او در جلسات خصوصی، منتقد سرسخت این عملیات بوده و در دقایق پایانی پیش از صدور فرمان حمله، نسبت به موفقیت آن مردد و حتی مخالف بوده است. این تردید درونی، اکنون با یک گاف رسانه‌ای و تکان‌دهنده از سوی کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، تکمیل شده است. تأیید غیرمستقیم او مبنی بر اینکه ایران هرگز تهدیدی برای آمریکا نبوده است، در واقع اعترافی به بی‌پایگی و دروغین بودن اصلی‌ترین بهانه‌ واشنگتن برای آغاز این جنگ است. این جملات، سند رسوایی سیاستمدارانی است که جنگی را آغاز کرده‌اند که حتی خودشان دلیلی برای آن ندارند.
️شروع تردید در متحدان سنتی 
سیاست اولویت دادن مطلق به منافع تل‌آویو، اکنون به پاشنه آشیل آمریکا تبدیل شده است. رسانه‌هایی همچون میدل ایست آی و فایننشال تایمز تصویری دردناک از خیانت واشنگتن به متحدان سنتی خود در خلیج فارس ترسیم می‌کنند. کشورهایی که دهه‌ها امنیت خود را به گارانتی آمریکا سپرده بودند، اکنون درک کرده‌اند در محاسبات پنتاگون، آنها تنها سپری برای محافظت از اسرائیل هستند. این درک جدید، در دوران پساجنگ  به گسستی تاریخی در ائتلاف‌های منطقه منجر خواهد شد و افزون بر آن، همین الان آمریکا را در انزوای کامل بین‌المللی قرار داده است؛ چراکه فشار گروه ۷ برای پایان فوری جنگ، نشان‌دهنده خشم و نگرانی دولت‌های همیشه همراه آمریکا از بی‌مسؤولیتی ترامپ است.
️ناتوانی مطلق در میدان نبرد 
واقعیت‌های میدانی با پروپاگانداهای رسانه‌ای فاصله‌ای عمیق دارد. برآوردهای رژیم صهیونی که توسط بلومبرگ منتشر شده، اعترافی به ناتوانی اطلاعاتی و نظامی است. پس از یک هفته بمباران‌های بی‌وقفه، تعداد موشک‌اندازهای (لانچرهای) ایران ثابت مانده است. این آمار صریحاً نشان می‌دهد آسمان ایران همچنان برای جنگنده‌های دشمن خطرناک است و استراتژی حذف توان موشکی با شکست مواجه شده است. از سوی دیگر، گزارش هدر رفتن ذخایر مهمات حیاتی آمریکا که قرار بود برای چند سال کافی باشد، حکایت از یک ورطه‌ مصرفی دارد که خروج از آن دشوار خواهد بود.
️جنایت میناب و هم‌صداییِ وجدان‌های بیدار 
اما یکی از تاریک‌ترین فصل این جنگ تحمیلی علیه ایران، حمله به مدرسه دخترانه شجره طیبه در میناب و شهادت دانش‌آموزان بی‌گناه بود. گزارش‌ها مبنی بر اصابت موشک آمریکایی به این مدرسه، چنان زلزله‌ای در افکار عمومی جهان ایجاد کرده که حتی سناتورهای آمریکایی همچون کریس ون‌هولن را بر آن داشت خواستار اخراج پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا شوند. این فاجعه، مرزهای جغرافیایی را درنوردیده و نمایندگان پارلمان‌های اروپایی را نیز به واکنش واداشت؛ تا جایی که نماینده‌ای در اسپانیا با صراحت از «چاپلوسی» برای ترامپ سخن گفت و پرسید آیا مادران ۱۶۸ کودک کشته‌شده باید از قاتلان فرزندان‌شان تشکر کنند؟
️هیتلر دوم در برابر اراده‌ ملت 
در نهایت، اظهارات نعمان کورتولموش، رئیس پارلمان ترکیه، تصویری دقیق از ماهیت این جنگ ارائه می‌دهد. تلاش برای القای القابی چون داوود دوم به نتانیاهو، در حالی است که عملکرد او در غزه و ایران، او را به هیتلر دوم تبدیل کرده است. رنج کودکان میناب و بیمارستان الشفا یکی است و هزینه‌ توهمات قدرت، توسط بی‌گناهان پرداخت می‌شود.

ارسال نظر
captcha