هرچه از روزهای ابتدایی تجاوز آمریکاییها و صهیونیستها به جمهوری اسلامی ایران فاصله میگیریم، اهرم اقتصادی و مساله انرژی، ناشی از اختلال عبور و مرور از تنگه هرمز شکل جدیتری مییاد، به نحوی که در حال حاضر، رسانههای غربی و آمریکایی نیز نقطه تعیین کننده جنگ را تنگه هرمز میدانند. والاستریت ژورنال در گزارش اخیر خود بیان داشته اگر ترامپ موفق نشود بحران تنگه هرمز را حل کند، به هیچ طریقی نخواهد توانست اعلام پیروزی کند. همچنین گاردین با بررسی اتفاقات تنگه هرمز به عنوان قویترین کارت به این بحث پرداخته که «کشورهای خلیج فارس و اروپا بشدت خواهان پایان سریع جنگ هستند، زیرا ادامه آن میتواند به زیرساختهای اقتصادی منطقه آسیب دائمی بزند و اروپا را با بحران انرژی روبهرو کند. آمریکا امیدوار است با حملات گستردهتر، ایران را وادار به عقبنشینی کند اما وادار کردن تهران به مصالحه بسیار دشوار خواهد بود».
از سوی دیگر، انسداد تردد از طریق تنگه هرمز، فشار بیسابقهای را بر معیشت و قدرت خرید آمریکاییها و غربیها وارد کرده است. میانگین قیمت گازوئیل برای نخستینبار از سال ۲۰۲۲ در واشنگتن از ۶ دلار به ازای هر گالن عبور کرده است. رویترز گزارش داده جنگ با ایران بیشتر از نفت خام، به بازار سوختهای پالایش شده آسیب وارد کرده است. همچنین الجزیره در گزارشی به بحرانی شدن شرایط اقتصاد جهان و افزایش قیمت شدید بنزین در ۹۵ کشور اشاره کرده است. الجزیره در این گزارش بیان کرده «قیمت نفت خام از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، ۵۰ درصد افزایش یافته. قیمت گاز طبیعی نیز در سراسر اروپا تا بیش از ۶۰ درصد بالا رفته و ۹۵ کشور افزایش قیمت بنزین داشتهاند. شرکتهای کشتیرانی پس از حملات، عبور از تنگه هرمز را متوقف کردهاند».
این تنگنای نفتی، در ایران همچنان به مثابه یک ابزار فشار استراتژیک تلقی میشود. رهبر معظم انقلاب در بیانیه نخستشان تصریح کردند «باید اهرم بستن تنگه هرمز همچنان حفظ شود» و این رویکرد در عمل نیز با ابتکار نظامی و دریایی ادامه یافته است. اگرچه ترامپ ادعا کرده بود توان دریایی و موشکی ایران را نابود کرده اما نیروی دریایی سپاه تاکنون چندین نفتکش را که بدون مجوز از تنگه عبور کرده بودند هدف قرار داده و طبق گزارشهای بینالمللی (از جمله آمارهای منتشرشده توسط سازمان بینالمللی دریانوردی) دستکم ۱۷ کشتی تجاری مورد حمله قرار گرفته و چندین تن از خدمه کشتیهای متجاوز کشته یا مجروح شدهاند. تحلیلگران (از جمله گزارشهای Lloyd’s List در روزهای اخیر) هشدار میدهند که حتی با اسکورت نظامی نیز بازگشت به جریان عادی نفتکشها بعید است و برآوردها نشان میدهد نهایتا تا حدود ۱۰ درصد از جریان عادی ممکن است حفظ شود؛ یعنی وضعیتی که هم سیطره عملی ایران بر تنگه را تأیید و هم هزینه اقتصادی و امنیتی سنگینی را بر عبور و مرور بینالمللی نفت تحمیل میکند.
شکست آمریکا در باز کردن تنگه هرمز
آمریکا پس از ناکامیهای اولیه در مقابله با عملیات جمهوری اسلامی ایران و حفظ جریان عبور نفت از تنگه هرمز، رویکردهای نظامی و دیپلماتیک متعددی را در دستور کار قرار داد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا ضمن هشدار درباره حملات شدید و قریبالوقوع علیه ایران، اعلام کرد ارتش آمریکا در صورت نیاز، وظیفه اسکورت کشتیهای تجاری را بر عهده خواهد گرفت. وی همزمان در تلاش برای ایجاد یک ائتلاف بینالمللی، مدعی شد قدرتهایی چون بریتانیا، فرانسه، چین، ژاپن و کره جنوبی ناوگان خود را برای تامین امنیت خلیج فارس اعزام خواهند کرد.
در سطح میدانی نیز دستور درگیری مستقیم با شناورهای ایرانی صادر شد که بنا بر ادعاها، به غرق شدن نمادین ۱۰ فروند شناور کوچک سپاه پاسداران انجامید؛ اقداماتی که با حمله به پایگاههای نظامی ایران در جزیره خارگ و تهدید به نابودی سایر بنادر نفتی همراه شد. پس از این اقدامات، ترامپ چند بار خبر رسمی از نابودی کامل نیروی دریایی و توان موشکی سپاه پاسداران داد. با این وجود، ظهور و تجلی دستان توانمند و مقتدر نیروی دریایی جمهوری اسلامی در حفظ احاطه و تسلط همهجانبه بر پهنه تنگه هرمز، پوشالی بودن این ادعاها را به وضوح بر همگان ثابت کرد و همین واقعیت عینی موجب شد معاملهگران بازار انرژی با پی بردن به کذب بودن اظهارات ترامپ و درگیر شدن با سایه سنگین نااطمینانی نسبت به چشمانداز آینده، با واکنشهای خود جهش چشمگیر قیمت نفت و عبور آن از مرز ۱۰۰ دلار را رقم بزنند.
بنابراین با وجود این فشارها و صفآراییهای نظامی، استراتژیهای واشنگتن در عمل با شکست و بنبست مواجه شد. واقعیتهای میدانی و دیپلماتیک نشان داد تلاش برای ایجاد ائتلاف جهانی ناکام مانده و هیچیک از قدرتهای بزرگ جهانی به درخواست آمریکا برای اعزام ناوگان و محافظت از کشتیها پاسخی ندادند. در نتیجه این انزوای سیاسی، طرح اسکورت دریایی عملا عقیم ماند و رسانهها تایید کردند نیروی دریایی ایالات متحده موفق نشده حتی یک کشتی تجاری فراخواندهشده را تحت حمایت و اسکورت خود وارد تنگه هرمز کند. طبق آمار world insights، پیش از آغاز جنگ رمضان، تعداد نفتکشهای عبوری از تنگه هرمز ۱۳۰ الی ۱۵۰ عدد بود که اکنون به صفر تا ۳ عدد رسیده!
تداوم این بحران امنیتی و انسداد تنگه هرمز، شوک بزرگی به بازار انرژی وارد کرد که ابزارهای سیاسی و اقتصادی نیز توان مهار آن را نداشتند. حتی اقدام بیسابقه کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی (IEA) در آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک هم نتوانست مانع از تثبیت قیمت نفت در بالای محدوده ۱۰۰ دلار شود. به گفته تحلیلگران بازارهای انرژی، تا زمانی که شریان حیاتی تنگه هرمز بسته باشد، مداخلههای سیاسی کارکرد خود را از دست میدهند. در این میان، امیدواریها به صنعت نفت شیل آمریکا نیز به دلیل ساختار کند افزایش تولید آن بینتیجه ماند و بازار نشان داد تنها افت شدید قیمت به زیر آستانه سودآوری تولید (حدود ۶۲ دلار) میتواند پویایی تولیدکنندگان شیل را تحت تأثیر قرار دهد؛ اتفاقی که در شرایط بحران کنونی غیرممکن به نظر میرسد.
اهرم تنگه هرمز و شکلگیری معادله جدید اقتصاد و امنیت
میدان این تقابل اکنون برای طرفین درگیر معنایی کاملا متفاوت و ابعادی تازه یافته است. ایالات متحده که در آغاز کار در موضعی تهاجمی قرار داشت، اینک تحت سنگینترین فشارهای ساختاری قرار گرفته است. تبعات این رویارویی، اقتصاد واشنگتن و متحدانش را از ۳ جبهه حیاتی تأمین سوخت، برق و امنیت غذایی محاصره کرده و سایه وحشت از تورم بیسابقه انرژی بر سرتاسر غرب سنگینی میکند. در همین راستا، پیشبینی روزنامه «والاستریتژورنال» مبنی بر اینکه تداوم اختلالات میتواند بهای نفت را تا مرز بیسابقه ۲۱۵ دلار در هر بشکه پرتاب کند، کاخ سفید را در تنگنای شدیدی قرار داده است. با وجود تکاپوی مستمر آمریکا برای فشار بر عربستان جهت افزایش تولید، همچنین تلاش برای بهکارگیری ذخایر نفت شیل، تمام این اقدامات تا امروز عقیم مانده و گرهی از بحران غرب باز نکرده است.
در سمت مقابل معادله، جمهوری اسلامی ایران توانسته به شکلی مؤثر ابتکار عمل را در دست بگیرد. نیروهای مسلح ایران نهتنها در ایجاد معادله بازدارنده برای محافظت از زیرساختهای نفتی خود در برابر حملات گسترده موفق بوده، بلکه با استفاده هوشمندانه از اهرم ژئوپلیتیک «تنگه هرمز»، ورق جنگ را به سود خود برگردانده است. هماکنون استراتژی کلان ایران بر پایه رهنمودهای رهبر معظم انقلاب، مبنی بر «حفظ انسداد تنگه هرمز، مطالبه غرامت جنگی از دشمن و گشودن جبهههای جدید عملیاتی در صورت مصلحت» پایهریزی شده است؛ راهبردی که نشان میدهد ایران با تسلط بر ضربان اقتصاد جهان، درصدد است ساختار و آینده بازار جهانی انرژی را دستخوش دگرگونیهایی اساسی کند.
بر مبنای این دستاوردها، رویکرد ایران در قبال تنگه هرمز در حال ارتقا از یک منطقه درگیریِ صرف نظامی، به یک بازوی قدرتمند و فعال دیپلماتیک و اقتصادی است. آنچه معادله کلان اقتصادی را خواهد ساخت، این است که روند بازگشایی تنگه هرمز نباید تنها معادل توقف درگیریها در نظر گرفته شود، بلکه باید با امتیازگیریهای راهبردی (همچون معافیتهای تضمینشده تحریمی، الزام سرمایهگذاریهای زیرساختی، ایجاد تبادلات مالی غیر دلاری، خروج و تحتفشار قرار دادن پایگاههای نظامی آمریکا و آزادسازی بیقیدوشرط داراییهای بلوکهشده ایرانی) گره بخورد. در واقع، باید زیرساخت سیاسی و حقوقی مسیری آغاز شود که عبور هر نفتکش از تنگه هرمز، ذیل فراهم شدن شرایط بالا رخ دهد. این روند رو به جلو و تغییر «معادله اقتصادی» با هدف خلق نظمی جدید در همکاریهای تجاری منطقه غرب آسیا دنبال میشود. هماکنون نخستین نشانههای کارایی این رویکرد، در رایزنیها و اقدامات موفق مشترک ایران با هند، عراق و دیگر بازیگران آسیایی جهت تعیین تکلیف و آزادسازی محمولههای نفتکشها و وجوه بلوکهشده، در حال نمایان شدن است.
فایننشال تایمز گزارش داده از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل، دستکم ۱۳ نفتکش فوقغولپیکر در پایانه اصلی صادراتی ایران در جزیره خارک، نفت بارگیری کردهاند. در این مدت حدود ۲۴ میلیون بشکه نفت ایران از تنگه هرمز عبور کرده. همچنین طبق برآورد شرکتهای داده انرژی، ایران از زمان آغاز جنگ روزانه حدود ۱.۵ تا ۱.۶ میلیون بشکه نفت در نفتکشها بارگیری کرده. این مقدار صادرات حدود ۱۴۰ میلیون دلار درآمد روزانه ایجاد میکند.
این شکل از به هم خوردگی توازن، نشانیهایی از ظهور معادله جدید اقتصاد و امنیت انرژی به واسطه خواست جمهوری اسلامی ایران است.
پیوند هژمونی نظامی با خلق معادله اقتصاد امنیت
تحولات اخیر نشاندهنده تغییر پارادایم و جهتگیری هوشمندانه راهبرد کلان جمهوری اسلامی ایران در حوزه انرژی، با محوریت استفاده خلاقانه و مقتدرانه از اهرم ژئوپلیتیک تنگه هرمز و انرژی است. در این بستر، ایران ضمن به رخ کشیدن توانمندیهای خیرهکننده راهبردی و موشکی خود، درصدد است این هژمونی و تسلط امنیتی بر آبهای خلیج فارس را به پشتوانهای مستحکم برای تثبیت منافع اقتصادی بلندمدت بدل کند. واقعیات میدانی گواه آن است که تشدید تنشها، تهدیدات و حتی حملات هدفمند به شناورهای عبوری، نهتنها کمترین خللی در اراده استراتژیک ایران ایجاد نکرده، بلکه بیش از پیش تسلط کامل و دست برتر ایران را در کنترل حساسترین شاهراه انرژی جهان به اثبات رسانده است.
در تکامل این قدرتآفرینی میدانی و منطبق بر رهیافت اخیر رهبر انقلاب، ایران به دنبال تثبیت یک «معادله اقتصادی» جدید بر پایه همگراییهای منطقهای است. در این معماری جدید، قرار است تقابلهای یکجانبه، جای خود را به شبکهای درهمتنیده از همکاریها و شراکتهای متقابل سودآور بدهد. پیریزی چنین پیوند استواری از منافع مشترک با همسایگان، عملا به قویترین و مؤثرترین سلاح برای خنثیسازی و به حاشیه راندن کارزار فشارهای همهجانبه آمریکا و اسرائیل تبدیل خواهد شد و نشان میدهد دیپلماسی انرژی در پناه اقتدار نظامی توانسته تضمینکننده جایگاه جدید منطقه باشد.
اقدامات بسیار زیادی برای خلق یک رژیم اقتصادی و امنیتی میتوان در دستور کار قرار داد. برای مثال، عوارض ۱۰ درصدی، درآمد روزانه ۲۰۰ میلیون دلاری برای ایران ایجاد میکند و غرامت نیز از این مسیر میتواند محقق شود. همچنین ایران باید مابهازای امتیاز به یوآن چین و تضعیف پترودلار در تنگه، امتیاز بزرگی نیز از چینیها بگیرد؛ امتیازی مشابه سرمایهگذاری گسترده چین در طرحهای کریدوری یا همکاری نظامی. در واقع تسهیلات عبور و مرور نفتکشهای چین به این شکل باید تکمیل شود تا چرخه پترودلار بشکند.
فرصتهای ابتکار اقتصادی و امنیتی ایران در همگرایی همسایگان و پایان سلطه امنیتی-تجاری آمریکا بر غرب آسیا
بازمعماری اقتصاد جهانی با محوریت ایران
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها