محمدصدرا مرادی: دموکراتها پس از حدود یک سال سکوت در برابر سرکوفتهای ترامپ به خاطر توافق هستهای با ایران، حالا چند هفته است پیاپی موضعگیری و ترامپ را به خاطر حمله به ایران، شماتت میکنند.
وزرای خارجه دولتهای اوباما و بایدن، از هیلاری کلینتون و جان کری گرفته تا آنتونی بلینکن و همینطور کاملا هریس در چند هفته اخیر در گفتوگو با رسانههای مختلف آمریکا، با استناد به تبعات و هزینههای جنگ آمریکا علیه ایران، ترامپ را به خاطر مرتکب شدن اشتباه حمله به ایران سرزنش میکنند.
در تازهترین اظهارنظر دموکراتها، جان کری، وزیر خارجه دولت دوم باراک اوباما در اظهارنظری قابل تامل گفت ترامپ در نهایت چارهای جز توافق با ایران ندارد؛ توافقی شبیه برجام.
وی در این باره گفت: حداکثر چیزی که ترامپ میتواند به دست آورد این است که آنها (ایران) را به آنچه پیشتر قبول کرده بودند (توافق قبلی که ترامپ در دوره اول ریاستجمهوریاش لغو کرد) راضی کند و این مضحک بودن موقعیتی را که در آن گرفتار شدهایم، تأیید میکند.
اظهارنظر کری، در ظاهر نشان میدهد از نظر دموکراتها ترامپ برای خروج از وضعیت فعلی، ناگزیر است به دیپلماسی رو آورده و با ایران توافق کند اما مروری بر مواضع دموکراتها از ابتدای شروع به کار دولت دوم ترامپ، واقعیتهای دیگری را نشان میدهد.
سکوت تحریککننده
دونالد ترامپ پس از پیروزی بر کاملا هریس در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، از همان هفتههای نخست شروع به کار دولت دوم خود، دموکراتها را به خاطر سیاستهایی که در قبال ایران اتخاذ کردند سرزنش کرد. ترامپ مدعی بود توافق هستهای با ایران یک اشتباه و خروجش از این توافق در راستای منافع آمریکا بوده است. پس از جنگ ۱۲ روزه و حمله نظامی آمریکا به تاسیسات هستهای ایران، انتقادات ترامپ از دموکراتها شدت گرفت. وی با طرح ادعای نابودی تاسیسات هستهای، اعلام کرد همه نگرانیهای ۲۵ ساله آمریکا نسبت به برنامه هستهای ایران مرتفع شد. او در همین راستا، بارها سیاستهای دولتهای اوباما و بایدن در قبال ایران بویژه توافق برجام را به باد انتقاد و البته استهزا گرفت و مدعی شد اوباما و بایدن هم میتوانستند به ایران حمله کنند اما به دلیل اینکه از ایران میترسیدند، از این اقدام خودداری کردند.
نکته قابل تامل، سکوت مطلق دموکراتها در قبال این ادعاها، انتقادات و سرکوفتهای ترامپ بود. مقامات دولتهای اوباما و بایدن، با وجود اینکه میتوانستند استدلالهای محکمی درباره عدم حمله نظامی به ایران و در اولویت قرار دادن دیپلماسی و توافق با ایران مطرح کنند اما ترجیح دادند سکوت کنند. سکوت مطلق دموکراتها باعث شد ترامپ به این باور برسد دموکراتها در برابر انتقادات او حرفی برای گفتن ندارند تا جایی که او در چند نوبت مدعی شد اوباما و بایدن اکنون حسرت میخورند که کاش سیاستهای ترامپ را در قبال ایران انجام میدادند.
در کنار سایر عوامل، این سکوت دموکراتها قطعا یکی از عواملی بود که در تحریک و ترغیب ترامپ برای حمله نظامی به ایران اثرگذار بود. به عبارتی، ترامپ سکوت محض دموکراتها در برابر انتقادات و سرزنشهای خود را نشانهای مبنی بر درستی مواضع و سیاستهایش ارزیابی کرد! اما واقعیت چیز دیگری بود؛ دموکراتها یقین داشتند جنگ علیه ایران به شکست آمریکا خواهد انجامید. در دولتهای اوباما و بایدن، گزینه حمله نظامی به ایران، بارها و بارها روی میز قرار گرفت و بررسی شد. به همین خاطر مقامات دولتهای اوباما و بایدن نسبت به شکست و تبعات و هزینههای هر نوع اقدام نظامی آمریکا علیه ایران کاملا مطلع و مطمئن بودند. به همین خاطر تصمیم ترامپ برای حمله به ایران را یک فرصت برای تضعیف او میدانستند. در همین راستا منافع حزبی آنها ایجاب میکرد به گونهای رفتار کنند که ترامپ در دام حمله به ایران گرفتار شود. بنابراین سکوت محض دموکراتها در برابر انتقادات و شماتتهای ترامپ، در راستای تحریک و ترغیب ترامپ برای حمله به ایران بود.
حمله به ایران؛ حمله به ترامپ
۹ اسفند ۱۴۰۴ آمریکا و رژیم صهیونیستی به صورت مشترک علیه ایران جنگ به راه انداختند. تقریبا از هفته دوم، هم تبعات و هزینههای جنگ برای آمریکا مشخص و هم به مرور نشانههای شکست ترامپ آشکار شد. دقیقا در آن روزها بود که چهرههای مطرح دولتهای اوباما و بایدن، پس از یک سال سکوت، زبان باز کردند و ترامپ را مورد انتقاد و سرزنش قرار دادند.
۱۹ اسفند، ۱۰ روز از شروع جنگ گذشته بود که دموکراتها، وزیر خارجه بایدن را به میدان فرستادند؛ آن هم با یک اظهارنظر بیسابقه. آنتونی بلینکن با انتقاد از حمله آمریکا به ایران، تصریح کرد دلیل این حمله، اخاذی اسرائیل از ترامپ در ماجرای پرونده فساد اپستین است.
وی در این باره تصریح کرد: اسرائیل تلاش کرد اوباما را مجبور کند ایران را بمباران کند با این استدلال که آنها «با» یا «بدون» اوباما این کار را خواهند کرد اما اوباما مقاومت کرد. ترامپ در برابر همین تاکتیک تسلیم شد، چرا که آنها نوارهای اپستین او را دارند.
این یک شروع تند و توفانی علیه ترامپ بود. به مرور پس از تشدید هزینههای جنگ برای آمریکا و آشکار شدن شکست ترامپ در تحقق اهداف جنگ و استیصالش برای خروج از جنگ، انتقادات دموکراتها بیشتر و چهرههای بیشتری از آنها وارد عمل شدند. ابتدا جان کری، سپس هیلاری کلینتون و در انتها کاملا هریس، معروفترین چهرههای دموکرات بودند که پس از یک سال سکوت، انتقاد از ترامپ را آغاز کردند. البته در این بین، افراد دیگری مانند روسای سیا و وزرای جنگ آمریکا در دولتهای اوباما و بایدن نیز به انتقاد از اقدام نظامی ترامپ علیه ایران پرداختند. به مرور، دموکراتها نهتنها به انتقاد از جنگ پرداختند و هزینههای هنگفت حمله به ایران را برای آمریکا برشمردند، بلکه یک خط ویژه را نیز به صورت جدی مطرح کردند. دموکراتها روی عدم تعادل، فروپاشی ذهنی و بیماری روانی ترامپ دست گذاشتند و با این استدلال که ترامپ دیگر صلاحیت حضور در جایگاه ریاست جمهوری را ندارد، خواستار فعال شدن متمم ۲۵ قانون اساسی آمریکا و عزل ترامپ از مقام ریاست جمهوری شدند. دموکراتها با توجه به وخامت اوضاع، تبعات و هزینههای جنگ برای آمریکا، همچنین هتاکی و توهین، مواضع متناقض و وضعیت پریشان ترامپ، مقابله با وی را به اوج رساندند. در واقع آنها به این نتیجه رسیدند شکست ترامپ در جنگ علیه ایران و استیصالش در کنترل اوضاع و خروج از جنگ، به گونهای است که در تقابل با وی، اصطلاحا به سیم آخر بزنند. آنها یک سال در برابر انتقادات، توهینها و تمسخرهای ترامپ سکوت کردند تا امیدوار باشند در نهایت وی در تله جنگ علیه ایران گرفتار شود. در نهایت، پس از آنکه ترامپ مرتکب اشتباه بزرگ حمله به ایران شد و طبق پیشبینیها در باتلاق جنگ گرفتار شد، دست به کار شدند تا اصطلاحا ترتیب او را بدهند.
ادامه جنگ؛ اولویت دموکراتها
۵۷ روز از آغاز جنگ مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران میگذرد. پس از ۴۰ روز، با وساطت مقامات پاکستان، ایران با تحمیل شروط خود، با آتشبس موافقت کرد. حالا ۱۷ روز از آغاز آتشبس میگذرد. میز مذاکرات نیز به خاطر نقض مکرر آتشبس توسط آمریکا و زیادهخواهیهای ترامپ، در عمل برچیده شده است. ایران به همین خاطر، از حضور در دور دوم مذاکرات اسلامآباد خودداری کرد. در حالی که از روز دوشنبه ونس، ویتکاف و کوشنر، آماده عزیمت به اسلامآباد بودند تا در دور دوم مذاکرات با ایران حضور پیدا کنند اما جمهوری اسلامی ایران، به خاطر نقض آتشبس از سوی آمریکا، محاصره دریایی ایران و همینطور تغییر پیاپی مواضع و زیادهخواهیهای ترامپ، از حضور در این مذاکرات امتناع کرد. دور دوم مذاکرات که ابتدا قرار بود سهشنبه برگزار شود، عملا منتفی شد. ترامپ روز سهشنبه در چند نوبت تصریح کرد بدون برگزاری مذاکرات، آتشبس را تمدید نخواهد کرد. او حتی صراحتا تهدید کرد در صورت عدم حضور ایران در مذاکرات و پایان آتشبس، دستور حمله نظامی مجدد به ایران را صادر خواهد کرد. در چنین شرایطی، شامگاه سهشنبه، در حالی که زمان ۲ هفتهای آتشبس میان ایران و آمریکا به اتمام رسیده بود و تقریبا اکثر ناظران و صاحبنظران با استناد به مواضع و تهدیدات ترامپ، منتظر بودند او از سرگیری جنگ را اعلام کند اما در نهایت در حالی که ۴ ساعت به پایان زمان آتشبس باقی مانده بود، وی آتشبس را تمدید کرد. ترامپ گفت تا زمانی که ایران برای مذاکرات پیشنهادات جدید خود را ارائه کند آتشبس ادامه خواهد یافت. در واقع آمریکا آتشبس یکطرفه اعلام کرد. اگرچه روز چهارشنبه برخی منابع رسانهای آمریکایی و رسانههای رژیم صهیونیستی به نقل از منابعی در کاخ سفید مدعی شدند زمان این آتشبس یکطرفه بین ۳ تا ۵ روز است اما شامگاه چهارشنبه کاخ سفید در اطلاعیهای، ضمن تکذیب این ادعا اعلام کرد هیچ زمان مشخصی برای آتشبس در نظر گرفته نشده است.
به هر حال، ترامپ در ظاهر نشان داد فعلا قصدی برای از سرگیری جنگ ندارد، در حالی که نیروی دریایی آمریکا محاصره دریایی ایران را ادامه میدهد. سنتکام طی روزهای گذشته مدعی شده چند کشتی تجاری و نفتکش ایرانی را در دریای عمان و اقیانوس هند توقیف کرده است. نیروی دریایی ایران نیز در یک اقدام، ۲ کشتی تجاری را که قصد داشتند به صورت پنهان و غیرقانونی از تنگه هرمز عبور کنند، توقیف کرد. حالا در واکنش به محاصره دریایی، ایران تنگه هرمز را مجددا مسدود کرده است. روز پنجشنبه قیمت نفت به ۱۰۵ دلار در هر بشکه رسید.
کارشناسان بازار انرژی معتقدند در صورت تداوم این وضعیت، نرخ هر بشکه نفت تا ۱۴۰ دلار هم خواهد رسید.
هنوز به صورت قطعی مشخص نیست سناریوی ترامپ چیست. از یک سو با تمدید یکجانبه آتشبس، این فرضیه تقویت شده که او ترجیح میدهد با حصول یک توافق، از جنگ خارج شود. از سوی دیگر حجم زیاد گسیل تجهیزات و نیروهای نظامی به منطقه حاکی از برنامهریزی سنتکام برای از سرگیری جنگ است. یک فرضیه دیگر نیز وجود دارد که معتقد است ترامپ حالت «نه جنگ، نه صلح» را با حفظ گزینه محاصره دریایی ادامه خواهد داد.
دموکراتهای آمریکا کدام گزینه را ترجیح میدهند؟
با توجه به استراتژی دموکراتها قبل از وقوع جنگ و مواضع آنها در هفتههای اخیر، کاملا مشخص است شرایط ایدهآل برای آنها، از سرگیری جنگ توسط ترامپ است. دموکراتها همانطور که تبعات و هزینههای جنگ برای آمریکا را پیشبینی میکردند و سیاست خود را در راستای وقوع این جنگ تنظیم کردند، حالا نیز میدانند اگر جنگ از سر گرفته شود، این بار احتمالا سطح درگیری بالاتر میرود و به همین خاطر این درگیری تبعات و هزینههای بیشتری را بر آمریکا تحمیل خواهد کرد. در واقع هم اعتبار آمریکا در محافل و مجامع بینالمللی بیشتر آسیب میبیند و هم با توجه به اثرات بیشتر روی اقتصاد و معیشت مردم آمریکا، نارضایتیهای داخلی از ترامپ به اوج میرسد و آنها میتوانند با اطمینان بیشتر از پیروزی، وارد انتخابات کنگره شوند. از سوی دیگر با توجه به اینکه دموکراتها به صورت جدی سناریوی فعالسازی متمم ۲۵ را دنبال میکنند، امیدوارند با تداوم جنگ، شرایط سیاسی و افکار عمومی درون آمریکا برای تحقق این موضوع فراهم شود. بویژه اینکه آنها بر تغییر موضع جمهوریخواهان و تجدیدنظر آنها در همراهی و ائتلاف با ترامپ حساب کردهاند. دموکراتها با اصرار بر موضوع محدود کردن اختیارات جنگی رئیسجمهور در کنگره و رای منفی جمهوریخواهان به این پیشنهاد، تلاش کردهاند جمهوریخواهان را در هزینههای جنگ برای مردم آمریکا شریک کنند.
در مجموع مشخص است برای دموکراتها، شرایط ایدهآل، از سرگیری جنگ است. برخی مواضع دموکراتها طی روزهای اخیر نیز همین موضوع را نشان میدهد.
مرور مجدد اظهارات روز پنجشنبه جان کری درباره توافق دولت ترامپ با ایران نیز موید همین موضوع است.
کری در این اظهارنظر تصریح کرد ترامپ در شرایط فعلی، «حداکثر» چیزی که میتواند به دست آورد، این است که ایران را راضی کند توافقی شبیه برجام را امضا کند. او سپس با کنایه تصریح کرد این موضوع، بیانگر مضحک بودن موقعیت دولت ترامپ است.
کاملا مشخص است این اظهارنظر کری، یک عملیات روانی علیه ترامپ است. جان کری همان دموکراتی است که برجام را امضا کرد؛ از این حیث، اظهارات او برای ترامپ بسیار حائز اهمیت است و قاعدتا ترامپ نسبت به اظهارات او حساسیت بیشتری به خرج میدهد. دموکراتها با اطلاع از این موضوع، کری را مأمور کردهاند حساسیت ترامپ را برانگیزد. جان کری نیز با این جمله که «حداکثر چیزی که به دست میآوری، همان چیزی است که آن را پاره کردهای» در واقع ترامپ را تحقیر و مورد استهزا قرار داد. با توجه به روحیات و شخصیت ضعیف و شکننده ترامپ، قطعا هدف کری از بیان این کنایه تحقیرآمیز، برانگیختن حساسیت او است. دموکراتها میدانند ترامپ روی این موضوع که گفته شود سیاستهایش در قبال ایران اشتباه است و سیاستها و انتخابهای دموکراتها در قبال ایران، برای منافع آمریکا مفیدتر بوده، حساس و به نوعی خط قرمزش است، لذا با اطلاع از این روحیه ترامپ، سعی میکنند اصطلاحا او را روی دنده لج بیندازند. کاملا مشخص است کری از بیان این موضع تحقیرکننده، ۲ هدف را دنبال میکند:
1- ترامپ گزینه توافق را کنار بگذارد و به گزینه جنگ یا تداوم وضعیت فعلی رو آورد.
2- برای اینکه توافقی بهتر از برجام به دست آورد، بر زیادهخواهیهای خود اصرار کند.
در هر ۲ حالت، دموکراتها به اهداف خود میرسند. بنابراین واضح است هدف اصلی جان کری از اتخاذ این موضع، جلوگیری از حصول توافق میان آمریکا و ایران است. اگرچه موقعیت ترامپ پس از به راه انداختن جنگ علیه ایران بهشدت تضعیف و متزلزل شده و این موضوع جایگاه و موقعیت دموکراتها را در افکار عمومی آمریکا بهبود بخشیده اما دموکراتها همچنان امیدوارند ترامپ فعلا از باتلاق جنگ علیه ایران نجات پیدا نکند. انتخابات آبانماه کنگره، یک مقطع حساس و تعیینکننده در وضعیت قدرت در آمریکاست. از یک سو، جمهوریخواهان امیدوارند با حفظ کرسیهای خود در سنا همچنان اکثریت را حفظ کنند تا شرایط برای پیروزی ونس در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۸ هموار شود، از سوی دیگر، دموکراتها پس از شکست ترامپ در جنگ علیه ایران، نسبت به پیروزی در این انتخابات امیدوار شدهاند. دموکراتها که اکنون اکثریت مجلس نمایندگان را دارند، در صورتی که بتوانند اکثریت سنا را هم به دست بگیرند، در عمل کنگره را در اختیار خواهند گرفت و از این طریق، نهتنها میتوانند ترامپ را کنترل کنند، بلکه میتوانند سیاستهای او مانند موضوع تعرفه را به شکست بکشانند؛ موضوعی که میتواند باعث شکست سیاستهای اقتصادی ترامپ شده و یک موج نارضایتی گسترده نسبت به وی را در جامعه آمریکا ایجاد کند. اینگونه آنها تقریبا پیروزی خود در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۸ را تضمین میکنند. البته بدون شک، یکی از پروژههای دموکراتها در صورت تصاحب اکثریت کنگره، استیضاح و عزل ترامپ است. در این راستا دموکراتها روی اختلافات جمهوریخواهان و ترامپ حساب کردهاند. بنابراین واضح است اکنون درباره موضوع جنگ علیه ایران، مطلوبترین گزینه و در واقع گزینه ایدهآل برای دموکراتها، از سرگیری جنگ است، چرا که تبعات و هزینههای تداوم جنگ، مسیر دموکراتها را برای تصاحب قدرت در آمریکا فراهم میکند.
از این زاویه، ماهیت اظهارنظر کنایهآمیز جان کری علیه ترامپ معلوم میشود. واقعیت آن است که برخلاف ادعا و ژست دموکراتها، اکنون آنها در کنار لابی صهیونیستی و نتانیاهو، برای از سرگیری جنگ علیه ایران تلاش میکنند.
گزارش «وطنامروز» درباره استراتژی دموکراتها در قبال جنگ آمریکا علیه ایران و مذاکرات
هدایت ترامپ به باتلاق
ارسال نظر
پربیننده