حسین کیامنش: روایت رسمی آمریکا از خسارات جنگ با ایران، محدود، کنترل شده و بهشدت محافظهکارانه است؛ روایتی که تلاش میکند هزینههای واقعی این جنگ را در سطحی حداقلی نشان دهد. با این حال، نشانهها و دادههای پراکنده از درون منابع آمریکایی، تصویری کاملا متفاوت را ترسیم میکند. آنچه به صورت عمومی در ارتباط با خسارات واردشده به ایالات متحده در 40 روز جنگ اعلام شده، صرفا بخشی از آن است که با ملاحظات سیاسی و امنیتی تنظیم شده تا از تبعات داخلی و بینالمللی یک شکست پرهزینه در برابر جمهوری اسلامی ایران جلوگیری شود.
رسانه آمریکایی انبیسی به نقل از چندین مقام آمریکایی، دستیاران کنگره و منابع مطلع، صراحتا اذعان میکند خسارات واردشده به پایگاهها و تجهیزات نظامی ایالات متحده در منطقه خلیج فارس، «بسیار فراتر از چیزی است که به طور عمومی اعلام شده است». در همین حال باید به این نکته توجه داشت که وقتی مقامات آمریکا به صورت غیررسمی چنین ارزیابیای ارائه میدهند و رسانههای آمریکا نیز آن را منتشر میکنند، میتوان نتیجه گرفت ابعاد خسارات حتی گستردهتر از ادعای انبیسی است.
بر اساس ارزیابیهای مطرح شده در گزارش انبیسی و تحلیلهای ضمیمه شده از سوی اندیشکده آمریکایی «امریکن اینترپرایز»، ایران در جریان این جنگ، بیش از ۱۰۰ هدف نظامی را در ۱۱ پایگاه مختلف ایالات متحده در 7 کشور منطقه مورد حمله و اصابت موفق قرار داده است. این گستره جغرافیایی شامل قطر، امارات عربی متحده، بحرین، کویت، عراق، اردن و عربستان سعودی بوده است. اهمیت این عدد صرفا در حجم حملات نیست، بلکه در ماهیت شبکهای و همزمان آن است. یعنی ایران عملا ساختار نظامی ایالات متحده در کل منطقه را به صورت موازی تحت حملات موشکی و پهپادی قرار داده است. در این میان، پایگاههای آمریکا در امارات عربی متحده، با هدف گرفته شدن توسط 563 موشک و 2256 پهپاد، رتبه اول را به خود اختصاص دادهاند.
انبیسی اذعان کرده پایگاههایی که مورد حمله قرار گرفتند، میزبان هزاران نظامی آمریکایی و در برخی موارد خانوادههای آنها بودند.
در بحرین، مهمترین نقطه آسیبدیده، ستاد ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا بوده است؛ مرکزی که قلب فرماندهی عملیات دریایی ایالات متحده در خلیج فارس محسوب میشود. طبق دادههای منتشرشده، این مجموعه با 7 مورد گزارش خسارت در بخشهایی مانند ارتباطات ماهوارهای، سازههای حفاظت راداری و انبارهای بزرگ مواجه شده است. اهمیت این پایگاه در آن است که کنترل آمریکا بر مسیرهای دریایی در منطقه، به طور مستقیم به عملکرد آن وابسته است و هرگونه اختلال در آن، سطح فرماندهی دریایی ایالات متحده را تحت تأثیر قرار میدهد.
در عراق، پایگاه اربیل هدف قرار گرفته است. همچنین در اردن، پایگاه هوایی موفق السلطی آسیب مشابهی را گزارش کرده است.
در کویت، شدت و تنوع خسارات بسیار بیشتر بوده است. در پایگاه هوایی علی السالم، ۱۰ گزارش خسارت شامل انبارها و یک باند فرودگاه ثبت شده است؛ زیرساختهایی که برای عملیات هوایی و پشتیبانی لجستیکی حیاتی هستند. در کمپ عریفجان نیز ۱۱ مورد خسارت به سازههای حفاظت راداری و انبارهای کوچک و بزرگ گزارش شده که نشاندهنده هدف قرار گرفتن لایههای دفاعی و ذخیرهسازی ارتش آمریکاست.
در همین کشور، کمپ بوهرینگ نیز با خسارت به ارتباطات ماهوارهای، یک آشیانه هواپیما و انبارهای لجستیکی مواجه شده و در بندر شعیبه نیز یک ساختمان آسیب دیده است.
بنا بر اعلام انبیسی نیوز، در روزهای ابتدای جنگ، یک جنگنده «اف ۵» ایرانی، پایگاه آمریکایی کمپ بوهرینگ را بمباران کرده است. این در حالی است که این پایگاه دارای سامانههای پدافندی بود. به گفته 2 مقام آمریکایی، این رخداد یک نفوذ نادر محسوب میشود و نخستینبار طی سالهای اخیر است که یک هواپیمای بالثابت موفق شده یک پایگاه نظامی ایالات متحده را هدف قرار دهد.
در قطر، پایگاه هوایی العدید که یکی از بزرگترین و مهمترین مرکز هوایی ایالات متحده در منطقه است، مورد اصابت موفق قرار گرفته و آسیبهای قابل توجهی دیده است؛ از جمله تخریب یک باند فرودگاه. العدید نقشه کلیدی در عملیات هوایی، انتقال نیرو و پشتیبانی استراتژیک آمریکا در منطقه داشت.
در عربستان سعودی، پایگاه هوایی شاهزاده سلطان هدف قرار گرفته و خسارت به یک انبار مهمات و یک سازه راداری گزارش شده است.
در امارات عربی متحده نیز 2 پایگاه مهم آسیب دیدهاند. در پایگاه هوایی الظفره، ۱۱ گزارش خسارت شامل انبار سوخت، یک کلینیک پزشکی، آشیانهها و سربازخانهها ثبت شده است؛ مجموعهای که نشاندهنده آسیب همزمان به زیرساختهای عملیاتی، لجستیکی و حتی پشتیبانی انسانی است. در پایگاه نظامی الرویس نیز 7 مورد خسارت به انبارها و ساختمانهای کوچک گزارش شده است.
اما ماجرا به زیرساختها محدود نمیشود. گزارش انبیسی تأیید میکند ایران به تجهیزات و داراییهای نظامی آمریکا نیز خسارات قابل توجهی وارد کرده. بر اساس این گزارش، دستکم یک جنگنده، بیش از یک دوجین پهپاد MQ-9 ریپر، 2 هواپیمای سوخترسان MC-130 و 4 بالگرد «لیتل برد» نابود شدهاند. همچنین یک هواپیمای آواکس و چندین بالگرد دیگر نیز آسیب دیدهاند.
نکته مهم این است که همین فهرست نیز احتمالا کامل نیست. با توجه به اینکه پنتاگون از ارائه جزئیات خودداری کرده و حتی تصاویر ماهوارهای نیز به درخواست دولت آمریکا از دسترس عموم خارج شده، میتوان حدس زد ابعاد واقعی خسارات به تجهیزات نظامی آمریکا، فراتر از این ارقام است.
ایالات متحده از شرکتهای خصوصی تصویربرداری فضایی، از جمله «پلنت لبز» خواسته دادههای مربوط به این پایگاهها را در اختیار عموم قرار ندهند. سخنگوی «پلنت لبز» اعلام کرد این درخواست همچنان برقرار است.
در همین راستا پنتاگون نیز به طور عمومی و بنا بر گفته مقامات آمریکایی به انبیسی، حتی به اعضای کنگره نیز جزئیات میزان خسارات وارد شده به پایگاهها را ارائه نکرده است. به گفته 2 دستیار جمهوریخواه کنگره، برخی قانونگذاران جمهوریخواه به صورت خصوصی نارضایتی خود را مستقیماً به مقامات ارشد پنتاگون بابت خودداری آنها از ارائه اطلاعات درباره میزان خسارات یا برآورد هزینه تعمیرات ابراز کردهاند. یکی از این دستیاران گفت: «هیچکس چیزی نمیداند و این به خاطر نپرسیدن نیست. ما هفتههاست سؤال میکنیم و پاسخ مشخصی نمیگیریم، در حالی که پنتاگون درخواست بودجهای بیسابقه را مطرح کرده است».
همچنین تأکید شده اطلاعات دقیق درباره میزان خسارات حتی به کنگره آمریکا نیز به طور کامل ارائه نشده است. این سطح از محرمانگی، معمولاً زمانی رخ میدهد که ابعاد خسارات میتواند تبعات سیاسی یا امنیتی جدی ایجاد کند. در واقع، وقتی یک نهاد نظامی از ارائه جزئیات به نهاد قانونگذار خودداری میکند، معمولا به این معناست که اطلاعات موجود، از نظر سیاسی یا امنیتی، قابل انتشار نیست.
انبیسی به نقل از 2 مقام آمریکایی و 2 فرد مطلع دیگر گزارش داد کنگره آمریکا در حال بررسی قانونی برای تأمین هزینههای جنگ، از جمله تعمیرات نامشخص و سایر هزینهها در قالب یک لایحه تکمیلی است که ممکن است از ۱۰۰ میلیارد دلار فراتر رود. حتی اگر این رقم شامل مجموعهای از هزینهها باشد، صرف مطرح شدن چنین عددی نشان میدهد ابعاد خسارات و هزینهها بسیار فراتر از روایتهای رسمی و البته محدود ایالات متحده از خسارات واردشده در جنگ 40 روزه علیه ایران است. در همین حال، بخش قابل توجهی از زیرساختهای آسیبدیده اساسا قابل تعمیر کامل نیست و نیاز به جایگزینی دارد. همین مساله باعث شده برآورد اولیه هزینهها برای بازسازی و جبران خسارات، به بیش از ۵ میلیارد دلار برسد؛ رقمی که صرفا شامل زیرساختهاست و تجهیزات نظامی نابودشده را در بر نمیگیرد.
در همین حال، ایالات متحده با یک مشکل دیگر، یعنی کمبود ذخایر موشکی آفندی و پدافندی هم روبهرو است. بر اساس تحلیل جدیدی که توسط مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی(CSIS) انجام شده، در طول 40 روز جنگ، ارتش آمریکا حداقل ۴۵ درصد ذخایر موشکهای تهاجمی دقیق خود، حداقل نیمی از موجودی موشکهای تاد که برای رهگیری موشکهای بالستیک طراحی شدهاند و نزدیک ۵۰ درصد ذخایر موشکهای رهگیر دفاع هوایی پاتریوت خود را مصرف کرده است. CSIS به نقل از منابع آگاه اذعان کرد این اعداد با دادههای طبقهبندیشده پنتاگون درباره ذخایر ایالات متحده مطابقت نزدیکی دارد.
مارک کنسین، سرهنگ بازنشسته نیروی دریایی ایالات متحده و از نویسندگان گزارش CSIS تاکید میکند: «بین یک تا 4 سال طول میکشد تا این ذخایر دوباره پر شوند و چند سال بعد از آن زمان لازم است تا به سطح مورد نیاز برسند».
ارتش آمریکا همچنین ۳۰ درصد ذخایر موشکهای تاماهاوک، بیش از ۲۰ درصد موشکهای دوربرد ایجیام-158 و حدود ۲۰ درصد موشکهای SM-3 و SM-6 را مصرف کرده که جایگزینی این موشکها نیز به ۴ تا ۵ سال زمان نیاز دارد.
انتشار فهرستی از خسارات ایران به پایگاههای آمریکا در منطقه
100 هدف در 11 پایگاه
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها