۱۹/تير/۱۴۰۵
|
۲۰:۲۷
صدر اعظم آلمان می‌گوید در صورتی که عبور و مرور از تنگه هرمز آزاد شود، حاضر است تحریم‌های ایران را کاهش دهد

معادله تنگه - تحریم

گروه سیاسی: خبرگزاری رویترز روز جمعه گزارش داد صدراعظم آلمان می‌گوید در‌ صورت تمایل و تعامل ایران، این کشور حاضر است بخشی از تحریم‌های تهران را لغو کند. این موضع برلین را می‌توان در راستای سیاست‌های جدید اروپا در قبال ایران ارزیابی کرد.
جنگ ۴۰ روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، منجر به ایجاد تغییرات مهمی در تحولات جهانی، بویژه رویکردهای کشورهای مختلف در قبال جمهوری اسلامی ایران شده است.
به گزارش «وطن‌ امروز»، یکی از مهم‌ترین پیامدهای جنگ علیه ایران، تشدید اختلافات و تعمیق شکاف میان اروپا و آمریکاست. پایتخت‌های اروپا که نسبت به سیاست‌های دولت ترامپ در قبال جنگ اوکراین و همین‌طور مساله گرینلند به‌شدت احساس نگرانی می‌کردند، جنگ علیه ایران، بویژه ماجرای انسداد تنگه هرمز را فرصتی مناسب یافتند تا نه‌تنها اقدامات ضداروپایی ترامپ را جبران کنند، بلکه با تغییر رویکردهای خود در قبال ایران، مسیر استقلال اروپا از آمریکا را با سرعت بیشتری بپیمایند.
با وجود درخواست‌های مکرر ترامپ از کشورهای اروپا برای مشارکت در اقدام نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز، مقامات اروپا ضمن رد این درخواست‌ها تصریح کردند جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران را جنگ خود نمی‌دانند. این موضع اروپا در واقع تاکیدی بود بر تفکیک منافع خود با آمریکا. اروپایی‌ها یک واقعیت تلخ را در ماجرای اوکراین تجربه کرده بودند. پس از حمله روسیه به اوکراین و سپس منفجر کردن خطوط لوله گاز انتقالی روسیه به اروپا توسط آمریکا، اروپا ناچار شد بخش زیادی از گاز مورد نیاز خود را با قیمتی بسیار بیشتر از آمریکا خریداری کند. در حالی ‌که پیش‌تر در دوره صدراعظمی آنگلا مرکل، اروپا با تامین گاز مورد نیاز خود از روسیه، تلاش کرده بود وابستگی به آمریکا را کمتر و استقلال قاره سبز از آمریکا را تا حدودی تامین‌ کند اما جنگ اوکراین و منفجر شدن خطوط انتقال گاز روسیه به اروپا و به تبع آن، خرید از آمریکا باعث وابستگی بیشتر اروپا به آمریکا شد. از سوی دیگر با تغییر دولت در آمریکا، ترامپ‌ مواضعی کاملا متفاوت از دولت بایدن نسبت به جنگ اوکراین اتخاذ کرد. به عبارتی ترامپ، اروپا را در مقابل روسیه تنها گذاشت. سیاست‌های ترامپ همچنین باعث تضعیف ناتو شد تا وابستگی اروپا به آمریکا در حوزه امنیتی نیز تشدید شود. در پی افزایش این وابستگی بود که ترامپ ماجرای تصاحب گرینلند را مطرح کرد؛ موضوعی که نه‌تنها منجر به بی‌اعتباری اروپا در دنیا شد، بلکه برای نخستین‌بار پس از جنگ دوم جهانی، باعث شد اروپا از ناحیه آمریکا احساس خطر و ناامنی کند. به‌ واسطه سیاست‌های ترامپ، اروپا در نواحی شرقی خود با اشغال بخشی از خاک اوکراین مواجه و در غرب خود نیز با خطر اشغال گرینلند توسط آمریکا روبه‌رو شد.  
پایتخت‌های اروپا، دولت آمریکا را مسبب و مسؤول کوچک‌ شدن خاک خود می‌دانند. با آنکه دموکرات‌های آمریکا اصرار دارند سیاست‌های فعلی کاخ سفید در قبال اروپا را تصمیم مختص به ترامپ قلمداد کنند و اینگونه به متحدان اروپایی آمریکا اطمینان خاطر بدهند که با پایان دولت ترامپ، همه‌ چیز به شرایط قبل از ریاست‌ جمهوری وی بازخواهد گشت اما اروپایی‌ها ظاهرا به این جمع‌بندی رسیده‌اند که بخش‌‌ زیادی از تغییرات ترامپ در سیاست خارجی آمریکا، نتیجه تصمیمات انحصاری وی نیست و ماحصل الزامات مربوط به تغییر رویکردها و راهبردهای جاری آمریکاست. بویژه اروپایی‌ها به این جمع‌بندی رسیده‌اند که بی‌اثر شدن راهبردهای نرم آمریکا مانند اهرم‌های مالی و به صورت مشخص دلار، باعث رو آوردن کاخ سفید به استفاده از اهرم‌های سخت و به صورت مشخص زور و قدرت نظامی است. از سوی دیگر نشانه‌های تضعیف هژمونی آمریکا و اضمحلال نظام تک‌قطبی کاملا آشکار شده و حالا اروپا بیش از قبل تمایل دارد خود را با تغییرات بنیادین بین‌المللی سازگار کند. به عبارتی اروپا در ماه‌های اخیر نشان داده در راستای تامین استقلال سیاسی، امنیتی و اقتصادی خود، باید نسبت به مناسباتش با واحدهای قدرت جدید، تغییراتی ایجاد کند. کشورهای مختلف اروپا در ماه‌های اخیر مناسبات اقتصادی خود با چین را توسعه داده‌اند. سفر اخیر نخست‌وزیر اسپانیا به چین نیز در همین راستا قابل ارزیابی است. با وجود تهدیدهای مکرر ترامپ علیه اروپایی‌ها به خاطر افزایش مراودات تجاری و اقتصادی با چین اما به نظر می‌رسد پایتخت‌های اروپا در تصمیم خود برای توسعه تجارت با شرق، راسخ هستند. تغییر سیاست‌های اروپا در قبال ایران نیز در همین راستا قابل ارزیابی است. اروپایی‌ها در جریان جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، تلاش کردند استقلال خود را نشان دهند.
اگرچه برخی کشورهای اروپا مانند انگلیس، همکاری‌هایی را با ارتش آمریکا برای حمله به ایران انجام دادند اما موضع رسمی اروپا در قبال جنگ علیه ایران، برخلاف انتظار ترامپ بود. اروپایی‌ها دست‌کم از حضور در اقدام نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز خودداری کردند؛ تصمیمی که هم در راستای مرزبندی با دولت ترامپ قابل ارزیابی است و هم به نوعی دوراندیشی اروپا برای تداوم استفاده از تنگه هرمز را در شرایط جدید نشان می‌دهد. مقامات اروپا ضمن رد درخواست ترامپ، به این موضوع اشاره کردند که ترجیح می‌دهند به صورت جداگانه و از مسیرهای دیپلماتیک، با ایران برای عبور و مرور از تنگه هرمز وارد تعامل شوند.
البته موضع اروپا در قبال تنگه هرمز، بخشی از تغییر رویکردهای اروپا در قبال ایران است. به نظر می‌رسد پایتخت‌های اروپا در نظر دارند مناسبات خود با ایران را که تاکنون در راستای سیاست‌های‌ ضدایرانی آمریکا تنظیم شده، تغییر داده و روابط خود را با تهران بر اساس منافع مستقل طراحی کنند.
اظهارات اخیر صدراعظم آلمان درباره لغو تحریم‌های ایران را می‌توان در همین راستا ارزیابی کرد. تغییر موضع فردریش مرتس که پیش از این، مواضعی رادیکال در قبال ایران داشته و حتی چندی قبل از وقوع جنگ  ۴۰ روزه، مدعی پایان قریب‌الوقوع جمهوری اسلامی شده بود، نمادی از تغییر موضع اروپا در قبال ایران است.
بر اساس گزارش رویترز، مرتس درباره ایران گفت: اگر تهران مایل به مصالحه باشد، ما آماده‌ایم تحریم‌ها را کاهش دهیم.
وی با تاکید بر ضرورت ادامه مذاکرات با ایران تصریح کرد: در صورت احترام ایران به آزادی دریانوردی در تنگه هرمز، می‌توانیم کاهش تحریم‌ها علیه ایران را بررسی کنیم.
صدراعظم آلمان البته مدعی شد ایران باید متعهد به پایان دادن به برنامه هسته‌ای خود شود و تهدید اسرائیل و همسایگانش در منطقه را متوقف کند.
مرتس درباره برنامه اروپا برای آنچه مین‌روبی در تنگه هرمز نامیده می‌شود نیز گفت: ما در ماموریتی در تنگه هرمز شرکت خواهیم کرد اما تنها پس از تصویب پارلمان و پایان جنگ.
بر اساس آنچه رویترز گزارش داده، وی موضوع کاهش تحریم‌های ایران را در ازای باز شدن تنگه هرمز و عبور و مرور از این آبراهه مطرح کرده است.
اظهارنظر صدراعظم آلمان به معنای ایجاد معادله تنگه هرمز در قبال تحریم‌هاست؛ معادله‌ای که در راستای تامین منافع ایران به ‌وجود آمده است.

فروپاشی رژیم تحریم‌ها
بدون تردید اروپا و آمریکا با وجود اختلافات، همچنان منافع مشترک متنوعی بویژه در اصل مواجهه با ایران دارند. ۲ سوی آتلانتیک سیاست فشار اقتصادی بر ایران را در راستای همین منافع مشترک اتخاذ و دنبال می‌کنند. بنابراین ساده‌انگارانه است اگر تصور شود اروپایی‌ها در راستای سیاست جدید خود برای استقلال از آمریکا، اقدام به لغو تحریم‌های ایران می‌کنند. با این وجود به نظر می‌رسد اروپا دست‌کم در راستای تامین منافع اقتصادی خود حاضر است از بخشی از تحریم‌های ایران صرف نظر کند. موضوع تنگه هرمز یکی از مصادیق منافع اقتصادی اروپاست.
تا قبل از جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و مسدود شدن تنگه هرمز، قیمت گاز در اروپا ۳۲ یورو بود که در میانه جنگ و پس از قطع جریان واردات گاز اروپا، به ۷۰ یورو هم رسید. به طور کلی ۱۰ درصد کل صادرات گاز و همین‌طور ۴ درصد کل صادرات نفت غرب آسیا، توسط اروپا خریداری می‌شود.
در موضوع گاز، اروپا اکنون با یک مشکل بزرگ مواجه است. در حال حاضر تنها ۲۹ درصد تأسیسات ذخیره‌سازی اروپا پر هستند. کمبود این ذخایر استراتژیک، حالا یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های پیش‌ روی اروپاست. یکی از کابوس‌های اروپا درباره گاز، احتمال افزایش قیمت آن به ۹۰ یورو به ازای هر مگاوات ساعت است. 
بر اساس گزارش‌ها در میانه جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، آلمان به عنوان موتور صنعتی اروپا، شاهد کاهش ۸ درصدی بازار خود بوده و فرانسه و ایتالیا به ‌ترتیب 7.7 و 6.6 درصد افت داشته‌اند. تمام اقتصادهای بزرگ اروپا واردکننده خالص انرژی هستند و کشورهایی مانند یونان (2.4 درصد تولید ناخالص داخلی)، ایتالیا (۲ درصد) و اسپانیا (1.8 درصد) بیشترین آسیب‌پذیری را دارند.
این اعداد و ارقام به وضوح نیاز اروپا به عبور و مرور از تنگه هرمز را نشان می‌دهد.
رفتار دولت ترامپ با اروپایی‌ها در ماجرای جنگ اوکراین باعث شد مقامات اروپا با این وضعیت سخت روبه‌رو شوند که پیروی از سیاست‌های آمریکا لزوما به معنی ایجاد وابستگی متقابل با آمریکا و ایجاد منافع مشترک میان ۲ سوی آتلانتیک نمی‌شود. پس از وقوع جنگ اوکراین و قطع واردات گاز از روسیه، آنچه آمریکای بایدن و ترامپ‌ در ماجرای فروش گاز به اروپا انجام دادند، برای مقامات اروپا یک درس عبرت بود؛ عبرتی که شاید آلمان‌ها بیش از سایرین از آن درس آموختند.
آمریکا چه در زمان بایدن و چه زمان ترامپ، نشان داد نه‌تنها در تبعات و پیامدهای مواضع و اقدامات مشترک با اروپا شریک و سهیم نخواهد شد، بلکه حتی تلاش می‌کند از این موقعیت، علیه اروپا به عنوان شریک استراتژیک خود سوءاستفاده کند.
جنگ اوکراین، نتیجه سیاست‌های دولت‌های اوباما و بایدن علیه روسیه بود؛‌ سیاست‌هایی که تبعات آن در وهله اول، دامنگیر کشورهای اروپا شده است. در بیش از یک دهه اخیر، اروپا با میدان‌داری آنگلا مرکل، تلاش کرد در راستای ایجاد استقلال از آمریکا، یک‌ وابستگی متقابل با روسیه ایجاد کند. در این راستا آنها اقدام به خرید گاز از روسیه کردند تا از این طریق، هم بتوانند تهدیدات روسیه را کاهش دهند و هم به نوعی ولو در سطحی پایین، روسیه را در توسعه اروپا سهیم کنند. مرکل با خرید گاز مورد نیاز از روسیه، نه‌تنها گام بلندی برای تامین استقلال اروپا برداشت، بلکه تلاش کرد بهانه و زمینه دخالت‌های آمریکا در اروپا را کاهش دهد. با این وجود دخالت‌های آمریکا در اوکراین و تهدیدات بالقوه و بالفعلی که این سیاست‌ها برای روسیه ایجاد کرد، نهایتا منجر به حمله روسیه به اوکراین و افزایش دخالت‌های آمریکا در اروپا شد. نکته قابل تامل این است که درست در همان ابتدای جنگ اوکراین، آمریکا خط لوله نورد استریم را منفجر کرد تا تمام تلاش‌های مرکل را نقش بر آب کند. اروپا بیش از گذشته با تهدید روسیه مواجه و ناچار شد برای دفع خطر روسیه، از سیاست‌های آمریکا علیه روسیه پیروی کند. به معنای دقیق‌تر، به‌ واسطه وابستگی امنیتی اروپا به آمریکا، کشورهای اروپا ناگزیر شدند برای محافظت از خود در برابر خطر روسیه، سیاست‌های‌شان را با سیاست‌های واشنگتن تطبیق دهند. این جنگی بود که آمریکا به راه انداخت و اروپا را درگیر کرد. با این حال پس از انهدام خط لوله انتقال گاز روسیه به اروپا و زمانی که ذخایر استراتژیک اروپا به‌شدت در معرض خطر بود، کشورهای اروپا ناچار شدند بخش زیادی از نیاز خود به گاز را از آمریکا تامین کنند اما با قیمتی بسیار بیشتر نسبت به نرخ سابق. بر اساس گزارش سازمان آمار اروپا (یورواستات) اتحادیه اروپایی در طول ۲۰ ماه از فوریه ۲۰۲۲ تا سپتامبر ۲۰۲۳، تقریباً ۶۱ میلیارد متر مکعب گاز از شرکت‌های آمریکایی به قیمت 66.7 میلیارد یورو خریداری کرد. بر اساس این آمار، اروپایی‌ها ناگزیر شدند گاز مایع مورد نیاز خود را به ۲ برابر قیمت سابق از آمریکایی‌ها خریداری کنند. این مصداق بارز سرکیسه کردن اروپا توسط آمریکا بود. آمریکا با این اقدام، اروپا و به صورت مشخص آلمان را به خاطر تلاش‌های مرکل برای استقلال اروپا از آمریکا و وارد کردن روسیه به بازار اروپا، تنبیه و مجازات کرد.
نکته قابل تأمل اینکه این ماجرا مربوط به دوره ریاست‌جمهوری جو بایدن است. 
همین تجربیات تلخ است که باعث شده اکنون اروپایی‌ها دست‌کم در ظاهر نشان دهند تمایل دارند رویکردهای خود را در قبال تحولات جهانی، بویژه موضوع ایران و خاصه ماجرای تنگه هرمز تغییر دهند.
برخلاف جنگ اوکراین، حالا اروپایی‌ها در جنگ علیه ایران، تا اینجا رویه‌ای متفاوت اتخاذ کرده‌اند. اروپایی‌ها این‌ بار نشان داده‌اند در قبال ایران و مساله تنگه هرمز می‌خواهند بر اساس منافع خود تصمیم‌ بگیرند.
در‌ همین راستا، اگرچه صدراعظم آلمان بر ضرورت حل و فصل موضوع هسته‌ای ایران تاکید کرده اما برخلاف سیاست‌های گذشته این کشور، لغو یا کاهش تحریم‌های ایران، مشروط به محدودیت در برنامه هسته‌ای ایران نشده است. آنگونه که رویترز گزارش داده، مرتس تصریح کرده در ازای عبور و مرور کشتی‌های آلمانی از تنگه هرمز، تحریم‌های ایران را کاهش می‌دهد.
به عبارتی، به رسمیت شناختن معادله «تنگه - تحریم‌» از سوی صدراعظم آلمان، یک راهبرد متفاوت از معادله آمریکایی «هسته‌ای - تحریم» است؛ معادله‌ای که دست‌کم در ظاهر، بیانگر تفکیک منافع آلمان و احیانا اروپا از منافع آمریکاست.
باید دید آیا مرتس به همین موضع و معادله پایبند خواهد ماند یا در ادامه ناگزیر می‌شود همانند جنگ اوکراین، سیاست‌های خود را با مواضع واشنگتن تطبیق دهد.

ارسال نظر
captcha