ماشاءالله ذراتی: شاید بتوان گفت مقطع کنونی یکی از حساسترین ادوار روابط خارجی آمریکا در منطقه غرب آسیا، بویژه در قبال جمهوری اسلامی ایران است. آنچه از منظر واشنگتن «مساله ایران» نامیده میشود، اکنون به بخش جداییناپذیر دستور کار سیاسی داخلی این کشور بدل شده است. جامعه آمریکا در آستانه انتخابات میاندورهای حیاتی نوامبر ۲۰۲۶/ آبان امسال، بیش از هر زمان دیگری دچار دوقطبی و تنشهای درونی است.
فضای عمومی آمریکا بهشدت تحت تأثیر صلحجویی قرار دارد. ضدیت با جنگ به یک گفتمان غالب در سطح خیابانها و دانشگاهها تبدیل شده و میزان اعتراضات مردمی علیه سیاست خارجی کاخ سفید بویژه ماجراجویی نظامی علیه ایران، رکوردهای تازهای را به ثبت رسانده است. بر اساس تازهترین نظرسنجیها، تنها ۳۸ درصد آمریکاییها از جنگ با ایران حمایت میکنند و نزدیک دوسوم شهروندان معتقدند این سیاست در تضاد با منافع ملی کشورشان قرار دارد.
جنگ درونحزبی
در چنین شرایطی، رئیسجمهور آمریکا با موج فزایندهای از انتقادات، هم از سوی دموکراتها و هم حتی در میان حزب خودی مواجه شده است. دموکراتهای کنگره، ماجراجویی نظامی علیه تهران را دستاویزی برای بیاعتبارسازی ترامپ و همحزبیهایش قرار دادهاند. تلاش برای آغاز فرآیند استیضاح «پیت هگست» وزیر جنگ در دستور کار جمعی از قانونگذاران دموکرات قرار دارد. اتهام عمده آنها «نالایقی حرفهای و ایجاد تهدید برای امنیت ملی» عنوان شده است.
در مقابل، جمهوریخواهان تلاش میکنند با توسل به مؤلفههای مثلا دینی و مذهبی، عملیات نظامی علیه ایران را توجیه کنند. این رویکرد اما با واکنش تند نهادهای مذهبی و حتی برخی شخصیتهای سرشناس جهان مسیحیت مواجه شده و به رویارویی علنی ترامپ با پاپ لئو چهاردهم انجامیده است. ترامپ در اقدامی بیسابقه، رهبر کاتولیکهای جهان را به مداخله در امور آمریکا متهم کرد و پس از انتشار تصاویر جنجالی با استفاده از هوش مصنوعی که خود را در قالب حضرت مسیح به تصویر کشیده بود، مجبور به عقبنشینی و حذف آن تصاویر شد.
این رفتارها، بخشی از پایگاه سنتی جمهوریخواهان یعنی مسیحیان محافظهکار را نیز به ستوه آورد. مجله پلیتیکو در گزارشی تأکید کرد حدود ۲۰ درصد کاتولیکهای آمریکایی که در انتخابات ۲۰۲۴ از ترامپ حمایت کرده بودند، اکنون از رفتار او سرخورده شدهاند.
فشار اقتصادی بر مردم آمریکا
هرگونه تشدید مناقشه، بویژه اجرای عملیات زمینی علیه ایران، میتواند پیامدهای اقتصادی سنگینی برای شهروندان آمریکایی به دنبال داشته باشد. کارشناسان اقتصاد هشدار میدهند طولانی شدن جنگ، قیمت بنزین را که هماکنون بین ۴ تا ۵ دلار در هر گالن نوسان دارد، از آستانه بحرانی عبور خواهد داد. این امر در ایالتهای نوسانی و حتی ایالتهای محافظهکاری مانند تگزاس که بیش از ۲ دهه تحت سلطه جمهوریخواهان است، میتواند فاجعهبار باشد.
در حال حاضر شواهدی وجود دارد که در صورت تداوم وضعیت موجود، حزب جمهوریخواه حتی ممکن است کرسیهای سنا در تگزاس را به رقیب دموکرات، جیمز تالاریکو واگذار کند. تالاریکو با استفاده از گفتمانهای مترقی دینی، تلاش دارد رأیدهندگان مسیحی معتدل را از ترامپ جدا کند. چنین تحولی میتواند نقطه شروع یک «اثر دومینووار» باشد که کل موازنه قدرت را در واشنگتن تغییر دهد.
بحران در اردوگاه ترامپ
زمان علیه رئیسجمهور آمریکا در حال حرکت است. انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ آمریکا بسیار مهم است. در این انتخابات، تمام ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و ۳۵ کرسی از ۱۰۰ کرسی مجلس سنا برای تعیین اعضای کنگره صد و بیستم به رقابت گذاشته میشوند. علاوه بر این، ۳۹ انتخابات فرمانداری در ایالتها و انتخابات محلی نیز برگزار خواهد شد. این در واقع یک همهپرسی درباره عملکرد ترامپ خواهد بود. بسیاری از قانونگذاران جمهوریخواه به طور مستقیم یا غیرمستقیم به وی پیام دادهاند ادامه جنگ علیه ایران میتواند آنها را از کرسیهایشان در کنگره محروم کند.
نکته جالب، سردرگمی در درون اردوگاه خودی است. چهرههایی مانند استیو بنن، تاکر کارلسون و مارجوری تیلور گرین که «بنیانگذاران ترامپیسم» محسوب میشوند، آشکارا به «سیاست ایران» ترامپ اعتراض کردهاند. همچنین گزارشهایی از نارضایتی ضمنی تولسی گابارد، رئیس اطلاعات ملی آمریکا منتشر شده که اگرچه به دلیل ترس از واکنش تند ترامپ از اظهار نظر علنی خودداری میکند اما به وضوح درباره رویکرد دولت تردید دارد.
اقدامات نمادین در کنگره
فعالیتهای اعتراضی نیز به سطح بیسابقهای رسیده است. تنها در اواخر ماه مارس بیش از ۳ هزار تجمع ضدجنگ با حضور ۹ میلیون نفر در سراسر آمریکا برگزار شد. در اقدامی نمادین نیز گروهی از کهنهسربازان و نظامیان بازنشسته در اعتراض به جنگ ایران در مرکز واشنگتن و حتی تالار کنگره دست به تحصن زدند که با بازداشت گسترده آنان همراه شد. آمارها نشان میدهد میزان اعتراضات در دوره دوم ترامپ نسبت به دوره اول او (۲۰۲۱-۲۰۱۷) بیش از ۱۳۰ درصد افزایش یافته است.
دموکراتها نیز تاکنون ۵ بار قطعنامه منع اقدامات نظامی علیه ایران را به مجلس سنا ارائه کردهاند اما هر بار با مخالفت اکثریت جمهوریخواه متوقف شدهاند. با این حال، بر اساس قانون ۱۹۷۳، ترامپ تنها تا ۹۰ روز اجازه ادامه جنگ بدون مجوز رسمی کنگره را دارد. هرچند دولت تلاش خواهد کرد با توسل به تفاسیر موسع از «مجوزهای استفاده از نیروی نظامی» مربوط به سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲، عملیات را ادامه دهد اما بدون شک این رفتار اعتراضات را تشدید کرده و زمینه را برای شکایتهای حقوقی فراهم خواهد کرد.
تأثیر بر آینده سیاسی حزب جمهوریخواه
شاید مهمترین پیامد این بحران، آسیب به چشمانداز سیاسی حزب جمهوریخواه برای دهه آینده باشد. تحلیلگران معتقدند هر ۲ گزینه اصلی این حزب برای انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۸، یعنی مارکو روبیو (وزیر خارجه) و جیدی ونس (معاون ترامپ)، در صورت تداوم بحران ایران، شانس چندانی برای پیروزی نخواهند داشت.
ماجراجویی نظامی در منطقه غرب آسیا، بیاعتنایی به افکار عمومی، درگیری با رهبران مذهبی جهان و تشدید تنشهای سیاسی در داخل، همگی متغیرهایی هستند که به یک جمعبندی منجر میشود: «مساله ایران» دیگر یک موضوع سیاست خارجی برای کاخ سفید نیست، بلکه به یک تهدید تمامعیار برای آینده سیاسی ترامپ و حتی حیات حزب جمهوریخواه تبدیل شده است. اگر ترامپ نتواند در ماههای آینده راهی برای خروج از این بنبست بیابد، نهتنها آرزوی «دوباره بزرگ کردن آمریکا»ی خود را نقش بر آب خواهد دید، بلکه ممکن است شاهد یک تغییر ژئوپلیتیک عظیم در معادلات قدرت در واشنگتن نیز باشد که پیامدهای آن برای جهان و به طور خاص برای منطقه غرب آسیا دور از انتظار نخواهد بود.
چگونه «مسأله ایران» به بحرانی تمامعیار برای ترامپ تبدیل شد؟
آمریکای خوارجهان
ارسال نظر
پربیننده