مهدی حسنی: تقریباً روزی نیست که متن یا گزارشی در رابطه با مساله بحران انرژی در سطح جهان به دلیل مسدود بودن تنگه هرمز نوشته نشود. این گزارشها به ابعاد مختلف بحرانی که در پی حماقت ترامپ ایجاد شده است میپردازند؛ از مساله اختلال در زنجیره تامین جهانی تا سناریوهای ترسناک کمبود فیزیکی انرژی و اثری که بر رکود در کشورهای مختلف دارد. همین روندپژوهی هم بخوبی نشان میدهد اقدام ایران در انسداد این تنگه تا چه پایه برخوردار از منطق واقعگرایانه برای تحمیل هزینه بینالمللی بوده است. در یکی از آخرین نمونه از این گزارشها، دوهفتهنامه معروف اقتصادی - تجاری «فوربز» چاپ آمریکا در گزارشی به بررسی پیامدهای انسداد میانمدت تنگه هرمز پرداخته است.
به باور این رسانه، برخلاف آنچه ترامپ و تیم دروغگوی او میگویند، انسداد تنگه هرمز اتفاقاً بر اقتصاد آمریکا اثر دارد: «انسداد طولانیمدت تنگه هرمز جرقه یک رکود اقتصادی جهانی را خواهد زد که ایالات متحده نیز از آن مستثنا نخواهد بود». به باور فوربز، واضح است وقتی بیش از 20 درصد انرژی دنیا از یک تنگه گذر کند، این معبر اثر مشخصی بر عرضه فیزیکی انرژی در دنیا دارد و در صورتی که این وضعیت ادامهدار باشد، احتمالاً بسیاری از کشورهای اروپا ممکن است به کوپن رو بیاورند و به زمان جنگ دوم جهانی بازگردند: «اگرچه نوسانات قیمت نفت خام به دقت رصد میشود اما تمرکز بر قیمت نباید ما را از نکته اصلی غافل کند: در صورت تداوم انسداد تنگه، ما با کمبود فیزیکی انرژی برای مصرف مواجه خواهیم شد. این واقعیتی است که جدا از مکانیسم تخصیص انرژی موجود، به قوت خود باقی خواهد ماند.
فرقی نمیکند این تخصیص از طریق قرعهکشی باشد که در آن بازندگان ناچار به توقف مصرف شوند یا از طریق صدور کوپنهای سهمیهبندی (مشابه آنچه بسیاری از کشورها در طول جنگ دوم جهانی اجرا کردند)؛ در هر صورت، اکثر مردم ناگزیر خواهند بود مصرف انرژی خود را تا حدی کاهش دهند. همچنین میتوان بنزین را به کسانی اختصاص داد که صبورانه در صفهای طولانی منتظر میمانند و طبیعتاً کسانی که تمایلی به انتظار ندارند، سهم کمتری از انرژی خواهند داشت.
بنابراین مساله حیاتی نه صرفاً جابهجایی نقدینگی از خریدار به فروشنده، بلکه این حقیقت ساده است: اساساً انرژی کمتری برای عرضه وجود خواهد داشت».
بر اساس تحلیل این مجله، زمانی که بهای بیشتری برای سوخت پرداخت شود، ناگزیر بسیاری دیگر از اولویتهای هزینهکردی با تعدیل و افت فروش مواجه خواهد شد: «مصرفکنندگان ناچار به پرداخت بهای بیشتری برای بنزین خواهند بود و به طور غیرمستقیم، بار افزایش هزینه سوخت دیزل را نیز بر دوش خواهند کشید.
سرریز هزینههای انرژی، مستقیماً به خزانه شرکتهای نفت سرازیر میشود. اگرچه این نقدینگی در نهایت دوباره به چرخه اقتصاد بازمیگردد اما این بازگشت لزوماً آنی نخواهد بود و احتمالاً در همان جغرافیایی که مصرفکنندگان مخارج خود را در آن منقبض کردهاند، بازتوزیع نخواهد شد. در نتیجه، شرکتهای تولیدکننده و عرضهکننده کالاهای مصرفی غیرضروری نظیر خودرو، پوشاک، خدمات مسافرتی و تفریحی با افت فروش مواجه شده و ناگزیر به تعدیل نیرو خواهند شد».
بر اساس این تحلیل، اگر وضعیت عرضه انرژی به همین شکل ادامه یابد، ممکن است بسیاری از مصرفکنندگان به سمت جایگزینهایی برای رفع نیاز خود حرکت کنند که باز هم بحران را در بسیاری از حوزهها تشدید و به تعدیلهای جهانی دامن میزند: «برخی دیگر از شرکتها درخواهند یافت محصولات انرژیبر آنها به دلیل وجود گزینههای جایگزین، دیگر همچون گذشته محبوب نیست. برای مثال، پوششهای پلاستیکی کفپوش را در نظر بگیرید که اخیراً رایج شدهاند؛ وقتی پلاستیک به عنوان مشتقی از نفت گران شود، الوار [چوب] در عوض برای بازسازی خانهها، انتخاب مقرون به صرفهتری خواهد بود. این مثال بهخوبی نشان میدهد در صورت افزایش قیمتها چه سرنوشتی در انتظار کالاهای انرژیبر غیرضروری خواهد بود: کاهش تولید این محصولات، جرقه موج جدیدی از تعدیل نیروها را خواهد زد که در نهایت به کاهش مضاعف مخارج مصرفکننده میانجامد».
گزارش نشان میدهد حتی اگر تنگه هرمز مدت طولانیای مسدود بماند، این ادعا که جهان خود را با آن وفق خواهد داد درست نیست: «در شرایط اجبار، الگوی مصرف نیز به سمت کالاهایی با شدت انرژی کمتر تغییر خواهد کرد. اقتصاد حتی بدون افزایش تولید انرژی نیز خود را با شرایط جدید وفق خواهد داد و مردم راههایی برای زندگی با انرژی کمتر خواهند یافت اما این گذار نه سریع خواهد بود و نه آسان. در این فرآیند، برخی مشاغل، دیگر توجیهپذیر نخواهند بود و برخی فعالیتهای تفریحی نیز دیگر ارزش هزینهای را که بر شرکتکنندگان تحمیل میکنند، نخواهند داشت».
فوربس در بخش نهایی تحلیل خود به این ادعای کودکانه ترامپ پاسخ میدهد که اتفاقاً آمریکا یکی از اصلیترین متضررها از مسدود ماندن تنگه هرمز است اما «کودک/ وزرا»ی تیم ترامپ از درک این واقعیت عاجزند: «رکود اقتصادی دامنگیر ایالات متحده نیز خواهد شد، حتی با وجود اینکه ما [آمریکاییها] یک صادرکننده خالص انرژی هستیم. از آنجا که نفت یک کالای تجاری در سطح بینالملل است، قیمتها در بازار آمریکا با قیمتهای جهانی (منهای هزینه حملونقل و برخی تفاوتهای جزئی) همتراز خواهد شد. در غیر این صورت، تولیدکنندگان نفت آمریکا ترجیح میدهند محصولات خود را در بازارهای فرامرزی به فروش برسانند، لذا ما آمریکاییها اگر خواهان تأمین انرژی برای مصارف داخلی خود هستیم، ناگزیر به پذیرش قیمتهای بینالمللی خواهیم بود. بله! شرکتهای نفتی ما ثروتمندتر خواهند شد اما فرآیند انطباق با جهانی که انرژی کمتری در اختیار دارد، جرقه یک رکود را خواهد زد».
پیامدهای انسداد میانمدت تنگه هرمز برای اقتصاد قاره سبز
سلام اروپاییها به کوپن
ارسال نظر
پربیننده