۳۰/خرداد/۱۴۰۵
|
۱۹:۰۴

ریتم زندگی؛ لایه پنهان قدرت ملی ایران

ایلیا داوودی: دکترین بازدارندگی مدت‌هاست معنای پیشین خود را از دست داده و از سطح ابزارها و سخت‌افزارهای صرف نظامی فراتر رفته است. در تحلیل نزاع‌های عمیق و طولانی‌مدت میان قدرت‌ها، متغیر تعیین‌کننده‌ای وجود دارد که نظریه‌پردازان دفاعی از آن به عنوان تاب‌آوری ساختار اجتماعی و حفظ نظم پویای زندگی یاد می‌کنند. غایت بنیادین دشمن در تقابل با جمهوری اسلامی ایران، هرگز صرفا انهدام تأسیسات حیاتی یا وارد کردن ضربات تاکتیکی در حوزه‌های جغرافیایی نبوده، بلکه از کار انداختن شبکه حیات عمومی، فلج کردن زنجیره عمل و عکس‌العمل اجتماعی و ایجاد وقفه در پویایی مدنی جامعه ایرانی است.
در طول چند دهه گذشته، غرب و متحدان منطقه‌ای آن متوجه شده‌اند توانمندی‌های بومی ایران در حوزه‌های هوافضا، موشکی و منطقه‌ای از نقطه بازگشت‌پذیری عبور کرده است. به همین جهت، تمرکز پیکان تقابل از میدان سخت به سوی بافتار جامعه چرخیده است. محاسبه دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی بازیگران رقیب همواره این بوده که اگر با ایجاد فشارهای پی‌درپی اقتصادی، امنیتی و روانی، نبض زندگی روزمره مختل شود، فروپاشی درونی اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. در مقابل چنین طراحی منسجمی، بزرگ‌ترین مؤلفه قدرت نرم نظام، توانایی نهادهای حاکمیتی و ظرفیت خودتنظیمی مردم در حفظ آهنگ مستمر زندگی است. حفظ این استمرار بویژه در میانه جنگ حاضر، نشان‌دهنده یک الگوی پیشرفته از انسجام میان دولت و ملت است که موجب خنثی‌سازی راهبرد بی‌ثبات‌سازی می‌شود.

استمرار حیات روزمره؛ خنثی‌ساز مهندسی ترس و اضطراب
اساس جنگ‌ شناختی و عملیات روانی بلوک متخاصم بر این پیش‌فرض استوار است که بتواند با خلق مداوم هراس جمعی، آینده‌نگری را از جامعه سلب کند. آنها می‌کوشند هر حادثه‌ای را به وضعیت اورژانسی تقلیل داده و زمان را در نگاه شهروندان ایرانی محدود به امروز و امشب کنند. هر زمان که جامعه از برنامه‌ریزی برای فردا دست بکشد، توسعه مختل و فضای عمومی درگیر روزمرگی توأم با اضطراب می‌شود. دشمن برای تحقق این سناریو به جریان مستمر رسانه‌ای تکیه دارد که وظیفه‌اش پمپاژ ابهام است.
با این وجود، رفتارشناسی جامعه ایران در مواجهه با امواج بحران‌های ساختگی یا واقعی، نشان از بلوغی عمیق دارد. با وجود تکانه‌های ناشی از تحریم یا التهابات امنیتی مرزی، چرخه‌های آموزشی کشور، سیستم حمل‌ونقل، خدمات بهداشتی و از همه مهم‌تر نظام توزیع و تولید تعطیل نشده است. دانش‌آموزان روند تحصیلی خود را طی می‌کنند، دانشجویان برنامه‌های علمی خود را پیش می‌برند و اصناف روند طبیعی خدمات خود را پی می‌گیرند. این عدم انقطاع که به نوعی ریتم زندگی ایرانیان را رقم می‌زند، در واقع یک سد محکم دفاعی است. استمرار «زندگی» پیام روشنی را به طرف مقابل ارسال می‌کند مبنی بر اینکه سیاست تزریق ترس در خلال جنگ و آشوب، در دستیابی به هدف اصلی خود که همانا القای فروپاشی عصبی در یک ساختار ملی است، ناکام مانده است. ملت ایران به رغم شنیدن اخبار مرتبط با رویارویی‌های سنگین در عرصه بین‌المللی، با آرامش، فردای خود را مدیریت می‌کند و در طول این جنگ هم نشان داده به تصمیم‌گیران خود اعتماد دارد.

امنیت مویرگی؛ خط مقدم تاب‌آوری در برابر تحریم
اداره روزمره یک ساختار جغرافیایی و انسانی به وسعت ایران تحت فراگیرترین رژیم تحریم‌های تاریخ و فشارهای اطلاعاتی بی‌سابقه، مستلزم یک عقبه قوی از کارایی اداری و همگرایی ملی است. ثبات خدمات حیاتی، چرخش شیفت‌های کارگری در صنایع مادر، رسیدگی اورژانس‌ها، فعال بودن پایانه‌های باربری و استمرار جریان سوخت‌رسانی به دورترین مناطق کشور، نشان‌دهنده تاب‌آوری ساختاری اقتصاد مقاومتی است. دشمنان برای مختل کردن اقتصاد، صدها تحریم لایه‌بندی‌شده علیه نظام پولی، بانکی و بیمه‌ای وضع کرده‌اند تا شبکه تأمین کالای اساسی کشور مختل شود اما هنوز تنور نانوایی‌ها روشن است و تولید منظم در خطوط داروسازی و فراوانی کالا در شبکه توزیع، نمادی تمام‌عیار از یک دستاورد عظیم مدیریتی است که ریشه در ظرفیت‌های ذاتی جمهوری اسلامی ایران دارد.
به حق هم تنها چنین جامعه‌ای است که می‌تواند ضربات سنگین دشمن را جذب کند. جمهوری اسلامی ظرفیت توزیع مویرگی امنیت را در داخل تا سطح بالایی ارتقا داده است. می‌توان گفت همه ایرانیانی که در موقعیت‌های مختلف دست از کار خود نکشیده‌اند و حتی پرتوان‌تر از گذشته مشغول کارند، به همان اندازه مدافعان مرزهای کشور، در معماری امنیت پایدار مشارکت دارند. در جنگ ترکیبی جاری، وظیفه نهادهای امنیتی صیانت از جغرافیای سرزمینی است و وظیفه حوزه‌های شهری و غیرنظامی، اثبات پویایی اقتصاد ملی در برابر برنامه‌های فلج‌کننده دشمن. استمرار حیات طبیعی کشور نشان می‌دهد محاسبه ماشین اطلاعاتی بیگانه درباره امکان جدا کردن ساختار سیاسی از زیست‌بوم اجتماعی تا چه حد نادرست بوده است.

پیوند نظم داخلی و اقتدار منطقه‌ای
وزن دولتمردان نظام و کیفیت حضور آنها در چانه‌زنی‌های دیپلماتیک یا میدانی، تابعی مستقیم از نظم نهادینه‌شده در جامعه است. حضور تعیین‌کننده کشورمان در مدیریت روندهای راهبردی منطقه، بویژه پیرامون کنترل آبراه‌های کلیدی همچون دریای عمان و خلیج‌فارس و حفظ ابتکار عمل جبهه مقاومت، ریشه در عقبه آرام اجتماعی ایرانیان دارد. اگر اکنون تیم‌های دیپلماتیک و فرماندهان نظامی ایران توان تعیین ضرب‌الاجل یا تعریف راهبردهای کلان و بلندمدت در سطح فرامنطقه‌ای را دارند، این اعتماد به نفس حاصل آگاهی عمیق آنها از پشتیبانی مردم است.
با مقایسه‌ای تحلیلی میان توان راهبردی نظام اسلامی و دشمنانش - بویژه وضعیت رژیم صهیونیستی - بخوبی می‌توان پی برد هرگاه پایه‌های داخلی و انسجام درون‌شهری دچار ضعف شود، تأثیر زرادخانه‌های متراکم تسلیحاتی نیز کاهش چشمگیری خواهد یافت. ماشین جنگی رژیم صهیونیستی امروز با چالش اعتراضات عمیق، مهاجرت، فلج شدن زیرساخت‌های اقتصادی در بنادر اصلی خود و توقف کامل زنجیره زندگی شهرک‌نشینان مواجه است. از هم پاشیدن شیرازه عادی زندگی، بر قدرت نظامی ارتش رژیم و تصمیم‌سازی کابینه آن اثر منفی نهاده اما در ایران وضعیت کاملا برعکس است؛ شهرهای بزرگ با نظمی قانونمدار در حال انجام فعالیت‌های کلان مدنی و ملی خود هستند و این توازن باعث افزایش نفوذ ژئوپلیتیک ما در برابر هر متجاوزی است. این به معنای نادیده گرفتن هزینه‌های تورمی تحمیل‌شده یا مشکلات معیشتی روزمره در سطوح پایین جامعه نیست؛ روشن است اقتصاد کشور نیازمند درمان است اما مسأله بنیادین، عبور موفق نظام و جامعه از طراحی ویژه دشمن برای ایجاد شکاف و گسست است. رنج هست اما منجر به بن‌بست یا ازهم‌گسیختگی نشده و نخواهد شد.
جامعه مقتدری چون جامعه ایران در گذرگاه تاریخ پرفراز و نشیب ۵ دهه اخیر دریافته حفظ نظم، تداوم بخشیدن به شبکه تولید و توسعه ظرفیت‌های اجتماعی، در ذات خود دفاع پیش‌دستانه محسوب می‌شود. انباشت تجارب مقابله با رویدادهایی که برای فروپاشی بسیاری از کشورهای در حال توسعه کافی بوده‌اند، از جامعه مدنی کشور پیکره‌ای انعطاف‌پذیر و مستحکم ساخته که بحران را در ظرف ساختاری خود هضم و مسیر حرکت کشور را در هماهنگی کامل با اهداف متعالی جمهوری اسلامی هموار می‌کند. نظامی که تپش اقتصاد محلی خود، شریان علم و فرهنگ دانشگاه‌ها و اراده طبقه متوسطش را مستقلا کنترل و حمایت می‌کند، بی‌شک در هیچ جنگ سخت، سرد، هیبریدی یا فرسایشی دست‌بسته نخواهد بود. توازن پایدار و امنیت پیوسته اجتماعی، مؤثرترین لایه سیستم پدافند ترکیبی یک دولت دارای استقلال سیاسی در نظم آشفته کنونی است.

ارسال نظر
captcha