۳۰/خرداد/۱۴۰۵
|
۱۹:۰۳
گزارش «وطن امروز» از برآورد مرکز امنیتی اورشلیم از جنگ رمضان

چرا ایران پیروز شد؟

مهدی حسنی: نتایج جنگ رمضان تا مدت‌ها مورد مطالعه و بررسی قرار خواهد گرفت. دستاوردهای ایران در این جنگ آنچنان درخشان بود که علاوه بر آنکه مدت طولانی به آنان ارجاع خواهد شد و سیاست بین‌الملل را هم تغییر خواهد داد، بلکه سرنوشت سیاسی ایران را هم دگرگون خواهد کرد. نکته مهم آن است که این دستاوردها چنان درخشان و برجسته‌اند که حتی خونی‌ترین دشمنان ملت ایران را هم به اعتراف وامی‌دارند. در یکی از این نمونه‌ها، مرکز امنیت و امور بین‌الملل اورشلیم، به عنوان یکی از مراکز مهم مطالعاتی رژیم صهیونی، در گزارشی به این پرسش پاسخ داده است: چرا آمریکا و اسرائیل نتوانستند ایران را شکست دهند؟ این متن در حقیقت گزارشی است که «یونی بن‌مناخم» صهیونیست باسابقه و مدیرعامل و سردبیر کل سازمان رادیو و تلویزیون رژیم اشغالگر به نگارش درآورده که نشان می‌دهد تفکر شکست رژیم صهیونیستی در جنگ با ایران، تا بالاترین سطوح رژیم جعلی جریان پیدا کرده است. 
نویسنده بر آن است بر اساس ارزیابی مقامات امنیتی رژیم، دولت آمریکا در جنگ با ایران شکست خورد: «جنگ میان ایالات متحده و اسرائیل از یک سو و ایران از سوی دیگر، پرسشی اساسی را مطرح می‌کند: چگونه رویارویی نظامی آمریکا به عنوان قدرتمندترین ارتش جهان، به پیروزی قاطع و راهبردی در برابر ایران ختم نشد؟ گزارش مقامات ارشد امنیتی حاکی از آن است ایالات متحده حملات هوایی گسترده‌ای را ترتیب داد و تجهیزات دریایی پیشرفته‌ای را مستقر کرد. با این حال، ۲ هدف اصلی این کشور یعنی بازگشایی تنگه هرمز و نابودی کامل برنامه هسته‌ای ایران همچنان محقق نشده است». 
نویسنده البته با عدول از اهداف اولیه آمریکا، یعنی تغییر رژیم که اکنون دیگر بیش از پیش مضحک به نظر می‌رسد، اهداف آمریکا را بازگشایی تنگه هرمز - که پیش از جنگ باز بود! - و نابودی برنامه هسته‌ای ایران عنوان می‌کند. در عین حال نویسنده دلایلی را به نقل از مقامات ارتش تروریست اسرائیل نقل می‌کند که چرا ۲ رژیم در نبرد با ایران شکست خوردند: «به گفته این مقامات ارشد، برای بقای نظام سیاسی ایران می‌توان چند دلیل برشمرد؛ نخست- محدودیت‌های قدرت نظامی کلاسیک. در شرایطی که طرف مقابل به تاکتیک‌های نبرد نامتقارن رو می‌آورد، برتری هوایی و دریایی دیگر تضمین‌کننده پیروزی نیست. ایران از رویارویی مستقیم با ایالات متحده پرهیز کرد. در عوض، با اتکا به تاکتیک‌های فرسایشی، آزادی عمل (دامنه عملیاتی) دشمن خود را محدود کرد. ابزار اصلی در این رویکرد، زرادخانه موشک‌های بالستیک و پهپادهای تهران بود. 
این تسلیحات ارزان‌قیمت که رهگیری آنها نیز دشوار است، معادلات نبرد را بازتعریف کرد. ایرانی‌ها نیروی دریایی ایالات متحده را ناگزیر کردند برای در امان ماندن از تیررس موشک‌ها، فاصله خود را با سواحل ایران حفظ کند؛ مساله‌ای که هرگونه نزدیک شدن به قلمرو ایران را به ریسکی بزرگ مبدل کرد. ایران با این اقدام، عملاً توانست بخشی از برتری تکنولوژیک دشمنان خود را خنثی کند. عرصه نبرد دریایی، به وضوح نمایانگر این تغییر موازنه بود. نیروی دریایی ایالات متحده در به دست گرفتن کنترل کامل تنگه هرمز ناکام ماند و از انجام عملیات‌های تهاجمی عمقی پرهیز کرد. این نیرو به جای ایفای نقش به عنوان یک نیروی تعیین‌کننده، عمدتاً به یک بازوی پشتیبانی تقلیل یافت. این امر نشان‌دهنده یک تغییر مفهومی بنیادین است، چرا که هژمونی دریایی، از دیرباز همواره به عنوان سنگ‌ بنای دکترین بازدارندگی آمریکا در نظر گرفته می‌شد». 
بنابراین، نخستین دلیل پیروزی ایران، دکترین نبرد متناسب و نامتقارن ایران بود. به باور نویسنده و به نقل از مقامات ارتش تروریست صهیونی، دلیل دوم پیروزی ایران اعتراف به از بین نرفتن توان نامتقارن نیروی دریایی ایران است: «اگرچه گزارش‌ها حاکی از آن است ایالات متحده نیروی دریایی کلاسیک (رسمی) ایران را نابود کرد اما بنا به دلایلی که هنوز نامشخص است، قایق‌های تندرو کوچک تحت کنترل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را هدف قرار نداد. همین شناورها هستند که توانایی بالفعل ایران برای تهدید یا مسدود کردن تنگه هرمز را تضمین می‌کنند». 
دلیل سوم به مردم و سوءمحاسبه دشمنان در رابطه با ملت ایران و توانایی ایران در حفظ انسجام داخلی باز می‌گردد: «برخلاف انتظارات، این کارزار نظامی به فروپاشی یا شورشی حتی مختصر منجر نشد. بخش‌هایی از اپوزیسیون، از جمله اصلاح‌طلبان، با درک این موضوع که سقوط نظام سیاسی می‌تواند به فروپاشی (تجزیه) کشور بینجامد، یک موضع حمایتی ملی اتخاذ کردند. این امر یکی از مفروضات بنیادین واشنگتن برای اعمال فشار سریع را خنثی کرد».
در نهایت دلیل چهارم به باور او، توان استراتژیک نظام اسلامی در شرایط مختلف است که مانع پیروزی حریف می‌شود: «جمهوری اسلامی توان راهبردی خود را حفظ کرده است. تهران در موضوعات اساسی یعنی برنامه هسته‌ای و توانمندی‌های موشکی خود کوتاه نیامده و سیاست ابهام و فشار را تداوم بخشیده است. اکنون کنترل ایران بر تنگه هرمز ابزاری محوری برای اعمال اهرم فشارهای اقتصادی و امنیتی، هم بر ایالات متحده و هم بر اقتصاد جهان است. در عین حال، دستیابی به یک نتیجه قاطع به محدودیت‌های سیاسی نیز گره خورده است. با طولانی شدن این کارزار، فشار بر ترامپ در داخل ایالات متحده افزایش یافت و تشدید بیشتر تنش‌ها را دشوارتر کرد. در چنین شرایطی، حتی برتری نظامی کوبنده نیز موفقیت راهبردی را تضمین نمی‌کند». 
به باور نویسنده، معادله بسیار ساده است؛ ایران با تفکر راهبردی و شناخت مناسب از دشمن، عملاً نقشه‌های ساده‌لوحانه آن را نقش بر آب کرد: «نتیجه‌ای که از این جنگ به دست می‌آید روشن است: ایران به لحاظ نظامی نه‌تنها شکست نخورد، بلکه از آن رو که توانست با موفقیت، خود را با قواعد جدید جنگ وفق دهد، پیروز شد. تهران ترکیبی از توانمندی‌های نسبتاً ارزان‌قیمت، تفکر راهبردی، انعطاف‌پذیری عملیاتی و کنترل شدید داخلی را به کار گرفت و از این طریق، مانع دستیابی دشمنانش به اهداف‌شان شد».

ارسال نظر
captcha