حمید ملکزاده: ما در میانه جنگ هستیم؛ جنگی که از لحظه خروج ترامپ از برجام در ۱۸ اردیبهشت ۹۷ آغاز شده و تا امروز ۸ سال است صورتهای متفاوتی از خود را نمایان کرده. از آن روز تا همین لحظهای که این یادداشت را میخوانید، ما در میانه جنگ هستیم.
این موضوعی است که نباید به هیچ عنوان از خاطر دور کنیم، چرا که فراموشی معنای وضعیتی که در آن قرار داریم ممکن است جهتگیری ما نسبت به چیزهای مختلفی را که ممکن است در این دوران با آن مواجه میشویم، تحت تأثیر قرار دهد. هر بار این مساله اساسی را به بهانه تغییراتی که در میدان جنگ به وجود میآید نادیده بگیریم، خود را در معرض ضرباتی مهلک و تهاجمی محکمتر از سوی دشمنان صهیونیست و آمریکایی قرار دادهایم.
به یاد داشتن این موضوع در روزهای خاکستری جاری که در آن آتش میدان نبرد فروکش کرده، از اهمیتی به مراتب بیش از پیش برخوردار است.
این موضوعی بود که ما بعد از حمله رژیم صهیونیستی به کنسولگری ایران در دمشق به طور کلی به فراموشی سپرده بودیم. این مسالهای است که امروز بیش از هر لحظه یا دوره دیگری از جنگ مستمری که رژیم اشغالگر علیه ما آغاز کرده باید بر این مساله تأکید کنیم: «ما در میانه جنگ هستیم؛ جنگی واقعی و تمامعیار از طرف دشمنانی جدی که برای ما وجهی وجودشناختی دارد».
جنگ و ابزار دفاع ملی ایرانیان
وقتی ادعا میکنیم جنگ رمضان برای ما یک جنگ وجودشناختی است، منظورمان این است که هیچ وجهی از هیچ ساحت ایران به عنوان یک واحد سیاسی از این جنگ مستثنا نمیشود. یعنی نمیتوان ادعا کرد مثلاً صرفاً در میانه جنگی برای حفاظت یا دفاع از نظام سیاسی در ایران قرار گرفتهایم؛ یا برای نمونه اینطور گفت که ما در حال دفاع از حق حاکمیت خود در زمینه استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای هستیم. جنگی که از آن صحبت میکنیم، علیه همه چیزهایی است که به لحاظ سیاسی با نام ایران پیوند خورده است: سرزمین (محدوده دریاچه خزر تا خلیج فارس)، مردم (بدون توجه به علایق و ترجیحات داخلی یا تمایزات فرهنگی، قومی و مذهبی) حاکمیت (که تنها به اعتبار آن میتوان از مردم در معنای سیاسی آن صحبت کرد). این یکجور جنگ وجودشناختی برای ایران است؛ بدون توجه به حکومتی که بر آن حاکم است، مردمی که خود را به عنوان ایرانی تعریف میکنند و حق حاکمیتی که تعلق مردم به سرزمین و به یک مای مشترک برای آنها ایجاد کرده است.
به همین خاطر است که ایرانیان در این جنگ با همه چیزهایی که به اعتبار آن به یک هستی سیاسی واحد پیوند خوردهاند دفاع میکنند؛ در میدان نبرد با قدرت آتش نیروهای مسلح، در میز مذاکره با ذکاوت و میهنپرستی سرداران دیپلماسی و در میدان خیابان با رشادت و از خودگذشتگی فرزندان خود از زنها، مردان و کودکان، جوانها و کهنسالان.
اینها ابزارهای اساسی و بههمپیوسته دفاعی میهنی است که ذیل نام ایران و حول پرچم جمهوری اسلامی ایران به وحدتی وجودشناختی دست پیدا کرده است. این پیوند مبارکی است که ایران برای دفاع از هستی خود در مقابل تجهیزات نظامی گرانقیمت، دقیق و پیشرفته دشمن قرار داده؛ پیوند میمونی که باید در دوران کشدار و ملالانگیز خاکستری در توقف میان ۲ تبادل آتش با روحیهای مادرانه از آن مراقبت کرد. ایران در دفاع از خود به همه ابزارهای دفاعیاش نیاز دارد و در عین حال، هر ۳ ضلع ابزار دفاعی خود را در پیوند و ارتباط مستقیم و مستمر با هم میخواهد.
مردم؛ حاملان مشروعیت، سربازان روایت
جدیدترین مرحله در جنگی که رژیم صهیونیستی با همراهی آمریکا و پیادهنظام پارسیزبان خود با محوریت رضا پهلوی، فرزند فرزند مخلوع رضاخان به راه انداخته، فاقد مشروعیت سیاسی، اخلاقی و حقوقی حتی از چشمانداز نزدیکترین همپیمانان آمریکاست. این موضوع امروز به وضوح از طرف همه شاهدان جنگ مورد تأیید قرار گرفته، چرا که اقدام نظامی اخیر علیه ایران نه با هماهنگی و اجماع سیاسی میان آمریکا و متحدان غربیاش آغاز شد و نه پشتوانه لازم را از نهادهای بینالمللی مانند شورای امنیت سازمان ملل متحد به دست آورده بود.
همینطور از آنجا که این حمله در میانه مذاکرات ایران و آمریکا درباره برنامه هستهای ایران آغاز شد، به هیچ عنوان با بهانه خطر فوری از طرف ایران برای آمریکا و منطقه از مشروعیت لازم برخوردار نمیشود.
تنها چیزی را که رژیم صهیونیستی و دولت آمریکا برای توجیه اقدام نامشروعی که علیه ایران انجام دادند در دست داشتند، پیادهنظام پارسیزبان شکلگرفته حول ربع پهلوی میتوانست در اختیار آنها قرار دهد: حمله آمریکا اقدامی بشردوستانه در دفاع از مردم ایران است! این حمله بنا بود با بهانه حمایت از مردمی که پهلویها ادعا میکردند در دیماه سال گذشته حول فراخوان عمومی رضا پهلوی بسیج شدند توجیه شود که حضور حماسی مردم در خیابان این توجیه را هم از دستان آمریکاییها و رژیم صهیونیستی خارج کرد.
ملال خاکستری؛ تقلای آمریکایی
قدرت ایران در میدان نبرد، ذکاوت مذاکرهکنندگان ایرانی در اسلامآباد و همت مردم در میدان خیابان، آرزوی پیروزی سریع در طرف آمریکایی - صهیونی را به یکجور ناامیدی رنجآور تبدیل کرد تا جایی که رئیسجمهور تحقیرشده و دمدمیمزاج آمریکا و همپیمان صهیونیست او به تخریب گسترده اهداف مدنی در ایران دست زدند.
تخریب پلها، خطوط مواصلاتی در شبکه ریلی ایران، دانشگاهها و مراکز پژوهشی، بیمارستانها، مراکز علمی و تولیدی، هر کدام برای بر هم زدن رابطه مستحکم میان عناصر دفاع میهنی ایرانیان از طریق تزریق ترس و ناامیدی به جامعه ایران را باید در راستای همین مساله فهم کرد. کار تا جایی پیش رفت که رئیسجمهور کشوری که صاحب قدرتمندترین ارتش دنیاست، در کنار تروریستترین ارتش غرب آسیا دست به تهدید تمدنی آشکار علیه ایران زدند: ایران را به عصر حجر بازمیگردانیم! اما ایرانیان آتش قدرتمندتر، ذکاوت بیشتر و شجاعت و حضور قابلتوجهتری را در میدان نبرد، میز مذاکره و سنگر خیابان از خود نشان دادند.
اینطور به نظر میرسد که در مدت تمدیدشده توقف میدان، رئیسجمهور آمریکا و پیادهنظام پارسیزبانش مسیر جدیدی را برای ادامه جنگ نامشروع خود علیه ایران در پی گیرند؛ مسیر جدیدی که بر مشروعیتزدایی از مردم، تهدید انسجام داخلی نیروهای مسلح، تضعیف انسجام میان فرماندهان میدان و سرداران دیپلماسی و همه اینها با مردم مبعوثشده در سنگر خیابان متمرکز شده است.
انتشار اخبار دروغ درباره اعدام ۸ بازداشتشده فتنه دی ۱۴۰۴، انتشار ویدئوهای تقطیعشده از تجمعات پیادهنظام پارسیزبان پهلوی در بیرون از مرزهای ایران، انتشار اخبار مضحک و نادرست درباره پرداخت پول و تخصیص امتیازات ویژه به افرادی که در «میدان خیابان» حاضر میشوند و دروغپردازی درباره سرنوشت یا رفتار سیاستمداران ایرانی در قبال موضوع دفاع، به طور کلی قدمهای معناداری برای بیاثر کردن مهمترین ابزار دفاعی ایران، یعنی پیوند میان مردم، دیپلماسی و فرماندهان میدان نبرد است؛ اقداماتی خصمانه در دوران آتشبس که انسجام هر کدام از این حوزهها و رابطه میان آنها را به طور جدی مورد هدف قرار داده است.
خاکستری ملالآور؛ جنگ در زمانه سکوت میدان
ارسال نظر
پربیننده