1- مقدمه و بستر ژئوپلیتیک
محمدطاهر رحیمی: منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا به عنوان کانون اصلی تأمین انرژی جهان، همواره در مرکز توجه تحلیلگران ریسک قرار دارد. وقوع تنشهای نظامی مستقیم در این منطقه، بویژه زمانی که قدرتهای بزرگ منطقهای و جهانی درگیر شوند، صرفاً یک مساله محلی نیست، بلکه یک شوک سیستماتیک به کل ساختار اقتصاد جهانی محسوب میشود. این یادداشت بر اساس دادههای مؤسسه رتبهبندی S&P Global به بررسی عمیق پیامدهایی میپردازد که فراتر از میادین نبرد، بازارهای بورس، سیستمهای بانکی و زنجیرههای تأمین را تحت تأثیر قرار میدهند. هر گونه حمله مجدد احتمالی و گسترش درگیریها میان بازیگران اصلی منطقه یعنی ایران، آمریکا، رژیم صهیونی، کشورهای حاشیه خلیجفارس، لبنان، عراق، یمن و گروههای مقاومت منطقه، میتواند توازن شکننده فعلی را برهم زده و جهان را با بحرانی مشابه شوکهای نفتی دهه ۱۹۷۰ مواجه سازد؛ بحرانی که با توجه به وابستگی شدید ساختار اقتصادی آمریکا و اروپا به قیمت نفت و انرژی، بیش از همه باعث تحمیل خسارتهای راهبردی جدی به آمریکا و اروپاییها خواهد شد.
در نمودار 1 میتوان روند تاریخی قیمت نفت را همراه با تحولات آن مشاهده کرد که شوک دهه 1970 در میان جهشهای قیمت نفت خودنمایی میکند.
نمودار 1
این تحلیل با رویکردی «سناریومحور» تدوین شده است تا انعطافپذیری بازارهای مالی را در بازههای زمانی مختلف بسنجد.
2- واکاوی سناریوهای حساسیت اعتباری و شوکهای بازار
در تحلیلهای S&P عنصر زمان مهمترین فاکتور تبدیل یک نوسان قیمتی به یک بحران اعتباری پایدار است. بر این اساس، 3 سناریوی اصلی برای ارزیابی ابعاد بحران تعریف شده است:
جدول 1: ماتریس سناریوهای حساسیت اعتباری و اقتصادی
۳- امنیت انرژی و گلوگاههای راهبردی
3-1- تنگه هرمز: شریان حیاتی اقتصاد جهان
در سناریوی سوم، امنیت انرژی جهان به طور جدی به خطر میافتد. عبور حدود یکپنجم از مصرف نفت جهان از تنگه هرمز به این معناست که هرگونه درگیری نظامی در این نقطه نهتنها بر قیمتها اثر میگذارد، بلکه دسترسی فیزیکی به انرژی را مختل میکند. در این حالت، کشورهای صنعتی که وابستگی شدیدی به نفت و قیمت پایین نفت دارند، با بحران تولید صنعتی مواجه خواهند شد و آمریکا نیز با بحران در بازارهای مالی خودش شدیدا روبهرو میشود که آنها را ناگزیر به کرنش در مقابل جمهوری اسلامی ایران میکند.
نمودار 2
3-2 - بازار گاز طبیعی مایع (LNG) و خسارت بزرگ اروپا
برخلاف نفت، جایگزینی گاز طبیعی مایع (LNG) در کوتاهمدت بسیار دشوارتر است. قطر به عنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان LNG در کانون این جغرافیای بحران قرار دارد.
گزارشات جدید از وقوع بحران و کسری 3 ساله در بازار جهانی LNG بین سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۸ خبر میدهد که قیمتها را به شکلی جهشی افزایش خواهد داد. این کمبود باعث فشار مضاعف بر ذخایر انرژی اروپا خواهد شد.
نمودار 3
اهمیت گاز طبیعی مایع (LNG) قطر برای اروپا و بازارهای جهانی در محورهای زیر خلاصه میشود:
- دشواری در جایگزینی: برخلاف نفت خام که بازارهای جایگزین متعددی دارد، جایگزینی گاز طبیعی مایع در کوتاهمدت بسیار دشوارتر و هزینهبر است.
- نقش محوری در امنیت انرژی: قطر یکی از بزرگترین صادرکنندگان LNG در جهان است و به دلیل قرارگیری در جغرافیای حساس خاورمیانه، هر گونه تنش در این منطقه مستقیماً امنیت انرژی مقاصد صادراتی آن را تهدید میکند.
- سهم از تجارت جهانی: حدود ۲۰ درصد کل تجارت جهانی LNG تحت تأثیر ثبات این منطقه قرار دارد که بخش مهمی از نیازهای اروپا و آسیا را پوشش میدهد.
- پیشگیری از بحرانهای مشابه: هر گونه اختلال در عرضه گاز قطر میتواند منجر به جهش بیسابقه قیمتها در اروپا شده و بحران انرژی مشابه سال ۲۰۲۲ را با ابعادی گستردهتر تکرار کند.
4- بازارهای مالی و شوکهای اعتباری بویژه برای بازار مالی آمریکا
اعتبار (Credit) رگ حیاتی اقتصاد مدرن است. وقتی مؤسسات رتبهبندی از افزایش ۵۰۰ واحدی ریسک صحبت میکنند، به معنای آن است که هزینه استقراض برای یک دولت یا شرکت منطقهای ۵ درصد افزایش مییابد. این جهش ناگهانی میتواند منجر به «نکول» (Default) بدهیهای خارجی در برخی کشورها شود. بر اساس تحلیلهای اقتصادی و استراتژیک، رابطه معکوس بین نرخ بهره و ارزش داراییهای مالی یکی از کلیدیترین ریسکهای سیستماتیک در بازارهای جهانی است که پیامدهای آن نیز به شکل غیرمستقیم در لایههای پایداری سیستم بانکی مورد توجه قرار میگیرد. از جمله این پیامدها برای مخصوصا آمریکا عبارتند از:
- کاهش ارزش بازار اوراق قرضه: با افزایش نرخ بهره، ارزش فعلی اوراق قرضه قدیمی (با نرخ سود پایینتر) بهشدت سقوط میکند تا با بازدهیهای جدید بازار همتراز شود؛ این پدیده باعث ایجاد زیانهای تحققنیافته سنگین در ترازنامه بانکهای خریدار این اوراق در آمریکا و سراسر جهان میشود.
- بحران ورشکستگی بانکها: بسیاری از بانکها، بویژه در ایالات متحده، بخش بزرگی از ذخایر خود را در اوراق خزانه سرمایهگذاری کردهاند؛ کاهش ارزش این داراییها در کنار فرار احتمالی سپردهها، بانکها را با بحران نقدینگی مواجه کرده و آنها را تا مرز ورشکستگی پیش میبرد. مانند بحران بزرگ مارس 2023 برای مهمترین بانکهای آمریکایی.
نمودار 4
- تضعیف اعتماد جهانی: سقوط ارزش اوراق قرضه و نوسانات شدید ناشی از بدهیهای دولتی، اعتماد بینالمللی به اسناد خزانه آمریکا به عنوان «دارایی بدون ریسک» را خدشهدار کرده و تمایل سرمایهگذاران برای تأمین مالی بدهیهای دولت آمریکا را کاهش میدهد.
- خطر بحران مالی و بدهی: استمرار این وضعیت میتواند ایالات متحده را با یک بحران بدهی عمیق مواجه کند، چرا که افزایش هزینه استقراض دولت در کنار کاهش تقاضا برای اوراق، پایداری ساختار مالی این کشور را با تهدیدی جدی روبهرو میکند.
- تغییر در نظم اقتصادی: در نهایت، این بحرانهای اعتباری و مالی میتوانند منجر به یک بازآرایی اجباری در نظم اقتصادی جهان شوند.
4-1 - پایداری سیستم بانکی و خروج سرمایه
در سناریوهای بحرانی، سیستم بانکی تحت فشارهای فزایندهای قرار میگیرد که در جدول 2 خلاصه شده است.
جدول 2
در سناریوی شدید، بانکهای منطقهای با پدیده فرار سپردهها مواجه میشوند. سرمایهگذاران بینالمللی که به دنبال امنیت هستند، سرمایههای خود را از منطقه خارج کرده و به سمت داراییهای امن مانند طلا حرکت میدهند. این خروج سرمایه منجر به کاهش ارزش پول ملی کشورهای منطقه و همپیمانان آمریکا در حاشیه خلیجفارس و تورم افسارگسیخته خواهد شد.
5- تحلیل مکانیسم انتقال ریسک و اثرات سیستمی
تنشهای ژئوپلیتیک از طریق چندین کانال به لایههای عمیق اقتصاد نفوذ میکنند. اولاً، افزایش ریسک اعتباری باعث میشود بانکهای بینالمللی خطوط اعتباری خود را برای تجار منطقهای از جمله سرمایهگذاران صهیونی و آمریکایی در منطقه محدود کنند که این امر مستقیماً زنجیره واردات کالاهای اساسی را تحت تأثیر قرار میدهد. ثانیاً، هزینه بیمه محمولههای دریایی (War Risk Insurance) بهشدت افزایش یافته و قیمت تمامشده کالاها را برای مصرفکننده نهایی بالا میبرد.
در لایههای زیرین، پروژههای بزرگ زیرساختی، گردشگری و توسعه تکنولوژی که در بسیاری از کشورهای منطقه مانند عربستان و امارات آن هم با سرمایهگذاری هنگفت آمریکایی و صهیونیستی در حال اجراست، با توقف یا عقبگرد جدی مواجه خواهد شد. بازگشت اعتماد سرمایهگذاران به منطقهای که درگیر یک جنگ تمامعیار بوده، سالها زمان میبرد؛ پدیدهای که اقتصاددانان آن را «اثر زخم» (Scarring Effect) مینامند.
6- پیامدهای بلندمدت و بازآرایی ساختاری
حتی پس از پایان درگیری نظامی، اثرات مخرب آن بر پیکره اقتصاد باقی خواهد ماند. شوکهای ناشی از سناریوی سوم منجر به تغییر در نظم اقتصادی جهان خواهد شد که در آن هزینههای انرژی و ریسکهای امنیتی، قیمت نهایی تمام کالاها و خدمات را افزایش خواهد داد. حتی پس از فرونشستن غبارهای جنگ، «هزینه ریسک» به عنوان یک فاکتور دائمی در محاسبات مالی باقی میماند. این یعنی شرکتهای بیمه و موسسات مالی در آمریکا و اروپا دیگر به ثبات سابق بازنمیگردند و نرخهای بالای خدمات خود را به دلیل ناامنی بالقوه تثبیت میکنند که این امر به نوبه خود، قیمت تمامشده هر واحد کالا را برای مصرفکننده غربی افزایش میدهد.
در لایهای عمیقتر، این بحران منجر به فروپاشی پارادایم انرژی ارزان میشود که دههها موتور محرک صنایع اروپا بوده است. وقتی اطمینان از جریان پایدار انرژی سلب شود، شوکهای ناشی از آن به یک «تورم ساختاری» تبدیل میشوند؛ به این معنا که حتی با بازگشت آرامش نظامی، زنجیره تأمین جهانی با احتیاط و هزینههای مازاد ناشی از مسیرهای جایگزین یا انبارداریهای استراتژیک به کار خود ادامه میدهد. این تغییر در نظم اقتصادی، جهان را به سمتی سوق میدهد که در آن امنیتِ دسترسی به منابع، گرانتر از خود منابع تمام میشود و این هزینه سربار، تا سالها بر پیکره اقتصاد بینالملل سنگینی خواهد کرد.
از این رو اثرات بلندمدت این رخداد بر قدرت خرید مردم در غرب و توان رقابتی صنایع آنها باقی خواهد ماند. تغییر در جغرافیای تجارت و اجبار به سرمایهگذاریهای سنگین در زیرساختهای جایگزین، منابع مالی را از بخشهای رفاهی به سمت بخشهای امنیتی و جبرانی سوق میدهد. لذا پایان درگیری نظامی به معنای پایان بحران نیست، بلکه آغاز عصری است که در آن ریسکهای ژئوپلیتیک به طور مستقیم در برچسب قیمت تمام کالاها و خدمات، از مواد غذایی گرفته تا تکنولوژیهای پیشرفته، حک میشوند.
گزارش «وطن امروز» از اثرات جنگ منطقهای بر رشد اقتصادی و ثبات مالی غرب
بازارها در شوک جنگ
ارسال نظر
پربیننده