مهرداد احمدی: مدتهاست برخی درباره فروپاشی سازمان اجتماعی ایرانیان هشدار میدهند. همین اواخر از برخی شنیدیم و خواندیم که پس از دیماه 1404 ملت شدن ایرانیان در مقام یک کل به امتناع رسیده است. اگرچه بعید است ملتی که طبیعتاً به خود شکل داده و ماحصل این و آن قرارداد سیاسی نیست، خود را نیست و نابود کند اما برخی شواهد تجربی میتوانست دستکم نشان از خطری بالقوه باشد. اصحاب علوم اجتماعی با مقایسه حوادث سالهای 1401 و 1404 با موارد پیشین، استدلال میکردند که جامعه ایرانی دچار چنان اختلاف درونیای شده که عملاً شاهد ظهور 2 ملت درون یک نظم سیاسی واحد باشیم. یعنی اولاً مفهوم ملت را در معنای خاص کلمه قابل اطلاق بر ملیت جمهور ایرانیان نمیدانستند و ثانیاً معتقد بودند- شاید هم هستند- که نظام سیاسی در ایران با از دست دادن مشروعیت خود به یک ناظم امنیتی و صوری صرف برای حفظ نظم سیاسی بدل شده است. در واقع بخشی از مشاهدات این عده هم میتوانست مؤید همین معنا باشد: وضعیت حجاب دیگر مانند قبل نبود و برخی این مشاهده تجربی را قرینه غروب حاکمیت از نظم اجتماعی معنا میکردند. اما آنچه توهم فروپاشی ساختار سیاسی را بهسرعت تشدید کرد وقایع دیماه سال گذشته بود. عدهای از همین جامعهشناسان با اعلام اینکه خشونتی تا این حد وسیع نشانگر از دست رفتن اعتماد به نفس ساختاری از سویی و تمشیت امنیت امور از سوی دیگر است، نتیجه گرفتند که نظام سیاسی حتی از تامین همان نظم صوری سیاسی نیز ناتوان مانده است.
مشاهدات بیش از 2 ماه اخیر جنگ رمضان، داده متفاوتی به دست میدهند که هر ناظر منصفی را به فکر فرو میبرد. اولاً حضور میدانی مردم در خیابان نشان داد نظام سیاسی هنوز از بدنه اجتماعی بسیار گستردهای برخوردار است. علاوه بر اینکه بنیان جمهوری اسلامی از سویی و عملکرد آن در مواقع خطیر از سوی دیگر، این باور را به مردم القا کرده که نظام سیاسی بهشدت نسبت به تمامیت سرزمینی و سیادت ملی حساس است. از همین رو در معرکه رمضان دیدیم که جمهوری اسلامی به عنوان یک نظام دینی، ملی نیز است و به واسطه همین میتواند بدنه فعال خود را توسعه دهد. این امکان توسعهپذیری بدنه اجتماعی فعال از این رو مهم است که نشان میدهد آرمانهای جمهوری اسلامی مثل استقلال و آزادی هنوز کار میکنند. از دیگر سو معلوم شد که جامعه ایران اگرچه متکثر است اما درگیر تخالف نیست. تفاوت میان افراد یک امر واقع است اما تفاوت زمانی به فروپاشی منجر میشود که عامل بنیادین نگهدارنده از میان رفته باشد. اگر در نسبت میان ملت و دولت، وطن بهمثابه زمین بازی و عامل بنیادین از بین رفته بود، حقیقتاً دوام آوردن در جنگ با لاتهای عالم چند روز هم ممکن نمیشد. مردم ایران دروناً و نیز در نسبت با دولت دچار اختلاف نشدند؛ چون سرنوشت مشترک و هستی خود را در خطر دیده بودند. برای همین خیابان ناگهان دوباره امن شد. همان خیابانی که در میانه دیماه سال قبل مردم آن را از ترس جان خود زودتر از همیشه ترک میکردند، تا پاسی از شب محل جولانگاه میتینگهای سیاسی شد. پاسخ این سؤال که خیابان چطور امن شد این نیست که مردم اختلاف را کنار گذاشتند، بلکه پاسخ در این است که مردم و دقیقاً مردم به معنای همین آدمهای سادهای که هر روز از کنارشان میگذریم؛ همانها که احتمالاً در بیشتر عمر خود پیشاسیاسی هستند، به میدان آمدند. جمهور مردم واقعاً باور کردند که میدانداری آنها مکمل رزم نیروهای مسلح است و همین باور بود که جمهور را به میدان کشاند. تعبیر کودتا برای حوادث دیماه دقیقاً درست است، نه به خاطر دادههای امنیتی، که دقیقاً بنا به همین استدلال سادهای که توضیح دادم: در غیاب جمهور، هفتتیرکشها میداندار شده بودند. همان کسی که مغازه خود را در آن گوشه چهارراه از ترس تخریب اموالش از دست داده بود، همان دستفروش، همان دانشجوی کافهگرد؛ همه کسانی که زیر موشک فهمیده بودند مقدمات این جنگ را قبلاً در قاب رسانه طراحی و فراهم کردهاند.
انگاره سستی حکومت برای پوشانیدن این جمهوری بود: جمهوریت اسلامی، جامعه را از لبه تخالف برگردانده بود و همین اسباب زحمت دشمن شده بود. بزرگترین دشمن جمهوریت، دست بر قضا همین مدعیان جهانی دموکراسی بودند؛ همانها که وقتی میدان خیابان را تاب نیاوردند، آنها را هوش مصنوعی خواندند. مردم خیابان خود را پس گرفته بودند؛ جمهوری اسلامی همان جمهور مردم بود. برساخت خیابان به مثابه مکانمندی اعتراض و براندازی، از میان رفته بود. فتح خیابان را به عنوان مکان عمومی شاید بتوان با نیروی نهادی آغاز کرد اما نگه نمیتوان داشت. میدانداری مردم در خیابان خبر از واقعیت مهم دیگری نیز میداد: بازتولید نیروی انقلابی- ملی غیرنهادی؛ مردم در خیابان رهبر بودند، نه راه رو. آنها نبود بودند اما فاعلیت داشتند و همین فاعلیت غیرنهادی بود که دوباره انقلاب را بازتولید کرد: جمهوری اسلامی سوم، از بطن یک قیام غیرنهادی، خیزش جمهوری و پایداری ایمانی - ملی سر برآورد. جنگ رمضان، جمهوری اسلامی را از نهاد تمشیت امور به نقطه آغاز برگرداند: به لحظه بازجنبش
شدن.
عصر جدید-2
خیابان جمهوری
ارسال نظر
پربیننده