محمدطاهر رحیمی: دههها، نخبگان سیاسی در لندن، پاریس و برلین بر این باور بودند که میتوان مرزهای امنیت را به صورت فیزیکی و سیاسی تعریف کرد. در این دیدگاه کلاسیک، منطقه موسوم به خاورمیانه و بویژه ایران، به عنوان جغرافیایی دوردست نگریسته میشد که بحرانهای آن تنها از طریق قیمت نفت یا لولههای گاز بر زندگی شهروند اروپایی اثر میگذارد. اما گزارش اخیر گاردین از وضعیت داروخانههای انگلیس، ابطالنامهای بر این دکترین قدیمی است.
امروز شاهد پدیدهای هستیم که میتوان آن را «امنیت مویرگی» نامید. وقتی تنش علیه تهران بالا میگیرد، اثر آن نه در بیانیههای دیپلماتیک، بلکه در قیمت یک بسته پاراستامول در قفسه داروخانههای محلی برکشایر ظاهر میشود. این پیوستگی نشان میدهد اروپا دیگر یک جزیره امن نیست، بلکه عضوی از یک ارگانیسم واحد جهانی است که قلب پتروشیمیایی آن در خلیجفارس میتپد. اروپا باید بیاموزد که ناامنی در ایران، مستقیماً به معنای لرزش در ستونهای «رفاه روزمره» شهروند اروپایی است.
آناتومی وابستگی بیولوژیک؛ پتروشیمی به مثابه خون در رگهای داروسازی
گزارش انجمن ملی داروسازان (NPA) پرده از یک حقیقت فنی برمیدارد که اغلب در تحلیلهای سیاسی نادیده گرفته میشود: وابستگی مطلق زنجیره تأمین دارو به مشتقات نفت و گاز. داروهای پایه مانند آسپرین، پاراستامول، ستیریزین و کو-کودامول، محصولاتی نیستند که صرفاً در آزمایشگاههای ایزوله تولید شوند؛ این داروها از نظر ساختاری به مشتقات هیدروکربنی وابستهاند که بخش بزرگی از زنجیره تأمین جهانی آنها از مسیر تنگه هرمز و تحت نفوذ ایران میگذرد.
وقتی گاردین گزارش میدهد هزینه خرید عمده پاراستامول برای داروسازان ۵۰۰ درصد افزایش یافته، این یک نوسان ساده بازار نیست، بلکه نشاندهنده یک «شوک ساختاری» است. تولیدکنندگان داروهای جنریک (بدون پتنت) که با سود بسیار اندک فعالیت میکنند، نخستین قربانیان این ناامنی هستند. با افزایش قیمت مواد اولیه و هزینههای انرژی، تولید این داروهای حیاتی برای شرکتهای اروپایی غیرممکن میشود. نتیجه، قفسههای خالی و قیمتهای نجومی برای مسکنهایی است که تا دیروز «بدیهیترین» نیاز یک بیمار محسوب میشدند.
ژئوپلیتیک حملونقل؛ وقتی آسمان و دریا به بنبست میرسند
بحران در ایران، معادلات لجستیک اروپا را به کلی دگرگون کرده است. طبق دادههای گاردین، هزینههای حملونقل هوایی دارو 2 برابر شده است. از هر 5 داروی مورد نیاز سیستم سلامت ملی بریتانیا (NHS)، یکی از طریق آسمان جابجا میشود. ناامنی در فضای هوایی منطقه و ضرورت تغییر مسیرهای پروازی، نهتنها زمان تحویل را طولانی کرده، بلکه هزینههای سوخت و بیمه را به شکلی سرسامآور افزایش داده است.
در بخش دریایی، تنگه هرمز صرفاً یک آبراه برای عبور نفتکشها نیست؛ این تنگه «شریان پتروشیمیایی» جهان است. انسداد این مسیر به معنای قطع دسترسی کارخانههای داروسازی اروپا به مواد واسطهای است که جایگزینی برای آنها در کوتاهمدت وجود ندارد. اولیویه پیکارد، رئیس NPA، هشدار میدهد نبود پاراستامول در انبارها، تنها آغاز یک دومینوی خطرناک است که میتواند به نایاب شدن داروهای حیاتیتر نظیر داروهای فشار خون و ضد افسردگی منجر شود.
فرسایش سیستمهای رفاه عمومی و خطر گسست اجتماعی
یکی از عمیقترین پیامدهای ناامنی در ایران برای اروپا، فشاری است که بر سیستمهای سلامت عمومی نظیر NHS وارد میشود. وقتی قیمت خرید دارو برای دولت ۴۰ تا ۵۰ درصد افزایش مییابد، بودجههای سلامت که همین حالا تحت فشار هستند، به مرز فروپاشی میرسند. طبق گزارش گاردین، در ماه مارس رکورد ۲۳۰ قلم دارو که با قیمتهای استثنایی و گزاف تأمین شدهاند، ثبت شده است.
این فشار اقتصادی مستقیماً به شهروندان منتقل میشود. تعطیلی داروخانههای محلی با نرخ یک تا دو واحد در هفته در بریتانیا، نشاندهنده تخریب زیرساختهای رفاهی است. شهروند اروپایی که تا پیش از این ناامنی را امری مربوط به «دیگران» میدانست، اکنون برای تهیه داروی حساسیت فصلی خود باید هزینهای دو برابری بپردازد یا با قفسههای خالی روبهرو شود. اینجاست که ناامنی در ایران به یک «بحران مشروعیت» برای دولتهای اروپایی تبدیل میشود، چرا که آنها قادر به تأمین پایهایترین نیازهای زیستی مردم خود نیستند.
پارادایم جدید؛ ناامنی در ایران برابر با اختلال جهانی
زمان آن رسیده است که اروپا در محاسبات استراتژیک خود بازنگری کند. دکترین «فشار حداکثری» یا نادیده گرفتن امنیت ایران، اکنون ترکشهای خود را به قلب لندن و پاریس فرستاده است. واقعیت این است که امنیت در قرن بیستویکم، یک «کالای مشاع» است. نمیتوان انتظار داشت ایران ناامن باشد و زنجیره تأمین دارو در اروپا با آرامش به کار خود ادامه دهد. اروپا باید بیاموزد که از این پس، هزینه هرگونه تنشزایی در قبال ایران را باید در «فاکتورهای داروخانه» و «لیستهای انتظار بیمارستان» پرداخت کند. ثبات در ایران، دیگر یک خواسته سیاسی نیست، بلکه یک «ضرورت بیولوژیک» برای شهروند اروپایی است. اگر اروپا به دنبال امنیت قفسههای داروی خود است، باید امنیت شریانهای حیاتی ایران را تضمین کند.
روانشناسی بحران؛ از «رفاه تضمینشده» تا «اضطراب کمبود»
یکی از ابعاد نادیده گرفته شده در گزارش گاردین، تغییر رفتار مصرفکننده اروپایی در مواجهه با ناامنی در ایران است. اروپا دهههاست که با مفهوم «فراوانی» زندگی کرده است؛ جایی که داروهای پایه بخشی از پسزمینه زندگی تلقی میشدند اما اکنون با جهش قیمت ستیریزین و پاراستامول، اضطراب اجتماعی در حال شکلگیری است. اولیویه پیکارد نسبت به «خرید ناشی از وحشت» (Panic Buying) هشدار میدهد؛ پدیدهای که مستقیماً از ناامنسازی ایران ریشه میگیرد. این یعنی ایران توانسته است بدون حضور فیزیکی بر روان و رفتار خرید شهروندان لندن و برکشایر اثر بگذارد. وقتی امنیت در فلات ایران مخدوش میشود، ثبات روانی خانوادههای اروپایی که نگران تأمین مسکن برای فرزندان یا داروی ضد حساسیت برای فصل بهار هستند، بهشدت آسیب میبیند. این «سرایت اضطراب» نشاندهنده آن است که مرزهای امنیت ملی اروپا اکنون به مرزهای ایران گسترش یافته است.
کالبدشکافی زنجیره ارزش؛ مشتقات نفتی خلیجفارس در آزمایشگاههای اروپا
برای درک بهتر عمق فاجعه، باید نگاهی فنی به فرآیند تولید داشت. ترکیباتی مانند «فنوکسیاتانول» یا «بنزن» که از مشتقات مستقیم نفت و گاز هستند، سنگبنای سنتز بسیاری از مسکنها محسوب میشوند. خلیجفارس و ایران نهتنها صادرکننده انرژی، بلکه تأمینکننده خوراک اولیه مجتمعهای عظیم شیمیایی در آلمان و هلند هستند که این مواد واسطهای را تولید میکنند. گزارش گاردین به درستی اشاره میکند که ناامنی در ایران، «تأمین مشتقات نفتی» را مختل کرده است. وقتی حملونقل این مواد از طریق تنگه هرمز با ریسک همراه میشود، کارخانههای اروپایی که با سیستم «تولید بهموقع» (Just-in-Time) کار میکنند، با توقف ناگهانی روبهرو میشوند. این بنبست تولیدی، هزینههای سربار را ۴۰ تا ۵۰ درصد افزایش داده است. اروپا باید درک کند که تکنولوژی دارویی پیشرفتهاش بدون جریان پایدار مواد اولیه از منطقه تحت نفوذ ایران، چیزی جز یک اسکلت فلزی بیمصرف نیست.
بنبست NHS؛ وقتی سیاست خارجی بودجه سلامت را میبلعد
در حالی که دولت بریتانیا تلاش میکند با افزایش بودجههای مقطعی، بحران داروخانهها را مهار کند، گزارش گاردین نشان میدهد این اقدامات تنها پانسمانی بر یک زخم عمیق است. سیستم سلامت ملی (NHS) مجبور است برای هر بسته پاراستامول قیمتی چند برابری بپردازد، در حالی که بودجههای دولتی ثابت ماندهاند. مارک ساموئلز هشدار میدهد تداوم این وضعیت در چند هفته آینده، به معنای ناتوانی NHS در تأمین داروهای ضروری خواهد بود. اینجاست که تضاد میان سیاست خارجی تهاجمی اروپا در قبال ایران و نیازهای رفاهی داخلی آشکار میشود. هر پوند اضافهای که صرف جبران هزینههای ناشی از ناامنی ایران در زنجیره تأمین دارو میشود، پوندی است که از بخشهای دیگر سلامت، مانند جراحیهای حیاتی یا خدمات اورژانس کسر شده است. در واقع، اروپا در حال سوزاندن سرمایههای اجتماعی و سلامت خود در آتش ناامنیای است که در ایران شعلهور شده است.
نتیجهگیری نهایی؛ عصر «وابستگی اجتنابناپذیر»
در تحلیل نهایی، اروپا در برابر یک انتخاب تاریخی قرار دارد. گزارش گاردین ثابت کرد امنیت اروپا دیگر در داخل مرزهای اتحادیه تعریف نمیشود. ثبات در ایران، «سوختِ» موتور رفاه اجتماعی اروپا است. از این پس، هرگونه تلاش برای بیثباتسازی ایران، مستقیماً به معنای شلیک به سیستم سلامت و معیشت شهروند اروپایی است. اروپا باید بیاموزد که از این به بعد، هزینه ناامنی در ایران را باید در «اختلال در بدیهیترین نیازهای خود» بپردازد. اگر لندن و پاریس به دنبال بازگشت آرامش به داروخانههای خود هستند، باید بدانند که این آرامش تنها از مسیر یک ایران امن و باثبات میگذرد. دوران امنیت یکطرفه به پایان رسیده است؛ امروز، جهان در یک قایق نشسته است و ناامنی در ایران، توفانی است که هیچ ساحلی در اروپا از آن در امان نخواهد بود.
به بهانه بحران دارو در انگلستان و فروپاشی دکترین «جزیره ثبات» و ظهور واقعیت پیوستگی
جزیره بیثبات
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها