در تاریخ بازارهای مالی، لحظاتی وجود دارد که مدلهای ریاضی از پیشبینی باز میمانند. انسداد تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی ایران در پی دور جدید تنشهای نظامی با ایالات متحده، نهتنها یک بحران ژئوپلیتیک، بلکه یک «تکانه سیستمی» بیسابقه ایجاد کرده است. در حالی که جهان هنوز زخمهای تورمی دوران پس از کرونا را بر تن دارد، شاخص Uneven Market Stress (تنش نابرابر بازار) نشاندهنده وضعیتی است که در آن ثبات ظاهری اقتصاد کلان فروپاشیده و شکافی عمیق میان بخشهای مصون و بخشهای رو به زوال ایجاد شده است. این گزارش به بررسی این موضوع میپردازد که چرا استرس کنونی، به مراتب مخربتر و پیچیدهتر از دوران قرنطینه ۲۰۲۰ است.
نمودار 1
چیستی شاخص استرس در بازار
اصطلاح Uneven Market Stress (تنش نابرابر بازار) به جای اینکه یک شاخص عددی واحد باشد، توصیفکننده وضعیتی در اقتصاد یا بازارهای مالی است که در آن «فشار و بحران» به صورت همگن توزیع نشده است.
به زبان ساده، این عبارت یعنی در حالی که ظاهر کلی بازار (شاخصهای کلان مثل GDP یا شاخص کل بورس) ممکن است آرام یا مثبت به نظر برسد اما در زیر لایههای آن، بخشهای خاصی تحت فشار شدید و بحرانی هستند.
در تحلیلهای اخیر (بویژه در سال ۲۰۲۶)، این مفهوم در چند محور کلیدی تعریف میشود:
1- واگرایی بخشی (Sector Divergence)
در این حالت، برخی صنایع (مثلاً تکنولوژی یا انرژی) بهشدت در حال رشد هستند اما صنایع دیگر (مثل خردهفروشیهای کوچک یا تولیدات صنعتی متوسط) با کاهش حاشیه سود و ناتوانی در بازپرداخت بدهی مواجهند. این یعنی بازار دچار «استرس» است اما فقط در بخشهای خاص.
2- نابرابری در نقدینگی و اعتبار
در شرایط «تنش نابرابر بازار»، دسترسی به منابع مالی نابرابر میشود:
- شرکتهای با رتبه اعتباری بالا به راحتی وام میگیرند.
- شــرکتهای متوســط و کوچــک
(Middle Market) با «تنش اعتباری» روبهرو میشوند و نرخهای بهره بالایی به آنها تحمیل میشود که خطر ورشکستگیشان را بالا میبرد.
- چرا این موضوع مهم است؟
خطر بزرگ این وضعیت در «نامرئی بودن» آن است. سیاستگذاران ممکن است با نگاه به شاخصهای کلی، تصور کنند اوضاع خوب است، در حالی که لایههای زیرین اقتصاد در حال تجربه یک بحران جدی هستند که میتواند ناگهان به کل سیستم سرایت کند.
کالبدشکافی Uneven Market Stress در بحران ۲۰۲۶
اصطلاح «تنش نابرابر بازار» به این واقعیت اشاره دارد که برخلاف دوران کرونا که نقدینگی تزریقی دولتها تقریباً همه بخشها را به طور موقت به حرکت درآورد، بحران تنگه هرمز یک «جراحی بدون بیهوشی» بر پیکره زنجیره تأمین جهانی است.
- تضاد در بخش انرژی: در حالی که قیمت نفت برنت به اعداد نجومی (فراتر از ۱0۰ دلار) دست یافته، شرکتهای هواپیمایی و صنایع لجستیک با «استرس نقدینگی» حاد مواجه شدهاند. این نابرابری باعث شده شاخصهای کلان بازار (مانند S&P 500) تصویری مخدوش ارائه دهند به طوری که رشد سهام شرکتهای نفتی، سقوط آزاد بخش تولید و تکنولوژی را مخفی میکند.
- بحران اعتبار در بازارهای نوظهور: در حالی که پناهگاههای امن مثل طلا و دلار آمریکا شاهد ورود سرمایه هستند، کشورهای واردکننده انرژی با «تنش بدهی» مواجه شدهاند. این عدم تقارن در فشار، هسته اصلی مفهوم Uneven Stress است.
- چرا این استرس از دوران کرونا شدیدتر است؟
بسیاری از تحلیلگران معتقدند نوسانات فعلی از مارس ۲۰۲۰ فراتر رفته است. دلایل این مدعا عبارتند از:
الف- پایان دوران «پول ارزان»: در زمان کرونا، نرخ بهره در نزدیکی صفر بود و بانکهای مرکزی با چاپ پول، استرس بازار را سرکوب کردند اما در سال ۲۰۲۶ به دلیل تورم مزمن سالهای قبل، بانکهای مرکزی فضایی برای مانور ندارند. انسداد تنگه هرمز یعنی «تورم فشار هزینه» که با افزایش نرخ بهره درمان نمیشود. این بنبست پولی، استرس بازار را دوچندان کرده است.
ب- قطع شریان حیاتی، نه فقط توقف مصرف: در زمان کرونا، مشکل «تقاضا» بود؛ مردم در خانه بودند و مصرف نمیکردند. در بحران فعلی، مشکل «عرضه استراتژیک» است. ۲۰ تا ۳۰ درصد نفت و LNG جهان از هرمز میگذرد. انسداد این گلوگاه یعنی توقف فیزیکی چرخهای صنعت در اروپا و شرق آسیا. استرسی که از «نبود کالا» ناشی میشود، بسیار ویرانگرتر از استرس ناشی از «کاهش فروش» است.
جدول 1 - تحلیل بخشی؛ برندگان و بازندگان در میانه شعلهها
پیامدهای ژئوپلیتیک بر جریان سرمایه (Capital Flight)
پدیده Uneven Stress باعث شده است نقدینگی جهانی از بازارهای بسیار پرطرفدار کشورهای عربی از جریان سرمایه تهی شود. برخلاف کرونا که یک پدیده جهانی و دموکراتیک بود (همه درگیر بودند)، بحران فعلی به طور خاص اقتصادهای وابسته به انرژی حاشیه خلیج فارس و صنایع تولیدی از شرق تا غرب عالم را هدف قرار داده است. این نابرابری در آسیب، نظم نوین مالی را به سمت چندقطبی شدن پیش میبرد.
اثرات متقارن بر زنجیره تأمین تکنولوژی
اگرچه استرس بازار «نابرابر» توصیف میشود اما در بخش تکنولوژی، این تنش به شکلی فرساینده در حال گسترش است. تولید نیمههادیها و سختافزارهای استراتژیک در شرق آسیا بهشدت به ثبات قیمت انرژی و امنیت مسیرهای دریایی وابسته است. با افزایش هزینههای سوخت و تغییر مسیر کشتیها به سمت دماغه امید نیک، هزینه تمامشده کالاها به شکلی جهشی افزایش یافته است. این امر منجر به ایجاد یک «مارپیچ رکودی» در سیلیکونولی شده است؛ جایی که شرکتها بهرغم داشتن تقاضا، به دلیل هزینههای کمرشکن لجستیک، قادر به عرضه محصول با قیمت رقابتی نیستند. اینجاست که استرس از بخش کالایی به بخش خدمات و تکنولوژی سرایت کرده و لایههای عمیقتری از اقتصاد جهانی را درگیر میکند.
بنبست دیپلماتیک و «ریسک ابدی»
تفاوت بنیادین دیگر این بحران با پاندمی، ماهیت «ارادی» آن است. کرونا دشمنی بیولوژیک و فاقد اراده سیاسی بود اما انسداد تنگه هرمز محصول یک تقابل ژئوپلیتیک عمدی است. این موضوع باعث میشود شاخصهای ریسک، «افق بازگشت» (Recovery Horizon) نداشته باشند. سرمایهگذاران نمیدانند این تنش با یک توافق در عرض ۴۸ ساعت پایان مییابد یا به یک جنگ فرسایشی چندساله تبدیل میشود. این «عدم قطعیت مطلق»، استرس بازار را از حالت نوسانی به حالت «فرسایشی» تغییر داده است. در واقع، بازارها دیگر به دنبال «کف قیمت» نیستند، بلکه در حال قیمتگذاری برای سناریوی «پایان نظم فعلی تجارت جهانی» هستند؛ امری که در دوران کرونا هرگز با این شدت مطرح نبود.
سناریوهای پیشرو: بازگشت به آرامش یا فروپاشی سیستمیک؟
اگر انسداد تنگه هرمز بیش از ۳۰ روز به طول بینجامد، شاخص تنش نابرابر به مرحلهای میرسد که اصطلاحاً «شکستگی بازار» (Market Break) نامیده میشود. در این مرحله:
1- بیمههای دریایی ابطال و تجارت دریایی عملاً متوقف میشوند.
2- ارزهای ملی در کشورهای در حال توسعه با سقوط آزاد مواجه میشوند.
3- سیستم تهاتر جایگزین اعتبارات اسنادی LC بینالمللی میشود.
جمعبندی و نتیجهگیری
بحران ناشی از تقابل ایران و آمریکا در تنگه هرمز، مدلهای سنتی ریسک را منسوخ کرده است. Uneven Market Stress در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد ما با یک بحران یکپارچه طرف نیستیم، بلکه با مجموعهای از ریزشهای دومینویی روبهرو هستیم که در آن برخی بخشها از تورم سود میبرند و برخی دیگر زیر بار هزینههای لجستیک دفن میشوند.
این استرس به مراتب خطرناکتر از کرونا است، زیرا راهحل آن نه در آزمایشگاههای پزشکی، بلکه در اتاقهای جنگ و مذاکرات پیچیده سیاسی نهفته است. بازارهای مالی اکنون در وضعیتی هستند که «اطمینان» به گرانبهاترین کالای جهان تبدیل شده است. جهان در انتظار است تا ببیند آیا حوزه سیاسی میتواند این شریان حیاتی را بازگشایی کند یا اینکه «تنش نابرابر» به یک فروپاشی برابر برای همگان و مخصوصا کشورهای اروپایی و آمریکا تبدیل خواهد شد.
گزارش «وطن امروز» از تاثیر انسداد تنگه هرمز بر معادلات ریسک جهانی
استرس نابرابر بازار
ارسال نظر
پربیننده