۳۰/خرداد/۱۴۰۵
|
۱۹:۰۴

گام بعدی ترامپ شکست‌خورده چیست؟

ترامپ بامداد چهارشنبه به وقت ایران اعلام کرد عملیات نظامی موسوم به «پروژه آزادی» را متوقف کرده است. او مدعی شد یک پیشرفت بزرگ در مذاکرات با ایران رخ داده و تصمیم توقف پروژه آزادی را به خاطر توصیه مقامات پاکستانی و برخی مقامات کشورهای منطقه و در راستای فرصت دادن به مذاکرات گرفته است. واقعیت اما چیز دیگری است؛ روند مذاکرات میان ایران و آمریکا تغییر چندانی نکرده است. ایران روز چهارشنبه هفته گذشته در پاسخ به جدیدترین طرح پیشنهادی آمریکا، یک طرح چند مرحله‌ای را به مقامات پاکستانی تحویل داد. در این طرح، مسائل مطرح میان ایران و آمریکا دسته‌بندی شده و به صورت مشخص، مذاکرات هسته‌ای مشروط به پایان محاصره دریایی شده است. مقامات پاکستانی روز جمعه اعلام کردند این پاسخ ایران را روز پنجشنبه به کاخ سفید تحویل داده‌اند. ترامپ نیز یک روز بعد یعنی روز جمعه اعلام کرد پاسخ ایران را نمی‌پذیرد و از نظر او، طرح ایران غیر قابل قبول است. از آن تاریخ به بعد، تحول چندانی در مذاکرات میان ایران و آمریکا رخ نداده است. بنابراین این ادعای ترامپ که یک پیشرفت بزرگ در مذاکرات به وجود آمده، غیرواقعی است.  بر این اساس، اکنون این سوال مهم مطرح است: دلیل یا دلایل توقف پروژه آزادی و عقب‌نشینی آمریکا از اقدام نظامی برای باز کردن یک مسیر عبور و مرور امن در تنگه هرمز چیست؟
واقعیت‌ مشخص است؛ پروژه آزادی شکست خورد. ترامپ روز یکشنبه پستی منتشر کرد و نوشت عملیات باز کردن تنگه هرمز رأس ساعت ۸ صبح روز دوشنبه آغاز می‌شود. او با این اقدام، توجه دنیا را به این عملیات جلب کرد. ضمن اینکه موضوع انسداد تنگه هرمز برای ترامپ به مهم‌ترین مساله مربوط به جنگ علیه ایران تبدیل شد،ه لذا مشخص است موفقیت عملیات موسوم به پروژه آزادی، از اهمیت فوق‌العاده‌ای برای ترامپ برخوردار بود. در صورت موفقیت این عملیات نظامی و عبور و مرور امن کشتی‌ها از تنگه هرمز، ترامپ می‌توانست اعلام پیروزی کند. کاملا مشخص است موفقیت پروژه آزادی، برای ترامپ یک دستاورد فوق‌العاده به شمار می‌رفت. با این حال یک بار دیگر برنامه‌ریزی‌ها و برآوردهای پیت هگست با شکست مواجه شد. روز دوشنبه عملیات ارتش آمریکا برای عبور ۲ ناوچه‌ از تنگه هرمز و خارج‌ کردن کشتی‌های تجاری از خلیج‌ فارس، آنگونه که پنتاگون پیش‌بینی کرده بود پیش نرفت. طبق گزارش سنتکام، ایران ناوچه‌های آمریکایی را با موشک و پهپاد مورد هدف قرار داد. از سوی دیگر طبق گزارشات منابع موثق، شامگاه سه‌شنبه نیز چند ناوچه ارتش آمریکا مجددا قصد عبور از تنگه هرمز را داشتند. از سوی دیگر تعدادی کشتی تجاری نیز با تصور اسکورت نظامی توسط این ناوچه‌ها، قصد عبور از تنگه هرمز را داشتند. با این حال واکنش‌ گسترده نیروهای مسلح ایران، هدف قرار دادن این ناوچه‌های آمریکایی و کشتی‌های تجاری، باعث شد این عملیات شبانه نیز هم منجر به شکست مفتضحانه ارتش آمریکا شود. نه‌تنها ناوچه‌های ارتش آمریکا بلکه کشتی‌های تجاری نیز نتوانستند از تنگه هرمز عبور کنند. تنها چند ساعت پس از این شکست بود که ترامپ از توقف عملیات موسوم به پروژه آزادی خبر داد.
بنابراین کاملا مشخص است دلیل اصلی متوقف شدن پروژه آزادی، شکست اقدامات نظامی آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز بوده است. بدیهی است اگر پروژه آزادی موفقیت‌آمیز می‌بود، یک پیروزی بزرگ برای ترامپ به حساب می‌آمد و او مبادرت به تکرار عملیات‌های نظامی برای عبور دادن کشتی‌ها از تنگه هرمز می‌کرد. قطعا اهمیت این پیروزی برای ترامپ به قدری بود که هیچ پیشرفتی در مذاکرات باعث توقف این عملیات نمی‌شد. ضمن اینکه موفقیت پروژه آزادی باعث می‌شد موضوع مذاکرات و طرح ایران از اساس بی‌اثر شود. وقتی ارتش آمریکا بتواند با اقدام نظامی تنگه هرمز را باز کند، چرا باید پشت میز مذاکره مجبور شود در ازای باز شدن تنگه هرمز از سوی ایران، محاصره دریایی را لغو کند؟! بنابراین واقعیت مربوط به لغو عملیات موسوم به پروژه آزادی مشخص و واضح است.
البته در این‌باره چند نکته مهم وجود دارد:
1- شکست مفتضحانه‌ عملیات نظامی موسوم به پروژه آزادی، مهر تایید ارتش آمریکا بر این واقعیت است که کنترل تنگه هرمز به صورت کامل در اختیار ایران است.‌ ارتش آمریکا با این شکست، معادله ایران برای تنگه هرمز را تثبیت کرد. بنابراین این شکست نظامی، یک آبروریزی بزرگ برای ترامپ و ارتش آمریکا به حساب می‌آید.
2- تعدد شکست‌های پیاپی ارتش آمریکا در برابر ایران، یک فهرست مطول است. شکست پروژه آزادی، جدیدترین مورد این فهرست ناکامی‌هاست.‌ این شکست‌های متعدد، یک واقعیت بسیار مهم را آشکار کرده است؛ مشخص است دولت ترامپ برای حل کردن مسائل موجود درباره ایران، کاملا مستأصل شده و از آن مهم‌تر، طراحی‌های اشتباه و بچه‌گانه نظامی به‌ وضوح ضعف پیت هگست، وزیر جنگ و مجموعه فرماندهان پنتاگون را آشکار کرده است.
3- شکست مفتضحانه اقدام نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز باعث شد اکنون برای ترامپ مسجل شود که تنگه هرمز تحت هیچ شرایطی از طریق نظامی بازگشایی نخواهد شد، لذا به اعتقاد اکثر کارشناسان، اکنون تنها راه پیش روی ترامپ، بازگشت جدی به مذاکرات با ایران است. ضمن اینکه بازگشت ترامپ به میز مذاکره زمانی منجر به حصول یک توافق خواهد شد که ترامپ به طرز محسوسی از زیاده‌خواهی‌های مرسوم خود عقب‌نشینی کند. کسی که در میدان جنگ، پشت سر هم شکست می‌خورد، چگونه می‌تواند انتظار داشته باشد طرف مقابل در برابر خواسته‌های او «تسلیم» شود؟!
4- اگرچه بر اساس برآوردهای کارشناسان، ترامپ راهی جز مذاکره و جلب رضایت ایران برای توافق ندارد و خود او نیز در ماجرای توقف پروژه آزادی مدعی شد اکنون بر مذاکرات متمرکز شده اما تجارب حاصل شده درباره رفتار ترامپ، همچنین شواهد و قرائن موجود نشان می‌دهد ترامپ از آنجا که در ماجرای پروژه آزادی یک شکست سنگین را متحمل شده و به معنای دقیق‌تر، پروژه آزادی به یک آبروریزی بزرگ برای او تبدیل شده، به نظر می‌رسد اکنون به دنبال اقدامی است که تا حد ممکن، بر این آبروریزی بزرگ سرپوش بگذارد.‌ بر همین اساس، بعید نیست او از رژیم صهیونیستی بخواهد یک عملیات نظامی محدود علیه زیرساخت‌های ایران انجام دهد. یا دست به اقدامات تروریستی در ایران بزند. البته در مقابل، قطعا ایران معادلات جدیدی برای چنین شرایطی تثبیت کرده است. هر نوع حمله رژیم صهیونیستی یا آمریکا به زیرساخت‌های ایران با پاسخ متقابل ایران در حمله به زیرساخت‌های رژیم صهیونیستی، زیرساخت‌های کشورهای همدست آمریکا و رژیم در منطقه و همین‌طور منافع مهم آمریکا در منطقه مواجه خواهد شد.

ارسال نظر
captcha